فهرست کتاب


حکومت جهانی مهدی(عج)

آیت الله مکارم شیرازی

فلسفه انتظار

ممكن است براى شما نیز این سؤال پیش آید كه :
سخن از آینده جهان بشریّت، چه نتیجه اى براى امروز ما مى تواند داشته باشد؟
امروز با هزاران مشكلات و گرفتارى دست بگریبانیم و باید براى پیروزى بر این مشكلات بیندیشیم، ما را با فردا چه كار؟
آینده بالاخره خواهد آمد، خوب باشد یا بد، آنها كه تا آن روز زنده اند از مواهبش برخوردار مى شوند، و آنها كه نیستند خدا رحمتشان كند!
به هر حال، این مسأله فعلا «نسیه» است و اثر مثبت و سازنده اى در زندگى امروز ما ندارد!
* * *
ولى این سخن را كسانى مى گویند كه همیشه با دید سطحى حوادث را مى نگرند، و تصوّر مى كنند امروز از دیروز و فردا جدا است; و جهان را مركّب از واحدهاى پراكنده و از هم گسسته مى پندارند.
ولى با توجّه به این كه ریشه هاى «حوادث امروز» در گذشته است و آینده را هم از امروز باید بسازیم، و این كه توجّه به یك آینده «تاریك»
یا «درخشان» انعكاس فورى در زندگى امروز و موضع گیرى هاى مادر برابر حوادث دارد، روشن مى شود كه ما به خاطر امروز هم كه باشد باید گذشته و آینده را مورد بررسى دقیق قرار دهیم و بزودى خواهیم دید چه اندازه سازنده است این انتظار بزرگ.
امّا عجب این كه، بعضى از نویسندگان نه تنها جنبه مثبت این قضیّه را منكر شده اند بلكه تصریح كرده اند كه در انتظار چنان آینده اى بودن، اثرات منفى در كاربرد نیروهاى اجتماعى امروز دارد و آنها را كند مى سازد!
و عجبتر این كه، بعضى معتقدند ایمان به وجود یك آینده روشن، بازتابى از محرومیّتهاى طبقه شكست خورده است كه غالباً در شكل مذهبى خود نمایى كرده.
ولى انكار نمى توان كرد كه عدّه اى كوته فكر از مسأله انتظار سوء استفاده كرده و به عنوان این كه ما منتظر چنان ظهورى هستیم تمام مسؤولیّتها را از دوش خود برداشته و به جاى همه آنها، مسأله انتظار ـ آن هم محدود به زبان ـ گذارده اند!
براى بر طرف شدن هر گونه سوء تفاهم از طرفین لازم مى دانم قسمتى از رساله اى را كه چندى قبل پیرامون این موضوع نوشته ام از نظر خوانندگان عزیز بگذرانم:

داوریهاى حساب نشده

با این كه جمعى از خاورشناسان اصرار دارند ایمان به وجود یك مصلح بزرگ جهانى را «واكنشى» از وضع نابسامان مسلمانان در دورانهاى تاریك تاریخ بدانند;
و با این كه جمعى از پژوهشگران شرقى و اسلامى كه تحت تأثیر افكار غربیها قرار دارند به این طرز تفكّر دامن مى زنند; و حتّى اصرار دارند كه ایمان به وجود «مهدى» و مصلح جهانى را یك فكر وارداتى تلقّى كنند كه از عقاید یهود و مسیحیان گرفته شده;
و با این كه جمعى از جامعه شناسان ماتریالیست مى كوشند كه از مسأله انتظار ظهور مهدى، دلیلى بر عقیده خود ترتیب دهند كه این عقیده یك ریشه اقتصادى دارد و براى تخدیر افكار توده هاى به زنجیر استعمار كشیده ساخته و پرداخته شده است;
با تمام این گفتگوها، باید توجّه داشت كه اعتقاد به چنین ظهورى یك ریشه فطرى در همه نهادها دارد كه در اعماق عواطف انسان نفوذ كرده است; و یك ریشه اصیل اسلامى كه در منابع مهمّ اسلامى دیده مى شود.
ولى شاید مطالعات محدود این پژوهشگران از یك سو، و علاقه به «توجیه مادّى» براى هر گونه فكر و عقیده مذهبى، از سوى دیگر، این گونه افكار را به وجود آورده است.
جالب این كه جستجو گرانى از غرب، همچون «مارگلى یوت» به انكار احادیث اسلامى پیرامون مهدى(علیه السلام) برخاسته و مى گوید:
این احادیث را هر گونه تفسیر كنند، دلیل قانع كننده اى در دست نیست كه تصوّر كنیم پیغمبر اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) ظهور یك مهدى را براى احیاء، تحقّق اكمال و تقویت اسلام، لازم و حتمى شمرده باشد;
لیكن درگیرى آتش جنگهاى داخلى در میان یك نسل واحد، پس از وفات پیغمبر(صلى الله علیه وآله وسلم) و درهمى و آشفتگى جهان اسلام كه بر اثر اختلاف آنان با یكدیگر روى داد، موجب اقتباس فكر ظهور «منجى» از یهود یا مسیحیان گردید، كه به ترتیب در انتظار ظهور و بازگشت «مسیح» به سر مى برند.
نمى دانم «مارگلى یوت» چه كتابهایى از منابع اسلامى را در این زمینه دیده و چگونه در تفسیر آنها چیزى كه او را قانع كند نیافته است، در حالى كه در مهمترین منابع شیعه و اهل تسنّن درباره این ظهور احادیث صریحى وجود دارد، و این احادیث در سر حدّ تواتر است.
چگونه همه دانشمندان و محقّقان اسلامى تقریباً بدون استثناء (جز افراد بسیار نادرى همچون ابن خلدون كه در مقدّمه تاریخ خود در احادث مهدى تردید كرده) گفتگویى در صدور این احادیث از پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) ندارند و تنها گفتگوها پیرامون شاخ و برگها و مسائل فرعى آن است، ولى تنها «مارگلى» نتوانسته قانع شود؟
این سؤالى است كه خود او باید پاسخ آن را بدهد.
در این میان عدّه دیگرى مى گویند:
ما كار به عمل و انگیزه هاى این انتظار عمومى نداریم، ما پى آمدهاى آن را مى نگریم كه سبب تحمّل دردها و شكیبایى در برابر نابسامانیها و تن در دادن به مظالم و ستمها; و فرار از زیر بار مسؤولیت هاست.
ما به این مى نگریم كه این انتظار، توده هاى رنجدیده را در یك عالم رویایى فرو مى برد و از آنچه در اطراف آنها مى گذرد غافل مى سازد، و آنها را به تنبلى و فرار از تعهّدهاى اجتماعى تشویق مى كند.
و به عبارت دیگر، از نظر فردى عاملى است براى ركود و توقّف، و از نظر اجتماعى وسیله اى است براى خاموش ساختن جنبشهاى ضدّ استعمارى و به هر صورت اثر منفى آن آشكار است.
ولى به عقیده ما یك پژوهشگر آگاه كه نمى خواهد از دور قضاوت كند; بلكه خود را موظّف مى بیند كه از نزدیك همه مسائل مربوط به «انگیزه ها و نتیجه ها» را بنگرد نمى تواند تنها به این داوریهاى حساب نشده قانع شود.
اكنون اجازه دهید بیطرفانه انگیزه هاى انتظار و نتایج و پى آمدهاى آن را یك یك، مورد بررسى قرار دهیم و ببینیم عامل پیدایش آن شكست هاست و یا یك سلسله واقعیّتهاى فطرى و عقلانى است; و نتایج آن سازنده و مثبت است یا منفى و نامطلوب؟

آثار سازنده انتظار

آیا ایمان به چنین ظهورى انسان را آن سان در افكار رویائى فرو مى برد كه از وضع موجود خود غافل مى گردد، و تسلیم هر گونه شرایطى مى كند؟
و یا این كه به راستى این عقیده یك نوع دعوت به قیام و سازندگى فرد و اجتماع است؟
آیا ایجاد تحرّك مى كند یا ركود؟
آیا مسؤولیّت آفرین است یا مایه فرار از زیر بار مسؤولیّتها؟
وبالاخره آیا مخدّر است یا بیدار كننده؟
* * *
قبل از توضیح و بررسى این سؤالات توجّه به یك نكته كاملا ضرورى است و آن این كه سازنده ترین دستورات و عالیترین مفاهیم هر گاه به دست افراد ناوارد، یا نالایق، یا سوء استفاده چى بیفتد ممكن است آن را چنان مسخ كنند كه درست نتیجه اى بر خلاف هدف اصلى بدهد و در مسیر بر ضدّ آن حركت كند; و این نمونه هاى بسیار دارد و مسأله «انتظار» بطورى كه خواهیم دید در ردیف همین مسائل است.
به هر حال، براى رهایى از هر گونه اشتباه در محاسبه، در این گونه مباحث، باید به اصطلاح آب را از سرچشمه گرفت تا آلودگى هاى احتمالى نهرها و كانالهاى میان راه در آن اثر نگذارد.
به همین دلیل، ما در بحث انتظار مستقیماً به سراغ متون اصلى اسلامى رفته و لحن گوناگون روایاتى را كه روى مسأله «انتظار» تأكید مى كند مورد بررسى قرار مى دهیم تا از هدف اصلى آگاه شویم.
* * *
اكنون با دقّت به این چند روایات توجّه كنید!
كسى از امام صادق(علیه السلام) پرسید چه مى گویید درباره كسى كه داراى ولایت امامان است; و انتظار ظهور حكومت حق را مى كشد و در این حال از دنیا مى رود؟
امام(علیه السلام) در پاسخ فرمود:
هو بمنزلة من كان مع القائم فى فسطاطه ـ ثمّ سكت هنیئه ـ ثمّ قال هو كمن كان مع رسول اللّه(صلى الله علیه وآله وسلم); او همانند كسى است كه با رهبر این انقلاب در خیمه او (ستاد ارتش او) بوده باشد ـ سپس كمى سكوت كرد ـ و فرمود مانند كسى است كه با پیامبر اسلام (در مبارزاتش) همراه بوده است.
این مضمون در روایات زیادى با تعبیرات مختلفى نقل شده است:
در بعضى «بمنزلة الضّارب بسیفه فى سبیل اللّه; همانند شمشیر زنى در راه خدا».
و در بعضى دیگر «كمن قارع مع رسول اللّه بسیفه; همانند كسى است كه در خدمت پیامبر با شمشیر بر مغز دشمن بكوبد.»
در بعضى دیگر «بمنزلة من كان قاعداً تحت لواء القائم; همانند كسى است كه زیر پرچم قائم بوده باشد.»
و در بعضى دیگر «بمنزلة المجاهد بین یدى رسول اللّه; همانند كسى است كه پیش روى پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) جهاد كند.»
و در بعضى دیگر «بمنزلة من استشهد مع رسول اللّه(صلى الله علیه وآله وسلم); همانند كسى است كه با پیامبر شهید شود.»
* * *
این تشبیهات كه در مورد انتظار ظهور حضرت مهدى (عج) در این روایات وارد شده بسیار پر معنى و روشنگر این واقعیّت است كه یك نوع رابطه و تشابه در میان مسأله «انتظار» و «جهاد» و مبارزه با دشمن، در آخرین شكل خود، وجود دارد.(دقّت كنید!)
در روایات متعدّدى نیز انتظار چنین حكومتى را داشتن، به عنوان بالاترین عبادت معرفى شده است.
این مضمون در بعضى از احادیث، از پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) و در بعضى از حضرت على(علیه السلام)نقل شده است; از جمله در حدیثى مى خوانیم كه پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود:
«افضل اعمال امّتى انتظار الفرج من اللّه عزّوجلّ; بالاترین اعمال امّت من انتظار فرج از ناحیه خدا كشیدن است.»
و در حدیث دیگرى از پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) مى خوانیم:
«افضل العبادة انتظار الفرج»
این حدیث اعم از این كه انتظار فرج را به معنى وسیع كلمه بدانیم، و یا به مفهوم خاص یعنى انتظار ظهور مصلح جهانى باشد، اهمّیّت انتظار را در مورد بحث ما روشن مى سازد.
این تعبیرات همگى حاكى از این است كه انتظار چنان انقلابى همیشه توأم با یك جهاد وسیع دامنه دار است.
و اگر اعتقاد و انتظار حكومت جهانى مهدى به صورت ریشه دار حلول كند، سرچشمه دو رشته اعمال دامنه دار خواهد شد (زیرا اعتقادات سطحى ممكن است اثر آن از گفتار و سخن تجاوز نكند امّا اعتقادات عمیق همیشه آثار عملى گسترده اى به دنبال خواهد داشت); این دو رشته اعمال عبارتند از:
ترك هرگونه همكارى و هماهنگى با عوامل ظلم و فساد، و حتّى مبارزه و درگیرى با آنها از یك سو; و خودسازى و خودیارى و جلب آمادگیهاى جسمى و روحى و مادّى و معنوى براى شكل گرفتن آن حكومت واحد جهانى و مردمى، از سوى دیگر.
و خوب كه دقّت كنیم مى بینیم هر دو قسمت آن كاملا سازنده و عامل تحرّك و آگاهى و بیدارى است.
* * *
با توجّه به مفهوم اصلى «انتظار»، معنى روایات متعدّدى كه درباره پاداش و نتیجه كار منتظران نقل شده بخوبى درك مى شود.
اكنون مى فهمیم چرا منتظران واقعى گاهى همانند كسانى شمرده شده اند كه در خیمه حضرت مهدى(علیه السلام) یا زیر پرچم او است، یا كسى كه در راه خدا شمشیر مى زند یا به خون آغشته شده یا شهید گشته است.
آیا اینها مراحل مختلف و درجات مجاهده در راه حقّ و عدالت نیست كه متناسب با مقدار آمادگى و درجه انتظار افراد است؟
یعنى همانطور كه میزان فداكارى مجاهدان راه خدا و نقش آنها با هم متفاوت است، انتظار و خودسازى و آمادگى نیز درجات كاملا مختلفى دارد كه هر كدام از اینها با یكى از آنها از نظر «مقدّمات» و «نتیجه» شباهت دارد; هر دو جهادند و هر دو آمادگى مى خواهند و خودسازى. كسى كه در خیمه رهبر چنان حكومتى قرار گرفته یعنى در مركز ستاد فرماندهى یك حكومت جهانى است، نمى تواند یك فرد غافل و بى خبر و بى تفاوت بوده باشد; آنجا جاى هر كس نیست; جاى افرادى است كه بحق شایستگى چنان موقعیّت پر اهمّیّتى را دارند.
همچنین كسى كه سلاح در دست دارد و در كنارِ رهبر این انقلاب با مخالفان حكومت صلح و عدالتش مى جنگد، آمادگى فراوان روحى و فكرى و رزمى باید داشته باشد.