آخرالزمان؛ شرایط ظهور باطنی‌ترین بُعد هستی

اصغر طاهرزاده

ائمه(ع) منتظِر امام مهدی(عج)

وقتی روشن شد ولایت به عنوان جنبه‌ی باطنی نبوت با علی(ع) ظهور یافت و با ظهور حضرت مهدی(عج) در نهایتِ خود به کمال می‌رسد معلوم می‌گردد چرا امام صادق(ع) عاشق امام زمان(عج) هستند و می‌فرمایند: «لَوْ اَدْرَكْتُهُ لَخَدَمْتُهُ اَیّام حَیاتی»(20) اگر مهدی را درک کنم تمام عمر در خدمت او قرار می‌گیرم. امام صادق(ع)، جنبه‌ی نهایی ولایت خود را در امام زمان(عج) می‌دیدند. گریه می‌كنندكه آیا می‌شود چشم من به جمال فرزندم مهدی، روشن بشود!(21) امام حسین(ع) نقل می‌فرمایند: «مردی نزد پدرم آمد و از اوصاف مهدی(عج) پرسید. حضرت وقتی صفات او را ذکر کرد با حالتی سرشار از عشق و شیدایی آهی کشید و از شدت اشتیاقی که به ایشان داشت؛ «أوْمَأ بِیدِهِ إلی صَدْرِهِ شوقاً إلی رُؤْیتِهِ» به سینه‌ی خود اشاره فرمود و گفت: وه كه چه مشتاق دیدارش هستم ».(22) این روایت خبر از آن دارد که ائمه(ع) حقیقتی دارند که به عنوان باطنِ نبوت باید به طور كامل ظهور كند و هنوز زمینه‌ی ظهور كامل آن حقیقت فراهم نشده است و لذا خود ائمه(ع) هم منتظر ظهور و مشتاق آن حقیقت باطنی هستند كه در امام زمان(عج) محقق می‌شود.
حضرت مهدی(عج) طوری حقایق را می‌نمایانند که هیچ‌چیز در حجاب نمی‌ماند و لذا در روایت داریم حضرت در هیچ امری کوتاه نمی‌آیند. در جواب نامه‌ی اسحاق‌‌بن‌ یعقوب كه توسط محمدبن‌ عثمان‌عَمری به آن حضرت رسید، نوشتند: «وَ أَمَّا عِلَّةُ مَا وَقَعَ مِنَ الْغَیْبَةِ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْیاءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ»(23) إِنَّهُ لَمْ یَكُنْ أَحَدٌ مِنْ آبَائِی إِلَّا وَقَعَتْ فِی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ لِطَاغِیَةِ زَمَانِهِ وَ إِنِّی أَخْرُجُ حِینَ أَخْرُجُ وَ لَا بَیْعَةَ لِأَحَدٍ مِنَ الطَّوَاغِیتِ فِی عُنُقِی وَ أَمَّا وَجْهُ الِانْتِفَاعِ بِی فِی غَیْبَتِی فَكَالانْتِفَاعِ بِالشَّمْسِ إِذَا غَیَّبَهَا عَنِ الْأَبْصَارِ السَّحَابُ وَ إِنِّی لَأَمَانٌ لِأَهْلِ الْأَرْضِ كَمَا أَنَّ النُّجُومَ أَمَانٌ لِأَهْلِ السَّمَاءِ فَأَغْلِقُوا أَبْوَابَ السُّؤَالِ عَمَّا لَا یَعْنِیكُمْ وَ لَا تَتَكَلَّفُوا عَلَى مَا قَدْ كُفِیتُمْ وَ أَكْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِكَ فَرَجُكُم».(24) و اما علت آن‌که غیبت واقع شده بر اساس همان فرمایش پروردگار است که فرمود: «ای مؤمنان! چیزی را نپرسید که اگر برای شما روشن شود ناراحت می‌شوید». و حال قضیه از این قرار است که هیچ یک از پدران من نبودند مگر آن‌که بیعتی از طاغوتِ زمانشان بر گردنشان بود و من در شرایطی خروج می‌کنم که بیعت هیچ طاغوتی بر عهده‌ام نیست، پس شما با دعایی که جهت فرج می‌کنید آن شرایط را فراهم نمایید که فرجِ شما به آن دعاها و آن شرایط است.
ابی‌سعید عقیصا می‌گوید: چون حسن‌بن‌علی«علیهماالسلام» با معاویه مصالحه کرد، مردم به نزد او آمدند و برخی از آن‌ها امام را به‌ واسطه‌ی بیعتش مورد سرزنش قرار دادند. پس حضرت فرمودند: «وای بر شما! می‌دانید چه کردم؟ به خدا سوگند! این عمل برای شیعیانم از آن‌چه آفتاب بر آن بتابد و غروب کند بهتر است، آیا نمی‌دانید من امام مفترض‌الطاعه بر شما هستم و به فرموده رسول خدا(ص) یکی از دو سروران بهشتم؟ گفتند: آری ... فرمود: «أَ مَا عَلِمْتُمْ أَنَّهُ مَا مِنَّا أَحَدٌ إِلَّا وَ یَقَعُ فِی عُنُقِهِ بَیْعَةٌ لِطَاغِیَةِ زَمَانِهِ إِلَّا الْقَائِمُ الَّذِی یُصَلِّی رُوحُ اللَّهِ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ(ع) خَلْفَهُ ...» آیا می‌دانید که هیچ‌یک از ما ائمه نیست جز آن‌که بیعت طاغوتِ زمانش بر گردن او است مگر قائمی که روح‌الله، ‌عیسی‌بن‌مریم پشت سر او نماز می‌خواند؟ خداوند ولادت او را مخفی سازد و شخص او نهان شود تا آن‌گاه که خروج کند، پس بیعت احدی بر گردن او نباشد، او نهمین از فرزندان حسین است و فرزند سرورکنیزان. خداوند عمر او را در دوران غیبتش طولانی گرداند...».(25) به این معنی است که عرض شد حضرت مهدی(عج) طوری حقایق را می‌نمایانند که هیچ حجابی در مقابل او مانع جلوه‌ی حقیقت نیست، و بر این اساس تأکید می‌کنیم ظهور تامّ ولایت مربوط به آخرین قسمت از باطن نبوت است.

تمامیت جبهه‌ی سُعداء و اشقیاء

با ظهور آخرین ولیّ خدا كه تامّ الولایه است، همه‌ی ابعاد ولایت و همه‌ی ابعاد باطنِ نبوت در جمال پرجلال حضرت مهدی(عج) ظاهر می‌شود و زمانه به انتهای کمال خود می‌رسد و از این جهت آخرالزمان به تمام معنی واقع می‌گردد. چون آخرالزمان یك شروع و یك انتها دارد. شروعش با آخرین پیامبر(ص) و انتهایش با آخرین ولیّ واقع می‌شود تا همه‌ی آنچه غایب است و امکان ظهور دارد در دنیا ظاهر شود. از آن به بعد دنیا، دنیایی است که جنبه‌ی غیبی آن بر جنبه‌ی مادی آن غلبه دارد و دروازه‌های قیامت بر روی بشر گشوده می‌شود، به همین جهت ظهور حضرت یکی از «اِشْراطُ السّاعة» یعنی شرایط تحقق قیامت است و همان‌طور که در قیامت کفار از مؤمنین جدا می‌شوند و ندا می‌آید: «وَ امْتازُوا الْیَومَ اَیُّهَا الْمُجرِمونَ»(26) ای مجرمان از مؤمنان جدا شوید.(27) در زمان ظهور حضرت مهدی(عج) تا حدّی عالم به صورتی که آیه ترسیم می‌کند در می‌آید و اشقیاء به‌طور كلی در یك طرف و اصفیاء و سعداء در طرف دیگر و در جبهه‌ی دیگری هستند و امکان ادامه‌ی زندگی منافقانه از بین می‌رود. امام صادق(ع) می‌فرمایند: امیرالمؤمنین(ع) در جنگ، همه‌ی کسانی را که در مقابل‌شان بودند به قتل نمی‌رساندند. راوی از امام می‌پرسد: نمی‌توانستند؟ می‌فرمایند: می‌توانستند. می‌گوید پس چرا نمی‌كشتند؟ می‌فرمایند: چون گنج‌های پنهان آشكار نشده بود. یعنی در باطن و صُلب این افرادی كه مقابل امام بودند، آدم‌های خوبی بودند که هنوز متولد نشده بودند همچنان که همه‌ی آدم‌های شقی هم ظاهر نشده بودند. می‌فرمایند: فرزندم مهدی است كه نه توبه می‌پذیرد و نه رَحْم می‌كند. چون كسی كه در مقام امام زمان(عج) است تماماً در كفر به سر می‌برد و به فرمایش امام صادق(ع) همه‌ی گنج‌ها ظاهر شده و سُعداء در یك طرف و اشقیاء در طرف دیگر قرار می‌گیرند.(28) حضرت باقر(ع) می‌فرمایند: آن‌که منتظرش هستید ظاهر نمی‌شود مگر پس از آن‌که از همه مأیوس شوید و آن‌که منتظرش هستید ظاهر نمی‌شود تا آن‌که شقی در شقاوتش و سعید در سعادتش تثبیت گردد. «وَ لَا یَكُونُ الَّذِی تَمُدُّونَ إِلَیْهِ أَعْنَاقَكُمْ حَتَّى تُمَحَّصُوا هَیْهَاتَ وَ لَا یَكُونُ الَّذِی تَمُدُّونَ إِلَیْهِ أَعْنَاقَكُمْ حَتَّى تُمَیَّزُوا وَ لَا یَكُونُ الَّذِی تَمُدُّونَ إِلَیْهِ أَعْنَاقَكُمْ حَتَّى تُغَرْبَلُوا وَ لَا یَكُونُ الَّذِی تَمُدُّونَ إِلَیْهِ أَعْنَاقَكُمْ إِلَّا بَعْدَ إِیَاسٍ وَ لَا یَكُونُ الَّذِی تَمُدُّونَ إِلَیْهِ أَعْنَاقَكُمْ حَتَّى یَشْقَى مَنْ شَقِیَ وَ یَسْعَدَ مَنْ سَعِد».(29) آنچه گردن‌هاى خود را به سویش مى كشید و منتظر آن هستید واقع نخواهد شد تا این‌كه پاكسازى شوید و آنچه گردن‌هاى خویش را به سوى آن مى كشید واقع نمى گردد تا این‌كه باز شناخته و از یك دیگر جدا شوید و آنچه گردن هاى خود را به سویش مى كشید واقع نخواهد شد تا این‌كه غربال شوید و آنچه گردن‌هاى خویش را به جانب آن مى كشید واقع نخواهد شد مگر پس از نومیدى و آنچه به جانبش گردن‌هاى خود را مى كشید واقع نخواهد شد تا كسى كه اهل شقى است به شقاوت و آن‌كه اهل سعادت است به سعادت رسد.

زمان به انتها می‌رسد

با توجه به این‌که ولایت، باطن نبوت است و با ظهور آخرین نبی، آخر الزمان شروع می‌شود، با ظهور آخرین ولیّ و ظهور تامّ ولایت، حجابی مثل «زمان فانی» که مانع ظهور کامل حقایق است از صحنه خارج می‌شود(30) و مخلوقات از آن جهت كه حجاب حق‌اند در میان نخواهند ماند و جنبه‌ی خلقیِ عالَم به جنبه‌ی ملكوتی عالَم تبدیل می‌شود، چون شرایط ظهورِ باطنی‌‌ترین غیب‌ها در میان است شرایطی که تا تحقق قیامت یک قدم بیشتر فاصله ندارد، قیامتی که قرآن در وصف آن می‌فرماید: «وَالْاَمرُ یَومَئذٍ لِلّه»(31) در آن روز همه‌چیز در قبضه‌ی خداوند است و حق به‌کلی ظاهر گردد و هر گونه حجابی مرتفع شود. آخرالزمان دروازه‌ی ورود به چنین شرایطی است و به همین جهت به شرایطی که در قیامت واقع می‌شود بسیار نزدیک است. در قیامت زمانِ گذشته و آینده به صورتی که در دنیا هست موجود نیست، آن‌جا «یَوْمَ التَّلاق»(32) است و گذشته و آینده در آن جمع می‌شوند، آخرالزمان هم تا حدّی از چنین شرایطی برخوردار است. هر اندازه زمانه از دنیا و ظلمت آن فاصله بگیرد، زمان رقیق‌تر می‌شود و گذران که خاصیت زمان است جای خود را به ثبات و بقاء می‌دهد، عالَم تا حدّی شبیه قلب عرفا می‌گردد که فوق گذشته و آینده، در «حال» مستقر است. صورت کامل چنین قلبی؛ قلب نبی اکرم(ص) است که حضرت در توصیف آن فرمودند: «اَلْاَنَ قِیامَتِی قَائِم»(33) هم اکنون قیامت من قائم است.
با ظهور حضرت مهدی(عج) آنقدر عالَم شبیه قیامت می‌شود که حضرت با هر قومی با کتاب خودِ آن قوم صحبت می‌کند همچنان که قرآن در وصف قیامت می‌فرماید: «یَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ فَمَنْ أُوتِیَ كِتَابَهُ بِیَمِینِهِ فَأُوْلَئِكَ یَقْرَؤُونَ كِتَابَهُمْ وَلاَ یُظْلَمُونَ فَتِیلاً»(34) قیامت روزى است كه هر گروهى را با امامشان فرا مى خوانیم پس هر كس كارنامه اش را به یمین او دهند آنان كارنامه خود را مى خوانند و به قدر نخك هسته خرمایى به آنها ستم نمى شود. تا این حدّ حق و باطل از هم متمایز می‌شود.