فهرست کتاب


جهاد با نفس (سلسله درسهای اخلاقی)

آیت الله حسین مظاهری‏‏

دعا

چیزی را که امشب باید به آن توجه داشته باشیم این است که از نظر قرآن دعا حتما مستجاب می شود. قرآن می فرماید: ادعونی استجب لکم شرط و قید ندارد؛ دعا کنید حتما مستجاب می کنم. یا در آیه ای که در جلسه قبل خواندیم با آن همه تاکید و عنایتی که در آیه شریفه هست می فرماید: فلیستجیبوا لی و لیؤمنوا بی لعلهم یرشدون حتما حرف مرا بپذیرید. به در خانه من بیایید، با من راز و نیاز داشته باشید و حتما به این ایمان داشته باشید که مستجاب می کنم و بدانید دوست می دارم که به مطلوب برسید، به مقصود برسید و اگر می خواهید به مطلوب و مقصود برسید باید دعا کنید. حرف اینجاست که چرا دعا می کنیم ولی مستجاب نمی شود؟ قبلا اشاره ای کردم و از استاد بزرگوارم علامه طباطبایی - علیه الرحمه - در المیزان استفاده کردیم که ایشان می فرمایند دعا مستجاب است در صورتیکه با فطرت انسان بخواند نه با تخیل او. و بگفته علامه طباطبایی گاهی ما تخیلی داریم که واقعیت ندارد مثل خیال می کنیم که مال برای ما خوب است، اولاد برای ما خوب است، تشکیل خانواده برای ما خوب است، این چیزهایی که عرف پسند است، این چیزهایی که تمایل انسان می پسندد، روی اینها دعا می کنیم اما اگر پرده عقب برود می بینیم این که برای آن داریم راز و نیاز می کنیم، این که داریم برایش دعا می کنیم که تخیلی هم بیش نیست، به ضرر من است ولی من نمی دانم ضرر دارد و اگر پرده عقب برود به جای اینکه دعا کنم خدایا، به من عنایت کن، دعا می کنم که خدایا به من عنایت نکن. از این جهت است که دعا مستجاب نمی شود.
چرا دعا مستجاب نمی شود؟ برای این که لطف خدا و عنایت و رافت خدا با ماست و پروردگار عالم روی تخیلات ما کار می کند بلکه روی واقعیتها و فطرت ما کار می کند. اگر راستی دعای ما به مصلحت ما باشد حتما مستجاب می شود و اگر مصلحت نباشد و بر ضرر ما باشد به قول علامه طباطبایی - رحمه الله علیه - اگر پرده ها عقب برود می بینیم ضرر دارد، الان نمی فهمیم و مرتبا جزع و فزع می کنیم که خدا، چرا دعایم را مستجاب نمی کنی؟ این دعا مستجاب نمی شود، چرا؟ چون صلاح او نیست و قرآن شریف راجع به همین جمله علامه طباطبایی - رحمه الله علیه - اشاره ها دارد و عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم و الله یعلم و انتم لا تعلمون.(211)
چه بسیار چیزهایی که شما کراهت دارید اما برای شما خیر است و چه بسیار چیزهایی که شما دوست دارید اما و هو شر لکم و الله یعلم و انتم لا تعلمون شما نمی دانید، او می داند؛ اگر دعایت را مستجاب نمی کند او می داند این که می خواهی برای تو شر است. فعسی ان تکرهوا سیئا و یجعل الله فیه خیرا کثیرا،(212) چه بسیار چیزهایی که ما کراهت داریم اما در آن خیری است و خیر بسیاری است، ما نمی فهمیم.
چیزی باید اینجا تذکر بدهم این است که اگر صلاح ما نباشد دعا مستجاب نمی شود اما دعا بی نتیجه نمی ماند. مثلا اگر الان کسی زن خوب، شوهر خوب می خواهد و الان برای او صلاح نیست یکی دو سال دیگر آنچه بخواهد خدا به او می دهد یا مثلا مال می خواهد و صلاحش این نیست که پولدار بشود به جای آن خدا به او عزت می دهد، حکومت بر دلها می دهد و اگر در دنیا صلاح او نباشد در عالم آخرت به او می دهد.
در روایات می خوانیم که افرادی که دعایشان مستجاب نشده در روز قیامت خیلی خوشحالند برای این که پروردگار عالم به آنها پاداش می دهد می گویند ای کاش هیچ کدام از دعاهای ما مستجاب نمی شد.
درباره فقرا و مستضعفین داریم که در روز قیامت پروردگار عالم به قدری به اینها پاداش عنایت می کند که می گویند ای کاش همه عمرمان در فقر بودیم.
بنابراین، ممکن است صلاح شخص نباشد که دعایش مستجاب شود، باید این را حتما بداند که معنا ندارد دعا و راز و نیاز به خدا بدون نتیجه بماند.
تذکر دیگری که در اینجا باید بدهم این است که هیچ وقت بحث قبلی را فراموش نکنیم که آقا، خانم، آن فوائدی که بر دعاست استجابت و عدم استجابت در مقابلش پوچ است، پوچ.
یک بنده یک عارف اصلا نباید این دعا کند که دعایش مستجاب شود. در این دعای کمیل می بینید که تا یا نور یا قدوس اصلا مسئول منه ذکر نشده، فقط می گوید خدا اللهم انی اسئلک برحمتک التی وسعت کل شی خدایا، به در خانه ات آمد، رحمت واسعه ات را هم شفیع آورده ام. حالا، برای چه آمدی؟ نمی دانم.
این دعای سحر که ماه مبارک رمضان می خوانید، دعا خیلی عالی است. به حدی عالی است که به آن دعای مباهله می گویند.
اگر شما در دعا دقت کنید امام باقر (علیه السلام) از اول تا آخر نمی گوید خدایا چیزی به من بده، مسئول مه در دعا نیست، فقط می گوید: خدایا، به در خانه ات آمدم، به ذات مقدس تو قسمت می دهم. خدایا، به در خانه ات آمدم و تو را به اسماء و صفاتت قسم می دهم. خدایا، به در خانه ات آمدم و تو را به پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) قسمت می دهم و... تا آخر دعا این است.
شما در دعای سحر نمی توانید موردی را پیدا کنید که بگوید خدایا، به من چیزی بده. حتی ندارد که خدایا، بر پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) صلوات بفرست. این را هم ندارد.
عارف نباید از خدا چیزی بخواهد یک بنده بزرگترین افتخارش این است که مولا او را پذیرفته، به او توفیق داده که می تواند خدا خدا بگوید. برای یک عاشق بزرگترین لذت این است که معشوق او را دعوت کند، به حرفهایش توجه کند؛ او بگوید یا الله، جواب بشنود لبیک لبیک. قرآن می فرماید نه فقط دعوتت کردم، اگر نیایی به تو بی اعتنایی می کنم، از تو قهر می کنم قل یعبوا بکم ربی لولا دعاءکم.
دعا برای این نیست که مستجاب شود. مگر رهبر عظیم الشان انقلاب بارها به شما نگفته که شما برای شکم، انقلاب نکردید؟
استاد بزرگوار ما رهبر عظیم الشان انقلاب (ره) در یکی از بحثهای دعا می فرمود: مرگ باد بر آن بنده ای که به در خانه خدا برود و خدا را به خاطر شکم به پیغمبر بخواند برای ریاست و پول، برای اینکه بر شهری تسلط پیدا کند، برای اینکه بر دنیایی تسلط یابد، بالاتر بگویم به قول ایشان یعنی این عارف کامل، مرگ بر آن بنده ای که به در خانه خدا برود و از خدا بهشت بخواهد. بنده آن است که از هر چه رنگ تعلق پذیر آزاد است. حافظ شیرازی گفته است:
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود - ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است.
دعا برای این وضع شده که انسان را به اینجا برساند که به در خانه خدا برود، پشت پا به عالم هستی بزند و دیگر در دلش هیچ کسی و هیچ چیزی حتی بهشت هم نباشد جز خدا.
بنابراین، اگر ما از این مایوس می شویم که دعایمان مستجاب نمی شود اولا معنی دعا را نمی فهمیم؛ ثانیا - بدون تعارف - آدمهای شکم پرستی هستیم، آدمهای هوی و هوس داری هستیم، هوی و هوس بر ما مسلط شده و چون هوی و هوس بر ما تسلط دارد یک روز پول می خواهیم، یک روز عزت می خواهیم، یک روز ریاست می خواهیم، روز دیگر تشکیل خانواده می خواهیم، فلان فلان می خواهیم هر چه خدا خدا می گوییم برای شکم است. گویی این فرد حیوان است، این که انسان نیست.
امسال در این بحث بودیم که این بعد مادی را مغلوب کنیم؛ حالا بیاییم بگوییم خدایا، این بعد مادی را قی کن، این که دعا نیست.
بنابراین، دعا مستجاب است، اگر صلاح باشد عنایت می کند و اگر صلاح نباشد و به قول استاد بزرگوار ما علامه طباطبایی - رحمه الله علیه - دعای ما اگر با فطرت نخواند پاداش می دهد، پول می دهد و اگر در دنیا صلاحش نباشد حتما در آخرت پاداش می دهد اما این را فراموش نکنید که اصلا دعا در اسلام برای این وضع نشده که برای تمایلات و غرایزمان چیزی بخواهیم و اگر این چنین دعایی را به دست رهبر عظیم الشان انقلاب بدهند می گوید مرگ بر تو باد با دعایت.
(این را توجه داشته باشید، بلی این حرف مال من و شما نیست اما برای این مجلس همین اندازه خوب است تا این اندازه بالا برود که از دعا مایوس نشویم.)
اگر دعا مستجاب نشد حال یاس پیدا نشود که اگر حال یاس پیدا شد قرآن می فرماید که در سر حد کفر است: ولا تایئسوا من روح الله انه لا یأیئس من روح الله الا القوم الکافرون(213) این یک علت عدم استجابت دعا بود.
علت دیگر عدم استجابت دعا گناه است. گناه انسان را به سقوط می کشاند. گناه ولو خیلی کوچک اما از این که انسان را به سقوط می کشاند فوق العاده بزرگ است.
گناه مخالفت با خداست؛ طغیانگری در مقابل خداست و این گناه انسان را به سقوط می کشاند؛ بین عبد و مولا پرده می شود؛ بین گفتار عبد و مولا پرده می شود. لذا می بینیم در مناجات شعبانیه که مناجات خیلی عالی است. خیلی عالی است و از افرادی که خیلی عاشق این مناجاتند استاد بزرگوار ما رهبر عظیم الشان انقلاب است و حتی در درسهای اخلاقشان دو سه جمله از این مناجات شعبانیه را به نام خطبه می خواندند، بارها به دعا استشهاد می کردند.
در اول مناجات شعبانیه مرتبا می گوید: خدایا، اسمع دعائی، اسمع ندائی، و اسمع مناجاتی... و مرتبا می گوید: خدایا، حرفم را بشنو، بشنو حرفم را یعنی چه؟ دعایم را، مناجاتم را بشنو یعنی خدایا به من توفیق بده که بین حرفهای من و تو پرده ای نباشد و این از باب تشبیه معقول به محسوس است.
اگر شما اینجا باشید و همه روزنه ها بسته باشد، اگر مرتبا داد بزنید کسی حرف شما را نمی شنود چون پرده است؛ این است که در دعای کمیل امیرالمومنین (علیه السلام) به این امر تذکر می دهد اللهم اغفرلی الذنوب التی تحبس الدعاء خدایا، بیامرز گناهانی را که موجب حبس دعا می شود؛ بین من و گفته من پرده می شود.
شیخ بزرگوار ما ثقه الاسلام کلینی (ره) در کتاب کافی - کتاب دعا - روایاتی نقل می کند. در باب ذنوب هم روایات را نقل می کند. در روایات می خوانیم بنده دعا می کند و بناست که دعایش مستجاب شود اما گناه می کند. خطاب می شود ای ملک مامور استجابت دعا، دعایش را مستجاب نکن. چرا خطاب می شود؟ برای اینکه او گناه کرد، خود را در معرض سخط در آورد لیاقت ندارد به این که به او لبیک بگویم. روی این اصل در شیعه رسم شده در شبهای قدر وقتی که می خواهند قرآن به سر بگذارند، قبل از آن منبری می گوید توبه کنید صیغه توبه می خواند بعد قرآن به سر می گذارند.
در روایات زیاد سفارش شده که از شرایط مهم دعا این است که قبل از آن انسان توبه کند. از این جهت است که می بیند معمولا دعاها با توبه، با انابه و با استغفار از گناه شروع می شود. اولش توبه است، وسطش توبه است و آخرش توبه است.
معمولا دعای کمیل، دعای عرفه امام حسین، مناجات شعبانیه و دعای مکارم الاخلاق، این دعاهایی که در میان دعاها امتیاز دارند این طور هستند. بنابراین، اگر دعای ما مستجاب نمی شود تقصیر خود ماست، تقصیر گناه ماست، گناه نمی گذارد، گناه موجب سقوط انسان می شود، گناه موجب می شود که خدا به حرف ما گوش ندهد؛ چنانچه بچه شما مطلوب شماست خیلی بدی کرده - مخصوصا شما آقایان و خانمهای معلم این را خوب درک می کنید - بچه خیلی بد از کار در آمده و در سرحد رفوزگی است، هم از نظر اخلاق و هم از نظر درسی، حالا هر چه او به شما التماس کند شما حرف او را نمی پذیرید، مطرود است، حتی پسر شما وقتی مطرود شما شد دیگر گوش به حرفهایش نمی دهید، توجه نمی کنید که او چه گفت، چرا؟ چون مطرود است، گناه موجب طرد انسان است.
تکرار می کنم گناه هر چه کوچک اما برای این که انسان را طرد کند، انسان را به سقوط بکشاند، دل انسان را خراب کند، آن دلی را که جای خداست آلوده کند، این دلی که جای رافت و رحمت ملائکه است جای شیطان بکند خیلی بزرگ است.
تقاضا دارم در زندگی شما گناه نباشد ولو کوچک، مخصوصا حق الناس. زبان شما نیش نداشته باشد. مواظب باشید پشت سر مردم عیب جو نباشید، تعریف دیگران را بکنید. این را مواظب باشید دروغ در زندگی شما نباشد، این گناهان که در میان مردم مشهور است نباشد. یقین داشته باشید بسیاری از دعاهایی که مستجاب نمی شود از اینجا سرچشمه می گیرد. بنابراین گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست!
از طرف ذات مقدس ربوبی که فیاض علی الاطلاق است کرم سر تا پاست؛ ذات او کرامت است، ذات او رافت است، ذات او عطوفت است.
در روایات می خوانیم خداوند از هفتاد پدر و مادر مهربانتر است. این از باب مثال است هفتصد، هفت هزار، هفت میلیون، هفت میلیارد بیشتر از آن. برای این که ما معلول او هستیم و او علت است، ما مخلوق خدا هستیم؛ وقتی مخلوق او هستیم پروردگار عالم عاشق صد در صد واله و حیران ماست اما به شرط این که ما خود را به دست خود مطرود نکنیم.
مواظب باشید گناه در زندگی شما نباشد.
سومین چیزی که نمی گذارد دعای ما مستجاب شود دل ناپاک است که استاد بزرگوار ما رهبر عظیم الان انقلاب (ره) روی همین یکی پافشاری دارد.
استاد بزرگوار ما علامه طباطبایی (ره) روی اولی پافشاری دارد، لذا در المیزان علت عدم استجابت دعا در چند جا تکرار می شود و مطلب اول را که گفتم تکرار می کند. در روایات ما روی امر دوم پافشاری هست که عرض کردم. اما رهبر عظیم الشان انقلاب (ره) روی امر سوم پافشاری دارد؛ ایشان می فرماید: دعا حتما مستجاب است. معنی ندارد که کسی دعا کند اما مستجاب نشود ولی شرطش این است که دعا با استعداد ما بخواند اما اگر در استعداد ما نقصی باشد، دعا با استعداد نمی خواند از این جهت دعا مستجاب نمی شود. بعد می فرمایند که اگر صفت رذیله ای بر دل حکمفرما باشد حسد دارد، سوءظن به دیگران دارد، بخیل است، خودپسند است، لجوج است و بالاخره صفت رذیله ای بر دل حکمفرما شده دیگر این دل استعداد این را ندارد که خدا به لبیک بگوید؛ دیو باید بیرون برود تا فرشته در آید. دل جای خداست، دل جای این است که بشنود لبیک خدا را اما شرط دارد، دل باشد نه به قول آن آقا کفه گل؛ ای کاش کفه گل باشد نه لانه شیطانها، نه لانه درنده ها.
لولا ان الشیاطین یحرمون علی قلوب بنی آدم لنظروا الی ملکوت السموات والارض.(214)
اگر دل چراگاه شیطان نباشد، اگر لانه شیطانها نباشد، این دل جای خداست؛ این دلی است که لبیک خدا را می شنود؛ این دل دلی است که وقتی می گوید خدا، کارش به اینجا می رسد که لبیک خدا را درک می کند، می شنود اما با گوش دل؛ این دعا مستجاب است و اما اگر در استعداد قصور باشد، دل ما جای شیطانها باشد معلوم است که دیگر نور پروردگار عالم در این دل تابیده نمی شود.
مثالی بزنم تا شاید این جمله رهبر عظیم الشان انقلاب (ره) خیلی واضح بشود، شما یک شیشه درباز را به اقیانوس بیندازید فورا پر از آب می شود. اما در این شیشه را ببندید و به اقیانوس بیندازید، اگر یک سال هم این شیشه در اقیانوس باشد یک ذره آبی در آن خواهد بود. آیا فیض دریا جایی رفته؟ آیا ممانعت از دریا بود؟ نه، شیشه در بسته لیاقت ندارد که فیض دریا به آن برسد و آن در آن جای بگیرد.
به اتاقی که روزنه ای ندارد تشریف ببرید و در آن اتاق هم روزنه ای نداشته باشد، در را به روی خود ببندید؛ حالا آفتاب به شما نمی رسد، سایه هم به شما نمی رسد، اتاق تاریک است تاریک. آیا اتاق که تاریک تاریک است تقصیر خورشید است؟ نه، در را باز کن نه فقط سایه خورشید به تو می رسد، آفتاب هم به تو می رسد، اگر آفتاب به اتاق نمی آید تقصیر او نیست این دیوارهاست، تقصیر خود ماست که به این اتاق رفته ایم و در را به روی خود بسته ایم. دل ناپاک به منزله در بسته است.
حسد دل را ناپاک می کند مخصوصا که این صفت رذیله در میان بسیاری از ما هست و به شما بگویم که در میان اهل علم یعنی شما معلمها بیشتر است.
بدانید، حسد رذیله ای است که موجب می شود برادری برادرش را بکشد. آن که اول گناهی که در روز زمین واقع شد زیر سر اوست؛ حسد است که نمی گذارد انسان فیض بگیرد. بعضی اوقات حرف هایی در میان مردم می بینیم که خیلی پوچ است و سر منشأ آن حسادت است.
در روایات می خوانیم اگر اهل علم به جهم بروند برای حسد است. یکی از مراجع می گفت همان که شترش در خانه ما خوابیده است.
اگر حسد بر دلی حکمفرما باشد دل درش بسته می شود. مثل شیشه در بسته است، دیگر نمی شود افاضه از طرف خدا به این دل بتابد. دیگر حرفهای او حرفی نیست که خدا بشنود؛ دل ناپاک است. دل باید پاک باشد تا این حرف او به عالم ملکوت برود. اگر دل ناپاک بود، اگر هم حرف بالا برود به غیر از لعن برای او چیز دیگری نیست.
در روایات می خوانیم آدم دروغگو وقتی دروغ بگوید بوی گندی از دهان او به آسمان می رود. ملائکه آزرده خاطر می شوند او را لعن می کنند. چنانچه در روایات می خوانیم بوی دهان روزه دار گرچه ممکن است برای من و شما متعفن باشد اما برای عالم ملکوت عطر است؛ ملائکه بوی دهان روزه دار را می شنوند و برای او مغفرت می طلبند و برایش طلب رحمت می کنند.
بنابراین دعا حتما مستجاب است. اگر دیدیم که دعای ما استجابت نیست یا از این نظر است که صلاح ما نیت؛ اگر این باشد خوب است برای این که اگر چه مستجاب نیست اما پاداش دارد. یا به خاطر این است که گناه مانع است. پاداش این هم به جایی نمی رود، دعا مستجاب نمی شود اما پاداش آن هم جایی نمی رود البته مورد اول نیست ولی بالاخره به او پاداش می دهند.
معنا ندارد که کسی بگوید: یا الله و به او پاداش ندهند. مثل این است که پسر مطرود شما یک کار عالی انجام بدهد. ولو اینکه به او بارک الله نگویی (لیاقت ندارد به او بارک الله بگویی) ولی بالاخره خشنود می شوی.
ممکن است مستجاب نشدن دعای ما به قول رهبر عظیم الشان انقلاب در اثر قصور استعداد باشد یعنی دل ناپاک باشد. از این جهت اگر می خواهیم دعای ما مستجاب شود باید دلمان پاک شود، باید گناه در زندگی ما نباشد، باید دست کم از نظر سیر و سلوک به مرحله ای برسیم که دعا برای ما از الذ لذات باشد.

بخش اول: گفتار بیست و دوم

توسل به اهل بیت (ع)

پیرو عرایض هفته گذشته یکی از شرایط مهم در باب دعا، توسل است. چنانچه از بحثهای گذشته استفاده کردیم راز و نیاز انسان با خدا، دعا در زندگی انسان مخصوصا برای تسلط انسان بر نفس اماره یعنی پیروز شدن در جنگ درون فوق العاده تاثیر دارد. درباره دعا فی الجمله صحبت کردیم و هفته گذشته درباره این که دعا حتما مستجاب است بحث کردیم و فهمیدیم که نمی شود که دعا مستجاب نشود و اگر دیدیم که دعایی مستجاب نشد عللی دارد که هفته قبل درباره علل عدم استجابت دعا فی الجمله صحبت شد.
بحث امشب (که خیال می کنم برای همه مخصوصا برای روشنفکرها یعنی برای شما زن و مرد بحث مفیدی باشد). این است که توسل به اهل بیت (علیهم السلام) از شرایط اساسی دعای است و شما در مفاتیح شیخ عباس قمی کم دعایی را پیدا می کنید که در آن توسل به اهل بیت (علیهم السلام) نباشد.
مرحوم صاحب کتاب وسائل الشیعه (ره) در وسائل قریب هفتاد روایت در باب توسل ذکر می کند و آن هفتاد روایت تقریبا می گوید که شرط اساسی برای دعا و استجابت دعا توسل به اهل بیت علیهم السلام است.
قرآن شریف هم درباره دعا می فرماید که باید وسیله قرار بدهی، باید توسل به اهل (علیه السلام) داشته باشی یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیله(215) ای افرادی که با تقوا هستید، اگر به در خانه خدا می روید با وسیله بروید؛ اگر سعادت دنیا و آخرت از خدا می خواهید با وسیله بخواهید.
در روایات فراوانی از اهل بیت (علیهم السلام) می خوانیم که می فرمایند: نحن الوسیله یعنی آن وسیله که در قرآن به آن امر شده ما هستیم، اگر می خواهی به در خانه خدا بروی باید با ما به در خانه بروی.
قرآن شریف می فرماید: ولله الاسماء الحسنی فادعوه بها،(216) برای پروردگار عالم اسمهای زیبا و نیکویی است، وقتی دعا می کنید با آن اسماء دعا کنید.
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: نحن والله الاسماء الحسنی(217) یعنی اسماء حسنی که در قرآن امر شده تا هنگام دعا با آن دعا کنید ما هستیم.
وقتی دعا می کنید به وسیله ما، با واسطه ما خدا را بخوانید؛ خدا را به ما قسم بدهید تا دعای شما مستجاب شود.
لذا از نظر روایات و از نظر قرآن شریف، توسل به اهل بیت (علیهم السلام) چیز مسلمی است. سیره پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و ائمه طاهرین (علیه السلام) هم چنین بوده است.
درباره پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) داریم که از اول شب تا به صبح دعا می کرد و خدا را به حق علی (علیه السلام) قسم می داد و درباره ائمه طاهرین (علیه السلام) داریم که دعا می کردند و خدا را به پنج تن آل عبا (علیه السلام) قسم می دادند، لذا می توانیم بگوییم سیره اهل بیت هم این است که در وقت دعا توسل داشتند.
از نظر علماء بزرگ توسل به اهل بیت توسل به روح علمای بزرگ چیز مسلمی است.
وحید بهبهانی - علیه الرحمه - یکی از علمای بزرگ اسلام است، این آقا بزرگ و برای شیعه مایه افتخار است که در عالم رجال به نام آقا نامیده شده است.
ایشان در فوائد حائریه به طلبه ها اصرار زیادی دارد که از روح بزرگان، از روح کسانی که در پیش خدا جاه و مقامی دارند استمداد کنند. پس از اصرار روی این حرف می فرماید: مواظب باش مبادا یک مرتبه به علما جسارت کنی که اگر حال تنفری از عالم پیدا کردی، پروردگار دیگر عنایتی به تو ندارد، و می فرماید: به تجربه برای ما به اثبات شده آن افرادی که با عالم سر و کاری ندارند، آن افرادی که دلشان از علم متنفر است یا لااقل سر و کاری با عالم ندارند و محبت علماء و فقهاء در دلشان نیست یک حالت جهلی در دلشان حکمفرماست. می فرماید:
به تجربه برای ما اثبات شده که این افراد، سرگردانی دارند و به همین سرگردانی هم مثل کرم ابریشم در خود می تنند تا خفه شوند. درباره مرحوم ملا صدرا (ره) دارد که مرحوم ملا صدرا اسفار آنچنانی را در کهک قم نوشت. ایشان از شیراز به کهک آمد و مدتی در همین کهک بوده است. مرحوم ملا صدرا می فرمود: وقتی شبهه ای برای من جلو می آمد به قم می آمد و سر قبر حضرت معصومه (سلام الله علیه) می رفتم و از روح حضرت معصومه (سلام الله علیه) استمداد می گرفتم و شبهه فلسفی برایم حمل می شد.
مرحوم ملا صدرا برای عالم تشیع افتخار است؛ نه فقط در فلسفه متخصص بوده، در تفسیر و روایات اهل بیت (علیهم السلام) نیز تخصص داشته، به علاوه در حکمت متعالیه هم تخصص داشته و مختص به ایشان است، یعنی می توانیم بگوییم سیر فلسفه را ملا صدرا عوض کرد. این آقایی که می تواند سیر فلسفه را عوض کند و حکمت متعالیه را به جامعه عرضه بدارد خود می فرماید:
وقتی شبهه ای برای من پیش می آمد سر قبر خانم معصومه (سلام الله علیه) می آمدم و از حضرت معصومه (سلام الله علیه) استمداد می کردم و شبهه برای من حل می شد.
استاد بزرگوار ما رهبر عظیم الشان انقلاب (ره) درباره ابن سینا، این مرد خارق العاده، مطلبی را می فرمودند و موضوعی را که رهبر عظیم الشان انقلاب می فرمودند در خود شفاء هم هست. شفا یک کتاب فلسفی است خیلی کتاب مشکلی است. بوعلی در کتاب شفا می فرماید: من استعداد ذاتی خدا دادیم به حدی بود که دو سه روز در یک علم شاگردی می کردم بعد استاد، شاگرد می شد و من استاد می شدم!
در کتاب شفا می فرماید: از جمله در علم هندسه بیش از دو سه روز شاگردی نکردم و پس از دو سه روز نقشه هایی می کشیدم که استاد از من استفاده می کرد و استاد شاگردم می شد. اما در علم الهی، یعنی فلسفه، بعضی اوقات چهل مرتبه مطالعه می کردم و شبهه برای من حل نمی شد لذا به عالم ملکوت متوسل می شدم تا این که از این طریق شبهه برایم حل بشود.
شاگرد شیخ الرئیس به نام ملا سلیمان حاشیه ای بر شفا دارد. ایشان در آنجا می گوید: وقتی برایش شبهه ای پیش می آمد و نمی توانست از نظر علمی شبهه را حل کند، به مسجدی که در خانه بود می رفت، نماز می خواند، به عالم ملکوت توسل پیدا می کرد، شبهه در مسجد برای او حل می شد.
هر چه علم انسان بیشتر بشود باید مواظب باشد که روح تعبدش نیز بیشتر شود. اگر کسی به واسطه گرفتن یک دیپلم، یک لیسانس، یک دکتری یا به واسطه تخصص در اجتهاد یا ادبیات یا فلسفه روح تعبد خودش را از دست بدهد معلوم است که او آدم سبکسری است یعنی علم برایش غرور آورده، والا اگر علم برای او غرور نیاورد هر چه بیشتر شود باید روح تعبد او نیز زیادتر شود.
مرحوم حاج آقا مصطفی، آقا زاده رهبر عظیم الشان انقلاب (ره) را خدا رحمت کند، ایشان می فرمودند: رسم پدرم این بود که ساعت 9 شب باید به حرم مشرف شوند و برای همه مسلم بود که رهبر عظیم الشان انقلاب تا زمانی که در نجف بودند حرم رفتن ایشان ترک نشد. ساعت 9 که به حرم مشرف می شدند در آنجا زیارت جامعه را می خواندند و بر می گشتند.
می فرمودند: در یک شب طوفانی که هوا سرد بود برف هم می آمد در این هوا طوفانی دیدیم که آقا ساعت 9 برای رفتن به حرم مهیا شد. می گوید من با تبسم به پدرم گفتم: بابا، آقا امیرالمومنین (علیه السلام) که دور و نزدیک ندارد شما زیارت جامعه را همین جا در خانه بخوانید. می گوید پدرم تبسم کرد؛ یک جمله گفت اما یک دنیا ارزش داشت، یعنی جمله ای است که به استاد بزرگوار ما رهبر عظیم الشان انقلاب می خورد. فرمودند: مصطفی، تقاضا دارم روح عوامانه ما را از ما نگیر.
این که این عمل دور و نزدیک ندارد یک دقت عقلی است، اما باید روح تعبدمان این باشد که سر قبر حضرت معصومه (سلام الله علیه) برویم، به حرم برویم، ضریح را ببوسیم، ضریح را در بغل بگیریم، در مرقد را، در حرم را، در رواق را ببوسیم، در مقابل حضرت معصومه (سلام الله علیه) مودب بایستیم، از خدا حاجت بخواهیم و خدا را به حضرت معصومه (سلام الله علیه) قسم بدهیم، بعد هم مودب عقب عقب از حرم بیرون بیاییم، به این روح عوامانه و روح تعبد می گویند.
خوشا به حال آن زن و مردی که عالم باشند و روح تعبد داشته باشند؛ یعنی در مقابل اهل بیت (علیهم السلام) در مقابل فقهای متخصص، در مقابل روایت صد در صد تسلیم باشند، در مقابل قرآن چون و چرا نداشته باشند. در مقابل روایت، در مقابل توسل، در مقابل بوسیدن ضریح، بغل گرفتن ضریح چون و چرا نداشته باشند.
اینها همه به خاطر این است که روح تعبد از انسان گرفته می شود و بسیاری از مصیبتها که برای ما جلو آمده به خاطر این است که روح تعبد از ما گرفته می شود و وقتی روح تعبد از انسان گرفته شد و چون و چرا در مقابل همه چیز بلند می شود. اتفاقا این مهار بسیار بزرگی برای شیطان است که جایی ببرد که خاطر خواه اوست.
کسروی و کسروی منشها چیزی ندارند فقط روح تعبد از آنها گرفته شده، وقتی که روح تعبد از آنها گرفته شد انگشتر در دست شرک می داند، وهابیگری بوسیدن ضریح را شرک می داند.
رهبر عظیم الشان انقلاب در کشف الاسرار جمله ای را از یکی از همین افراد که روح تعبد نداشتند نقل می کنند و می فرمایند وقتی این جمله را خواندم به ریش او خندیدم! از او نقل می کند که به مکه رفتم. در راه فکر می کردم این انگشتر که در دست من است چه فایده ای دارد؟ یک سنگ است، سنگ برای انسان چه می تواند بکند. می گوید سنگ را در آوردم و در بیابان انداختم و به هم جنس خودش ملحق کردم! (یعنی عقیق با فلز بود فلز و عقیق از جنس سنگ است انداختم و به هم جنس خودش ملحق کردم.)
امام می فرمودند: وقتی این جمله را خواندم به ریش او خندیدم که آقا کجا داری می روی؟ داری می روی به مکه که به دور یک سنگ طواف کنی، طواف به دور سنگ چه فایده ای دارد؟ بوسیدن حجر چه فایده ای دارد؟ لمس حجر الاسود یعنی چه؟ حجر الاسود چه فایده ای دارد؟ اگر فایده ندارد همه فایده ندارد و اگر فایده دارد بین قبر پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) و خانه خدا چه تفاوت؟ هر علتی که خانه خدا دارد قبر پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) هم دارد؛ هر علتی که قبر پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) دارد قبر حضرت معصومه (سلام الله علیه) دارد، هر علتی که قبر حضرت معصومه (علیه السلام) دارد قبر آیه الله بروجردی و موسس حوزه علمیه قم دارد و همه اینها این است که ما باید مواظب باشیم توسل به اهل بیت و توسل به دوستان اهل بیت داشته باشیم. آن کسانی که پیش اهل بیت آبرویی دارند مثل حضرت معصومه (علیه السلام) که در زیارتش می خوانیم تو وجیه عندالله هستی، تو پیش خدا آبرو داری از این جهت من بی آبرو تو را بین خدا و خودم واسطه قرار می دهم.
از نظر تجربه، توسل اثر بسیار دارد و چیزی نیست که کسی بتواند منکر آن شود، یکی از بزرگان می فرمودند: که وقتی در نجف بودم تب مزمنی داشتم؛ تنی داشتم که قطع نمی شد. خیلی دکتر رفتم ولی خوب نشد. رفقا می خواستند به سر قبر حضرت حر (علیه السلام) بروند من هم رفتم می گوید: اینها مرا در حرم مطهر حضرت حر گذاشتند و خودشان به دنبال تفریحشان رفتند. دیدم یک زن عربی آمد، این زن دست به شبکه قبر حضرت حر گرفت و گفت: یا کاشف الکرب عن وجه الحسین (علیه السلام) اکشف کربی بحق مولاک الحسین (علیه السلام) یعنی ای کسی که هم و غم را از چهره حسین (علیه السلام) بردی، به حق مولایت حسین (علیه السلام) حاجت مرا بده، غم مرا رفع کن.
دفعه اول و دوم و سوم مرتبا شبکه ها را می گرفت، چند شبکه گرفت تا این که حاجتش را گرفت و رفت. می گوید من خیلی حالم بد بود، در کناری افتاده بودم، وقتی که این صحنه را دیدم خودم را کشان کشان سر قبر حر رساندم. دستم را روی شبکه اول گذاشتم و همان جمله را گفتم می گوید دفعه اول گفتم، شبکه دوم را گرفتم و گفتم، شبکه سوم را گرفتم و گفتم: یا کاشف الکرب عن وجه الحسین (علیه السلام) اکشف کربی بحق مولاک الحسین (علیه السلام) تب یک ساله و بیشتر از یک سال من به کل قطع شد و بلند شدم و ایستادم، آدم سالمی شدم، مثل این که اصلا تب نداشتم. وقتی رفقایم آمدند من (آدم خسته و مریضی که اصلا نمی توانستم از جایم حرکت کنم) را آدم سالم دیدند. گفتم حر من را نجات داد.
همسر یکی از طلبه ها سرطان داشت و خیلی زجر می کشید - این خانم الان هست و سالم است بدون این که عمل کرده باشد - این خانم می گفت: شبی شوهرم نبود، اول شب بود و درد مرا خیلی اذیت می کرد، بنا بود عمل کنم، از عمل هم می ترسیدم. می گوید کاری داشتم، به پشت بام رفته بودم، چشمم به قبر حضرت معصومه - سلام الله علیها - افتاد. به قبر حضرت رو کردم و گفتم: بی بی جان، من زن طلبه ای هستم که زیر پرچم توست، تقاضا دارم یک لطفی به من بکنید.
می گوید همان جا درد تمام شد. فردا صبح که از خواب بلند شدم اصلا اثری از سرطان و آن غده های سرطانی نبود.
اگر بخواهیم نظیر این قضایا را برای شما نقل کنم، شاید بتوانم پنجاه قضیه نظیر این قضایا را برای شما بگویم.
اتفاقا افرادی که به خدا معتقد نیستند - چه رسد به حضرت معصومه (سلام الله علیه) - در این قضایا مانده اند که چگونه باید اینها را توجیه کرد و چاره ای جز پذیرفتن ندارند.
پروردگار عالم، عالم است، حکیم است، قادر است و هر کسی که رابطه اش با خدا محکم باشد همه کار می تواند بکند. رابطه هم چه محکمتر، بهتر می تواند کار بکند. اینها ریشه قرآن هم دارد.
شما قضیه حشرت سلیمان را در سوره نمل می دانید، برای حضرت سلیمان خبر آوردند که در یمن زنی به نام بلقیس هست و در آنجا ادعای خدایی دارد و ادعای سلطنت دارد. حضرت سلیمان گفت: کیست این تخت را برای من بیاورد؟ یکی از اطرافیانش گفت: من در مدت نصف روز می توانم بیاورم.
قرآن می فرماید: قال الذی عنده علم من الکتاب انا اتیک به قبل ان یرتد الیک طرفک،(218) گفت: اجازه بده، من در یک چشم برهم زدن می آورم. حضرت سلیمان اجازه داد و در یک چشم به هم زدن تخت از یمن به فلسطین آمد و این چه علمی است؟
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: علمش در مقابل علم ما قطره ای در مقابل دریا بود! وقتی عاصف بن برخیا بواسطه رابطه ای که با خدا داشت می تواند تخت بلقیس را از یمن به فلسطین بیاورد، مثل امام حسین (علیه السلام) که رابطه اش با خدا دریا بود و آن یکی قطره، رابطه اش با خدا به این اندازه است، آیا نمی تواند حاجت بدهد؟ آیا نمی تواند درد بی درمان را از بین ببرد؟ آیا نمی تواند گرفتاری را اصلاح کند؟ مگر این که قرآن را قبول نداشته باشیم و الا توسل ریشه قرآنی دارد.
شیعه افتخارها دارد؛ شیعه امام حسین (علیه السلام) دارد، شیعه زینب (سلام الله علیه) دارد. حیف است شیعه ای که امام حسین (علیه السلام) دارد، امام حسین را فراموش کند. حیف است شیعه ای که حضرت بقیه الله (علیه السلام) دارد امام زمانش را فراموش کند.
یکی از بزرگان که در زمان طاغوت دو پسر خود را از دست داده بود همسرش خیلی جزع و فزع می کرد و بالاخره به واسطه جزع و فزع و این مصیبت فلج شد، چشمهایش را هم تقریبا از دست داد؛ جوانی خود را تقریبا از دست داد یعنی در این زن، پیری زودرس پیدا شد. این زن و مرد الان هم هستند. بنا شد که این زن را به تهران ببرند و در بیمارستان بخوابانند تا فلج او درمان شود. این آقا می گفت: دیدم فردا اول اذان صبح مهیا هستند این زن را ببرند، چند تا بچه هم دارد که بی سرپرستند، قدری نگران شدم رفتم به آقا امام زمان (علیه السلام) توسل پیدا کنم اما لیاقت ندیدم که خودم متوسل شوم، خجالت می کشیدم و به خدا عرضه داشتم خدایا، یک نظری، لطفی که آقا امام زمان به ما عنایت بکنند، می بینی وضع ما ناراحت کننده است؛ فلج بودن این زن و بی سرپرستی این بچه ها، من هم که نمی توانم این بچه ها را سرپرستی کنم. می گوید: چیزی نگفتم فقط با خدا حرف زدم، توسل به امام زمانم همین بود. نصف شب یک وقت دیدم چراغها روشن شد و سر و صدا بلند شد. گفتم چه خبر است؟ آمدم پایین، یک دختر کوچک داشتم جلو آمد و گفت: بابا، مامانم خوب شد. جلو رفتم دیدم که سالم است؛ علاوه بر این که سالم است، پیری زودرس او هم برگشته و جوان شده، به علاوه چشمهایش هم خوب و سالم شد. بعدا خود زن قضیه را چنین تعریف کرد و گفت:
تنها در اتاق خوابیده بودم، یک دفعه اتاق روشن شد نور مقدس حضرت بقیه الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رو به من کرد و فرمود: برخیز به شرطی که دیگر جزع و فزع نکنی. بلند شدم، آقا از اتاق بیرون آمدند به همراه آقا آمدم تا در خانه تشریف بردند. یک وقت متوجه شدم که من سالم هستم.
زنی که فلج بود به تمام معنی سالم شد؛ چشمها برگشت، جوانی او هم برگشت. وقتی ما چنین آقایی را داشته باشیم حیف است که به آقا امام زمان (علیه السلام) بی توجه باشیم و اتفاقا همه ما بی توجه هستیم.
یک کسی خدمت آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رسیده بود. آقا فرموده بودند که من از شیعیان گله دارم، برای این که مرا فراموش کردند. ما نباید آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را فراموش کنیم مخصوصا شبها و روزهای جمعه. ما نباید کارمان به اینجا برسد که اصلا ندانیم زیارت جامعه یعنی چه؟
سپاه صبحگاهی دارد، ارتش صبحگاهی دارد، زمان طاغوت هم داشت؛ ارتش ممالک صبحگاه دارد، سرود دارد؛ حیف است شیعه صبح به صبح سرود نداشته باشد.
زیارت جامعه کبیره سرود است؛ از اول تا آخر تعریف ائمه طاهرین است، سلام به ائمه طاهرین و سرود ائمه طاهرین است و ما باید هر صبح، وقتی که نماز صبحمان را خواندیم صبحگاهی داشته باشیم و این کار یک ربع یا بیست دقیقه طول نمی کشد. از همه شما زن و مرد تقاضا دارم این سرود را داشته باشید.
روشنایی دل می دهد، روح را تقویت می کند، تسلط ما بر نفس اماره به واسطه زیارت جامعه مسلم است، از همه اینها بهتر توسل به اهل بیت (علیهم السلام) رابطه با امام زمان (علیه السلام)؛ همانطور که رابطه با خدا هر چه محکمتر باشد سعه وجودی انسان بیشتر می شود. رابطه ما با امام زمان (علیه السلام) هر چه بیشتر می شود.
علامه مجلسی و پسرش، این دو بزرگوار یعنی پدر و پسر دو عالمی هستند که خیلی خدمت به اسلام کردند، مخصوصا علامه مجلسی دوم. علامه مجلسی دوم در زمانی واقع شد و خدمتی به عالم تشیع کرد که اگر علامه مجلسی نبود، الان یا شیعه نبود یا صوفیگری بود یعنی الان ما نبودیم، الان مرام ما وجود نداشت. باید گفت افرادی مثل شیخ بهایی، محقق کرکی و از جمله مثل علامه مجلسی اینها خودشان را فدای شیعه کردند یعنی شیخ بهایی - علیه الرحمه - از جبل عامل به ایران آمد و به دربار رفت. نشست و برخاست با شاه و امثال برای او خیلی سخت بود. علامه مجلسی - علیه الرحمه - از شاه تعریف می کرد اما مثل تیری بود که به سینه مبارکش می آمد. در دربار بود اما این بودن برایش خیلی مشکل بود.
هم چنین علامه مجلسی اول، اما چاره ای نبود. می دیدند که سنی گری رفته و شیعه آمده است و می خواهند شیعه گری را به صوفی گری مبدل کنند لذا به ناچار به دربار آمدند و این شیعه گری را تعدیل کردند یعنی سنی گری اش را بردند، صوفیگری اش را بردند و این شیعه گری را که الان در ایران است تحویل ایران دادند. این کار علامه مجلسی است؛ خدمت او خیلی عالی بود.
اگر کتابهای علامه مجلسی - غیر از کارهایش - را الان روی زمین بگذارند تا سقف می رود. اگر اینها هم نبود خدمت علامه مجلسی و شیخ بهایی و امثال اینها برای اسلام، برای شیعه خیلی عالی بود.
علامه مجلسی اول می فرماید: زیارت جامعه از نظر سند و دلالت بهترین زیارتهاست به راستی از نظر مضمون به خوبی زیارت جامعه نداریم.
کسانی که حالی داشته باشند و در زیارت تدبر کنند خیلی لذت می برند مخصوصا اگر عشقی به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و اهل بیت داشته باشند. می فرماید: من به نجف رفتم، می خواستم به حرف بروم خجالت می کشیدم. گفتم من هنوز خود را نشناختم چطور سر قبر امیرالمومنین (سلام الله علیه) بروم. تصمیم گرفتم مدتی را عبادت کنم تا یک رابطه و قابلیتی برایم پیدا شود بعد به حرم بروم. روزها به وادی السلام می رفتم - خدا قسمت همه ما بکند که به آنجا برویم - در آنجا محلی مربوط به آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است که به آن مقام صاحب می گویند. به آنجا می رفتم و عبادت می کردم و چون نمی شد شبها را در قبرستان بمانم به رواق مطهر حضرت می آمدم و در آنجا عبادت می کردم. چند روزی این قضیه طول نکشید، هنوز به حرم نرفتم عالم مکاشفه برایم پیدا شد. عالم مکاشفه برای خود عالمی است؛ اگر کسی علم داشته باشد، با خدا رابطه داشته باشد این دو موجب می شود که چشم بصیرتی پیدا کند، کم کم به اینجا می رسد که هویت اسنانها را می بیند یعنی می بیند که فلانی آدم است یا الاغ، آدم است یا سگ و کم کم بدانجا می رسد که با ملائکه سر و کار دارد، به آنجا می رسد که از نظر کشف خدمت آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می رسد.
می گوید: در رواق مطهر حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) برایم حالت کشف پیدا شد. دیدم (سر من رای) و در عسکریین هستم. آنجا آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را دیدم، مثل یک مدح زیارت جامعه را از اول تا آخر برای آقا خواندم بعد آقا فرمودند: بیا جلو، می ترسیدم به جلو بروم بالاخره جلو رفتم. آقا لطفی به من کردند و فرمودند: نعم الزیاره هذه خوب زیارتی است این زیارت.
می گوید: عالم کشف من تمام شد. دیدم باید به سُر من رای بروم، بدون این که قبر آقا امیرالمومنین (علیه السلام) را زیارت کنم به سر من رای آمدم. غسل کردم وارد حرم عسکرین شدم - خدا قسمت همه کند - تا دم در چشمم به مرقد مطهر امام علی النقی و امام حسن عسکری - علیهما السلام - افتاد، دیدم پاره ماه - حضرت بقیه الله (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آنجا ایستاده است، ایستادم و با انگشت به آقا اشاره کردم و زیارت جامعه را مثل یک مداح خواندم.
السلام علیکم یا اهل بیت النبوه و موضع الرساله و مختلف الملائکه و مهبط الوحی و معدن الرحمه و خزان العلم و منتهی الحلم و اصول الکرم و قاده الأمم و اولیاء النعم و عناصر الابرار و دعائم الاخیار و ساسه العباد و ارکان البلاد و ابواب الایمان و ابناء الرحمن و سلاله النبیین و صفوه المرسلین و عتره خیره رب العالمین و رحمه الله و برکاته.
تا آخر خواندم، آقا هم گوش می داند، زیارت تمام شد. فرمود جلو بیا، ابهت آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مرا گرفته بود، نمی دانستم جلو بروم، یک قدم می رفتم و می ایستادم. گفتم آقا می ترسم جسارت بشود کافر شوم. بیا جلو. به محضر آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رفتم. فرمودند: بنشین.
خدمت آقا نشستم دست تلطف روی شانه ام گذاشتند و فرمودند: نعم الزیاره هذه خوب زیارتی است این زیارت. گفتم آقا مال جدتان است و به قبر اشاره کردم - زیارت جامعه از امام علی النقی (علیه السلام) صادر شده است - فرمودند: بله. به من تلطف کردند و من از خدمت آقا مرخص شدم. این زیارت و این هم فرموده آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که نعم الزیاره هذه. لذا وقتی علامه مجلسی دم (ره) وارد این زیارت می شود می فرماید: اصح سندا و مضمونا یعنی زیارتی نداریم که از نظر سند تا این اندازه درست باشد. از همه زیارت ها اصح است و اصح بودنش برای همین است که آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آن را امضا کردند. لذا علامه مجلسی اول می فرماید: من تا زمانی که در عتبات بودم غیر از زیارت جامعه زیارت دیگری نخواندم. چنانچه استاد بزرگوارمان رهبر عظیم الشان انقلاب (ره) خیلی به این زیارت علاقه دارند و همیشه آن را می خواندند، از جوانی تا به پیری شان هر روز می خواندند، مخصوصا وقتی در نجف بودند غیر از این زیارت، زیارتی نخواندند.
حیف است که ما در مفاتیح این چنین زیارتی داشته باشیم اما تا بحال نخوانده باشیم. حیف است که از طرف آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) لطف باشد اما ما لطف را نگیریم.
روایتی از قول پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) نقل شده، چه روایتی خوبی است. پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بارها می فرمودند: الا ان فی ایام دهرکم نفحات الا فتعرضوا بها یعنی در زندگی شما فرصتهایی است، نفحه های رحمانی است مواظب باشید خود را در معرض این الطاف و نفحه های رحمانی در آورید. چقدر عالی است؛ جوانها فرصت دارند، باید مواظب باشند، این طور جلسات کم پیدا می شود، فرصتهای خوبی است. از جمله چیزهایی که در قر و برزخ و قیامت خیلی حسرت دارد این است که کسی شیعه باشد اما توسل نداشته باشد.
مرحوم شیخ عباس قمی، مردی که به اسلام خیلی خدمت کرده است و از جمله کتابهای او مفاتیح است که به قول رهبر عظیم الشان انقلاب کارخانه آدم سازی است؛ در این مفاتیح قضیه ای را نقل می کند و می گوید: زن آهنگری مُرد. عالمی شب، ظالمی را در قبر ظالمی را در قبرستان به خواب دید که وضعش خوب بود. گفت کار تو که خیلی بد بود چگونه این شدی؟ گفت: دیشب زنی مرد و این زن را در قبرستان دفن کردند، امام حسین (علیه السلام) سه مرتبه به دیدنش آمد. به خاطر قدم آقا ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) پروردگار عالم موقتاً عذاب را از قبرستان برداشت.
عالم بیدار شد و پیش آهنگر رفت و گفت: آیا زنت مرده؟ جواب داد: آری. عالم گفت: چه موقع؟ گفت: پریشب. پرسید: کار این زن چه بود که امام حسین (علیه السلام) سه مرتبه به دیدنش آمد؟ جواب داد: کار زن من این بود که زیارت عاشورایش ترک نمی شد.
زیارت عاشورا یک ربع طول می کشد مواظب باشید اگر شب اول قبر امام حسین (علیه السلام) را می خواهید، آقا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را می خواهید - در قیامت همه کس، حتی انبیا حسین (علیه السلام) را می خواهند، زینب (سلام الله علیه) را می خواهند - مواظب باشید کاری کنید که در قیامت بتوانید به حضرت زهرا (سلام الله علیه) دسترسی داشته باشید.
اگر کسی می خواهد شب اول قبر به امام حسین (علیه السلام) دسترسی داشته باشد، توسل می خواهد، رابطه می خواهد. در دعا هم این طور است اگر می خواهید دعایتان به جایی برسد، توسل می خواهد. اگر سعادت دنیا می خواهید توسل، اگر سعادت آخرت می خواهید توسل، ما که زیر پرچم حضرت معصومه (سلام الله علیه) هستیم باید هر روز لااقل هر دو سه روز یکبار به حرم برویم.
امیدوارم که این جلسه برای من و شما مفید بوده باشد. تقاضا دارم روی آن کمی فکر کنید بعد هم به کار بندید؛ امید است همیشه مورد عنایت اهل بیت (علیهم السلام) باشیم.