فلسفه حضور تاریخی حضرت حجت(عج)

نویسنده : اصغر طاهرزاده

مقدمه ناشر

باسمه تعالی

مقدمه ناشر...

انتشارات لُبّ المیزان

فصل اول

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
﴿سَلامٌ عَلی الِ یس، اَلسَّلامُ عَلَیْكَ یا داعِیَ اللهِ وَ رَبّانِیَّ ایاتِهِ﴾(1)
﴿اَلسَّلامُ عَلی رَبیعِ الْاَنامِ وَ نَضرَةِ الاَیّام﴾(2)
سلام بر محمد و آل او، سلام بر دعوت‌كننده به خداوند و تربیت‌شدة آیات الهی،
سلام بر بهار بشریت و سلام بر آن نقطه‌ای از تاریخ كه همة شكوفه‌های هدایت به‌بار می‌نشیند و روزگار نشاط بشریت است.
در ابتدا؛ تولد ولـیّ‌الله‌‌المطلـق، ذخیرة عالم امكان را به همه عزیزان تبریك عرض می‌كنم. امیـدوارم كه عیدی ما فهــم بیشتر جایگاه مقام مقدس امام زمانمان باشد.
بحـث این جلسه در رابطـه بـا «فلسفة حضور تاریخی حضــرت‌‌حجت (عج)» است.(3) در مباحث قبل بحث شد كه به چه دلیل جهان، انسان كامل می‌خواهد و نقش انسان كامل در هستی و در قلب ما چیست. الآن محور بحث ما تأملی در حضور تاریخی حضرت است. دعای ندبه به عنوان یك متن بسیار ارزشمند و دقیق متذكر می‌شود كه چگونه هویت بشر در آینه تاریخ ارزیابی می‌شود، تا بشر بفهمد تاریخ، هم مبدیی الهی داشته و هم بستر تاریخ به وسیله انبیا همواره با حالتی الهی و معنوی در سیر بوده، و هم غایت تاریخ به عنوان عصاره كار همه انبیاء به ثمر می‌نشیند و آنچه مورد نظر آن‌ها بوده در بلوغ تاریخ ظاهر می‌شود. یعنی اگر انسان بفهمد كه «ابتدا»، «بستر» و «انتهای تاریخ»، الهی است و خدا به كل حیات زمینی بشر یك توجه خاص دارد، خودش را جدای از عالَم و یك چیز فراموش شده و اتفاقی نمی‌داند. البته ما در این بحث می‌خواهیم به مرحله سوم تاریخ توجه كنیم، ولی برای این‌كه جایگاه بحث روشن‌تر شود اشاره‌ای به شروع تاریخی حیات انسان می‌‌نمائیم.
شما اگر در دعای شریف ندبه دقت كنید؛ ملاحظه می‌فرمایید به این‌شكل شروع می‌شود كه «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی سَیِّدِنَا مُحَمَّدٍ نَبِیِّهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ تَسْلِیما» پس از حمد خدا و صلوات بر محمد و آل او (صلی الله علیه و آله و سلم) عرض می‌كنی: «اَللّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلی ما جَری بِهِ قَضائُكَ فِی اَوْلِیائِكَ الَّذینَ اسْتَخْلَصْتَهُم لِنَفْسِكَ وَدِینِكَ» كه این فراز حامل معارف بسیار عمیقی را در بر دارد، می‌گویی: خدایا! بنای تو این‌است كه همواره عده‌ای از اولیای خود را برای خودت و دینت برمی‌گزینی، حمد تو را به جهت چنین قاعده و قضایی كه جاری فرمود «إِذِ اخْتَرْتَ لَهُمْ جَزِیلَ مَا عِنْدَكَ مِنَ النَّعِیمِ الْمُقِیمِ الَّذِی لا زَوَالَ لَهُ وَ لا اضْمِحْلالَ بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَیْهِمُ الزُّهْدَ فِی دَرَجَاتِ هَذِهِ الدُّنْیَا الدَّنِیَّةِ وَ زُخْرُفِهَا وَ زِبْرِجِهَا فَشَرَطُوا لَكَ ذَلِكَ وَ عَلِمْتَ مِنْهُمُ الْوَفَاءَ بِهِ فَقَبِلْتَهُمْ وَ قَرَّبْتَهُمْ وَ قَدَّمْتَ لَهُمُ الذِّكْرَ الْعَلِیَّ وَ الثَّنَاءَ الْجَلِیَّ وَ أَهْبَطْتَ عَلَیْهِمْ مَلائِكَتَكَ وَ كَرَّمْتَهُمْ بِوَحْیِكَ وَ رَفَدْتَهُمْ بِعِلْمِكَ»، آن‌گاه كه نعیم گسترده و باقی و بی زوالِ ابدی را كه نزد توست، برای آنان اختیار كردی، بعد از آن‌كه زهد و دوری از مقامات و لذّات و زیب و زیورهای دنیای دون را بر آنها شرط فرمودی، آن‌ها هم بر این شرط متعهد شدند، و تو هم می دانستی كه به عهد خود وفا خواهند كرد پس آنان را مقبول و مقرب درگاه خود فرمودی و علو ذكر با بلندی نام و ثنای خاص و عام بر آنها از پیش عطا كردی
«وَجَعَلْتَهُمُ الذَّرِیعَةَ اِلَیْكَ وَالْوَسیلَةَ اِلی رِضْوانِك» یعنی؛ حمد تو را كه این اولیاء و پیامبران را به‌عنوان وسیله‌ای برای نزدیكی بندگان به‌سوی خودت، و برای فراهم‌كردن راه كسب رضوان و رضایت خودت، قرار دادی.
پس جواب این سؤال روشن می‌شود كه جای پیامبران و اولیاء الهی و از جمله امام ‌زمان (عج) در زندگیِ همیشگی بشر برای این است كه «اَلذَّریعَةَ اِلَیْكَ»، یعنی وسیله‌ای به‌سوی خدا و برای به‌دست‌آوردن رضوان و رضایت الهی باشند. در این فراز از دعا ما خداوند را حمد می‌كنیم كه یك روز، بشریت را تنها نگذاشته تا راه به سوی معبود خود را گم كنند و از مقصد اصلی خود كه كسب رضایت پروردگارشان است محروم گردند. معلوم می‌شود خداوند در هیچ روز از روزهای زندگی بشر راضی به مسیر غیر از حق و حقیقت برای بشریت نبوده است، حال چه در امور فردی و چه در امور اجتماعی.