فهرست کتاب


جهاد با نفس (سلسله درسهای اخلاقی)

آیت الله حسین مظاهری‏‏

توسل به اهل بیت (ع)

پیرو عرایض هفته گذشته یکی از شرایط مهم در باب دعا، توسل است. چنانچه از بحثهای گذشته استفاده کردیم راز و نیاز انسان با خدا، دعا در زندگی انسان مخصوصا برای تسلط انسان بر نفس اماره یعنی پیروز شدن در جنگ درون فوق العاده تاثیر دارد. درباره دعا فی الجمله صحبت کردیم و هفته گذشته درباره این که دعا حتما مستجاب است بحث کردیم و فهمیدیم که نمی شود که دعا مستجاب نشود و اگر دیدیم که دعایی مستجاب نشد عللی دارد که هفته قبل درباره علل عدم استجابت دعا فی الجمله صحبت شد.
بحث امشب (که خیال می کنم برای همه مخصوصا برای روشنفکرها یعنی برای شما زن و مرد بحث مفیدی باشد). این است که توسل به اهل بیت (علیهم السلام) از شرایط اساسی دعای است و شما در مفاتیح شیخ عباس قمی کم دعایی را پیدا می کنید که در آن توسل به اهل بیت (علیهم السلام) نباشد.
مرحوم صاحب کتاب وسائل الشیعه (ره) در وسائل قریب هفتاد روایت در باب توسل ذکر می کند و آن هفتاد روایت تقریبا می گوید که شرط اساسی برای دعا و استجابت دعا توسل به اهل بیت علیهم السلام است.
قرآن شریف هم درباره دعا می فرماید که باید وسیله قرار بدهی، باید توسل به اهل (علیه السلام) داشته باشی یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله(215) ای افرادی که با تقوا هستید، اگر به در خانه خدا می روید با وسیله بروید؛ اگر سعادت دنیا و آخرت از خدا می خواهید با وسیله بخواهید.
در روایات فراوانی از اهل بیت (علیهم السلام) می خوانیم که می فرمایند: نحن الوسیله یعنی آن وسیله که در قرآن به آن امر شده ما هستیم، اگر می خواهی به در خانه خدا بروی باید با ما به در خانه بروی.
قرآن شریف می فرماید: ولله الاسماء الحسنی فادعوه بها،(216) برای پروردگار عالم اسمهای زیبا و نیکویی است، وقتی دعا می کنید با آن اسماء دعا کنید.
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: نحن والله الاسماء الحسنی(217) یعنی اسماء حسنی که در قرآن امر شده تا هنگام دعا با آن دعا کنید ما هستیم.
وقتی دعا می کنید به وسیله ما، با واسطه ما خدا را بخوانید؛ خدا را به ما قسم بدهید تا دعای شما مستجاب شود.
لذا از نظر روایات و از نظر قرآن شریف، توسل به اهل بیت (علیهم السلام) چیز مسلمی است. سیره پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه طاهرین (علیه السلام) هم چنین بوده است.
درباره پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) داریم که از اول شب تا به صبح دعا می کرد و خدا را به حق علی (علیه السلام) قسم می داد و درباره ائمه طاهرین (علیه السلام) داریم که دعا می کردند و خدا را به پنج تن آل عبا (علیه السلام) قسم می دادند، لذا می توانیم بگوییم سیره اهل بیت هم این است که در وقت دعا توسل داشتند.
از نظر علماء بزرگ توسل به اهل بیت توسل به روح علمای بزرگ چیز مسلمی است.
وحید بهبهانی - علیه الرحمه - یکی از علمای بزرگ اسلام است، این آقا بزرگ و برای شیعه مایه افتخار است که در عالم رجال به نام آقا نامیده شده است.
ایشان در فوائد حائریه به طلبه ها اصرار زیادی دارد که از روح بزرگان، از روح کسانی که در پیش خدا جاه و مقامی دارند استمداد کنند. پس از اصرار روی این حرف می فرماید: مواظب باش مبادا یک مرتبه به علما جسارت کنی که اگر حال تنفری از عالم پیدا کردی، پروردگار دیگر عنایتی به تو ندارد، و می فرماید: به تجربه برای ما به اثبات شده آن افرادی که با عالم سر و کاری ندارند، آن افرادی که دلشان از علم متنفر است یا لااقل سر و کاری با عالم ندارند و محبت علماء و فقهاء در دلشان نیست یک حالت جهلی در دلشان حکمفرماست. می فرماید:
به تجربه برای ما اثبات شده که این افراد، سرگردانی دارند و به همین سرگردانی هم مثل کرم ابریشم در خود می تنند تا خفه شوند. درباره مرحوم ملا صدرا (ره) دارد که مرحوم ملا صدرا اسفار آنچنانی را در کهک قم نوشت. ایشان از شیراز به کهک آمد و مدتی در همین کهک بوده است. مرحوم ملا صدرا می فرمود: وقتی شبهه ای برای من جلو می آمد به قم می آمد و سر قبر حضرت معصومه (سلام الله علیه) می رفتم و از روح حضرت معصومه (سلام الله علیه) استمداد می گرفتم و شبهه فلسفی برایم حمل می شد.
مرحوم ملا صدرا برای عالم تشیع افتخار است؛ نه فقط در فلسفه متخصص بوده، در تفسیر و روایات اهل بیت (علیهم السلام) نیز تخصص داشته، به علاوه در حکمت متعالیه هم تخصص داشته و مختص به ایشان است، یعنی می توانیم بگوییم سیر فلسفه را ملا صدرا عوض کرد. این آقایی که می تواند سیر فلسفه را عوض کند و حکمت متعالیه را به جامعه عرضه بدارد خود می فرماید:
وقتی شبهه ای برای من پیش می آمد سر قبر خانم معصومه (سلام الله علیه) می آمدم و از حضرت معصومه (سلام الله علیه) استمداد می کردم و شبهه برای من حل می شد.
استاد بزرگوار ما رهبر عظیم الشان انقلاب (ره) درباره ابن سینا، این مرد خارق العاده، مطلبی را می فرمودند و موضوعی را که رهبر عظیم الشان انقلاب می فرمودند در خود شفاء هم هست. شفا یک کتاب فلسفی است خیلی کتاب مشکلی است. بوعلی در کتاب شفا می فرماید: من استعداد ذاتی خدا دادیم به حدی بود که دو سه روز در یک علم شاگردی می کردم بعد استاد، شاگرد می شد و من استاد می شدم!
در کتاب شفا می فرماید: از جمله در علم هندسه بیش از دو سه روز شاگردی نکردم و پس از دو سه روز نقشه هایی می کشیدم که استاد از من استفاده می کرد و استاد شاگردم می شد. اما در علم الهی، یعنی فلسفه، بعضی اوقات چهل مرتبه مطالعه می کردم و شبهه برای من حل نمی شد لذا به عالم ملکوت متوسل می شدم تا این که از این طریق شبهه برایم حل بشود.
شاگرد شیخ الرئیس به نام ملا سلیمان حاشیه ای بر شفا دارد. ایشان در آنجا می گوید: وقتی برایش شبهه ای پیش می آمد و نمی توانست از نظر علمی شبهه را حل کند، به مسجدی که در خانه بود می رفت، نماز می خواند، به عالم ملکوت توسل پیدا می کرد، شبهه در مسجد برای او حل می شد.
هر چه علم انسان بیشتر بشود باید مواظب باشد که روح تعبدش نیز بیشتر شود. اگر کسی به واسطه گرفتن یک دیپلم، یک لیسانس، یک دکتری یا به واسطه تخصص در اجتهاد یا ادبیات یا فلسفه روح تعبد خودش را از دست بدهد معلوم است که او آدم سبکسری است یعنی علم برایش غرور آورده، والا اگر علم برای او غرور نیاورد هر چه بیشتر شود باید روح تعبد او نیز زیادتر شود.
مرحوم حاج آقا مصطفی، آقا زاده رهبر عظیم الشان انقلاب (ره) را خدا رحمت کند، ایشان می فرمودند: رسم پدرم این بود که ساعت 9 شب باید به حرم مشرف شوند و برای همه مسلم بود که رهبر عظیم الشان انقلاب تا زمانی که در نجف بودند حرم رفتن ایشان ترک نشد. ساعت 9 که به حرم مشرف می شدند در آنجا زیارت جامعه را می خواندند و بر می گشتند.
می فرمودند: در یک شب طوفانی که هوا سرد بود برف هم می آمد در این هوا طوفانی دیدیم که آقا ساعت 9 برای رفتن به حرم مهیا شد. می گوید من با تبسم به پدرم گفتم: بابا، آقا امیرالمومنین (علیه السلام) که دور و نزدیک ندارد شما زیارت جامعه را همین جا در خانه بخوانید. می گوید پدرم تبسم کرد؛ یک جمله گفت اما یک دنیا ارزش داشت، یعنی جمله ای است که به استاد بزرگوار ما رهبر عظیم الشان انقلاب می خورد. فرمودند: مصطفی، تقاضا دارم روح عوامانه ما را از ما نگیر.
این که این عمل دور و نزدیک ندارد یک دقت عقلی است، اما باید روح تعبدمان این باشد که سر قبر حضرت معصومه (سلام الله علیه) برویم، به حرم برویم، ضریح را ببوسیم، ضریح را در بغل بگیریم، در مرقد را، در حرم را، در رواق را ببوسیم، در مقابل حضرت معصومه (سلام الله علیه) مودب بایستیم، از خدا حاجت بخواهیم و خدا را به حضرت معصومه (سلام الله علیه) قسم بدهیم، بعد هم مودب عقب عقب از حرم بیرون بیاییم، به این روح عوامانه و روح تعبد می گویند.
خوشا به حال آن زن و مردی که عالم باشند و روح تعبد داشته باشند؛ یعنی در مقابل اهل بیت (علیهم السلام) در مقابل فقهای متخصص، در مقابل روایت صد در صد تسلیم باشند، در مقابل قرآن چون و چرا نداشته باشند. در مقابل روایت، در مقابل توسل، در مقابل بوسیدن ضریح، بغل گرفتن ضریح چون و چرا نداشته باشند.
اینها همه به خاطر این است که روح تعبد از انسان گرفته می شود و بسیاری از مصیبتها که برای ما جلو آمده به خاطر این است که روح تعبد از ما گرفته می شود و وقتی روح تعبد از انسان گرفته شد و چون و چرا در مقابل همه چیز بلند می شود. اتفاقا این مهار بسیار بزرگی برای شیطان است که جایی ببرد که خاطر خواه اوست.
کسروی و کسروی منشها چیزی ندارند فقط روح تعبد از آنها گرفته شده، وقتی که روح تعبد از آنها گرفته شد انگشتر در دست شرک می داند، وهابیگری بوسیدن ضریح را شرک می داند.
رهبر عظیم الشان انقلاب در کشف الاسرار جمله ای را از یکی از همین افراد که روح تعبد نداشتند نقل می کنند و می فرمایند وقتی این جمله را خواندم به ریش او خندیدم! از او نقل می کند که به مکه رفتم. در راه فکر می کردم این انگشتر که در دست من است چه فایده ای دارد؟ یک سنگ است، سنگ برای انسان چه می تواند بکند. می گوید سنگ را در آوردم و در بیابان انداختم و به هم جنس خودش ملحق کردم! (یعنی عقیق با فلز بود فلز و عقیق از جنس سنگ است انداختم و به هم جنس خودش ملحق کردم.)
امام می فرمودند: وقتی این جمله را خواندم به ریش او خندیدم که آقا کجا داری می روی؟ داری می روی به مکه که به دور یک سنگ طواف کنی، طواف به دور سنگ چه فایده ای دارد؟ بوسیدن حجر چه فایده ای دارد؟ لمس حجر الاسود یعنی چه؟ حجر الاسود چه فایده ای دارد؟ اگر فایده ندارد همه فایده ندارد و اگر فایده دارد بین قبر پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و خانه خدا چه تفاوت؟ هر علتی که خانه خدا دارد قبر پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هم دارد؛ هر علتی که قبر پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دارد قبر حضرت معصومه (سلام الله علیه) دارد، هر علتی که قبر حضرت معصومه (علیه السلام) دارد قبر آیه الله بروجردی و موسس حوزه علمیه قم دارد و همه اینها این است که ما باید مواظب باشیم توسل به اهل بیت و توسل به دوستان اهل بیت داشته باشیم. آن کسانی که پیش اهل بیت آبرویی دارند مثل حضرت معصومه (علیه السلام) که در زیارتش می خوانیم تو وجیه عندالله هستی، تو پیش خدا آبرو داری از این جهت من بی آبرو تو را بین خدا و خودم واسطه قرار می دهم.
از نظر تجربه، توسل اثر بسیار دارد و چیزی نیست که کسی بتواند منکر آن شود، یکی از بزرگان می فرمودند: که وقتی در نجف بودم تب مزمنی داشتم؛ تنی داشتم که قطع نمی شد. خیلی دکتر رفتم ولی خوب نشد. رفقا می خواستند به سر قبر حضرت حر (علیه السلام) بروند من هم رفتم می گوید: اینها مرا در حرم مطهر حضرت حر گذاشتند و خودشان به دنبال تفریحشان رفتند. دیدم یک زن عربی آمد، این زن دست به شبکه قبر حضرت حر گرفت و گفت: یا کاشف الکرب عن وجه الحسین (علیه السلام) اکشف کربی بحق مولاک الحسین (علیه السلام) یعنی ای کسی که هم و غم را از چهره حسین (علیه السلام) بردی، به حق مولایت حسین (علیه السلام) حاجت مرا بده، غم مرا رفع کن.
دفعه اول و دوم و سوم مرتبا شبکه ها را می گرفت، چند شبکه گرفت تا این که حاجتش را گرفت و رفت. می گوید من خیلی حالم بد بود، در کناری افتاده بودم، وقتی که این صحنه را دیدم خودم را کشان کشان سر قبر حر رساندم. دستم را روی شبکه اول گذاشتم و همان جمله را گفتم می گوید دفعه اول گفتم، شبکه دوم را گرفتم و گفتم، شبکه سوم را گرفتم و گفتم: یا کاشف الکرب عن وجه الحسین (علیه السلام) اکشف کربی بحق مولاک الحسین (علیه السلام) تب یک ساله و بیشتر از یک سال من به کل قطع شد و بلند شدم و ایستادم، آدم سالمی شدم، مثل این که اصلا تب نداشتم. وقتی رفقایم آمدند من (آدم خسته و مریضی که اصلا نمی توانستم از جایم حرکت کنم) را آدم سالم دیدند. گفتم حر من را نجات داد.
همسر یکی از طلبه ها سرطان داشت و خیلی زجر می کشید - این خانم الان هست و سالم است بدون این که عمل کرده باشد - این خانم می گفت: شبی شوهرم نبود، اول شب بود و درد مرا خیلی اذیت می کرد، بنا بود عمل کنم، از عمل هم می ترسیدم. می گوید کاری داشتم، به پشت بام رفته بودم، چشمم به قبر حضرت معصومه - سلام الله علیها - افتاد. به قبر حضرت رو کردم و گفتم: بی بی جان، من زن طلبه ای هستم که زیر پرچم توست، تقاضا دارم یک لطفی به من بکنید.
می گوید همان جا درد تمام شد. فردا صبح که از خواب بلند شدم اصلا اثری از سرطان و آن غده های سرطانی نبود.
اگر بخواهیم نظیر این قضایا را برای شما نقل کنم، شاید بتوانم پنجاه قضیه نظیر این قضایا را برای شما بگویم.
اتفاقا افرادی که به خدا معتقد نیستند - چه رسد به حضرت معصومه (سلام الله علیه) - در این قضایا مانده اند که چگونه باید اینها را توجیه کرد و چاره ای جز پذیرفتن ندارند.
پروردگار عالم، عالم است، حکیم است، قادر است و هر کسی که رابطه اش با خدا محکم باشد همه کار می تواند بکند. رابطه هم چه محکمتر، بهتر می تواند کار بکند. اینها ریشه قرآن هم دارد.
شما قضیه حشرت سلیمان را در سوره نمل می دانید، برای حضرت سلیمان خبر آوردند که در یمن زنی به نام بلقیس هست و در آنجا ادعای خدایی دارد و ادعای سلطنت دارد. حضرت سلیمان گفت: کیست این تخت را برای من بیاورد؟ یکی از اطرافیانش گفت: من در مدت نصف روز می توانم بیاورم.
قرآن می فرماید: قال الذی عنده علم من الکتاب انا اتیک به قبل ان یرتد الیک طرفک،(218) گفت: اجازه بده، من در یک چشم برهم زدن می آورم. حضرت سلیمان اجازه داد و در یک چشم به هم زدن تخت از یمن به فلسطین آمد و این چه علمی است؟
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: علمش در مقابل علم ما قطره ای در مقابل دریا بود! وقتی عاصف بن برخیا بواسطه رابطه ای که با خدا داشت می تواند تخت بلقیس را از یمن به فلسطین بیاورد، مثل امام حسین (علیه السلام) که رابطه اش با خدا دریا بود و آن یکی قطره، رابطه اش با خدا به این اندازه است، آیا نمی تواند حاجت بدهد؟ آیا نمی تواند درد بی درمان را از بین ببرد؟ آیا نمی تواند گرفتاری را اصلاح کند؟ مگر این که قرآن را قبول نداشته باشیم و الا توسل ریشه قرآنی دارد.
شیعه افتخارها دارد؛ شیعه امام حسین (علیه السلام) دارد، شیعه زینب (سلام الله علیه) دارد. حیف است شیعه ای که امام حسین (علیه السلام) دارد، امام حسین را فراموش کند. حیف است شیعه ای که حضرت بقیه الله (علیه السلام) دارد امام زمانش را فراموش کند.
یکی از بزرگان که در زمان طاغوت دو پسر خود را از دست داده بود همسرش خیلی جزع و فزع می کرد و بالاخره به واسطه جزع و فزع و این مصیبت فلج شد، چشمهایش را هم تقریبا از دست داد؛ جوانی خود را تقریبا از دست داد یعنی در این زن، پیری زودرس پیدا شد. این زن و مرد الان هم هستند. بنا شد که این زن را به تهران ببرند و در بیمارستان بخوابانند تا فلج او درمان شود. این آقا می گفت: دیدم فردا اول اذان صبح مهیا هستند این زن را ببرند، چند تا بچه هم دارد که بی سرپرستند، قدری نگران شدم رفتم به آقا امام زمان (علیه السلام) توسل پیدا کنم اما لیاقت ندیدم که خودم متوسل شوم، خجالت می کشیدم و به خدا عرضه داشتم خدایا، یک نظری، لطفی که آقا امام زمان به ما عنایت بکنند، می بینی وضع ما ناراحت کننده است؛ فلج بودن این زن و بی سرپرستی این بچه ها، من هم که نمی توانم این بچه ها را سرپرستی کنم. می گوید: چیزی نگفتم فقط با خدا حرف زدم، توسل به امام زمانم همین بود. نصف شب یک وقت دیدم چراغها روشن شد و سر و صدا بلند شد. گفتم چه خبر است؟ آمدم پایین، یک دختر کوچک داشتم جلو آمد و گفت: بابا، مامانم خوب شد. جلو رفتم دیدم که سالم است؛ علاوه بر این که سالم است، پیری زودرس او هم برگشته و جوان شده، به علاوه چشمهایش هم خوب و سالم شد. بعدا خود زن قضیه را چنین تعریف کرد و گفت:
تنها در اتاق خوابیده بودم، یک دفعه اتاق روشن شد نور مقدس حضرت بقیه الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رو به من کرد و فرمود: برخیز به شرطی که دیگر جزع و فزع نکنی. بلند شدم، آقا از اتاق بیرون آمدند به همراه آقا آمدم تا در خانه تشریف بردند. یک وقت متوجه شدم که من سالم هستم.
زنی که فلج بود به تمام معنی سالم شد؛ چشمها برگشت، جوانی او هم برگشت. وقتی ما چنین آقایی را داشته باشیم حیف است که به آقا امام زمان (علیه السلام) بی توجه باشیم و اتفاقا همه ما بی توجه هستیم.
یک کسی خدمت آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رسیده بود. آقا فرموده بودند که من از شیعیان گله دارم، برای این که مرا فراموش کردند. ما نباید آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را فراموش کنیم مخصوصا شبها و روزهای جمعه. ما نباید کارمان به اینجا برسد که اصلا ندانیم زیارت جامعه یعنی چه؟
سپاه صبحگاهی دارد، ارتش صبحگاهی دارد، زمان طاغوت هم داشت؛ ارتش ممالک صبحگاه دارد، سرود دارد؛ حیف است شیعه صبح به صبح سرود نداشته باشد.
زیارت جامعه کبیره سرود است؛ از اول تا آخر تعریف ائمه طاهرین است، سلام به ائمه طاهرین و سرود ائمه طاهرین است و ما باید هر صبح، وقتی که نماز صبحمان را خواندیم صبحگاهی داشته باشیم و این کار یک ربع یا بیست دقیقه طول نمی کشد. از همه شما زن و مرد تقاضا دارم این سرود را داشته باشید.
روشنایی دل می دهد، روح را تقویت می کند، تسلط ما بر نفس اماره به واسطه زیارت جامعه مسلم است، از همه اینها بهتر توسل به اهل بیت (علیهم السلام) رابطه با امام زمان (علیه السلام)؛ همانطور که رابطه با خدا هر چه محکمتر باشد سعه وجودی انسان بیشتر می شود. رابطه ما با امام زمان (علیه السلام) هر چه بیشتر می شود.
علامه مجلسی و پسرش، این دو بزرگوار یعنی پدر و پسر دو عالمی هستند که خیلی خدمت به اسلام کردند، مخصوصا علامه مجلسی دوم. علامه مجلسی دوم در زمانی واقع شد و خدمتی به عالم تشیع کرد که اگر علامه مجلسی نبود، الان یا شیعه نبود یا صوفیگری بود یعنی الان ما نبودیم، الان مرام ما وجود نداشت. باید گفت افرادی مثل شیخ بهایی، محقق کرکی و از جمله مثل علامه مجلسی اینها خودشان را فدای شیعه کردند یعنی شیخ بهایی - علیه الرحمه - از جبل عامل به ایران آمد و به دربار رفت. نشست و برخاست با شاه و امثال برای او خیلی سخت بود. علامه مجلسی - علیه الرحمه - از شاه تعریف می کرد اما مثل تیری بود که به سینه مبارکش می آمد. در دربار بود اما این بودن برایش خیلی مشکل بود.
هم چنین علامه مجلسی اول، اما چاره ای نبود. می دیدند که سنی گری رفته و شیعه آمده است و می خواهند شیعه گری را به صوفی گری مبدل کنند لذا به ناچار به دربار آمدند و این شیعه گری را تعدیل کردند یعنی سنی گری اش را بردند، صوفیگری اش را بردند و این شیعه گری را که الان در ایران است تحویل ایران دادند. این کار علامه مجلسی است؛ خدمت او خیلی عالی بود.
اگر کتابهای علامه مجلسی - غیر از کارهایش - را الان روی زمین بگذارند تا سقف می رود. اگر اینها هم نبود خدمت علامه مجلسی و شیخ بهایی و امثال اینها برای اسلام، برای شیعه خیلی عالی بود.
علامه مجلسی اول می فرماید: زیارت جامعه از نظر سند و دلالت بهترین زیارتهاست به راستی از نظر مضمون به خوبی زیارت جامعه نداریم.
کسانی که حالی داشته باشند و در زیارت تدبر کنند خیلی لذت می برند مخصوصا اگر عشقی به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و اهل بیت داشته باشند. می فرماید: من به نجف رفتم، می خواستم به حرف بروم خجالت می کشیدم. گفتم من هنوز خود را نشناختم چطور سر قبر امیرالمومنین (سلام الله علیه) بروم. تصمیم گرفتم مدتی را عبادت کنم تا یک رابطه و قابلیتی برایم پیدا شود بعد به حرم بروم. روزها به وادی السلام می رفتم - خدا قسمت همه ما بکند که به آنجا برویم - در آنجا محلی مربوط به آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است که به آن مقام صاحب می گویند. به آنجا می رفتم و عبادت می کردم و چون نمی شد شبها را در قبرستان بمانم به رواق مطهر حضرت می آمدم و در آنجا عبادت می کردم. چند روزی این قضیه طول نکشید، هنوز به حرم نرفتم عالم مکاشفه برایم پیدا شد. عالم مکاشفه برای خود عالمی است؛ اگر کسی علم داشته باشد، با خدا رابطه داشته باشد این دو موجب می شود که چشم بصیرتی پیدا کند، کم کم به اینجا می رسد که هویت اسنانها را می بیند یعنی می بیند که فلانی آدم است یا الاغ، آدم است یا سگ و کم کم بدانجا می رسد که با ملائکه سر و کار دارد، به آنجا می رسد که از نظر کشف خدمت آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می رسد.
می گوید: در رواق مطهر حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) برایم حالت کشف پیدا شد. دیدم (سر من رای) و در عسکریین هستم. آنجا آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را دیدم، مثل یک مدح زیارت جامعه را از اول تا آخر برای آقا خواندم بعد آقا فرمودند: بیا جلو، می ترسیدم به جلو بروم بالاخره جلو رفتم. آقا لطفی به من کردند و فرمودند: نعم الزیاره هذه خوب زیارتی است این زیارت.
می گوید: عالم کشف من تمام شد. دیدم باید به سُر من رای بروم، بدون این که قبر آقا امیرالمومنین (علیه السلام) را زیارت کنم به سر من رای آمدم. غسل کردم وارد حرم عسکرین شدم - خدا قسمت همه کند - تا دم در چشمم به مرقد مطهر امام علی النقی و امام حسن عسکری - علیهما السلام - افتاد، دیدم پاره ماه - حضرت بقیه الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آنجا ایستاده است، ایستادم و با انگشت به آقا اشاره کردم و زیارت جامعه را مثل یک مداح خواندم.
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و موضع الرساله و مختلف الملائکه و مهبط الوحی و معدن الرحمه و خزان العلم و منتهی الحلم و اصول الکرم و قاده الأمم و اولیاء النعم و عناصر الابرار و دعائم الاخیار و ساسه العباد و ارکان البلاد و ابواب الایمان و ابناء الرحمن و سلاله النبیین و صفوه المرسلین و عتره خیره رب العالمین و رحمه الله و برکاته.
تا آخر خواندم، آقا هم گوش می داند، زیارت تمام شد. فرمود جلو بیا، ابهت آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مرا گرفته بود، نمی دانستم جلو بروم، یک قدم می رفتم و می ایستادم. گفتم آقا می ترسم جسارت بشود کافر شوم. بیا جلو. به محضر آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رفتم. فرمودند: بنشین.
خدمت آقا نشستم دست تلطف روی شانه ام گذاشتند و فرمودند: نعم الزیاره هذه خوب زیارتی است این زیارت. گفتم آقا مال جدتان است و به قبر اشاره کردم - زیارت جامعه از امام علی النقی (علیه السلام) صادر شده است - فرمودند: بله. به من تلطف کردند و من از خدمت آقا مرخص شدم. این زیارت و این هم فرموده آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که نعم الزیاره هذه. لذا وقتی علامه مجلسی دم (ره) وارد این زیارت می شود می فرماید: اصح سندا و مضمونا یعنی زیارتی نداریم که از نظر سند تا این اندازه درست باشد. از همه زیارت ها اصح است و اصح بودنش برای همین است که آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آن را امضا کردند. لذا علامه مجلسی اول می فرماید: من تا زمانی که در عتبات بودم غیر از زیارت جامعه زیارت دیگری نخواندم. چنانچه استاد بزرگوارمان رهبر عظیم الشان انقلاب (ره) خیلی به این زیارت علاقه دارند و همیشه آن را می خواندند، از جوانی تا به پیری شان هر روز می خواندند، مخصوصا وقتی در نجف بودند غیر از این زیارت، زیارتی نخواندند.
حیف است که ما در مفاتیح این چنین زیارتی داشته باشیم اما تا بحال نخوانده باشیم. حیف است که از طرف آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) لطف باشد اما ما لطف را نگیریم.
روایتی از قول پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده، چه روایتی خوبی است. پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بارها می فرمودند: الا ان فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرضوا بها یعنی در زندگی شما فرصتهایی است، نفحه های رحمانی است مواظب باشید خود را در معرض این الطاف و نفحه های رحمانی در آورید. چقدر عالی است؛ جوانها فرصت دارند، باید مواظب باشند، این طور جلسات کم پیدا می شود، فرصتهای خوبی است. از جمله چیزهایی که در قر و برزخ و قیامت خیلی حسرت دارد این است که کسی شیعه باشد اما توسل نداشته باشد.
مرحوم شیخ عباس قمی، مردی که به اسلام خیلی خدمت کرده است و از جمله کتابهای او مفاتیح است که به قول رهبر عظیم الشان انقلاب کارخانه آدم سازی است؛ در این مفاتیح قضیه ای را نقل می کند و می گوید: زن آهنگری مُرد. عالمی شب، ظالمی را در قبر ظالمی را در قبرستان به خواب دید که وضعش خوب بود. گفت کار تو که خیلی بد بود چگونه این شدی؟ گفت: دیشب زنی مرد و این زن را در قبرستان دفن کردند، امام حسین (علیه السلام) سه مرتبه به دیدنش آمد. به خاطر قدم آقا ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) پروردگار عالم موقتاً عذاب را از قبرستان برداشت.
عالم بیدار شد و پیش آهنگر رفت و گفت: آیا زنت مرده؟ جواب داد: آری. عالم گفت: چه موقع؟ گفت: پریشب. پرسید: کار این زن چه بود که امام حسین (علیه السلام) سه مرتبه به دیدنش آمد؟ جواب داد: کار زن من این بود که زیارت عاشورایش ترک نمی شد.
زیارت عاشورا یک ربع طول می کشد مواظب باشید اگر شب اول قبر امام حسین (علیه السلام) را می خواهید، آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را می خواهید - در قیامت همه کس، حتی انبیا حسین (علیه السلام) را می خواهند، زینب (سلام الله علیه) را می خواهند - مواظب باشید کاری کنید که در قیامت بتوانید به حضرت زهرا (سلام الله علیه) دسترسی داشته باشید.
اگر کسی می خواهد شب اول قبر به امام حسین (علیه السلام) دسترسی داشته باشد، توسل می خواهد، رابطه می خواهد. در دعا هم این طور است اگر می خواهید دعایتان به جایی برسد، توسل می خواهد. اگر سعادت دنیا می خواهید توسل، اگر سعادت آخرت می خواهید توسل، ما که زیر پرچم حضرت معصومه (سلام الله علیه) هستیم باید هر روز لااقل هر دو سه روز یکبار به حرم برویم.
امیدوارم که این جلسه برای من و شما مفید بوده باشد. تقاضا دارم روی آن کمی فکر کنید بعد هم به کار بندید؛ امید است همیشه مورد عنایت اهل بیت (علیهم السلام) باشیم.

بخش اول: گفتار بیست و سوم

ذکر الله

بحث ما درباره این بود که ما جنگی در درون خود داریم به نام جهاد اکبر و پیروز شدن در این جنگ کاری بسیار مشکل است و اگر کسی بتواند پیروز از این جنگ بیرون بیاید سعادت دنیا و آخرت دارد و سعادت انسان مرهون پیروزی در این جنگ است و به عکس. اگر در این جنگ مغلوب شد انسانیت خود را از دست داده است فقط مردن نیست مردن انسانیت است و اگر کسی انسانیت خود را از دست داد از نظر قرآن حیوانی بیش نیست بلکه از حیوان هم پست تر است از این جهت معلوم است موضوع بحث خیلی عالی است چنانچه خود بحث بواسطه موضوعش عالی می شود همان اول سال به شما عزیزان می گفتم ما به تنهایی به خودی خود نمی توانیم در این جنگ پیروز شویم باید از خارج کمک بگیریم تا هفته گذشته هشت کمک برای انسان از نظر قرآن و روایات اهل بیت به شما نشان دادم که اگر یکی از این هشت کمک باشد انسان حتما در این جنگ پیروز است مخصوصا اگر بتواند همه آن هشت شرطی که گفته شد تهیه کند همه آن نیروها را تهیه کند بحث امشب ما درباره نهمین نیرو است که می توانیم از خارج بگیریم و آن یاد خدا از نظر زبان و از نظر دل است که در قرآن شریف و روایات اهل بیت بنام ذکر نامیده می شود و قرآن شریف با کمال صراحت می فرماید: نیروئی است بسیار عالی، می فرماید:
ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر و لذکر الله اکبر(219)
چیزهائی که در جنگ درون انسان را پیروز می کند، و می توانند بر نفس اماره مسلط شوند و دیگر در زندگی اش گناه و طغیانگری و تجاوز نباشد نماز است اما بالاتر از نماز، ذکر و یاد خداست. (و لذکر الله اکبر) بلکه از قرآن شریف بخوبی فهمیده می شود که همه عبادتها برای خاطر این ذکر است که اگر به ما گفتند نماز بخوان روزه بگیر، حج برو، انفاق به دیگران بکن همه و همه برای خاطر همین ذکر است در سوره طه می خوانیم:
اننی انا الله لا اله الا انا فاعبدنی و اقم الصلوة لذکری(220)
یعنی به تحقیق در این عالم وجود موثری جز من نیست یعنی خدا. پس عبادت مرا بکن و نماز بخوان.
برای چه؟ لذکری - فاعبدنی - و اقم الصلوة لذکری. اگر به تو گفتم عبادت بکن برای خاطر ذکرش است، اگر به تو گفتم نماز بخوان برای خاطر ذکرش است این آیه هم می فرماید علت غایی برای همه عبادات یاد خدا است از نظر زبان یا از نظر دل در همان سوره مزمل که خطاب به پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بار سنگینی بر گرده ات آمده و اگر بخواهی این بار سنگینی را به منزل برسانی نیرو از خارج باید بگیری یکی از نیروها که در سوره المزمل ذکر شده همین ذکر است: و اذکر اسم ربک و تبتل الیه تبتیلا(221) پیغمبر، ای کسی که بار نبوت به دوشت آمده یا ایها المزمل ای کسیکه خطاب به تو شده: انا سنلقی علیک قولا ثقیلا(222) بار سنگین به دوشت آمده و اذکر اسم ربک اگر می خواهی این بار سنگینی را به منزل برسانی باید در زندگی ات ذکر باشد باید یاد خدا در زبانت باشد و در دلت باشد. امام صادق (علیه السلام) می فرماید: پروردگار عالم در همه واجبات و مستحبات اکتفا کرده است به یک حد معینی گفته است نماز بخوان پنج وقت خوب نوافلش را هم بخوان پنجاه و یک رکعت می شود فرموده است ماه مبارک رمضان روزه بگیر، یک مرتبه در عمر حج برو فرموده است خمس بده، زکات بده، همه حدی دارد اما یک چیزی در قرآن داریم که حد ندارد بعد امام صادق (علیه السلام) تمسک می کردند به این آیه:
یا ایها الذین آمنوا اذکروالله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا.(223)
یعنی ای کسانی که ایمان آوردید اگر بخواهید این ایمان به سر حد منزل برسد با ایمان از این دنیا بروید اگر بخواهید در آن جنگ درون پیروز شوید باید همیشه به یاد خدا باشید در زبان شما ذکر باشد یا ایها الذین آمنوا اذکر والله ذکرا کثیرا ذکر بگوئید و سبحوه و بکره و اصیلا همیشه صبح و شام تسبیح خدا کنید، ذکر بگویید هم از نظر زبان هم از نظر دل، لذا از نظر قرآن و روایات اهل بیت وظیفه بزرگی برای همه مخصوصا افرادی که یک کار اجتماعی دستشان است (مثل شما حضار محترم) باید یک ذکری در زندگیشان باشد و بواسطه او کمک و مدد بگیرند هم برای کارهای دنیایشان، هم برای آخرتشان، برای اینکه توفیق پیدا کنند و منجمله برای بحث امسال ما این آیاتی که خواندیم مثل اینکه بما می فهماند که از همه آن هشت نیرو که درباره اش صحبت کردم این نیرو مهمتر است بهتر می تواند به انسان کمک بدهد این از نظر ذکر در قرآن، در روایات هم شاید بیشتر از هزار روایت از اهل بیت در این باره و تاکید در ذکر وارد شده، صاحب وسائل علیه الرحمه در جمله صلوه بیشتر از دویست روایت از ائمه طاهرین سلام الله علیهم اجمعین نقل می کند که مضمونش همین بوده و پیغمبر دائم الذکر بود امیرالمومنین (سلام الله علیه) مثل شیر در میدان، اما زبانش هم مرتب بنام خدا گویا بود. امام حسین (علیه السلام) حتی در روز عاشورا با یاد خدا بود و ذکر داشت و اینکه گرفتار است و یا نه اینها هم برای آنها اهمیت نداشته.
لذا حضرت زینب سلام الله علیها با فرض اینکه دائم الذکر بوده نماز شب ایشان تعطیل نشد حتی شب عاشورا، حتی شب سیزدهم محرم پشت دروازه کوفه نماز خواند، نماز شب نشسته خواند. امام صادق (سلام الله علیه) می فرماید: پدر من همیشه زبانش به ذکر خدا گویا بود در راه لبهایش می جنبید، سر غذا، وقت خواب می دیدم زبانش گویا است و بالاخره می دیدم همیشه زبانش گویای به ذکر خداست، راجع به سایر ائمه طاهرین منجمله خود امام صادق (علیه السلام) هم دارد و به خوبی از تاریخ استفاده می کنیم که ائمه طاهرین و پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) آنها دائم الذکر بودند؛ یک ذکری انتخاب کرده بودند. لذا مرحوم محدث قمی علیه الرحمه در مفاتیح (در این کتاب کارخانه آدم سازی) در این کتاب از کاری که مخصوص ائمه طاهرین است یاد می کند و می گوید: ذکر پیغمبر این بوده، ذکر امیرالمومنین این بوده، ذکر امام حسن این بوده، ذکر امام حسین این بوده تا آخر هر کدام اینها یک ذکری داشتند که نقش خاتمشان هم بوده روی انگشترشان هم ذکر خدا، یاد خدا، اسم خدا می نوشتند. ما هم باید دائم الذکر باشیم. این مطلب تا اینجا مسلم است از نظر قرآن خیلی سفارش شده علت غایی برای همه عبادات از نظر روایات بیشتر از هزار روایت از نظر سیره، اهل بیت این است که زبان گویا بوده دل متوجه بوده همیشه اگر شیعه هستیم باید یک شباهتی به آنها داشته باشیم باید زبانمان گویای به یاد خدا باشد دلمان متوجه به خدا باشد لااقل اگر دائم الذکر نیستیم، یک طوری بشود که در عالم ملکوت به ذاکر بودن قلمداد بشویم. و سبحوه بکره و اصیلا صبح و شام، این صبح و شام کنایه است یعنی همیشه، اما معمولا وقتی که شما از خانه بیرون می آیید تا مدرسه بروید اگر پیاده راه بروید می توانید هزار مرتبه لا اله الا الله بگوئید و هزار مرتبه لا اله الا الله گفتن خیلی مقام دارد خیلی ثواب دارد بدون اینکه کسی متوجه باشد مخصوصا کلمه لا اله الا الله مخرج ندارد همه مخارجش در دهان است. لذا ممکن است شما هزار مرتبه لا اله الا الله بگوئید پیش مردم، توی جمعیت، هیچکس هم نفهمید که لا اله الا الله گفتید و بکنید این کار وظیفه است و اگر بخواهید در این جنگی که در درون دارید به نام جهاد اکبر پیروز بشوید، تقاضا دارم یک فکری انتخاب کنید و این ذکرها خیلی به درد می خورند، اما چه ذکری خیلی خوب است این سوال جوابش این است که تا ببینیم ذکر را برای چه می خواهید و چه کسی انتخاب می کند ذوق ها و افراد و حالات تفاوت دارند چنانچه کارها هم تفاوت دارند اگر برای استمداد بخواهید برای بحثمان برای اینکه پیروز شویم. بر نفس اماره کلمه لا اله الا الله و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم بسیار ذکر بسم الله الرحمن الرحیم بسیار عالی است اینها نیرو و قوه می دهد انسان را در بن بست های معنوی آنجا که شیطان می خواهد غلبه کند شیطان انسی، شیطان جنی، نیرو می دهد برای وسوسه ها برای تخیلها، برای دلهره ها، برای اضطراب خاطرها، خیلی موثر است. روایت می نویسد یک نفر آمد پیش پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) گفت یا رسول الله هلکت، گفت هلاک و نابود شدم پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: می خواهی بگویم چرا هلاک شدی؟ خیال می کنی هلاک شدی! بعد پیغمبر اکرم آن قضیه ای که برایش واقع شده بود فرمودند که: شیطان آمد وسوسه بازی در آورد بتو گفت چه کسی تو را خلق کرده گفتی خدا، گفت خدا را چه کسی، ماندی نتوانستی جوابش را بدهی همین است که گفت بله یا رسول الله، شک و وسوسه برایم جلو آمد، حضرت فرمودند نه اینها وسوسه است. هذا محض الایمان، ایمانت از بین نرفته و وقتی که چنین وسوسه ها برایت جلو می آید بی تفاوتی بخرج بده و بگو لا اله الا الله.
از این کلمه و این روایت بخوبی استفاده می کنیم که لا اله الا الله برای وسوسه ها، رفع وسوسه ها و رفع اضطراب خاطرها برای رفع دلهره ها و نگرانیها و بالاخره برای تسلط بر شیطان درون و شیطان بیرون شیطان نفس، شیطان جنی، شیطان انسی خیلی موثر است و اگر کسی روزی هزار مرتبه مثلا بگوید لا اله الا الله، اساتید ما ذکر داشتند و از بزرگان هم معمولا نقل می کنند ذکر دارند و عرفا روی این ذکر برای تقویت نفس خیلی پافشاری دارند و برای افراد و حالات ذکر مخصوصی دارند برای اشخاص ذکر مخصوص دارند و نیز برای زمانها و مکانها ذکر مخصوص دارند و بالاخره کلمه لا اله الا الله برای بحث ما خیلی مفید است خیلی، چنانچه لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم هم برای تقویت اراده برای تقویت قلب برای رفع ضعف عصب، این درد بی درمان که همه مان داریم خیلی مفید است آنهم برای رفع نگرانیها، دلهره ها، اضطرابها و اضطراب خاطرها رفع شیطان انسی و شیطان جنی و تسلط بر نفس اماره خیلی مهم است و حتی بعضی اوقات ثوابهای خیلی عجیبی هم برایش نقل کرده اند مثلا: کسی که هفت مرتبه بعد از نماز صبح یا بعد از نماز مغرب بگوید:
بسم الله الرحمن الرحیم، لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم.
مرحوم شیخ عباس قمی در مفاتیح ثواب بزرگی برایش نقل کرده که عقل حیران می شود، اگر روح تعبد باشد بسیار ثواب دارد اگر روح تعبد نباشد منکر می شود خیلی ثواب دارد این کلمه لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم. هم کسی توی راه از مدرسه اش بر می گردد تا خانه می تواند صد مرتبه بگوید و اینها در زندگی است و منجمله مفید در بحث ما، کلمه بسم الله الرحمن الرحیم برای همه چیز مهم است حتی می رسد به اینجا که راستی اگر عقیده به بسم الله الرحمن الرحیم باشد یعنی بسم الله رسوخ در دلش هم کرده باشد می تواند روی آب راه برود چنانچه گفتند و رفتند، می تواند در هوا راه برود چنانچه گفتند و کردند و این کلمه مخصوصا برای حفظ، خیلی عالی است وقتی از خانه بیرون می آیی نه مرتبه بگوئی که عرفا می گویند نوزده مرتبه برای اینکه بسم الله الرحمن الرحیم نوزده حرف است می گویند به عدد حروفش نوزده مرتبه این بسم الله تو را حفظ می کند تا برگردی خانه ات حفظ هم دو قسم است یکی حفظ از آفات و بلیات که خیلی موثر است بالا از این حفظ دین مخصوصا در دوره آخر الزمان و برای شما با سوادها، شما روشنفکرها، در روایت می خوانیم بعض اوقات جوان صبح از خانه اش می آید بیرون متدین است وقتی که بر می گردد به خانه کافر است یک شبهه، یک نق زدن، یک حرف حق به جانب زدن، صبح از خانه می روی بیرون، خیلی با انقلاب خوبی، عصر بر می گردی نگرانی، روز دوم و سوم یک وقت بطور ناخودآگاه بدبین به انقلابی، کم کم بدبین به خدا سوءظن به خدا و به اسلام این جوان های بیچاره ما که به این بدبختی ها کشیده شده اند اینها بچه مسلمانند. چرا به این بدبختی کشانده شدند رفیق بد وسوسه است که به شما گفتم می تواند نجاشی شاعر خاص امیرالمومنین را بکشاند در خانه، در ماه مبارک رمضان شرابش بدهد روزه اش را بخورد آنهم با شراب! به شما می گفتم این دو تا سوره آخر قرآن زنگ خطر است مخصوصا برای جوانها که می گوید پناه بر خدا ببر، پناه بر خدا ببر، پناه بر خدا ببر از وسوسه رفیق بد از وسوسه شیطان انسی، شیطان جنی. شیطان مخصوصا زهر را در کپسول می ریزد، زهر را در یک آلو، در یک الفاظ بسیار شیرین و حق بجانب می ریزد؛ زهر را به نام مستضعف و این که انقلاب مثلا چه کرد برای مستضعفین؟ مخصوصا اگر توجیه گر باشد و بتواند آن سم را در یک الفاظ عالی بریزد چه باید کرد با این وسوسه ها؟ بسم الله الرحمن الرحیم هزار مرتبه موثر است اگر نوزده مرتبه اش برای حفظ موثر باشد حفظ آفات و بلیات و حفظ این وسواس، معلوم است دیگر صد مرتبه اش چه می کند ذوق انسان هم متفاوت است استاد بزرگوار ما رهبر عظیم الشأن انقلاب می فرمودند: بسم الله الرحمن الرحیم نه فقط در همه سوره ها متفاوت است یعنی بسم الله سوره حمد غیر از بسم الله سوره بقره است بسم الله سوره بقره غیر از بسم الله سوره آل عمران است همچنین تا آخر می فرمودند که خوب این را که فقها گفتند، عرفا گفتند درست است بسم الله افراد هم غیر یکدیگرند. بسم الله هایی که من می گویم با بسم الله شخص واحد با حالاتش تفاوت دارد ممکن است یک وقت یک حالی باشد یک کلمه لا اله الا الله بتواند زیر و رو بکند عالم را یک کلمه یا الله بتواند کوه را از پا برکند یک بسم الله الرحمن الرحیم در یک حالت با یک بسم الله الرحمن رحیم در حال دیگر، اینها با هم تفاوت دارند لذا ذوقها، دلها، عقلها فکرها، ایمانها اینها ذکرهایشان تفاوت دارد از این جهت ممکن است شما با ذوقتان یک ذکری انتخاب بکنید عرضه بدارید به فطرت به طور ناخودآگاه ببینید چه می پسندید یک دفعه یا الله می پسندد یک دفعه، یا علی می پسندد فرق نمی کند یا علی یا حسین یا رسول الله یا فاطمه اینها همه اسماء الله است در قرآن شریف می خوانیم و الله الاسماء الحسنی فأدعوه بها(224) یعنی وقتی می خواهید دعا کنید خدا را به اسماء حسنی قسم دهید امام صادق (علیه السلام) می فرماید: نحن والله الاسماء الحسنی بخدا قسم اسماء حسنی الهی ما هستیم لذا بگو یا علی نتیجه می گیری بگو یا زهرا چنانچه شما با یاد علی به این دنیا آمدید مواظب باشید اینها را زا دست شما نگیرند این که استاد بزرگوار ما رهبر عظیم الشان انقلاب این اواخر مرتب پافشاری دارند روی این حرفها برای اینکه می ترسند یک وقت این انقلاب این نعمت به این بزرگی موجب بشود دست بعضی نا اهلها بیافتد و اسم یا علی را از شیعه بگیرد این را مواظب باشید وقتی سنتی را از حوزه نگیرند این را مواظب باشید این است که رهبر عظیم الشان انقلاب مرتب روی اینها پافشاری دارند. روی گریه، روی گریه لذا عمدا می آید می نشیند پای تلویزیون روضه می خواند این هم مثل زن بچه مرده گریه می کند عملا می خواهد نشان بدهد شیعه یعنی گریه. انقلاب اگر تا اینجا آمده به خاطر گریه برای حسین بوده همین حسینیه ها همین زنجیر زدن ها اینها شعارهای شیعه است. یک اختلافی است درباره این که در اقامه و در اذان اشهد ان علیا ولی الله جزء است یا نه. اختلاف بین فقها است که شیعه می گوید بگوئید الا اینکه جزء نیست از باب تبرک و تیمن بگوئید مرادم اینجاست یک فتوای مرحوم حضرت آیت الله حکیم رحمه الله علیه داشت که مرحوم آیه الله بهبهانی هم امضاء می کردند عقیده من هم این است درست هم هست بسیار فتوای عالی است. آقای حکیم رحمه الله علیه می فرماید: اشهد ان علیا ولی الله در اذان و اقامه مستحب است، اما اگر می خواهید اذان و اقامه بگوئید باید اشهد ان علیا ولی الله، اشهد ان علیا حجة الله داشته باشد. اذان مستحب است اما اگر می خواهید اذان بگوئید واجب است بگویی اشهد ان علیا ولی الله چرا؟ می گوید برای اینکه شعار شیعه است اگر یک کسی اذان بگوید اسم علی در آن نباشد این چه شیعه گری است شعار شیعه است چون شیعه است به عنوان ثانوی می شود واجب چقدر فتوای عالی است! مادرها ما را به اسم علی به دنیا می آورند، کام بچه هایش را کام شماها را به تربت حسین برداشتند. این شعار باید به مانند آنها که دادند دست ما، ما باید بدهیم بدست دیگران. تا زمانی که صاحب بیاید آقا بیاید، واسطه فیض ان شاء الله بیاید. لذا یا الله یا علی برای شیعه تفاوت ندارد هر دو اسم خداست یا علی اسم ولی خداست اسم آن کسی است که مظهر صفات خداست اسم آن کسی است که پروردگار عالم او را واسطه فیض این عالم قرار داده لذا در روایاتی می خوانیم (در روایات زیاد است) در روایاتی می خوانیم وقتی که جنگ مغلوبه می شد پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) گاهی می گفت اصحابی، اصحابی اصحابی الصلوه الصلوه بعضی اوقات هم وقتی جنگ مغلوب می شد متوسل به علی می شد یا علی یا علی یا علی. راجع به شیعه دارد در زمان غیبت متوسل شوید به امام زمان به صاحبتان به واسطه فیضتان یعنی حضرت بقیه الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف) لذا در روایات می خوانیم پیغمبر فرمودند به کلمه (غوث) این لقبی است که پیغمبر به امام زمان داده است، یعنی فریاد درس با این جمله متوسل می شوید به امام زمان یا ابا الصالح المهدی ادرکنی که بسیار گفتند. و آقا آمد لذا تا ببینیم ذوقها چه می پسندد.
گاهی بسم الله می پسندد. ذکرش بسم الله باشد. یا الله می پسندد یا الله باشد. یا ارحم الراحمین باشد. عرضه بدهد به ذوقش، هر چه ذوق قبول کرد او را ذکر انتخاب می کند. این یک بحث.
بحث سوم ما امشب این است که ذکر دو قسم است: یک ذکر از نظر زبان و خیلی موثر است، روانشناسها می گویند بسیار موثر است روایات و قرآن می گوید و علمای علم اخلاق می گویند موثر است عرفا حرفها دارند ولی می گویند خیلی موثر است ذکرها دارند و تلقین است. چیزهایی است و ذکر لسانی تقریبا یک نحوه تلقینی است یعنی مثلا هزار مرتبه لا اله الا الله ممکن است خود متوجه نشوید چه می کنی، اما به طور ناخودآگاه روی دل اثر می گذارد مثل آتش است و ذغال، ذغال در وسط آتش بالاخره کم کم مرتبا اثر می گذارد آتش روی ذغال اثر می گذارد ناگهان ذغال آتش می شود. ذکر از نظر زبان این است که اگر بتو می گویم قرآن بخوان همین طور قرآن بخوان و برو جلو، این برای این است که خیلی موثر است کم کم به طور ناخود آگاه آیه قرآن اثر می گذارد روی دل، قرآن رسوخ در دل می کند و اگر قرآن رسوخ در دل معلوم است آدم به کجا می رسد ذکر هم این است تقاضا دارم این تسبیحات حضرت زهرا (سلام الله علیه) را فراموش نکنید خیلی عالی است که امام صادق (علیه السلام) می فرماید تسبیح جده ام زهرا (سلام الله علیه) پیش من از هزار رکعت نماز افضل است. خوب این خیلی کم زمان می برد بعد از نماز 34 مرتبه الله اکبر 33 مرتبه الحمد لله 33 مرتبه سبحان الله. بعدش هم اگر بگوید لا اله الا الله یک استغفار هم بکنید دیگر عال العال می شود خیلی عالی می شود 34 مرتبه الله اکبر ممکن است از نظر شما بی اهمیت باشد ولی خیلی اهمیت دارد و همین روی دل اثر می گذارد.
علمای علم نحو در ادبیات می گویند: کلمه از جرح است، یعنی همین طور که چاقو مثلا روی دست بکشید دست را می برد جریحه دار می کند اگر چاقو برنده باشد و آهسته روی دست بکشید یک خط پیدا می شود می گویند کلمه از جرح است اثر می گذارد روی دل.
هر کلامی که می خواهد باشد کلام خوب و بد اثر می گذارد شما العیاذ بالله یک فحش بدهید نه یک شوخی بکنید ولو شوخی حلال، بالاخره اثر می گذارد روی دل او، قساوت می آورد ذکر نورانیت می آورد و اثر دارد. کلام اثر دارد 34 مرتبه الله اکبر آنهم به نام زهرا (سلام الله علیه) اثر دارد 33 مرتبه الحمدلله اثر می گذارد 33 مرتبه سبحان الله اثر می کند و تاثیرش هم زیاد است لذا شاید اینکه لفظی را اینقدر اسلام به آن اهمیت می دهد برای چیز دیگر باشد. برای این است که دل همیشه به یاد خدا باشد این مرتبه سوم از ذکر که من خیال می کنم همه این سر و صداها برای این حالت است برای این است که دل همیشه توجه اش به خدا باشد، رجال لا تلتیهم تجاره و لا بیع عن ذکر الله(225) یک وقت برسد به اینجا که سر کلاس است اما متوجه به خداست در خانه است، در راه می رود تمام توجه اش به خداست، غذا می خورد تمام توجه اش به خداست حتی می رسد به اینجا که خواب است اما توجه به خدایش قطع نشده، خوشا به حال اینها، افرادی را سراغ داریم که خوابند اما دل متوجه به خداست و اگر این حالت پیدا شد دیگر انسان گمشده اش را پیدا کرده است و قرآن می گوید هیچ چیزی نمی تواند انسان را سیر کند جز این آیه الا بذکر الله تطمئن القلوب(226) شما می دانید در ادبیات (الا) برای تاکید است تقدیم جار و مجرور مقدم شده معنایش این می شود یقین داشته باش بلاشک این است هیچ چیزی نمی تواند انسان را سیر کند آنچه می تواند سیرش کند آنچه می تواند گمشده اش را به او برساند فقط یاد خداست توجه به خداست دیگر نگرانیها می رود دلهره ها و اضطراب خاطرها می رود دیگر اصلا در این عالم چیزی نمی بیند جز خدا دیگر این جور می گوید راستی انسان یک وقت می رسد به این جا که می گوید:
به صحرا بنگرم صحرا تو بینم - به دریا بنگرم دریا تو بینم
به هر جا بنگرم کوه و در و دشت - نشان از روی زیبای تو بینم
سنریهم ایاتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق.(227)
اینهم اتفاقا تاکید روی تاکید دارد یعنی این همه سر و صداها برای چیست؟ که انسان درک کند، در عالم هستی به غیر از خدا چیزی نیست دیگر همه اینها باطل است، همه اینها پوچ است، وجود نماست ربط است چه چیز آدم را به اینجا می رساند؟ همین ذکرهای لفظی یک وقت می رسد به این که استاد بزرگوار ما رهبر عظیم الشأن انقلاب دائما دارند آنوقتها هم دائما به ما نصیحت می کردند این بوده که همیشه خود را در محضر خدا ببینید همه جا محضر خداست چه کنیم بتوانیم به این وصیت رهبر عظیم الشأن عمل کنیم فقط و فقط ذکر لفظی روی دل اثر می گذارد. دل به خدا توجه پیدا کند، وقتی دل متوجه به خدا شد همه جا را محضر خدا می بیند همیشه بحث خیلی مفصل است اما چیزی دیگر به تعطیلات نمانده بحث ما هم ناقص است و دلم می خواهد امسال این بحث را تمام کنم لذا به همین مقدار راجع به ذکر اکتفا می کنیم و ان شاء الله هفته آینده درباره مطلب دیگر با شما صحبت می کنم.