فهرست کتاب


جهاد با نفس (سلسله درسهای اخلاقی)

آیت الله حسین مظاهری‏‏

فضایل امام علی (علیه السلام)

چون این روزها و این شبها مربوط به مولی الموحدین مولا امیرالمومنین (سلام الله علیه) است باید اظهار ارادتی خدمت امیرالمومنین (سلام الله علیه) کرده شود و تصمیم داشتم که از امیرالمومنین (علیه السلام) استجازه کنم و در بحث شبهای گذشته با شما صحبت کنم اما یک نفری خواست که درباره امیرالمومنین (علیه السلام) صحبت شود. بنابراین بحث امشب درباره امیرالمومنین (علیه السلام) است و امیدوارم که رنگ اخلاقی هم داشته باشد و باید جلسه سازندگی داشته باشد و امید است خود امیرالمومنین (سلام الله علیه) لطفی بفرماید جلسه برای من و شما مفید باشد.
بحث درباره امیرالمومنین (سلام الله علیه) و سخن گفتن درباره علی (علیه السلام) کاری بسیار مشکل است و اگر شما بخواهید پل صراطی را که می گویند از مو باریکتر است، از شمشیر برنده تر از آتش سوزنده تر است نمونه اش در دنیا چیست باید بگویم سخن گفتن درباره علی (علیه السلام) است. لذا یکی از علمای اهل تسنن می گوید سخن گفتن درباره علی (علیه السلام) کاری بسیار مشکل است برای اینکه اگر بخواهیم حق سخن را ادا کنیم و اگر حق سخن ادا نشود ظلم درباره امیرالمومنین علی (علیه السلام) است، درباره امیرالمومنین (سلام الله علیه) سخن ها و شعرها گفته شده، کتابها نوشته شده، نه فقط از شیعه، از شیعه هم شعر کمتر گفته شده و هم کتاب کمتر نوشته شده، اهل تسنن درباره علی (علیه السلام) کتابها نوشته اند، غیر مسلمانها درباره علی سخنها گفته اند و بالاخره مثل جرداق نصرانی کتاب الامام علی صوت العداله الانسانیه نوشته که اسم فوق العاده لطیف و دقیق و باطراوتی است و در این کتاب در بعضی جاها حق سخن را ادا کرده است و باید بگوییم یک نصرانی درباره علی خوب کتاب نوشته است، به خلیل نحوی که یکی از علمای اهل تسنن است گفتند درباره علی سخن بگو، گفت درباره علی (علیه السلام) من چه بگویم، علی آن کسی است که فضائل او را دوست و دشمن مخفی کرد اما دوست مخفی کرد برای خاطر ترسی که داشت و نمی توانست برای علی (علیه السلام) سخن بگوید اما دشمن مخفی کرد برای خاطر دشمنی که با علی داشت، با فرضی که دوست و دشمن فضائل علی را مخفی کردند اما عالم از فضائل علی ابن ابی طالب (علیه السلام) پر شد، این کلام مال خلیل نحوی است. یک شاعر نصرانی اشعار خوب و باطراوت و آبدار و دقیقی درباره امیرالمومنین (سلام الله علیه) گفته است، جرداق نصرانی در اول کتابش آن اشعار را آورده است، در ضمن این اشعار شعار نصرانی می گوید اگر کسی به من اعتراض کند که تو نصرانی هستی باید برای پاپ شعر بگویی نه برای علی، برای علمای نصرانی باید شعر بگویی نه برای علی، من جواب می دهم که من عاشق فضیلت هستم و در این جهان گشتم و دیدم سرچشمه فضایل علی است، هر فضیلتی را که ریشه یابی کردم دیدم سرچشمه اش از علی است، نظیر این جمله ها در کلمات سنی ها و در سخنان نصرانیها و یهودیها حتی افرادی که متدین هم نیستند نظیر کمونیست ها دیده می شود و انصافا هم قطع نظر از اینکه ما شیعه هستیم و علی (علیه السلام) را دوست داریم با یک دقت مختصری در تاریخ، انسان خوب متوجه می شود که علی (علیه السلام) یعنی سرچشمه فضیلت یعنی اگر شجاعت مجسم شود علی (علیه السلام) می شود، اگر عاطفه را هم مجسم کنند علی (علیه السلام) می شود، اگر علم را، سخاوت و ایثار و گذشت و فداکاری را هم مجسم کنند علی می شود و بالاخره هر فضیلتی از فضائل انسانها را اگر مجسم کنند می شود علی (علیه السلام)! درباره امیرالمومنین (سلام الله علیه) قرآن خیلی صحبت کرده است و بیشتر از سیصد آیه درباره علی نازل شده است. شیعه می گوید بیشتر از سیصد آیه، سنی کمتر و بیشتر و بالاخره آنهم می گوید آیات فراوانی از قرآن درباره علی است. بنابر تفسیری که از موسی بن جعفر بن جعفر (سلام الله علیه) راجع به آیه شده، آیه یعنی قرآن، حق سخن را درباره علی (علیه السلام) ادا کرده است و دیگر هر چه کتاب بنویسند، هر که هر چه بگوید بهتر از قرآن، دقیق تر و لطیف تر از قرآن نمی شود گفت، قرآن می فرماید:
ولو انما فی الأرض من شجره اقلام والبحر یمده من بعده سبعه ابحر ما نفدت کلمات الله.(420)
بنابر روایات فراوانی این کلمات الله یعنی علی، ائمه طاهرین، چهارده معصوم و این جمله عن کلمات الله در روایات زیاده دیده می شود و امیدوارم به نجف بروید و در مقابل قبر آقا امیرالمومنین (سلام الله علیه) بایستید و زیارتهائی که شیخ عباس قمی علیه الرحمه ذکر کرده، زیارت اول و دوم،... تا ششم و هفتم و هشتم مفاتیح، این زیارات را شبها آنجا بخوانید و در آن زیارات زیاده دیده می شود که علی (علیه السلام) کلمه الله است معنای کلمه، اصلا این کلمه علی کلمه الله می گویند برای خاطر این است که کلمه دلالت بر معنا دارد یعنی مثلا شما می نویسید زید تشنه است، حسن تشنه است، این یک کلمه است، این یک کلام است، چرا به آن کلام می گویند برای اینکه بر یک معنائی دلالت می کند یک آدم باسواد وقتی چشمش به آن می افتد از آن معنا می فهمد لذا به آن (کلمه) می گویند علی (علیه السلام) کلمه الله است، آیه الله است یعنی وقتی انسان به علی (علیه السلام) نگاه کند و فضائلش را بنگرد به وجود خدا پی می برد، بهترین نشانه ها برای خدا، علی (علیه السلام) و فضائل اوست، این آیه شریفه می فرماید: اگر تمام چوبهای عالم قلم شود، آب دریا مرکب شود فضائل علی را بنویسند آب دریا تمام می شود اما فضیلت و فضائل علی تمام نمی شود، باز قرآن می فرماید که دریا مرکب شود و فضائل علی را بنویسند تا بالاخره قرآن می فرماید هفت مرتبه (سبعه البحر) هفت مرتبه دریا را آب کنند، مرکب بشود و فضائل علی را بنویسند ما نفدت کلمات الله.
کتاب فضل ترا آب بحر کافی نیست - که تر کنی سر انگشت و صفحه بشماری
شاعری درباره آقا امیرالمومنین (سلام الله علیه) شعری گفته: شعری عالی است و معلوم است الهامی از خود امیرالمومنین (سلام الله علیه) به این شاعر است که می گوید یا علی (علیه السلام) اگر بخواهیم ترا بشناسیم تو این چنین هستی.
توئی آن نقطه بالای مافوق ایدیهم - که در وقت تنزل تحت بسم الله را بائی
خوب عالی گفت، از روایت هم گرفته شده، یدالله فوق ایدیهم، یدالله یعنی علی (علیه السلام)، خدا قسمت همه شما کند بروید. هنوز از دور به نجف نرسیده گنبد امیرالمومنین (سلام الله علیه) پیداست و در آنجا با خط خوانای عالی نوشته است ید الله فوق ایدیهم می گویند نادرشاه وقتی گنبد را مرمت کرد و طلا کرد آمدند و به او گفتند بالای گنبد چه بنویسیم. گفت بنویسد یدالله فوق ایدیهم آمدند به یکی از بزرگان، به عالمی گفتند نادرشاه این طور گفته بنویسیم یا نه؟ جواب داد حرف خیلی متین است اما این حرف از نادرشاه نیست، این بلند گو برای عالم غیب است، این را علی به دهان او گذاشته، این مال خودش نیست بروید دوباره از او بپرسید نمی تواند بگوید، اتفاقا آمدند و به نادرشاه گفتند گفتی چه بنویسیم بر روی گنبد یادش رفت و گفت همان را که گفتم باید بنویسید و الا چه ها می کنم از آن طرف هم خود امیرالمومنین (سلام الله علیه) می فرماید که این روایت مشهور است، در کتابهای تفسیری هست در کتابهای عرفانی هست و از جمله افرادی که روی آن پافشاری دارند روی آن حرف دارند و در کتابهای عرفانی خودشان دارند استاد بزرگوار ما رهبر عظیم الشأن انقلاب ادام الله ظله می باشند، ایشان هم در شرح دعای سحر این روایت را نقل می کنند که امیرالمومنین (سلام الله علیه) فرموده است تمام قرآن در سوره قل هو الله احد است و تمام سوره قل هو الله احد در بسم الله الرحمن الرحیم نهفته است و تمام بسم الله الرحمن الرحیم و معنایش در باء بسم الله الرحمن الرحیم نهفته است و آن باء بسم الله الرحمن الرحیم من هستم، این شاعر که خدا رحمتش کند، درجاتش عالی است خدا درجاتش را عالی تر کند از این دو روایت گرفته است که می گوید یا علی:
توئی آن نقطه بالای ما فوق ایدیهم - که در وقت تنزل تحت بسم الله را بائی
این علی است، چیزی که ما مسلمانها کوتاهی می کنیم سر مشق گرفتن از این علی است، از صبر امیرالمومنین از سخنان و ایثار و گذشت علی است، از رسیدگی به دیگران، از تواضع و علم علی ما مسلمانها مخصوصا ما شیعیان اصلا استفاده نکردیم با توجه که قرآن شریف امر می کند که الگوی در کارهایتان الگوی در گرفتاریهایتان باید علی باشد، باید اهلبیت و پیغمبر باشد.
لقد کان لکم فی رسول الله اسوة حسنه لمن کان یرجوا الله والیوم الاخر.(421)
امشب جمله ای را برای شما عرض کنم و از این جمله انسانیت علی را بدست بیاوریم شاید برای ما نتیجه مطلوبی داشته باشد.
آلام و لذاتی که انسان دارد به سه قسم منقسم می شود یعنی انسان سه نوع الم و ناراحتی و سه نوع هم راحتی و لذت دارد یک قسمت از آلام و لذت مربوط به جسم انسان است مثل خوردن، آشامیدن، اطفاء شهوت استراحت و امثال اینها، خوردن و آشامیدن لذت برای انسان است. گرسنگی و تشنگی الم و ناراحتی برای انسان است، اطفاء غریزه جنسی لذت برای انسان است، غزوبت از این غریزه رنج بردن الم برای انسان است این قسمت از آلام و لذات مشترک بین انسان و همه حیوانهاست یعنی هر حیوانی هم از خوردن و آشامیدن لذت می برد، هر حیوانی هم از اطفاء شهوت لذت می برد، هر حیوانی از گرسنگی و تشنگی و نبود جنسی مخالف برای او ناراحت می شود و برای او درد است لذا چون با سایر حیوانها مشترک است نمی شود این گونه لذات برای انسان افتخار باشد یعنی انسان چون خوب می خورد پس آدم خوبی است، هر که خوب می خورد خوب می آشامد و خوب استراحت می کند، و زن یا شوهر دارد انسان خوبی است، نه، الاغ هم خوب می خورد بسیاری از حیوانها در بیابان بدون دردسر خوب می خورند و خوب می آشامند و خوب اطفاء شهوت می کنند دردسر هم ندارند شما عزیزان اگر بخواهید غذائی تهیه کنید چقدر دردسر دارد، زن باید از صبح تا ظهر در آشپزخانه زحمت بکشد از ظهر به بعد هم ظرفهایش را بشوید تا یک غذای خوب بخورد و بخوراند اما یک آهو در بیابان علفش موجود، خانه اش موجود، زن یا شوهرش هم موجود است بدون دردسر می خورد، می آشامد، استراحت می کند و اطفاء شهوت می کند. یکی از شما اگر بخواهید یک خانه تهیه کنید بقدری در این زمان مشکل است که باید قرض خانه را بعد از مرگ فرزندان بدهند یک زن بخواهد شوهر کند یک مرد بخواهد زن بگیرد خیلی مشکل است با زمان امروز. لذا انسانیت انسان به این بعد حیوانی نیست، اگر کسی یک خانه خوب دارد و بخواهد به آن بنازد این خیلی احمق است، خانه خوب، همسر خوب، مشرب خوب و مسکن خوب اینها هیچ کدام دلیل بر انسانیت انسان نیست این یک قسمت از آلام و لذات است.
قسمت دوم از آلام و لذات مربوط به قوه خیال است مثل ریاست طلبی، ریاست یک چیزی است بقدری در انسان قوی است که کسی اگر در ریاست با او مبارزه کند حاضر است او را بکشد ولو پسرش باشد، نادرشاه پسرش را کور کرد برای اینکه توهم کرد مخل به ریاست اوست، همین حسین اردنی اول به پدرش نسبت دیوانگی داد و بعد مثل رضاشاه که انگلیسی ها تبعیدش کردند انگلیسی ها او را هم در جزیره تبعید کردند و مرد! این ریاست طلبی، شهرت طلبی چیزی است برای انسان بالاترین چیزهاست که خیلی هم به آن می نازد، خدا نکند یک آدم سبک سری مدیر یک دبیرستان یا دبستان بشود، خدا نکند یک آدم سبکسری رئیس یک ارگان یا یک نهاد بشود، چه کارها می کند، محبت به اولاد مربوط به قوه خیال است، همه ما بچه هایمان را دوست داریم و باید همه دوست بداریم، اگر افراطنباشد باید چنین باشد، این گونه لذات یعنی از پول لذت بردن، از ریاست لذت بردن اینها همه بین انسان و سایر حیوانات مشترک است یعنی همانطور که انسان پول را دوست دارد حیوانات هم این طور هستند، مورچه بقدری در پول جمع کردن حریص است که دانه ای را که بدهان می گیرد تا بسوراخش ببرد دو سه برابر خودش است، همیشه این طور است بقول آن آقا بقدری حریص است که می خواهد پای ترا هم بگیرد و بسوراخش بکشاند، این قدر حریص است شبانه روز برای پول می دود، موش اشرفی را خیلی دوست دارد، و زنبور عسل خیال نکنید این عسل ها را برای شما تهیه می کند، برای خودش تهیه می کند اما شما از او سرقت می کنید و می برید، یابوی پیشاهنگ داریم، یابوی پیشاهنگ یعنی؟ شما در خیابان ها دیدید که الاغ با داشتن بار دلش می خواهد از آن الاغ جلو بیفتد این طرف بزن، آن طرف بزن تا جلو بیفتد و وقتی جلو می افتد راحت می شود این به این معنی است که الاغ می گوید من هم ریاست را دوست دارم، یابو پیشاهنگ معنی آن همین است گوسفندها گوسفند پیشاهنگ دارند قافله ها یابو پیشاهنگ دارند، الاغها ریاست را خیلی دوست دارند. خیلی زیاد و اتفاقا حیوان شناسها در این باره استفاده ها کرده اند. مِترِلینگ که در مورد مورچه و موریانه و زنبور عسل کتاب نوشته متذکر شده که همه اینها پادشاه دارند، نظمی که در مورچه ها، موریانه، مخصوصا در زنبور است این نظم الان هم در دنیا نیست نظم بسیار دقیق است پادشاه است، وزیر است، ملکه دارند، لذا بسیاری از حیوانات این لذات و آلام تخیلی را دارند، یک الاغ که وا می ماند بسیار ناراحت می شود، ده تا زنجیر حاضر است به آن بزنند اما از الاغ دیگر وا نماند، حالا یک کسی نخواهد به ریاست بنازد برای ریاست دین بدهد، برای شهوت طلبی آبرو بدهد. معلوم است که با انسانیت نمی سازد یعنی اینگونه آلام و لذات مشترک بین انسان و سایر حیوانها و اینها هم نمی تواند برای انسان افتخار باشد، نمی تواند برای انسانیت انسان به کار برده شود. قسمت سوم از آلام و لذات، آلام و لذا عقل است روح است، آن بعد معنوی است مثل اثبات کردن حق، حق یابی، حق جوئی، علم یابی، علم جوئی، ایثار و گذشت، در حیوانات غلبه قوی بر ضعیف حکمفرماست، آقای نیچه هم می گوید انسان وقتی انسان است که بر ضعیف غلبه داشته باشد یک مقدار علم جلوی دو حیوان بگذارید هر کدام قوی تر است دیگری را عقب می زند و علف را می خورد. این غلبه قوی بر ضعیف است، این مال انسان نیست، مال عقل نیست، لذاتی که برای عقل است این است ایثار و گذشت، این گونه آلام و لذات مختص انسانهاست این را دیگر حیوانها ندارند یعنی نمی توانیم یک حیوانی پیدا کنیم علم یاب، علم جو، حقیقت یاب، حقیقت جو باشد، وقتی حق را ببیند خوشحال بشود، وقتی باطل را ببیند ناراحت بشود، یک حیوانی را پیدا کنید که ایثارگر باشد، خودش گرسنه بماند علفش را به رفیقش بدهد، خروس این کار را می کند اما برای زنش، آن حرف دیگری است، این باز می گردد به حب ذات، میمون می کند اما برای بچه اش، گربه برای بچه اش این کار را می کند که به حب ذات بر می گردد، نه، برای یک گربه دیگر. ایثارگری در مورد آنها نیست، در حیوانات وجود ندارد. لذا انسانیت انسان، افتخار انسان به آن آلام و لذاتی است که منحصر به خودش است اگر انسانی پیدا کردیم علم یاب، علم جو، حقیقت یاب و حقیقت جو، با گذشت، با ایثار، با سخاوت، این انسان است برای او افتخار هم در همین است. ابن عباس می گوید در جنگ جمل عده ای از بزرگان به خدمت مولا امیرالمومنین (سلام الله علیه) خواستند برسند، امیرالمومنین (سلام الله علیه) در خیمه بود، به این بزرگان و رؤسا گفتم صبر کنید بروم اجازه بگیرم. می گوید آمدم دیدم آقا امیرالمومنین نشسته و دارد کفش خودش را وصله می کند. می گوید عصبانی شدم و گفتم یا علی الان موقع وصله کردن کفش نیست این کفش را بدهید به یکی از این مسلمانها وصله کنند و اینجا چرا کفش وصله می کنی، بزرگان و رؤسا آمدند با تو ملاقات دارند در نهج البلاغه دارد، امیرالمومنین (علیه السلام) با یک بی تفاوتی کفش خود را انداختند در مقابل ابن عباس و فرمودند ابن عباس این کفش چقدر ارزش دارد؟ گفت هیچ، بقول ما باید بیندازیم تا سپور آن را ببرد. فرمودند بحق آن کسی که جان علی در ید قدرت اوست، بحق خدا این ریاست به اندازه این کفش پیش من ارزش ندارد جز اینکه با این ریاست حقی را اثبات کنم یا باطلی را از بین ببرم! ببینید کفش نو برای استراحت پا خوبست، این لذت جسم است، امیرالمومنین (سلام الله علیه) به این اهمیت نمی دهد می گوید حالا کفش کهنه باشد یا نو فرقی نمی کند. خدا رحمت کند پدرم را، ایشان می فرمودند یکی از علمای بزرگ در نجف می گفت که روی کفشم نو باشد اما تخت کفشم هر چه می خواهد باشد ولو پاره باشد، روی کفش را می خواهم برای عزت اسلام نو باشد. اما حالا کف آن پاره باشد یا نباشد. امیرالمومنین (سلام الله علیه) نه تنها به استراحت پا و کفش نو نمی اندیشد، که به ریاست و اینکه عده ای آمدند و اظهار ارادت بکنند به این هم اهمیت نمی دهد! پس به چه چیزی اهمیت می دهد؟ می فرماید حقی را اثبات کنم یا باطلی را از بین ببرم یعنی ای جامعه بشریت من علی به آنچه اهمیت می دهم آن آلام و لذاتی است که مربوط به انسان است. من یک انسان کامل هستم و چون انسانی کاملم همیشه در صدد این هستم که آن بعد معنوی من ارضاء شود، همیشه حقیقت یابم، حقیقت جو هستم، علم یابم، علم جو هستم، ایثارگرم، جرداق نصرانی می گوید وجود دریای علی را هیچ چیزی نتوانست متلاطم کند جز آه مظلوم، این جمله جرداق نصرانی چیست؟ بله، یک وقتی می گفتم که جرداق یک جمله دیگر هم نگفته باید بگوید و آن ای است که دریای وجود علی را هیچ چیزی نتوانست متلاطم کند جز دو چیز آه مظلوم و دیگری خوف از خدا در دل شب، ابهت پروردگار، حکومت صف جلال خدا بر دل علی، این، علی را ناراحت می کرد، لذا در دل شب - در نهج البلاغه می گوید یتملل کتململ السلیم مثل مار گزیده به خود می پیچید، از اینکه خانه دارد یا ندارد بخود نمی پیچد از اینکه ریاست دارد یا ندارد بقول خودش - بخود نمی پیچد، اصلا و ابدا، از چه ناراحت است، من قله الزاد و بعد السفر و وحشته الطریق، در دل شب مثل مار گزیده به خود می پیچید می گفت خدا، راه قبر و برزخ و قیامت راه دور است دور، خطرناکست، خطرناک زاد و توشه کم دارم، بقول جرداق نصرانی روز هم وقتی آه مظلوم را می شنود خبر به امیرالمومنین (علیه السلام) می دهند که یک دختر یهودی که در پناه اسلام است، دشمن خلخال را از پایش برد وقتی خلخال را برد، داد زد گفت یا علی (علیه السلام) در نهج البلاغه می گوید امیرالمومنین (علیه السلام) بقدری ناراحت شد مثل زن بچه مرده گریه می کرد اشک بقدری تند بود که در مقابل پای علی می ریخت و می فرمود مرگ برای ما شربت است که یک دختر یهودی در پناه اسلام مظلوم واقع شد! آن چیزی که علی را ناراحت می کند آه مظلوم است، حق کشی هاست، این، علی را ناراحت می کند، ظلم، علی را ناراحت می کند. زرقاء حمدانیه یک پیر زن بود، در جبهه ها برای پانسمان لشکر شرکت می کرد. در جنگ صفین شرکت کرده بود. یک روزی سر و صدا شنید، بیرون آمد ابن ابی الحدید معتزلی می نویسد لشکر اسلام فرار کرده بود، لشکر علی فرار کرد، خیلی تعجب کرد و گفت لشکر علی فرار کرد؟ لذا روسری خودش را به نیزه کرد و رفت روی بلندی ایستاد و بنا کرد تشجیع کردن که، آی، مرگ در رختخواب برای مرد ننگ است، فرار از جنگ حرام است، علی (علیه السلام) را تنها گذاشتن و رفتن، ننگ است! کجا می خواهید بروید. لشکر را برگرداند، لشکر حمله کرد، لشکر معاویه مغلوب شد، معاویه تعجب کرد و گفت ما که غالب بودیم چرا مغلوب شدیم؟ گفتند: یک پیرزن ترا مغلوب کرد، در گرانبهای علی رفت بزیر خاک، کافری مثل معاویه روی کار آمد و بر ممالک اسلامی مسلط شد یکی از کارهایش این بود که دستور داده بود به شهرها و روستاها بریزند، مردم را غارت کنند، آدم ها را بکشند، بچه ها را سر ببرند، زنها را پستان ببرند، می خواست حکومتش را از راه زور بر مردم تحمیل کنند. به بیابان ریختند همین زرقا حمدانیه چند گوسفند داشت آنها را بردند، گوسفندان همسایه اش را هم بردند و اینها را بی سرپرست در وسط بیابان گذاشتند. این زرقاء حمدانیه، انسان است از علی سرمشق گرفته، تصمیم گرفت که حق خود را اگر نمی تواند بگیرد، بگوید. پیاده به شام رفت خواست پیش معاویه برود درباریان می خواستند مانع شوند. فرید زد. معاویه در قصرش بود، آن هم قصر خضرائش. (امیرالمومنین (علیه السلام) یک جمله دارد که ما باید برای آن گریه کنیم، مظلومی در این دنیا مثل علی نیامد و نخواهد آمد، می فرماید: نزلنی الدهر حتی یقال معاویه و علی روزگار به قدری پست است، به قدری علی را پایین آورد که مردم می گویند معاویه و علی. آن قصر خضراء معاویه آن هم مسکن علی.) آمد به قصر خضراء گفت معاویه، اینجا نشسته ای ظلم می کنی؟ لشکرت ظلم کردند گفت اسم تو چیست؟ گفت اسم من زرقاء حمدانیه، این اسم در ذهن معاویه آشنا آمد. نمی توانست تطبیق کند فکر کرد یک دفعه بیادش آمد گفت، تو آن زن نیستی که به تنهایی لشکر مرا مغلوب کردی؟ گفت آری، من همانم گفت جلاد بیا، گفت تو را در آسمانها می جستم خودت به پای خود به سوی مرگ آمدی. گفت برای چه گفت برای اینکه لشکر مرا مغلوب کردی، جلاد بیا او را بکش و سرش را برای من بیاور، وقتی این زن را می برد، این زن یک جمله ای گفت، گفت ای فریاد رس مظلوم ها به فریادم برس! معاویه گفت او را برگردانید. گفت فریاد رس مظلومها کیست؟ گفت بگذار جمله ای برایت بگویم تا ببینی فریاد رس مظلومان کیست، او علی است که استراحت او میدان جنگ بود. (وقتی خبر شهادت امیرالمومنین علیه السلام) را به معاویه دادند بقدری وحشتناک شد دو سه مرتبه بلند شد و نشست و گفت الله اکبر بعد گفت مُرد آن شیری که استراحت او میدانها بود زرقاء حمدانیه گفت: معاویه، آن شیری که استراحت او میدانها بود، وقتی در محراب نماز ایستاده بود، اقامه را گفت می خواست بگوید الله اکبر یک زنی پشت پرده گفت آی فریاد رس مظلومها به فریادم برس تا اسم مظلوم را شنید بقدری ناراحت شد، پاها لرزید، دیگر نتوانست الله اکبر بگوید، نشست در محراب مثل باران بنا کرد به گریستن، ریش خود را به دست گرفت و گفت خدایا علی را به ظلم ظالم نگیر، خدایا اگر استاندار و فرماندار به اطراف فرستادم که به آه مظلوم برسند، برای اینکه ظالم را ریشه کن کنند، خدایا علی را به ظلم ظالم نگیر! بعد از گریه ها و راز و نیازها فرمود بیا ببینم چه کسی به تو ظلم کرد؟ آمد شکایت کرد حضرت عذرخواهی کرد، او را راضی کرد بعد زرقاء حمدانیه گفت معاویه، اگر او حکومت است و خلافت دارد تو چه هستی و اگر تو خلیفه ای و حکومت داری او کیست؟ بقول ما هول شد، گفت رهایش کنید حالا ترا چه شده؟ گفت گوسفندان مرا برده اند، گفت ده گوسفند به او بدهید برود.
مرادم اینجاست سازندگی ما اینجاست، اینجاست که اگر ما راستی شیعه علی هستیم باید از علی سرمشق بگیریم، باید مثل زرقاء حمدانیه بشویم: یکدفعه زرقاء حمدانیه گفت امک یا معاویه یعنی ای معاویه مرده شور ترا ببرد، با این حرفها و این فکرت من از کوفه تا اینجا پیاده آمدم برای خودم؟ نه! بعد گفت معاویه مگر می شود من گوسفند داشته باشم، من شیر داشته باشم اما همسایه های من بدون شیر و گرسنه باشند؟ من آمده ام برای همسایه ها نه بای خودم، من برای دیگران آمدم نه برای خودم، برای ریشه کن کردن ظلم آمدم نه برای اینکه چند تا گوسفند از من بردند تو بگویی به جای چند گوسفند چند برابر به او بدهید. و بالاخره مجبورش کرد تا گله های زیادی برای همسایه هایش برای مردم گرفت و از پیش معاویه بیرون آمد.
خلاصه حرف این است، یک سال، دو سال، ده سال هم اگر درباره علی صحبت کنیم معلوم است که به جایی نخواهیم رسید اما سرچشمه فضیلت علی است و از این علی باید همه ما سرمشق بگیریم و همیشه دعا کنیم تا خدا توفیق بدهد مویی از کوه فضیلت علی (علیه السلام) را دارا باشیم.

بخش دوم: گفتار بیست و یکم

بقیة الله

امشب شب بزرگی است شاید مثل امشب در عالم اسلام نیامده و نخواهد آمد! به قول قرآن شریف شب تولد عصاره عالم خلقت است امشب، شب میلاد با سعادت قطب عالم امکان و محور عالم وجود و واسطه فیض، یعنی حضرت ولی عصر (عجلی الله تعالی فرجه الشریف) است. لذا، بدین مناسبت باید اظهار ارادتی خدمت آقا امام زمان (عجلی الله تعالی فرجه الشریف) بکنیم.
بحثهای فراوانی درباره وجود مقدس امام زمان (عجلی الله تعالی فرجه الشریف) شده و می شود کرد، یکی از آن بحثها که بحث شیرینی هم هست و اگر توجه به عرایضم بکنید بسیاری از استبعادها و اشکالها و شبهاتی که درباره امام زمان (عجلی الله تعالی فرجه الشریف) شده است نظیر اینکه چطور می شود یک کس در شکم مادر باشد معلوم نباشد؟ یا وقتی به دنیا آمد فورا صحبت کند؟ یا پنج شش ساله به امامت برسد و رهبری امت اسلامی را به عهده بگیرد؟ چطور می شود کسی هزار یا دو هزار سال عمر کند؟ جای امام زمان (عجلی الله تعالی فرجه الشریف) کجاست؟ ما کره زمین را بررسی کردیم ایشان را پیدا نکردیم چطور می شود کسی بیاید که بیش از سیصد و سیزده نفر اطرافی نداشته باش و بتواند بر دنیا مسلط شود آنهم در یک شبانه روز یا در شش شبانه روز؟ در روایات می خوانیم به یک شبانه روز بر دنیا مسلط می شود و به شش شبانه روز دنیا را مسخر می کند، چطور می شود کسی بتواند در مقابل اسلحه های روز قد علم کند؟ مخصوصا اینکه خودش این طور جنگ هایی را که آنها می کنند نکند یعنی معلوم است وقتی امام زمان (عجلی الله تعالی فرجه الشریف) بیاید جنگ اتمی نمی کند، بمبم بیندازد و بیگناهان را بکشد، قطعا این کار امام زمان (عجلی الله تعالی فرجه الشریف) نیست.
لذا اینطور می شود کسی با سلاح های روز هم نجنگد اما بتواند بر دنیا مسلط شود؟ این اشکالها یعنی استبعادها است راجع به وجود مقدس امام زمان (عجلی الله تعالی فرجه الشریف) شده است همه این اشکالات و استبعادها از یک جا سرچشمه می گیرد از یک نقطه شروع می شود. و آن نقطه اشتباهی است که بین وضع طبیعی و خرق عادت شده است. اشتباهی است که بین جریان طبیعی و غیر طبیعی شده یعنی همه این اشکالها روی جریان طبیعی است معمولا دیده می شود انسان صد سال عمر می کند می گویند چطور می شود که کسی هزار سال عمر کند؟ طرح قضیه این است که یک کسی که سیصد و سیزده نفر یاور داشته باشد نمی تواند یک شهری را بگیرد. چه رسد به این که بتواند بر دنیا مسلط شود، لذا می گویند چطور می شود که امام زمان (عجلی الله تعالی فرجه الشریف) بیاید و به یک یا شش شبانه روز بر جهان مسلط شود و آن را مسخر کند؟ چیزی که در جواب همه این اشکالات و شبهات باید گفت این است که قضیه مهدی (علیه السلام) از اول تا آخر یک جریان غیر طبیعی است نه یک امر طبیعی.

...................) Anotates (.................
1) غرورالحکم.

2) سوره طه آیات 24 تا 27.

3) سوره علق آیات 1 تا 5.

4) سوره مائده، آیه 32.

5) سفینة البحار، ج 2، ص 200.

6) سفینة البحار ج 1، ص 709.
7) نهج البلاغه، ج 1، ص 56 طبع مصر.

8) سوره تکاثر، آیه 8.

9) سوره مائده، آیه 32.

10) سوره نساء، آیه 93.

11) وسائل، ج 11، ص 194، حدیث 13.

12) سوره اسراء، آیه 84.

13) بحار. ج 2. ص 24 حدیث 15.

14) ناسخ التواریخ.

15) تحف العقول، ص 177.

16) تحف العقول، ص 177.

17) سوره قصص، آیه 77.

18) سوره اعراف، آیه 32.

19) سوره نساء 9.

20) سوره نحل. آیه 97.

21) سوره طه، آیه 124.

22) وسائل، ج 13، ص 219، حدیث 6.

23) سوره مطففین، آیات 1 تا 5.

24) سوره نجم آیات 7 و 8.

25) سوره فصلت آیات 30، 31.

26) سوره نمل، آیه 40.

27) سوره احزاب، آیه 72.

28) بحار، ج 74، ص 23.

29) سوره غاشیه، آیه 28.

30) سوره انفال، آیه 22.

31) نهج البلاغه، ج 1، ص 56.

32) سوره انفال، آیه 22.

33) سوره اعراف، آیه 179.

34) سوره بقره، آیه 45.

35) تفسیر فخر رازی ج 23، ص 58.

36) سوره ماعون، آیات 1 تا 3.

37) سوره بقره، آیه 45.

38) بحارالانوار، ج 48، ص 147.

39) السفینه، ج 1، ص 133.

40) نهج الفصاحه، ص 66.

41) سوره انفال، آیه 22.

42) سوره جاثیه آیه 23.

43) سوره یس آیه 60.

44) سوره فلق، آیه 1 تا 3.

45) من لا یحضره الفقیه ج 4 ص 128، حدیث 1.

46) سوره اعراف آیه 186.

47) سوره نور آیه 40.

48) سوره توبه آیه 109.

49) سوره بقره، آیه 45.

50) من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 138.

51) سوره معارج آیات 19 و 20.

52) سوره معارج، آیه 21.

53) سوره ق، آیه 25.

54) سفینة البحار، ج 1، ص 467.

55) سوره انبیاء، آیه 35.

56) سوره بقره، آیه 155.

57) سوره واقعه، آیات 8 تا 10.

58) سوره بقره، آیه 138.

59) سوره زمر، آیه 10.

60) سوره بقره آیات 155 تا 157.

61) سوره یوسف آیه 33.

62) سوره انشراح.

63) سوره آل عمران، آیه 26.

64) سوره معارج آیات 19 و 20.

65) سوره ابراهیم آیه 7.

66) سوره قصص، آیه 24.

67) سوره طه آ آیات 25 تا 28.

68) سوره المزمل، آیه 5.

69) سوره فرقان آیه 63.

70) سوره مزمل آیه 10.

71) سفینة البحار، ج 2، ص 5.

72) سوره فصلت آیات 30 و 31.

73) سوره الزمر آیه 9.

74) سوره حدید، آیه 16.

75) سوره بقره، آیه 138.

76) من لا یحضره الفقیه ج 4، ص 395.

77) سوره غاشیه، آیه 7.

78) سوره نحل آیه 36.

79) سوره نمل، آیه 69.

80) سوره حج، آیه 30.

81) شرح اصول کافی، ج 4، ص 221.

82) سوره صف، آیه 5.

83) سوره صف، آیه 5.

84) سوره مائده، آیه 67.

85) سوره حج، آیه 31.

86) سوره جاثیه، آیه 22.

87) سوره ابراهیم، آیه 18.

88) سوره رعد، آیه 31.

89) سوره رعد، آیه 31.

90) سوره توبه، آیه 110.

91) سوره نور، آیه 40.

92) سوره توبه، آیه 109.

93) سوره انعام، آیه 18.

94) سوره المزمل، آیات 1 تا 6.

95) سوره نساء، آیه 9.

96) سوره بنی اسرائیل، آیه 16.

97) سوره بنی اسرائیل، آیه 16.

98) بحار، ج 39، ص 56.

99) سام به معنی شمشیر است و سام علیکم در اصطلاح به معنی مرگ بر تو باد است.

100) جعل منهم القرده و الخنازیر (سوره مائده آیه 60).

101) سوره فرقان، آیه 70.

102) سوره بقره، آیه 222.

103) سفینه، ج 1، ص 126.

104) سوره هود، آیه 52.

105) سوره هود، آیه 3.

106) سوره طه، آیه 125.

107) سوره طه، آیه 126.

108) سوره توبه، آیه 118.

109) کافی، ج 2، ص 435.

110) سوره الزمر، آیه 53.

111) سوره یوسف، آیه 87.

112) سوره نساء، آیات 17 و 18.

113) سوره جاثیه، آیه 23.

114) سوره روم، آیه 10.

115) سوره زمر، آیه 53.

116) سوره غافر، آیه 19.

117) بحارالانوار، ج 10، ص 123.

118) سوره نساء، آیات 17 و 18.

119) سوره نساء، آیه 48.

120) سوره ماعون، آیات 4 و 5.

121) سوره فجر، آیه 14.

122) سوره فجر، آیه 14.

123) سوره معارج، آیه 19.

124) سوره معارج، آیات 20 و 21.

125) سوره طه، آیه 24.

126) سوره آل عمران، آیه 30.

127) سوره الزمر، آیه 22.

128) سوره انعام، آیه 125.

129) سوره اسری، آیه 84.

130) سوره الشمس، آیات 7 و 8.

131) سوره نور، آیه 19.

132) سفینه البحار، ج 1، ص 41.

133) سوره حج، آیه 30.

134) سوره آل عمران، آیه 30.

135) سوره اعراف، آیه 204.

136) بحار، ج 92، ص 17، حدیث 16.

137) سوره انفال، آیه 22.

138) سوره حجر، آیات 26 و 30.

139) سوره معارج، آیات 19، 20 و 21.

140) سوره علق.

141) سوره نساء، آیه 143.

142) سوره ص، آیه 83.

143) بحارالانوار، ج 94، ص 94، حدیث 10.

144) وسائل، ج 13، ص 466.

145) نهج البلاغه فیض الاسلام، صفحه 1144، کلام 139.

146) سوره انشراح، آیه 7.

147) وسائل، ج 66، خ 1.

148) سوره قصص، آیه 77.

149) سوره روم، آیه 10.

150) سوره نساء، آیه 56.

151) سوره همزه، آیات 1 تا 7.

152) سوره مومنون، آیه 108.

153) سوره اعراف، آیه 179.

154) سوره محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) - آیه 7.

155) سوره جائیه، آیه 32.

156) سوره یس - آیه 60.

157) سوره بقره، آیه 2 و 1.

158) سوره بقره، آیه 138.

159) سوره انسان، آیه 9.

160) سوره انعام، آیات 84 و 81.

161) سورهی مریم، آیه 96.

162) سوره ص، آیات 84 و 85.

163) سوره فجر، آیات 1 تا 5.

164) سوره تکویر، آیات 17 و 18.

165) سوره مدثر، آیات 23 و 34.

166) سوره بنی اسرائیل، آیه 78.

167) سوره بنی اسرائیل، آیهی 79.

168) سوره مزمل، آیات 1 تا 5.

169) سوره مزمل، آیه 6.

170) سوره فصلت، آیه 30.

171) سوره یوسف، آیه 53.

172) سوره مزمل، آیه 20.

173) سوره مزمل، آیه 20.

174) سوره محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، آیه 24.

175) سوره اسراء، آیه 45.

176) سوره المزمل، آیات 1 تا 4.

177) سوره اسراء، آیه 82.

178) سوره یونس، آیه 57.

179) کافی، ج 2، ص 599.

180) سفینه، ج 2، ص 413.

181) سوره انعام، آیه 121.

182) سوره طه، آیات 125 و 126.

183) سوره فرقان، آیه 27.

184) سوره فرقان، آیه 30.

185) اصول کافی باب فضل قرآن.

186) سوره حشر، آیه 21.

187) سوره حدید، آیه 16.

188) سوره اسراء، آیه 45.

189) سوره مزمل، آیه 20.

190) سوره اسراء، آیه 9.

191) سوره مائده، آیه 16.

192) سوره یس، آیه 60.

193) سوره عنکبوت، آیه 45.

194) سوره غافر، آیه 60.

195) سوره فرقان، آیه 77.

196) سوره شمس، آیات 9 و 10.

197) سوره بقره، آیه 186.

198) سوره انفال، آیه 16.

199) سوره ق، آیه 186.

200) سوره سجده، آیات 16 و 17.

201) سوره عنکبوت، آیه 65.

202) سوره المزمل، آیه 9.

203) سوره بقره، آیه 257.

204) سوره مائده، آیه 35.

205) سوره بقره، آیه 216.

206) سوره نسا، آیه 19.

207) سوره نساء، آیه 10.

208) سوره کهف، آیه 87.

209) سوره کهف، آیه 74.

210) سوره طه، آیه 124.

211) سوره بقره، آیه 216.

212) سوره نساء، آیه 19.

213) سوره یوسف، آیه 78.

214) بحار، ج 56، ص 163.

215) سوره مائده، آیه 35.

216) سوره اعراف، آیه 180.

217) المیزان، ج 8، ص 38 نقل از کافی.

218) سوره نمل، آیه 14.

219) سوره عنکبوت، آیه 45.

220) سوره طه، آیه 14.

221) سوره مزمل، آیه 8.

222) سوره مزمل، آیه 5.

223) سوره احزاب، آیه های 41 و 42.

224) سوره اعراف، آیه 180.

225) سوره نور آیه 37.

226) سوره رعد، آیه 28.

227) سوره فصلت، آیه 53.

228) سوره المزمل، آیه 9.

229) سوره المزمل، آیه 5.

230) سوره طلاق، آیه 3.

231) سوره آل عمران - آیه 26.

232) سوره فصلت، آیه 54.

233) سوره انفال، آیه 24.

234) سوره یونس، آیه 62.

235) سوره یوسف، آیه 24.
236) حیوه الحیوان، دمیری.

237) سوره المزمل، آیه 9.

238) سوره ابراهیم، آیه 10.

239) میزان الحکمه، نقل از نور الثقلین، ج 5، ص 4.

240) سوره عنکبوت، آیه 65.

241) سوره آل عمران، آیه 190.

242) سوره بحارالانوار، جلد 3، ص 229.

243) سوره انبیاء، آیه 22.

244) سوره زمر، آیه 4.

245) نهج البلاغه، خطبه اول.

246) سوره بقره، آیه 277.

247) بحارالانوار، ج 58، ص 29.

248) سوره جاثیه، آیه 23.

249) سوره یس، آیه 60.

250) سوره انعام، آیه 57.

251) سوره یس، آیه 18.

252) سوره یس، آیه 83.

253) سوره آل عمران، آیه 26.

254) سوره یوسف، آیه 106.

255) سوره المزمل، آیه 9.

256) سوره یونس، آیه 62.

257) سوره طلاق، آیات 2 و 3.

258) سوره شوری، آیه 23.

259) سوره هور، آیه 29.

260) سوره سباء، آیه 47.

261) سوره فرقان، آیه 57.

262) بحار، جلد 10، ص 120.

263) بحار، جلد 2، ص 140.

264) سوره انعام، آیه 160.

265) من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 19.

266) سوره بقره، آیات 1 و 2.

267) سوره شوری، آیه 43.

268) سوره مائده، آیه 67.

269) سوره مائده، آیه 3.

270) سوره آل عمران، آیه 31.

271) سوره آل عمران، آیه 31.

272) سوره بقره، آیه 61.

273) بحار، جلد 2، ص 371.

274) سوره تکاثر، آیه 8.

275) سوره سجده، آیه 17.

276) سوره بقره آیه 275.

277) سوره بقره آیه 275.

278) سوره توبه آیه 110.

279) سوره مائده، آیه 15 و 16.

280) بحار، جلد 53، ص 187.

281) سوره لقمان آیه 27.

282) من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 156.

283) سوره مریم، آیه 96.

284) سوره فرقان آیه 63.

285) سوره شوری، آیه 53.

286) سوره نجم، آیه 42.
287) سوره علق، آیه 8.

288) سوره بقره، آیه 156.

289) سوره انشقاق، آیه 6.

290) سوره انعام، آیه 153.

291) سوره واقعه، آیه 10.

292) سوره واقعه، آیه 27.

293) سوره مریم، آیه 71.

294) سوره انعام، آیه 153.

295) سوره غافر، آیه 19.

296) سوره آل عمران، آیه 119.

297) سوره انعام، آیه 57.

298) سوره جاثیه، آیه 23.

299) سوره هود، آیه 40.

300) سوره سبا، آیه 36.

301) سوره انفال، آیه 32.

302) کافی، جد 1، ص 420.

303) سوره نمل، آیه 69.

304) سوره نحل، آیه 36.

305) سوره فجر، آیه 28.

306) سوره واقعه، آیهی 27.
307) سوره بقره، آیه 10.

308) سوره نجم، آیه 42.

309) سوره علق، آیه 8.

310) سوره بقره، آیه 61.

311) سوره بقره، آیه 61.

312) وسائل الشیعه، ج 11، ص 495.

313) سوره آل عمران، آیه 30.

314) سوره تحریم، آیه 6.

315) سوره ق، آیه 23.

316) سوره آل عمران، آیه 30.

317) سوره اسری.

318) سوره مائده،آیه 3.

319) الکافی، ج 2، ص 319 (بیروت).

320) سوره بقره، آیه 61.

321) وسائل الشیعه، ج 11، ص 495.

322) سوره فرقان، آیه 30.

323) کافی، ج 2، ص 59.

324) سوره شوری، آیه 53.

325) سوره علق، آیه 8.

326) سوره نجم، آیه 42.

327) سوره انشقاق، آیه 6.

328) سوره نساء، آیه 69.

329) سوره مریم، آیه 71.

330) سوره فجر، آیه 28.

331) سوره واقعه، آیه 27.

332) سوره واقعه، آیات 10 و 11.

333) سوره نساء، آیه 145.

334) سوره بقره، آیه 61.

335) سوره توبه، آیه 110.

336) سوره حج، آیه 31.

337) سوره رعد، آیه 31.

338) سوره اسراء، آیه 72.

339) سوره طه، آیه 124.

340) سوره طه، آیه 124.

341) بحار، ج 68، ص 22.

342) سوره اعراف، آیه 179.

343) سوره آل عمران، آیه 30.

344) سوره مومنون، آیه 99 و 100.

345) بحار، ج 108، ص 400.

346) سوره معارج، آیه 11 تا 15.

347) سوره حدید، آیه 12.

348) سوره حدید، آیه 13.

349) سوره حدید، آیه 13.

350) سوره حدید، آیه 14.

351) سوره حدید، آیه 14.

352) سوره فاطر، آیه 37.

353) سوره همزه، آیه 7.

354) سوره فاطر، آیه 37.

355) سوره فاطر، آیه 37.

356) سوره احزاب، آیه 72.

357) سوره احزاب، آیه 72.

358) سوره اسراء، آیه 85.

359) سوره همزه آیه 1 تا 4.

360) سوره لقمان، آیه 18.

361) سوره حدید، آیه 14.

362) سوره حدید، آیه 12.

363) سوره انعام، آیه 164.

364) سوره حدید، آیه 13.

365) سوره زخرف، آیه 36.

366) سوره نور، آیه 21.

367) سوره روم، آیه 10.

368) سوره توبه، آیه 110.

369) سوره ابراهیم، آیه 5.

370) سوره نحل، آیه 36.

371) سوره حشر، آیه 2.
372) سوره یوسف، آیه 90.

373) سوره مریم، آیه 96.

374) سوره روم، آیه 10.

375) سوره نساء، آیه 9.

376) سوره انعام، آیه 81.

377) سوره انعام، آیه 82.

378) سوره لقمان، آیه 13.

379) سوره جاثیه، آیه 23.

380) سوره یس، آیه 60.

381) سوره آل عمران، آیه 26.

382) سوره یوسف، آیه 106.

383) سوره حدید، آیه 23.

384) سوره آل عمران، آیه 42.

385) سوره آل عمرا، آیه 92.

386) سوره بنی اسرائیل، آیه 26.

387) سوره انسان، آیه 8.

388) سوره انسان، آیه 9.

389) سوره لقمان، آیه 27.

390) سوره یوسف، آیه 24.

391) سوره یوسف، آیه 33.

392) سوره یوسف، آیه 53.

393) سوره اعراف، آیه 32.

394) سوره اعراف، آیه 31.

395) سوره اعراف آیه 31.

396) سوره قصص، آیه 77.

397) سوره قصص، آیه 77.

398) سوره شعرا، آیه 227.

399) سوره نور، آیه 21.

400) بحار جلد 70، ص 192.

401) مجمع الفایده، محقق اردبیلی، ج 12، ص 453.

402) سوره جمعه آیه 2.

403) سوره فجر.

404) سوره بقره، آیه 186.

405) سوره الشمس.

406) سوره اسراء، آیه 84.

407) سوره شمس آیه 109.

408) سوره شعرا آیه 89.

409) سوره آل عمران، آیه 164.

410) سوره عصر، تا آخر.

411) سوره انفال، آیه 25.

412) سوره اسراء آیه 84.

413) سوره اعراف، آیه 58.

414) سوره انفال، آیه 31.

415) سوره انفال، آیه 31.

416) سوره مائده، آیه 83 و 84.

417) سوره اعراف، آیه 17.

418) حجرات، 1.

419) سوره اسراء، آیه 64.

420) سوره لقمان، آیه 27.

421) سوره احزاب، آیه 21.