فهرست کتاب


جهاد با نفس (سلسله درسهای اخلاقی)

آیت الله حسین مظاهری‏‏

بخش اول: گفتار بیست و دوم

توسل به اهل بیت (ع)

پیرو عرایض هفته گذشته یکی از شرایط مهم در باب دعا، توسل است. چنانچه از بحثهای گذشته استفاده کردیم راز و نیاز انسان با خدا، دعا در زندگی انسان مخصوصا برای تسلط انسان بر نفس اماره یعنی پیروز شدن در جنگ درون فوق العاده تاثیر دارد. درباره دعا فی الجمله صحبت کردیم و هفته گذشته درباره این که دعا حتما مستجاب است بحث کردیم و فهمیدیم که نمی شود که دعا مستجاب نشود و اگر دیدیم که دعایی مستجاب نشد عللی دارد که هفته قبل درباره علل عدم استجابت دعا فی الجمله صحبت شد.
بحث امشب (که خیال می کنم برای همه مخصوصا برای روشنفکرها یعنی برای شما زن و مرد بحث مفیدی باشد). این است که توسل به اهل بیت (علیهم السلام) از شرایط اساسی دعای است و شما در مفاتیح شیخ عباس قمی کم دعایی را پیدا می کنید که در آن توسل به اهل بیت (علیهم السلام) نباشد.
مرحوم صاحب کتاب وسائل الشیعه (ره) در وسائل قریب هفتاد روایت در باب توسل ذکر می کند و آن هفتاد روایت تقریبا می گوید که شرط اساسی برای دعا و استجابت دعا توسل به اهل بیت علیهم السلام است.
قرآن شریف هم درباره دعا می فرماید که باید وسیله قرار بدهی، باید توسل به اهل (علیه السلام) داشته باشی یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله(215) ای افرادی که با تقوا هستید، اگر به در خانه خدا می روید با وسیله بروید؛ اگر سعادت دنیا و آخرت از خدا می خواهید با وسیله بخواهید.
در روایات فراوانی از اهل بیت (علیهم السلام) می خوانیم که می فرمایند: نحن الوسیله یعنی آن وسیله که در قرآن به آن امر شده ما هستیم، اگر می خواهی به در خانه خدا بروی باید با ما به در خانه بروی.
قرآن شریف می فرماید: ولله الاسماء الحسنی فادعوه بها،(216) برای پروردگار عالم اسمهای زیبا و نیکویی است، وقتی دعا می کنید با آن اسماء دعا کنید.
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: نحن والله الاسماء الحسنی(217) یعنی اسماء حسنی که در قرآن امر شده تا هنگام دعا با آن دعا کنید ما هستیم.
وقتی دعا می کنید به وسیله ما، با واسطه ما خدا را بخوانید؛ خدا را به ما قسم بدهید تا دعای شما مستجاب شود.
لذا از نظر روایات و از نظر قرآن شریف، توسل به اهل بیت (علیهم السلام) چیز مسلمی است. سیره پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه طاهرین (علیه السلام) هم چنین بوده است.
درباره پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) داریم که از اول شب تا به صبح دعا می کرد و خدا را به حق علی (علیه السلام) قسم می داد و درباره ائمه طاهرین (علیه السلام) داریم که دعا می کردند و خدا را به پنج تن آل عبا (علیه السلام) قسم می دادند، لذا می توانیم بگوییم سیره اهل بیت هم این است که در وقت دعا توسل داشتند.
از نظر علماء بزرگ توسل به اهل بیت توسل به روح علمای بزرگ چیز مسلمی است.
وحید بهبهانی - علیه الرحمه - یکی از علمای بزرگ اسلام است، این آقا بزرگ و برای شیعه مایه افتخار است که در عالم رجال به نام آقا نامیده شده است.
ایشان در فوائد حائریه به طلبه ها اصرار زیادی دارد که از روح بزرگان، از روح کسانی که در پیش خدا جاه و مقامی دارند استمداد کنند. پس از اصرار روی این حرف می فرماید: مواظب باش مبادا یک مرتبه به علما جسارت کنی که اگر حال تنفری از عالم پیدا کردی، پروردگار دیگر عنایتی به تو ندارد، و می فرماید: به تجربه برای ما به اثبات شده آن افرادی که با عالم سر و کاری ندارند، آن افرادی که دلشان از علم متنفر است یا لااقل سر و کاری با عالم ندارند و محبت علماء و فقهاء در دلشان نیست یک حالت جهلی در دلشان حکمفرماست. می فرماید:
به تجربه برای ما اثبات شده که این افراد، سرگردانی دارند و به همین سرگردانی هم مثل کرم ابریشم در خود می تنند تا خفه شوند. درباره مرحوم ملا صدرا (ره) دارد که مرحوم ملا صدرا اسفار آنچنانی را در کهک قم نوشت. ایشان از شیراز به کهک آمد و مدتی در همین کهک بوده است. مرحوم ملا صدرا می فرمود: وقتی شبهه ای برای من جلو می آمد به قم می آمد و سر قبر حضرت معصومه (سلام الله علیه) می رفتم و از روح حضرت معصومه (سلام الله علیه) استمداد می گرفتم و شبهه فلسفی برایم حمل می شد.
مرحوم ملا صدرا برای عالم تشیع افتخار است؛ نه فقط در فلسفه متخصص بوده، در تفسیر و روایات اهل بیت (علیهم السلام) نیز تخصص داشته، به علاوه در حکمت متعالیه هم تخصص داشته و مختص به ایشان است، یعنی می توانیم بگوییم سیر فلسفه را ملا صدرا عوض کرد. این آقایی که می تواند سیر فلسفه را عوض کند و حکمت متعالیه را به جامعه عرضه بدارد خود می فرماید:
وقتی شبهه ای برای من پیش می آمد سر قبر خانم معصومه (سلام الله علیه) می آمدم و از حضرت معصومه (سلام الله علیه) استمداد می کردم و شبهه برای من حل می شد.
استاد بزرگوار ما رهبر عظیم الشان انقلاب (ره) درباره ابن سینا، این مرد خارق العاده، مطلبی را می فرمودند و موضوعی را که رهبر عظیم الشان انقلاب می فرمودند در خود شفاء هم هست. شفا یک کتاب فلسفی است خیلی کتاب مشکلی است. بوعلی در کتاب شفا می فرماید: من استعداد ذاتی خدا دادیم به حدی بود که دو سه روز در یک علم شاگردی می کردم بعد استاد، شاگرد می شد و من استاد می شدم!
در کتاب شفا می فرماید: از جمله در علم هندسه بیش از دو سه روز شاگردی نکردم و پس از دو سه روز نقشه هایی می کشیدم که استاد از من استفاده می کرد و استاد شاگردم می شد. اما در علم الهی، یعنی فلسفه، بعضی اوقات چهل مرتبه مطالعه می کردم و شبهه برای من حل نمی شد لذا به عالم ملکوت متوسل می شدم تا این که از این طریق شبهه برایم حل بشود.
شاگرد شیخ الرئیس به نام ملا سلیمان حاشیه ای بر شفا دارد. ایشان در آنجا می گوید: وقتی برایش شبهه ای پیش می آمد و نمی توانست از نظر علمی شبهه را حل کند، به مسجدی که در خانه بود می رفت، نماز می خواند، به عالم ملکوت توسل پیدا می کرد، شبهه در مسجد برای او حل می شد.
هر چه علم انسان بیشتر بشود باید مواظب باشد که روح تعبدش نیز بیشتر شود. اگر کسی به واسطه گرفتن یک دیپلم، یک لیسانس، یک دکتری یا به واسطه تخصص در اجتهاد یا ادبیات یا فلسفه روح تعبد خودش را از دست بدهد معلوم است که او آدم سبکسری است یعنی علم برایش غرور آورده، والا اگر علم برای او غرور نیاورد هر چه بیشتر شود باید روح تعبد او نیز زیادتر شود.
مرحوم حاج آقا مصطفی، آقا زاده رهبر عظیم الشان انقلاب (ره) را خدا رحمت کند، ایشان می فرمودند: رسم پدرم این بود که ساعت 9 شب باید به حرم مشرف شوند و برای همه مسلم بود که رهبر عظیم الشان انقلاب تا زمانی که در نجف بودند حرم رفتن ایشان ترک نشد. ساعت 9 که به حرم مشرف می شدند در آنجا زیارت جامعه را می خواندند و بر می گشتند.
می فرمودند: در یک شب طوفانی که هوا سرد بود برف هم می آمد در این هوا طوفانی دیدیم که آقا ساعت 9 برای رفتن به حرم مهیا شد. می گوید من با تبسم به پدرم گفتم: بابا، آقا امیرالمومنین (علیه السلام) که دور و نزدیک ندارد شما زیارت جامعه را همین جا در خانه بخوانید. می گوید پدرم تبسم کرد؛ یک جمله گفت اما یک دنیا ارزش داشت، یعنی جمله ای است که به استاد بزرگوار ما رهبر عظیم الشان انقلاب می خورد. فرمودند: مصطفی، تقاضا دارم روح عوامانه ما را از ما نگیر.
این که این عمل دور و نزدیک ندارد یک دقت عقلی است، اما باید روح تعبدمان این باشد که سر قبر حضرت معصومه (سلام الله علیه) برویم، به حرم برویم، ضریح را ببوسیم، ضریح را در بغل بگیریم، در مرقد را، در حرم را، در رواق را ببوسیم، در مقابل حضرت معصومه (سلام الله علیه) مودب بایستیم، از خدا حاجت بخواهیم و خدا را به حضرت معصومه (سلام الله علیه) قسم بدهیم، بعد هم مودب عقب عقب از حرم بیرون بیاییم، به این روح عوامانه و روح تعبد می گویند.
خوشا به حال آن زن و مردی که عالم باشند و روح تعبد داشته باشند؛ یعنی در مقابل اهل بیت (علیهم السلام) در مقابل فقهای متخصص، در مقابل روایت صد در صد تسلیم باشند، در مقابل قرآن چون و چرا نداشته باشند. در مقابل روایت، در مقابل توسل، در مقابل بوسیدن ضریح، بغل گرفتن ضریح چون و چرا نداشته باشند.
اینها همه به خاطر این است که روح تعبد از انسان گرفته می شود و بسیاری از مصیبتها که برای ما جلو آمده به خاطر این است که روح تعبد از ما گرفته می شود و وقتی روح تعبد از انسان گرفته شد و چون و چرا در مقابل همه چیز بلند می شود. اتفاقا این مهار بسیار بزرگی برای شیطان است که جایی ببرد که خاطر خواه اوست.
کسروی و کسروی منشها چیزی ندارند فقط روح تعبد از آنها گرفته شده، وقتی که روح تعبد از آنها گرفته شد انگشتر در دست شرک می داند، وهابیگری بوسیدن ضریح را شرک می داند.
رهبر عظیم الشان انقلاب در کشف الاسرار جمله ای را از یکی از همین افراد که روح تعبد نداشتند نقل می کنند و می فرمایند وقتی این جمله را خواندم به ریش او خندیدم! از او نقل می کند که به مکه رفتم. در راه فکر می کردم این انگشتر که در دست من است چه فایده ای دارد؟ یک سنگ است، سنگ برای انسان چه می تواند بکند. می گوید سنگ را در آوردم و در بیابان انداختم و به هم جنس خودش ملحق کردم! (یعنی عقیق با فلز بود فلز و عقیق از جنس سنگ است انداختم و به هم جنس خودش ملحق کردم.)
امام می فرمودند: وقتی این جمله را خواندم به ریش او خندیدم که آقا کجا داری می روی؟ داری می روی به مکه که به دور یک سنگ طواف کنی، طواف به دور سنگ چه فایده ای دارد؟ بوسیدن حجر چه فایده ای دارد؟ لمس حجر الاسود یعنی چه؟ حجر الاسود چه فایده ای دارد؟ اگر فایده ندارد همه فایده ندارد و اگر فایده دارد بین قبر پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و خانه خدا چه تفاوت؟ هر علتی که خانه خدا دارد قبر پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هم دارد؛ هر علتی که قبر پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دارد قبر حضرت معصومه (سلام الله علیه) دارد، هر علتی که قبر حضرت معصومه (علیه السلام) دارد قبر آیه الله بروجردی و موسس حوزه علمیه قم دارد و همه اینها این است که ما باید مواظب باشیم توسل به اهل بیت و توسل به دوستان اهل بیت داشته باشیم. آن کسانی که پیش اهل بیت آبرویی دارند مثل حضرت معصومه (علیه السلام) که در زیارتش می خوانیم تو وجیه عندالله هستی، تو پیش خدا آبرو داری از این جهت من بی آبرو تو را بین خدا و خودم واسطه قرار می دهم.
از نظر تجربه، توسل اثر بسیار دارد و چیزی نیست که کسی بتواند منکر آن شود، یکی از بزرگان می فرمودند: که وقتی در نجف بودم تب مزمنی داشتم؛ تنی داشتم که قطع نمی شد. خیلی دکتر رفتم ولی خوب نشد. رفقا می خواستند به سر قبر حضرت حر (علیه السلام) بروند من هم رفتم می گوید: اینها مرا در حرم مطهر حضرت حر گذاشتند و خودشان به دنبال تفریحشان رفتند. دیدم یک زن عربی آمد، این زن دست به شبکه قبر حضرت حر گرفت و گفت: یا کاشف الکرب عن وجه الحسین (علیه السلام) اکشف کربی بحق مولاک الحسین (علیه السلام) یعنی ای کسی که هم و غم را از چهره حسین (علیه السلام) بردی، به حق مولایت حسین (علیه السلام) حاجت مرا بده، غم مرا رفع کن.
دفعه اول و دوم و سوم مرتبا شبکه ها را می گرفت، چند شبکه گرفت تا این که حاجتش را گرفت و رفت. می گوید من خیلی حالم بد بود، در کناری افتاده بودم، وقتی که این صحنه را دیدم خودم را کشان کشان سر قبر حر رساندم. دستم را روی شبکه اول گذاشتم و همان جمله را گفتم می گوید دفعه اول گفتم، شبکه دوم را گرفتم و گفتم، شبکه سوم را گرفتم و گفتم: یا کاشف الکرب عن وجه الحسین (علیه السلام) اکشف کربی بحق مولاک الحسین (علیه السلام) تب یک ساله و بیشتر از یک سال من به کل قطع شد و بلند شدم و ایستادم، آدم سالمی شدم، مثل این که اصلا تب نداشتم. وقتی رفقایم آمدند من (آدم خسته و مریضی که اصلا نمی توانستم از جایم حرکت کنم) را آدم سالم دیدند. گفتم حر من را نجات داد.
همسر یکی از طلبه ها سرطان داشت و خیلی زجر می کشید - این خانم الان هست و سالم است بدون این که عمل کرده باشد - این خانم می گفت: شبی شوهرم نبود، اول شب بود و درد مرا خیلی اذیت می کرد، بنا بود عمل کنم، از عمل هم می ترسیدم. می گوید کاری داشتم، به پشت بام رفته بودم، چشمم به قبر حضرت معصومه - سلام الله علیها - افتاد. به قبر حضرت رو کردم و گفتم: بی بی جان، من زن طلبه ای هستم که زیر پرچم توست، تقاضا دارم یک لطفی به من بکنید.
می گوید همان جا درد تمام شد. فردا صبح که از خواب بلند شدم اصلا اثری از سرطان و آن غده های سرطانی نبود.
اگر بخواهیم نظیر این قضایا را برای شما نقل کنم، شاید بتوانم پنجاه قضیه نظیر این قضایا را برای شما بگویم.
اتفاقا افرادی که به خدا معتقد نیستند - چه رسد به حضرت معصومه (سلام الله علیه) - در این قضایا مانده اند که چگونه باید اینها را توجیه کرد و چاره ای جز پذیرفتن ندارند.
پروردگار عالم، عالم است، حکیم است، قادر است و هر کسی که رابطه اش با خدا محکم باشد همه کار می تواند بکند. رابطه هم چه محکمتر، بهتر می تواند کار بکند. اینها ریشه قرآن هم دارد.
شما قضیه حشرت سلیمان را در سوره نمل می دانید، برای حضرت سلیمان خبر آوردند که در یمن زنی به نام بلقیس هست و در آنجا ادعای خدایی دارد و ادعای سلطنت دارد. حضرت سلیمان گفت: کیست این تخت را برای من بیاورد؟ یکی از اطرافیانش گفت: من در مدت نصف روز می توانم بیاورم.
قرآن می فرماید: قال الذی عنده علم من الکتاب انا اتیک به قبل ان یرتد الیک طرفک،(218) گفت: اجازه بده، من در یک چشم برهم زدن می آورم. حضرت سلیمان اجازه داد و در یک چشم به هم زدن تخت از یمن به فلسطین آمد و این چه علمی است؟
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: علمش در مقابل علم ما قطره ای در مقابل دریا بود! وقتی عاصف بن برخیا بواسطه رابطه ای که با خدا داشت می تواند تخت بلقیس را از یمن به فلسطین بیاورد، مثل امام حسین (علیه السلام) که رابطه اش با خدا دریا بود و آن یکی قطره، رابطه اش با خدا به این اندازه است، آیا نمی تواند حاجت بدهد؟ آیا نمی تواند درد بی درمان را از بین ببرد؟ آیا نمی تواند گرفتاری را اصلاح کند؟ مگر این که قرآن را قبول نداشته باشیم و الا توسل ریشه قرآنی دارد.
شیعه افتخارها دارد؛ شیعه امام حسین (علیه السلام) دارد، شیعه زینب (سلام الله علیه) دارد. حیف است شیعه ای که امام حسین (علیه السلام) دارد، امام حسین را فراموش کند. حیف است شیعه ای که حضرت بقیه الله (علیه السلام) دارد امام زمانش را فراموش کند.
یکی از بزرگان که در زمان طاغوت دو پسر خود را از دست داده بود همسرش خیلی جزع و فزع می کرد و بالاخره به واسطه جزع و فزع و این مصیبت فلج شد، چشمهایش را هم تقریبا از دست داد؛ جوانی خود را تقریبا از دست داد یعنی در این زن، پیری زودرس پیدا شد. این زن و مرد الان هم هستند. بنا شد که این زن را به تهران ببرند و در بیمارستان بخوابانند تا فلج او درمان شود. این آقا می گفت: دیدم فردا اول اذان صبح مهیا هستند این زن را ببرند، چند تا بچه هم دارد که بی سرپرستند، قدری نگران شدم رفتم به آقا امام زمان (علیه السلام) توسل پیدا کنم اما لیاقت ندیدم که خودم متوسل شوم، خجالت می کشیدم و به خدا عرضه داشتم خدایا، یک نظری، لطفی که آقا امام زمان به ما عنایت بکنند، می بینی وضع ما ناراحت کننده است؛ فلج بودن این زن و بی سرپرستی این بچه ها، من هم که نمی توانم این بچه ها را سرپرستی کنم. می گوید: چیزی نگفتم فقط با خدا حرف زدم، توسل به امام زمانم همین بود. نصف شب یک وقت دیدم چراغها روشن شد و سر و صدا بلند شد. گفتم چه خبر است؟ آمدم پایین، یک دختر کوچک داشتم جلو آمد و گفت: بابا، مامانم خوب شد. جلو رفتم دیدم که سالم است؛ علاوه بر این که سالم است، پیری زودرس او هم برگشته و جوان شده، به علاوه چشمهایش هم خوب و سالم شد. بعدا خود زن قضیه را چنین تعریف کرد و گفت:
تنها در اتاق خوابیده بودم، یک دفعه اتاق روشن شد نور مقدس حضرت بقیه الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رو به من کرد و فرمود: برخیز به شرطی که دیگر جزع و فزع نکنی. بلند شدم، آقا از اتاق بیرون آمدند به همراه آقا آمدم تا در خانه تشریف بردند. یک وقت متوجه شدم که من سالم هستم.
زنی که فلج بود به تمام معنی سالم شد؛ چشمها برگشت، جوانی او هم برگشت. وقتی ما چنین آقایی را داشته باشیم حیف است که به آقا امام زمان (علیه السلام) بی توجه باشیم و اتفاقا همه ما بی توجه هستیم.
یک کسی خدمت آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رسیده بود. آقا فرموده بودند که من از شیعیان گله دارم، برای این که مرا فراموش کردند. ما نباید آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را فراموش کنیم مخصوصا شبها و روزهای جمعه. ما نباید کارمان به اینجا برسد که اصلا ندانیم زیارت جامعه یعنی چه؟
سپاه صبحگاهی دارد، ارتش صبحگاهی دارد، زمان طاغوت هم داشت؛ ارتش ممالک صبحگاه دارد، سرود دارد؛ حیف است شیعه صبح به صبح سرود نداشته باشد.
زیارت جامعه کبیره سرود است؛ از اول تا آخر تعریف ائمه طاهرین است، سلام به ائمه طاهرین و سرود ائمه طاهرین است و ما باید هر صبح، وقتی که نماز صبحمان را خواندیم صبحگاهی داشته باشیم و این کار یک ربع یا بیست دقیقه طول نمی کشد. از همه شما زن و مرد تقاضا دارم این سرود را داشته باشید.
روشنایی دل می دهد، روح را تقویت می کند، تسلط ما بر نفس اماره به واسطه زیارت جامعه مسلم است، از همه اینها بهتر توسل به اهل بیت (علیهم السلام) رابطه با امام زمان (علیه السلام)؛ همانطور که رابطه با خدا هر چه محکمتر باشد سعه وجودی انسان بیشتر می شود. رابطه ما با امام زمان (علیه السلام) هر چه بیشتر می شود.
علامه مجلسی و پسرش، این دو بزرگوار یعنی پدر و پسر دو عالمی هستند که خیلی خدمت به اسلام کردند، مخصوصا علامه مجلسی دوم. علامه مجلسی دوم در زمانی واقع شد و خدمتی به عالم تشیع کرد که اگر علامه مجلسی نبود، الان یا شیعه نبود یا صوفیگری بود یعنی الان ما نبودیم، الان مرام ما وجود نداشت. باید گفت افرادی مثل شیخ بهایی، محقق کرکی و از جمله مثل علامه مجلسی اینها خودشان را فدای شیعه کردند یعنی شیخ بهایی - علیه الرحمه - از جبل عامل به ایران آمد و به دربار رفت. نشست و برخاست با شاه و امثال برای او خیلی سخت بود. علامه مجلسی - علیه الرحمه - از شاه تعریف می کرد اما مثل تیری بود که به سینه مبارکش می آمد. در دربار بود اما این بودن برایش خیلی مشکل بود.
هم چنین علامه مجلسی اول، اما چاره ای نبود. می دیدند که سنی گری رفته و شیعه آمده است و می خواهند شیعه گری را به صوفی گری مبدل کنند لذا به ناچار به دربار آمدند و این شیعه گری را تعدیل کردند یعنی سنی گری اش را بردند، صوفیگری اش را بردند و این شیعه گری را که الان در ایران است تحویل ایران دادند. این کار علامه مجلسی است؛ خدمت او خیلی عالی بود.
اگر کتابهای علامه مجلسی - غیر از کارهایش - را الان روی زمین بگذارند تا سقف می رود. اگر اینها هم نبود خدمت علامه مجلسی و شیخ بهایی و امثال اینها برای اسلام، برای شیعه خیلی عالی بود.
علامه مجلسی اول می فرماید: زیارت جامعه از نظر سند و دلالت بهترین زیارتهاست به راستی از نظر مضمون به خوبی زیارت جامعه نداریم.
کسانی که حالی داشته باشند و در زیارت تدبر کنند خیلی لذت می برند مخصوصا اگر عشقی به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و اهل بیت داشته باشند. می فرماید: من به نجف رفتم، می خواستم به حرف بروم خجالت می کشیدم. گفتم من هنوز خود را نشناختم چطور سر قبر امیرالمومنین (سلام الله علیه) بروم. تصمیم گرفتم مدتی را عبادت کنم تا یک رابطه و قابلیتی برایم پیدا شود بعد به حرم بروم. روزها به وادی السلام می رفتم - خدا قسمت همه ما بکند که به آنجا برویم - در آنجا محلی مربوط به آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است که به آن مقام صاحب می گویند. به آنجا می رفتم و عبادت می کردم و چون نمی شد شبها را در قبرستان بمانم به رواق مطهر حضرت می آمدم و در آنجا عبادت می کردم. چند روزی این قضیه طول نکشید، هنوز به حرم نرفتم عالم مکاشفه برایم پیدا شد. عالم مکاشفه برای خود عالمی است؛ اگر کسی علم داشته باشد، با خدا رابطه داشته باشد این دو موجب می شود که چشم بصیرتی پیدا کند، کم کم به اینجا می رسد که هویت اسنانها را می بیند یعنی می بیند که فلانی آدم است یا الاغ، آدم است یا سگ و کم کم بدانجا می رسد که با ملائکه سر و کار دارد، به آنجا می رسد که از نظر کشف خدمت آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می رسد.
می گوید: در رواق مطهر حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) برایم حالت کشف پیدا شد. دیدم (سر من رای) و در عسکریین هستم. آنجا آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را دیدم، مثل یک مدح زیارت جامعه را از اول تا آخر برای آقا خواندم بعد آقا فرمودند: بیا جلو، می ترسیدم به جلو بروم بالاخره جلو رفتم. آقا لطفی به من کردند و فرمودند: نعم الزیاره هذه خوب زیارتی است این زیارت.
می گوید: عالم کشف من تمام شد. دیدم باید به سُر من رای بروم، بدون این که قبر آقا امیرالمومنین (علیه السلام) را زیارت کنم به سر من رای آمدم. غسل کردم وارد حرم عسکرین شدم - خدا قسمت همه کند - تا دم در چشمم به مرقد مطهر امام علی النقی و امام حسن عسکری - علیهما السلام - افتاد، دیدم پاره ماه - حضرت بقیه الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آنجا ایستاده است، ایستادم و با انگشت به آقا اشاره کردم و زیارت جامعه را مثل یک مداح خواندم.
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و موضع الرساله و مختلف الملائکه و مهبط الوحی و معدن الرحمه و خزان العلم و منتهی الحلم و اصول الکرم و قاده الأمم و اولیاء النعم و عناصر الابرار و دعائم الاخیار و ساسه العباد و ارکان البلاد و ابواب الایمان و ابناء الرحمن و سلاله النبیین و صفوه المرسلین و عتره خیره رب العالمین و رحمه الله و برکاته.
تا آخر خواندم، آقا هم گوش می داند، زیارت تمام شد. فرمود جلو بیا، ابهت آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مرا گرفته بود، نمی دانستم جلو بروم، یک قدم می رفتم و می ایستادم. گفتم آقا می ترسم جسارت بشود کافر شوم. بیا جلو. به محضر آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رفتم. فرمودند: بنشین.
خدمت آقا نشستم دست تلطف روی شانه ام گذاشتند و فرمودند: نعم الزیاره هذه خوب زیارتی است این زیارت. گفتم آقا مال جدتان است و به قبر اشاره کردم - زیارت جامعه از امام علی النقی (علیه السلام) صادر شده است - فرمودند: بله. به من تلطف کردند و من از خدمت آقا مرخص شدم. این زیارت و این هم فرموده آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که نعم الزیاره هذه. لذا وقتی علامه مجلسی دم (ره) وارد این زیارت می شود می فرماید: اصح سندا و مضمونا یعنی زیارتی نداریم که از نظر سند تا این اندازه درست باشد. از همه زیارت ها اصح است و اصح بودنش برای همین است که آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آن را امضا کردند. لذا علامه مجلسی اول می فرماید: من تا زمانی که در عتبات بودم غیر از زیارت جامعه زیارت دیگری نخواندم. چنانچه استاد بزرگوارمان رهبر عظیم الشان انقلاب (ره) خیلی به این زیارت علاقه دارند و همیشه آن را می خواندند، از جوانی تا به پیری شان هر روز می خواندند، مخصوصا وقتی در نجف بودند غیر از این زیارت، زیارتی نخواندند.
حیف است که ما در مفاتیح این چنین زیارتی داشته باشیم اما تا بحال نخوانده باشیم. حیف است که از طرف آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) لطف باشد اما ما لطف را نگیریم.
روایتی از قول پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده، چه روایتی خوبی است. پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بارها می فرمودند: الا ان فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرضوا بها یعنی در زندگی شما فرصتهایی است، نفحه های رحمانی است مواظب باشید خود را در معرض این الطاف و نفحه های رحمانی در آورید. چقدر عالی است؛ جوانها فرصت دارند، باید مواظب باشند، این طور جلسات کم پیدا می شود، فرصتهای خوبی است. از جمله چیزهایی که در قر و برزخ و قیامت خیلی حسرت دارد این است که کسی شیعه باشد اما توسل نداشته باشد.
مرحوم شیخ عباس قمی، مردی که به اسلام خیلی خدمت کرده است و از جمله کتابهای او مفاتیح است که به قول رهبر عظیم الشان انقلاب کارخانه آدم سازی است؛ در این مفاتیح قضیه ای را نقل می کند و می گوید: زن آهنگری مُرد. عالمی شب، ظالمی را در قبر ظالمی را در قبرستان به خواب دید که وضعش خوب بود. گفت کار تو که خیلی بد بود چگونه این شدی؟ گفت: دیشب زنی مرد و این زن را در قبرستان دفن کردند، امام حسین (علیه السلام) سه مرتبه به دیدنش آمد. به خاطر قدم آقا ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) پروردگار عالم موقتاً عذاب را از قبرستان برداشت.
عالم بیدار شد و پیش آهنگر رفت و گفت: آیا زنت مرده؟ جواب داد: آری. عالم گفت: چه موقع؟ گفت: پریشب. پرسید: کار این زن چه بود که امام حسین (علیه السلام) سه مرتبه به دیدنش آمد؟ جواب داد: کار زن من این بود که زیارت عاشورایش ترک نمی شد.
زیارت عاشورا یک ربع طول می کشد مواظب باشید اگر شب اول قبر امام حسین (علیه السلام) را می خواهید، آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را می خواهید - در قیامت همه کس، حتی انبیا حسین (علیه السلام) را می خواهند، زینب (سلام الله علیه) را می خواهند - مواظب باشید کاری کنید که در قیامت بتوانید به حضرت زهرا (سلام الله علیه) دسترسی داشته باشید.
اگر کسی می خواهد شب اول قبر به امام حسین (علیه السلام) دسترسی داشته باشد، توسل می خواهد، رابطه می خواهد. در دعا هم این طور است اگر می خواهید دعایتان به جایی برسد، توسل می خواهد. اگر سعادت دنیا می خواهید توسل، اگر سعادت آخرت می خواهید توسل، ما که زیر پرچم حضرت معصومه (سلام الله علیه) هستیم باید هر روز لااقل هر دو سه روز یکبار به حرم برویم.
امیدوارم که این جلسه برای من و شما مفید بوده باشد. تقاضا دارم روی آن کمی فکر کنید بعد هم به کار بندید؛ امید است همیشه مورد عنایت اهل بیت (علیهم السلام) باشیم.

بخش اول: گفتار بیست و سوم