آخرالزمان؛ شرایط ظهور باطنی‌ترین بُعد هستی

اصغر طاهرزاده

خطر انكار!

وظیفه‌ی هر انسانی است تا تلاش كند مقام امام را بشناسد وگرنه با تصورات غلطی که نسبت به امام پیدا می‌کند، منكر وجود حضرت می‌شود. منكران وجود امام تصورشان آن است که لازمه‌ی وجود امام آن است که آن حضرت در جلو آن‌ها باشند و ایشان را ببینند. این‌ها مقام حضرت را نمی‌شناسند و متوجه نیستند در آخرالزمان علاوه بر بدن، مقام حضرت است که ظهور می‌كند و عالم ظرفیت ظهور روحانیت امام را می‌یابد.
باید به این شعور رسید كه جهان یك باطن مباركی دارد که اگر امکان ظهور آن فراهم شود حضرت ظهور می‌کنند، همین‌طور که تن شما باطنی به نام «من» دارد و اگر سالم بود اراده‌های شما در تن ظهور می‌کند. جهان نیز باطنی موجود ولی غایب دارد و هرچه به آخرالزمان نزدیك ‌شویم زمینه‌ی ظهور آن باطن فراهم‌تر می‌شود. به همین جهت ملاحظه می‌کنید كه آخرالزمان جمع اضداد است و همین شرایط موجب ظهور حضرت می‌گردد، چون از یک طرف حجاب‌های ظلمانی همه جا را فرا می‌گیرد و از طرف دیگر روح‌هایی در میدان می‌آیند که آمادگی عبور از آن همه حجاب را در خود پرورانده‌اند و زمینه‌ی اقدام حضرت مهدی(عج) را در خود فراهم نموده‌اند و نشان داده‌اند دیگر هیچ دجّالی یارای فریب آن‌ها و تنهاگذاشتن امام را ندارد. این است راز ظهور مهدی(عج) كه از طرفی آدم‌ها آن چنان محجوب می‌شوند كه به تمام كفر گرفتار می‌گردند و از طرف دیگر در دل این كفر روح‌هایی ظهور می‌کند که توان عبور از همه‌ی چهره‌های کفر را در خود پرورانده اند و برای عبورِ هرچه بیشتر از ظلمات کفر خود را نیازمند امامی می‌دانند که رهبری این حرکت بزرگ جهانی را به عهده گیرد و با چنین انتظاری از ظلمات زمانه فاصله می‌گیرند و به نور نزدیک می‌شوند. در رابطه با چنین روحیه و آمادگی است که حضرت باقر(ع) می‌فرمایند: «مَا ضَرَّ مَنْ مَاتَ مُنْتظِراً لِاَمْرِنَا اِلاَّ یَمُوتَ فِی وَسَطِ فُسْطاطِ الْمهدی و عَسْكَرِهِ»(42) ضرر نكرده كسی كه در حال انتظارِ امر ما رحلت كرده، از این‌كه میان خیمه‌ی مهدی و لشكر او نمرده است. چون در طول زندگی، افق خود را در شرایط ظهور آن حضرت قرار داده است. همین که ملاحظه می‌کنید عده‌ای می‌فهمند امام زمان یعنی چه، زمینه ظهورِ هر روز، بیشتر از روز پیش فراهم می‌شود.
هرچه كفر و حجاب ظلمانی بیشتر می‌شود ضرورت وجود امام زمان(عج) جهت رفع آن بیشتر معلوم می‌گردد و این‌که جهت رفع این ظلمات باید با جدّیت کامل نظرها را به حضرت انداخت تا وقتی امام می‌آیند بتوان معنی راهنمایی‌هایشان را فهمید و جایگاه آن‌هایی را که روبه‌روی ظهور عمیق‌‌ترین حقایق عالم می‌ایستند درست تشخیص داد. كسی كه آمادگی ارتباط با غیب را ندارد و گرفتار كثرات زمانه شده، با ظهور حضرت به قدری احساس بیگانگی می‌کند که ناخودآگاه به دعوت دشمنان حضرت لبیک می‌گوید که نمونه‌ی آن را با ظهور حاکمیت فقیه ملاحظه کردید.
ما در زمانه‌ی خود متوجه شدیم در عین آن‌که بعضی‌ها به‌كلی نمی‌توانند بفهمند ولایت فقیه یعنی چه، برعکس، عده‌ای به‌خوبی جایگاه ولایت فقیه را در این دوران ‌فهمیدند. شاید صد سال پیش بسیاری از مردمِ عادی ضرورت ظهور ولایت فقیه را نمی‌فهمیدند، چون ظلمات فرهنگ غربی به عنوان ظلمات آخرالزمان، چهره‌ی خود را نمایان نکرده بود ولی هرچه زمان گذشت زمینه‌ی رشد استعداد فهم ضرورت ولایت فقیه بیشتر پیدا شد و مردم متوجه شدند در این شرایط فقط دین می‌تواند نجات‌دهنده باشد و مردم را در مسیر تعالی فطری جلو ببرد. شرایط طوری شده که از یک طرف فرزانگان به‌خوبی ولایت فقیه را می‌پذیرند و از طرف دیگر عده‌ای با تمام وجود به مقابله با آن برخاسته‌اند تا زندگی حیوانی خود را ادامه دهند و این نشانه‌ی آن است كه زمانه محل ظهور جمع اضداد شده و بستری فراهم گشته که در آینده جبهه‌های حق و باطل هر روز بهتر از قبل از یکدیگر جدا گردند.

راز ادامه‌ی غیبت

با توجه به رویکرد هر چه مادی‌تر شدن جهانِ موجود، كسی كه منتظر تجلی کامل انوار غیب است حتماً به وضع موجود «نه» می‌گوید. انسانِ منتظر آنقدر بصیرت دارد که تكنیك و نظم و بهداشتِ فرهنگ غربی حجاب او نگردد و متوجه است رویکرد فرهنگ غربی به حجاب‌بردن عالم غیب است و نتیجه‌ی چنین فرهنگی آن است که باطنی‌ترین حقیقتِ غیبی یعنی حضرت صاحب الأمر(عج) در غیبت می‌ماند، چون قداست‌ها از معنی فرو افتاده و این ظلمانی‌ترین حادثه‌ی تاریخ است که با شناخت آن، اولین قدمِ رجوع به امامت واقع خواهد شد. ولی اگر در عین رعایت آداب دینی نتوانیم به فرهنگ غربی «نه» بگوییم هرگز امکان رجوع به امامی که مقام او غیبی‌ترین مقام‌ها است، برایمان پیش نمی‌آید تا آن‌جا که ممکن است در اردوگاهی قرار بگیریم که آن اردوگاه مقابل حضرت صاحب الامر(عج) است، همچنان که بعضی از مقدس مآب‌ها با حضرت روح الله(رض) به مقابله ایستادند و اصالت را به فرهنگ غربی دادند.(43) انسان منتظر از یک طرف باید معنی ظهور حضرت بقیة الله(عج) در آخر الزمان را بشناسد و بفهمد در آن شرایط چه چیزی ظهور می‌کند و چگونه زمانه امکان ارتباط با باطنی‌ترین بُعد هستی را پیدا می‌نماید و از طرف دیگر بفهمد ظلمات آخرالزمان چگونه و با چه هویتی می‌تواند انسان را از ارتباط با آن حقیقتِ غیبی محروم و به خود مشغول کند. به عبارت دیگر انسان منتظر باید وضع موجود و وضع مطلوب را عمیقاً بشناسد تا بتواند درست عمل کند و دنیای مدرن را با نگاه عبرت بنگرد و نه با نگاه حسرت. باید روشن شود چون ما از حضور در محضر حقایق غیبی چشم برداشتیم مظهر عمیق‌ترین ابعاد غیبی، غیبت خود را ادامه می‌دهد و تا چشم‌ها و نگاه‌ها و قلب‌ها خود را در محضر عالم غیب نبرد حضرت صاحب الامر(عج) به ظهور نمی‌آیند. بسیار ضرورت دارد تا حضرت با آن شخصیت قدسی در عالَم ظهور کنند و لذا باید عالَم خود را به مرتبه‌ای سیر دهیم که امکان ظهور آن حقیقت غیبی فراهم شود، زیرا بنا نیست با ظهور آن حضرت دوباره همان شرایطی تکرار شود که پدران او با آن روبه‌رو بودند.
دنیایی که غیب را نمی‌شناسد هرگز جایگاه قداست‌ها را نخواهد شناخت تا روبه سوی آن عالم کند و شخصیت علمی حضرت امام ‌خمینی(رض) را زمینه‌ساز ظهور ولایت حضرت صاحب الزمان(عج) بیابد، آن‌قدر گرفتار حجاب ظلمات دوران و غلبه‌ی آن بر امور می‌باشد که منتظر است حضرت روح الله(رض) به موزه‌ی تاریخ سپرده شود. این‌ها گرفتار روح شیطانیِ دجّالی هستند كه با یك چشم همه‌چیز را می‌بیند، همان‌طور که دجّال یك چشم دارد و بدون توجه به ابعاد غیبی عالم، یك بُعد از ابعاد عالم را می‌نگرد.(44) مسلّم كسی كه کاستی‌ها و نقص‌های دجّال را نشناسد گرفتار او می‌شود و از شرایط ظهور غیب چیزی درک نمی کند و در این زمان، اصالت را به فرهنگ غرب می‌دهد، غافل از این‌که نور غیبیِ ولایتِ تامّه در حال ظهور است تا همه‌ی غرب را به موزه بسپارد. این است تفاوت اساسی انسان منتظر با انسانی که از فرهنگ انتظار بیرون است و هرگز به انتظاری که به خودی خود فرج است دست نمی‌یابد.

چگونگی رهایی از دجّال

«نه»گفتن به وضع موجود، وقتی ممكن است كه اولاً: جایگاه تاریخی وضع موجود را نسبت به ظهور باطنی‌ترین بُعد هستی بشناسیم. ثانیاً: نسبت به جایگاه تاریخی وضع مطلوب، خود آگاهی كامل داشته باشیم و تحقق آن را با تمام وجود حس كنیم تا آن حدّ که به تعبیر امام صادق(ع): «كَمَنْ كَانَ مَعَ الْقَائِمِ فِی فُسْطَاطِه»(45) مانند کسی باشیم که در جبهه‌ی حضرت قائم(عج) با آن حضرت به‌سر می‌برد. در این صورت است که گرفتار فریب‌های دوران نخواهید شد. مگر جز این است كه دجّال غیب را پنهان می‌كند و ما را به ظواهر عالمِ محسوس مشغول می‌نماید؟ پس اگر کسی با حقایق غیبی آشنا باشد چگونه فریب پیشنهادهای یک بُعدی او را می‌خورد؟ و معنی شناخت امام زمان(عج) نه‌تنها به معنی توجه به حقایق غیبی بلکه به معنی شناخت باطنی‌ترین ابعاد غیب می‌باشد و تنها از این طریق می‌توان از تردستی‌های دجّال رها شد و متوجه گشت دنیای موجود با همه‌ی جذابیت‌هایش به اندازه‌ی ‌تریِ عطسه‌ی بزی ارزش نخواهد داشت و این شروع مبارکی است که با شناخت وضع موجود و حجابی که نسبت به غیب پدید آورده کلید می‌خورد و تعجب می‌کنیم چگونه بعضی‌ها ولایت کفر را به رسمیت می‌شناسند و از نظام وِلایی که ولایت الهی را محقق می‌کند گریزانند. نظام ولایی، نظامی است كه در آن نقش غیبِ عالم در همه‌ی روابط و ارزش‌ها غلبه دارد و همه‌ی نظرها به غیب است، ابزارهای دنیا در حدی ارزش دارند كه حجاب عالم غیب نشوند و محبوب غایبِ ما را در غیب نگه ندارند.
با توجه به جنبه‌ی ظلمانی جهان امروز وظیفه‌ی ما است که تلاش کنیم ذات فرهنگِ به اصطلاح مدرن شناخته شود زیرا آن فرهنگ حجاب ظهور حضرت صاحب الامر(عج) است. این به آن معنی نیست که از فردا به ابزارهای دنیای مدرن پشت كنیم، اصلاً این کار در حال حاضر شدنی نیست، عمده آن است که متوجه باشیم فرهنگی که در باطنِ تكنیك غربی نهفته است فرهنگ انقطاع از عالم قدس و معنویت است و غیب عالم را در حجاب می‌برد و بشر را از حضور در عالم غیب محروم می‌کند. اگر از این نکته غافل شویم به جای استفاده از تکنولوژی غربی، مسحور تكنیك می‌شویم و نظرهایمان از وضع مطلوب برداشته می‌شود. این یك قاعده است كه اگر انسان كفر را که حجاب حقیقت است نبیند، كفر او را اشغال می‌كند و این است معنی شناخت انحراف‌های وضع موجود.