آخرالزمان؛ شرایط ظهور باطنی‌ترین بُعد هستی

اصغر طاهرزاده

زمان به انتها می‌رسد

با توجه به این‌که ولایت، باطن نبوت است و با ظهور آخرین نبی، آخر الزمان شروع می‌شود، با ظهور آخرین ولیّ و ظهور تامّ ولایت، حجابی مثل «زمان فانی» که مانع ظهور کامل حقایق است از صحنه خارج می‌شود(30) و مخلوقات از آن جهت كه حجاب حق‌اند در میان نخواهند ماند و جنبه‌ی خلقیِ عالَم به جنبه‌ی ملكوتی عالَم تبدیل می‌شود، چون شرایط ظهورِ باطنی‌‌ترین غیب‌ها در میان است شرایطی که تا تحقق قیامت یک قدم بیشتر فاصله ندارد، قیامتی که قرآن در وصف آن می‌فرماید: «وَالْاَمرُ یَومَئذٍ لِلّه»(31) در آن روز همه‌چیز در قبضه‌ی خداوند است و حق به‌کلی ظاهر گردد و هر گونه حجابی مرتفع شود. آخرالزمان دروازه‌ی ورود به چنین شرایطی است و به همین جهت به شرایطی که در قیامت واقع می‌شود بسیار نزدیک است. در قیامت زمانِ گذشته و آینده به صورتی که در دنیا هست موجود نیست، آن‌جا «یَوْمَ التَّلاق»(32) است و گذشته و آینده در آن جمع می‌شوند، آخرالزمان هم تا حدّی از چنین شرایطی برخوردار است. هر اندازه زمانه از دنیا و ظلمت آن فاصله بگیرد، زمان رقیق‌تر می‌شود و گذران که خاصیت زمان است جای خود را به ثبات و بقاء می‌دهد، عالَم تا حدّی شبیه قلب عرفا می‌گردد که فوق گذشته و آینده، در «حال» مستقر است. صورت کامل چنین قلبی؛ قلب نبی اکرم(ص) است که حضرت در توصیف آن فرمودند: «اَلْاَنَ قِیامَتِی قَائِم»(33) هم اکنون قیامت من قائم است.
با ظهور حضرت مهدی(عج) آنقدر عالَم شبیه قیامت می‌شود که حضرت با هر قومی با کتاب خودِ آن قوم صحبت می‌کند همچنان که قرآن در وصف قیامت می‌فرماید: «یَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ فَمَنْ أُوتِیَ كِتَابَهُ بِیَمِینِهِ فَأُوْلَئِكَ یَقْرَؤُونَ كِتَابَهُمْ وَلاَ یُظْلَمُونَ فَتِیلاً»(34) قیامت روزى است كه هر گروهى را با امامشان فرا مى خوانیم پس هر كس كارنامه اش را به یمین او دهند آنان كارنامه خود را مى خوانند و به قدر نخك هسته خرمایى به آنها ستم نمى شود. تا این حدّ حق و باطل از هم متمایز می‌شود.

حالت غیبی آخرالزمان، مقدمه‌ی انتقال به عالَم غیب قیامت

خداوند در وصف امام زمان(عج) مطابق لوح حضرت زهرا(س) می‌فرماید: «عَلَیْهِ كَمَالُ مُوسَى وَ بَهَاءُ عِیسَى وَ صَبْرُ أَیُّوبَ سَیِّدُ أَوْلِیَائِی »(35) او دارای كمال موسی و درخشش عیسی و صبر ایوب و سرور اولیاء من می‌باشد. ملاحظه می‌فرمائید که تمام کمالات معنوی پیامبران خدا در امام مهدی(ع) ظاهر می‌شود. همچنان که خود حضرت چون ظهور کنند می‌فرمایند:
«یَا مَعْشَرَ الْخَلَائِقِ أَلَا وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ یَنْظُرَ إِلَى آدَمَ وَ شَیْثٍ فَهَا أَنَا ذَا آدَمُ وَ شَیْثٌ أَلَا وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ یَنْظُرَ إِلَى نُوحٍ وَ وَلَدِهِ سَامٍ فَهَا أَنَا ذَا نُوحٌ وَ سَامٌ أَلَا وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ یَنْظُرَ إِلَى إِبْرَاهِیمَ وَ إِسْمَاعِیلَ فَهَا أَنَا ذَا إِبْرَاهِیمُ وَ إِسْمَاعِیلُ أَلَا وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ یَنْظُرَ إِلَى مُوسَى وَ یُوشَعَ فَهَا أَنَا ذَا مُوسَى وَ یُوشَعُ أَلَا وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ یَنْظُرَ إِلَى عِیسَى وَ شَمْعُونَ فَهَا أَنَا ذَا عِیسَى وَ شَمْعُونُ أَلَا وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ یَنْظُرَ إِلَى مُحَمَّدٍ وَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ«صَلَوَاتُ‌اللَّهِ‌عَلَیْهِمَا» فَهَا أَنَا ذَا مُحَمَّدٌ(ص) وَ أَمِیرُ‌الْمُؤْمِنِینَ».(36)
ألا اى اهل عالم! هركس می‌خواهد آدم و شیث را ببیند بداند كه من همان آدم و شیث هستم، هركس می‌خواهد نوح و پسرش سام را ببیند بداند كه من همان نوح و سام می‌باشم، هركس می‌خواهد ابراهیم و اسماعیل را ببیند بداند كه من همان ابراهیم و اسماعیل هستم، هركس می‌خواهد موسى و یوشع را ببیند بداند كه من همان موسى و یوشع هستم، هركس می‌خواهد عیسى و شمعون را ببیند بداند كه من همان عیسى و شمعون هستم، هركس می‌خواهد محمّد(ص) و امیرالمؤمنین(ع) را ببیند بداند كه من همان محمّد و على هستم .
با دقت در این دو روایت متوجه می‌شویم همه‌ی ابعاد معنوی و غیبیِ عالم که در هر پیامبری به صورت مجزا هست، همه به شکل جامع و یک جا در آخرالزمان در جمال حضرت مهدی(عج) ظاهر می‌شود. حضرت ظرفیت ظهور همه‌ی کمالات را به تنهایی دارند تا زمینه‌ی انتقال دنیا به نشئه‌ی قیامت فراهم شود، نشئه‌ای که به جهت یوم‌الحشربودن، ظرفیت جمعِ همه‌ی کمالات و همه‌ی انسان‌ها را یک جا دارد. لذا نباید در مورد خصوصیات آخرالزمان از این موضوع غفلت کرد وگرنه طوری آن را تصور نمی‌کنیم که بتوان روایات مربوط به آخرالزمان را تصدیق نمود.

جهان در حال آمادگیِ جدایی حق از باطل

انسان‌ها دارای دو نوع مرگ هستند، یکی مرگ طبیعی و دیگری مرگ غیر طبیعی، در مرگ غیر طبیعی، بدن طوری ناکارآمد می‌شود که نفس ناطقه دیگر نمی‌تواند آن را تدبیر کند، مثل این که انسان وقتی تصادف سختی بکند و بدن او متلاشی گردد نفسِ ناطقه‌ی او بدن او را ترک می‌کند، در این حالت نفس ناطقه به خودی خود - بدن را مثل مرگ طبیعی ترک نمی‌کند- ولی چون از طریق آن بدن و به صورت تکوینی نمی‌تواند به کمال مورد نظرش برسد، بدن را رها می‌کند. در حالی‌که در مرگ طبیعی، نفس ناطقه استفاده‌ی لازم را از بدن كرده و در نتیجه به‌طور طبیعی آن را رها می‌كند و به عالم غیب و قیامت منتقل می‌شود.
در موضوعِ به انتهارسیدن دنیا باید بدانیم دنیا مثل بدنی که تصادف می‌کند، به انتها نمی‌رسد بلکه شبیه بدنی است که روح به طور طبیعی آن را ترک می‌کند. در مرگ طبیعی نفس ناطقه آرام‌‌آرام آنچه بالقوه دارد را به فعلیت در می‌آورد - چه در جنبه‌ی انسانی و چه در جنبه‌ی حیوانی- و در نهایت بدن را ترک می‌کند. بر این اساس می‌توان گفت مرگ عبارت است از شرایطی که جنبه‌های غیبی انسان بر جنبه‌های جسمی و مادی او غلبه می‌کند و انسان بیشتر جنس غیب و قیامت می‌شود و پس از آن به عالم قیامت سیر می‌کند. در مورد دنیا و سیر آن به سوی قیامت نیز می‌توان همین شرایط را در نظر گرفت که دنیا با ظهور و غلبه‌ی جنبه‌های غیبی، آماده‌ی قیامتی شدن می‌گردد.
از آن‌جایی که در مرگ طبیعی، یا جنبه‌ی حیوانیت انسان‌ها كامل می‌شود و یا جنبه‌ی انسانیت آن‌ها. در آخر الزمان نیز «اَسْعَدُ السُّعَداء وَ اَشْقَی الْاَشْقِیاء» هر دو ظهور می‌کنند و رو در روی هم می‌ایستند و هركدام از افراد با جنبه‌ی به تكامل رسیده‌ی خود، در انسانیت و یا در حیوانیت در صحنه‌اند به طوری که بدترین آدم‌ها، و بهترین آدم‌ها به صحنه می‌آیند؛ به همین دلیل عده‌ای كه در زندگی خود فرصت ظهور شخصیت خود را نداشته‌اند تا چهره‌ی نهایی خود را آشکار کنند و مایلند آن چهره را بنمایانند اجازه‌ی رجعت دارند، عده‌ای مأمور می‌شوند بر سر قبر مؤمنین بروند و به آن‌ها بگویند: «یَا هَذَا إِنَّهُ قَدْ ظَهَرَ صَاحِبُكَ فَإِنْ تَشَأْ أَنْ تَلْحَقَ بِهِ فَالْحَقْ وَ إِنْ تَشَأْ أَنْ تقم فِی كَرَامَةِ رَبِّكَ فَقُم »(37) اى فلانى! امام و صاحب تو ظهور كرده اگر مى خواهى به او ملحق شوى، ملحق شو و اگر مى خواهى نزد کرامتِ پروردگارت اقامت كنى، چنین كن . در روایت داریم که حضرت صادق(ع) می‌فرمایند: «إِنَّ الرَّجْعَةَ لَیْسَتْ بِعَامَّةٍ وَ هِیَ خَاصَّةٌ لَا یَرْجِعُ إِلَّا مَنْ مَحَضَ الْإِیمَانَ مَحْضاً أَوْ مَحَضَ الشِّرْكَ مَحْضا»(38) رجعت عمومى نیست بلكه افراد خاصى به دنیا برمی‌گردند كه یا مؤمن خالص و یا مشرك محض باشند. پس ملاحظه می‌فرمایید که هم در بین اشقیاء و هم در بین سعداء رجعت هست. به این معنی شاید بتوان گفت هم هیتلر برمی‌گردد چون متفقین مانع شدند تا همه‌ی نقشه‌هایش را عملی کند و هم امام خمینی(رض) بنیانگذار انقلاب اسلامی برمی‌گردند تا دعای مردمی که می‌گفتند «خدایا، خدایا تا انقلاب مهدی، خمینی را نگه‌دار» مستجاب شود. امام خمینی(رض) در یك جا می‌فرمایند حیف كه این انقلاب 14 سال عقب افتاد! از این جمله معلوم است كه خیلی حرف داشتند و حقایقی بر قلب ایشان متجلی شده بود که امکان ظهور نیافت.