فهرست کتاب


جهاد با نفس (سلسله درسهای اخلاقی)

آیت الله حسین مظاهری‏‏

بخش اول: گفتار بیست و یکم

دعا

چیزی را که امشب باید به آن توجه داشته باشیم این است که از نظر قرآن دعا حتما مستجاب می شود. قرآن می فرماید: ادعونی استجب لکم شرط و قید ندارد؛ دعا کنید حتما مستجاب می کنم. یا در آیه ای که در جلسه قبل خواندیم با آن همه تاکید و عنایتی که در آیه شریفه هست می فرماید: فلیستجیبوا لی و لیؤمنوا بی لعلهم یرشدون حتما حرف مرا بپذیرید. به در خانه من بیایید، با من راز و نیاز داشته باشید و حتما به این ایمان داشته باشید که مستجاب می کنم و بدانید دوست می دارم که به مطلوب برسید، به مقصود برسید و اگر می خواهید به مطلوب و مقصود برسید باید دعا کنید. حرف اینجاست که چرا دعا می کنیم ولی مستجاب نمی شود؟ قبلا اشاره ای کردم و از استاد بزرگوارم علامه طباطبایی - علیه الرحمه - در المیزان استفاده کردیم که ایشان می فرمایند دعا مستجاب است در صورتیکه با فطرت انسان بخواند نه با تخیل او. و بگفته علامه طباطبایی گاهی ما تخیلی داریم که واقعیت ندارد مثل خیال می کنیم که مال برای ما خوب است، اولاد برای ما خوب است، تشکیل خانواده برای ما خوب است، این چیزهایی که عرف پسند است، این چیزهایی که تمایل انسان می پسندد، روی اینها دعا می کنیم اما اگر پرده عقب برود می بینیم این که برای آن داریم راز و نیاز می کنیم، این که داریم برایش دعا می کنیم که تخیلی هم بیش نیست، به ضرر من است ولی من نمی دانم ضرر دارد و اگر پرده عقب برود به جای اینکه دعا کنم خدایا، به من عنایت کن، دعا می کنم که خدایا به من عنایت نکن. از این جهت است که دعا مستجاب نمی شود.
چرا دعا مستجاب نمی شود؟ برای این که لطف خدا و عنایت و رافت خدا با ماست و پروردگار عالم روی تخیلات ما کار می کند بلکه روی واقعیتها و فطرت ما کار می کند. اگر راستی دعای ما به مصلحت ما باشد حتما مستجاب می شود و اگر مصلحت نباشد و بر ضرر ما باشد به قول علامه طباطبایی - رحمه الله علیه - اگر پرده ها عقب برود می بینیم ضرر دارد، الان نمی فهمیم و مرتبا جزع و فزع می کنیم که خدا، چرا دعایم را مستجاب نمی کنی؟ این دعا مستجاب نمی شود، چرا؟ چون صلاح او نیست و قرآن شریف راجع به همین جمله علامه طباطبایی - رحمه الله علیه - اشاره ها دارد و عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیئا و هو شر لکم و الله یعلم و انتم لا تعلمون.(211)
چه بسیار چیزهایی که شما کراهت دارید اما برای شما خیر است و چه بسیار چیزهایی که شما دوست دارید اما و هو شر لکم و الله یعلم و انتم لا تعلمون شما نمی دانید، او می داند؛ اگر دعایت را مستجاب نمی کند او می داند این که می خواهی برای تو شر است. فعسی ان تکرهوا سیئا و یجعل الله فیه خیرا کثیرا،(212) چه بسیار چیزهایی که ما کراهت داریم اما در آن خیری است و خیر بسیاری است، ما نمی فهمیم.
چیزی باید اینجا تذکر بدهم این است که اگر صلاح ما نباشد دعا مستجاب نمی شود اما دعا بی نتیجه نمی ماند. مثلا اگر الان کسی زن خوب، شوهر خوب می خواهد و الان برای او صلاح نیست یکی دو سال دیگر آنچه بخواهد خدا به او می دهد یا مثلا مال می خواهد و صلاحش این نیست که پولدار بشود به جای آن خدا به او عزت می دهد، حکومت بر دلها می دهد و اگر در دنیا صلاح او نباشد در عالم آخرت به او می دهد.
در روایات می خوانیم که افرادی که دعایشان مستجاب نشده در روز قیامت خیلی خوشحالند برای این که پروردگار عالم به آنها پاداش می دهد می گویند ای کاش هیچ کدام از دعاهای ما مستجاب نمی شد.
درباره فقرا و مستضعفین داریم که در روز قیامت پروردگار عالم به قدری به اینها پاداش عنایت می کند که می گویند ای کاش همه عمرمان در فقر بودیم.
بنابراین، ممکن است صلاح شخص نباشد که دعایش مستجاب شود، باید این را حتما بداند که معنا ندارد دعا و راز و نیاز به خدا بدون نتیجه بماند.
تذکر دیگری که در اینجا باید بدهم این است که هیچ وقت بحث قبلی را فراموش نکنیم که آقا، خانم، آن فوائدی که بر دعاست استجابت و عدم استجابت در مقابلش پوچ است، پوچ.
یک بنده یک عارف اصلا نباید این دعا کند که دعایش مستجاب شود. در این دعای کمیل می بینید که تا یا نور یا قدوس اصلا مسئول منه ذکر نشده، فقط می گوید خدا اللهم انی اسئلک برحمتک التی وسعت کل شی خدایا، به در خانه ات آمد، رحمت واسعه ات را هم شفیع آورده ام. حالا، برای چه آمدی؟ نمی دانم.
این دعای سحر که ماه مبارک رمضان می خوانید، دعا خیلی عالی است. به حدی عالی است که به آن دعای مباهله می گویند.
اگر شما در دعا دقت کنید امام باقر (علیه السلام) از اول تا آخر نمی گوید خدایا چیزی به من بده، مسئول مه در دعا نیست، فقط می گوید: خدایا، به در خانه ات آمدم، به ذات مقدس تو قسمت می دهم. خدایا، به در خانه ات آمدم و تو را به اسماء و صفاتت قسم می دهم. خدایا، به در خانه ات آمدم و تو را به پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) قسمت می دهم و... تا آخر دعا این است.
شما در دعای سحر نمی توانید موردی را پیدا کنید که بگوید خدایا، به من چیزی بده. حتی ندارد که خدایا، بر پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) صلوات بفرست. این را هم ندارد.
عارف نباید از خدا چیزی بخواهد یک بنده بزرگترین افتخارش این است که مولا او را پذیرفته، به او توفیق داده که می تواند خدا خدا بگوید. برای یک عاشق بزرگترین لذت این است که معشوق او را دعوت کند، به حرفهایش توجه کند؛ او بگوید یا الله، جواب بشنود لبیک لبیک. قرآن می فرماید نه فقط دعوتت کردم، اگر نیایی به تو بی اعتنایی می کنم، از تو قهر می کنم قل یعبوا بکم ربی لولا دعاءکم.
دعا برای این نیست که مستجاب شود. مگر رهبر عظیم الشان انقلاب بارها به شما نگفته که شما برای شکم، انقلاب نکردید؟
استاد بزرگوار ما رهبر عظیم الشان انقلاب (ره) در یکی از بحثهای دعا می فرمود: مرگ باد بر آن بنده ای که به در خانه خدا برود و خدا را به خاطر شکم به پیغمبر بخواند برای ریاست و پول، برای اینکه بر شهری تسلط پیدا کند، برای اینکه بر دنیایی تسلط یابد، بالاتر بگویم به قول ایشان یعنی این عارف کامل، مرگ بر آن بنده ای که به در خانه خدا برود و از خدا بهشت بخواهد. بنده آن است که از هر چه رنگ تعلق پذیر آزاد است. حافظ شیرازی گفته است:
غلام همت آنم که زیر چرخ کبود - ز هر چه رنگ تعلق پذیرد آزاد است.
دعا برای این وضع شده که انسان را به اینجا برساند که به در خانه خدا برود، پشت پا به عالم هستی بزند و دیگر در دلش هیچ کسی و هیچ چیزی حتی بهشت هم نباشد جز خدا.
بنابراین، اگر ما از این مایوس می شویم که دعایمان مستجاب نمی شود اولا معنی دعا را نمی فهمیم؛ ثانیا - بدون تعارف - آدمهای شکم پرستی هستیم، آدمهای هوی و هوس داری هستیم، هوی و هوس بر ما مسلط شده و چون هوی و هوس بر ما تسلط دارد یک روز پول می خواهیم، یک روز عزت می خواهیم، یک روز ریاست می خواهیم، روز دیگر تشکیل خانواده می خواهیم، فلان فلان می خواهیم هر چه خدا خدا می گوییم برای شکم است. گویی این فرد حیوان است، این که انسان نیست.
امسال در این بحث بودیم که این بعد مادی را مغلوب کنیم؛ حالا بیاییم بگوییم خدایا، این بعد مادی را قی کن، این که دعا نیست.
بنابراین، دعا مستجاب است، اگر صلاح باشد عنایت می کند و اگر صلاح نباشد و به قول استاد بزرگوار ما علامه طباطبایی - رحمه الله علیه - دعای ما اگر با فطرت نخواند پاداش می دهد، پول می دهد و اگر در دنیا صلاحش نباشد حتما در آخرت پاداش می دهد اما این را فراموش نکنید که اصلا دعا در اسلام برای این وضع نشده که برای تمایلات و غرایزمان چیزی بخواهیم و اگر این چنین دعایی را به دست رهبر عظیم الشان انقلاب بدهند می گوید مرگ بر تو باد با دعایت.
(این را توجه داشته باشید، بلی این حرف مال من و شما نیست اما برای این مجلس همین اندازه خوب است تا این اندازه بالا برود که از دعا مایوس نشویم.)
اگر دعا مستجاب نشد حال یاس پیدا نشود که اگر حال یاس پیدا شد قرآن می فرماید که در سر حد کفر است: ولا تایئسوا من روح الله انه لا یأیئس من روح الله الا القوم الکافرون(213) این یک علت عدم استجابت دعا بود.
علت دیگر عدم استجابت دعا گناه است. گناه انسان را به سقوط می کشاند. گناه ولو خیلی کوچک اما از این که انسان را به سقوط می کشاند فوق العاده بزرگ است.
گناه مخالفت با خداست؛ طغیانگری در مقابل خداست و این گناه انسان را به سقوط می کشاند؛ بین عبد و مولا پرده می شود؛ بین گفتار عبد و مولا پرده می شود. لذا می بینیم در مناجات شعبانیه که مناجات خیلی عالی است. خیلی عالی است و از افرادی که خیلی عاشق این مناجاتند استاد بزرگوار ما رهبر عظیم الشان انقلاب است و حتی در درسهای اخلاقشان دو سه جمله از این مناجات شعبانیه را به نام خطبه می خواندند، بارها به دعا استشهاد می کردند.
در اول مناجات شعبانیه مرتبا می گوید: خدایا، اسمع دعائی، اسمع ندائی، و اسمع مناجاتی... و مرتبا می گوید: خدایا، حرفم را بشنو، بشنو حرفم را یعنی چه؟ دعایم را، مناجاتم را بشنو یعنی خدایا به من توفیق بده که بین حرفهای من و تو پرده ای نباشد و این از باب تشبیه معقول به محسوس است.
اگر شما اینجا باشید و همه روزنه ها بسته باشد، اگر مرتبا داد بزنید کسی حرف شما را نمی شنود چون پرده است؛ این است که در دعای کمیل امیرالمومنین (علیه السلام) به این امر تذکر می دهد اللهم اغفرلی الذنوب التی تحبس الدعاء خدایا، بیامرز گناهانی را که موجب حبس دعا می شود؛ بین من و گفته من پرده می شود.
شیخ بزرگوار ما ثقه الاسلام کلینی (ره) در کتاب کافی - کتاب دعا - روایاتی نقل می کند. در باب ذنوب هم روایات را نقل می کند. در روایات می خوانیم بنده دعا می کند و بناست که دعایش مستجاب شود اما گناه می کند. خطاب می شود ای ملک مامور استجابت دعا، دعایش را مستجاب نکن. چرا خطاب می شود؟ برای اینکه او گناه کرد، خود را در معرض سخط در آورد لیاقت ندارد به این که به او لبیک بگویم. روی این اصل در شیعه رسم شده در شبهای قدر وقتی که می خواهند قرآن به سر بگذارند، قبل از آن منبری می گوید توبه کنید صیغه توبه می خواند بعد قرآن به سر می گذارند.
در روایات زیاد سفارش شده که از شرایط مهم دعا این است که قبل از آن انسان توبه کند. از این جهت است که می بیند معمولا دعاها با توبه، با انابه و با استغفار از گناه شروع می شود. اولش توبه است، وسطش توبه است و آخرش توبه است.
معمولا دعای کمیل، دعای عرفه امام حسین، مناجات شعبانیه و دعای مکارم الاخلاق، این دعاهایی که در میان دعاها امتیاز دارند این طور هستند. بنابراین، اگر دعای ما مستجاب نمی شود تقصیر خود ماست، تقصیر گناه ماست، گناه نمی گذارد، گناه موجب سقوط انسان می شود، گناه موجب می شود که خدا به حرف ما گوش ندهد؛ چنانچه بچه شما مطلوب شماست خیلی بدی کرده - مخصوصا شما آقایان و خانمهای معلم این را خوب درک می کنید - بچه خیلی بد از کار در آمده و در سرحد رفوزگی است، هم از نظر اخلاق و هم از نظر درسی، حالا هر چه او به شما التماس کند شما حرف او را نمی پذیرید، مطرود است، حتی پسر شما وقتی مطرود شما شد دیگر گوش به حرفهایش نمی دهید، توجه نمی کنید که او چه گفت، چرا؟ چون مطرود است، گناه موجب طرد انسان است.
تکرار می کنم گناه هر چه کوچک اما برای این که انسان را طرد کند، انسان را به سقوط بکشاند، دل انسان را خراب کند، آن دلی را که جای خداست آلوده کند، این دلی که جای رافت و رحمت ملائکه است جای شیطان بکند خیلی بزرگ است.
تقاضا دارم در زندگی شما گناه نباشد ولو کوچک، مخصوصا حق الناس. زبان شما نیش نداشته باشد. مواظب باشید پشت سر مردم عیب جو نباشید، تعریف دیگران را بکنید. این را مواظب باشید دروغ در زندگی شما نباشد، این گناهان که در میان مردم مشهور است نباشد. یقین داشته باشید بسیاری از دعاهایی که مستجاب نمی شود از اینجا سرچشمه می گیرد. بنابراین گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست!
از طرف ذات مقدس ربوبی که فیاض علی الاطلاق است کرم سر تا پاست؛ ذات او کرامت است، ذات او رافت است، ذات او عطوفت است.
در روایات می خوانیم خداوند از هفتاد پدر و مادر مهربانتر است. این از باب مثال است هفتصد، هفت هزار، هفت میلیون، هفت میلیارد بیشتر از آن. برای این که ما معلول او هستیم و او علت است، ما مخلوق خدا هستیم؛ وقتی مخلوق او هستیم پروردگار عالم عاشق صد در صد واله و حیران ماست اما به شرط این که ما خود را به دست خود مطرود نکنیم.
مواظب باشید گناه در زندگی شما نباشد.
سومین چیزی که نمی گذارد دعای ما مستجاب شود دل ناپاک است که استاد بزرگوار ما رهبر عظیم الان انقلاب (ره) روی همین یکی پافشاری دارد.
استاد بزرگوار ما علامه طباطبایی (ره) روی اولی پافشاری دارد، لذا در المیزان علت عدم استجابت دعا در چند جا تکرار می شود و مطلب اول را که گفتم تکرار می کند. در روایات ما روی امر دوم پافشاری هست که عرض کردم. اما رهبر عظیم الشان انقلاب (ره) روی امر سوم پافشاری دارد؛ ایشان می فرماید: دعا حتما مستجاب است. معنی ندارد که کسی دعا کند اما مستجاب نشود ولی شرطش این است که دعا با استعداد ما بخواند اما اگر در استعداد ما نقصی باشد، دعا با استعداد نمی خواند از این جهت دعا مستجاب نمی شود. بعد می فرمایند که اگر صفت رذیله ای بر دل حکمفرما باشد حسد دارد، سوءظن به دیگران دارد، بخیل است، خودپسند است، لجوج است و بالاخره صفت رذیله ای بر دل حکمفرما شده دیگر این دل استعداد این را ندارد که خدا به لبیک بگوید؛ دیو باید بیرون برود تا فرشته در آید. دل جای خداست، دل جای این است که بشنود لبیک خدا را اما شرط دارد، دل باشد نه به قول آن آقا کفه گل؛ ای کاش کفه گل باشد نه لانه شیطانها، نه لانه درنده ها.
لولا ان الشیاطین یحرمون علی قلوب بنی آدم لنظروا الی ملکوت السموات والارض.(214)
اگر دل چراگاه شیطان نباشد، اگر لانه شیطانها نباشد، این دل جای خداست؛ این دلی است که لبیک خدا را می شنود؛ این دل دلی است که وقتی می گوید خدا، کارش به اینجا می رسد که لبیک خدا را درک می کند، می شنود اما با گوش دل؛ این دعا مستجاب است و اما اگر در استعداد قصور باشد، دل ما جای شیطانها باشد معلوم است که دیگر نور پروردگار عالم در این دل تابیده نمی شود.
مثالی بزنم تا شاید این جمله رهبر عظیم الشان انقلاب (ره) خیلی واضح بشود، شما یک شیشه درباز را به اقیانوس بیندازید فورا پر از آب می شود. اما در این شیشه را ببندید و به اقیانوس بیندازید، اگر یک سال هم این شیشه در اقیانوس باشد یک ذره آبی در آن خواهد بود. آیا فیض دریا جایی رفته؟ آیا ممانعت از دریا بود؟ نه، شیشه در بسته لیاقت ندارد که فیض دریا به آن برسد و آن در آن جای بگیرد.
به اتاقی که روزنه ای ندارد تشریف ببرید و در آن اتاق هم روزنه ای نداشته باشد، در را به روی خود ببندید؛ حالا آفتاب به شما نمی رسد، سایه هم به شما نمی رسد، اتاق تاریک است تاریک. آیا اتاق که تاریک تاریک است تقصیر خورشید است؟ نه، در را باز کن نه فقط سایه خورشید به تو می رسد، آفتاب هم به تو می رسد، اگر آفتاب به اتاق نمی آید تقصیر او نیست این دیوارهاست، تقصیر خود ماست که به این اتاق رفته ایم و در را به روی خود بسته ایم. دل ناپاک به منزله در بسته است.
حسد دل را ناپاک می کند مخصوصا که این صفت رذیله در میان بسیاری از ما هست و به شما بگویم که در میان اهل علم یعنی شما معلمها بیشتر است.
بدانید، حسد رذیله ای است که موجب می شود برادری برادرش را بکشد. آن که اول گناهی که در روز زمین واقع شد زیر سر اوست؛ حسد است که نمی گذارد انسان فیض بگیرد. بعضی اوقات حرف هایی در میان مردم می بینیم که خیلی پوچ است و سر منشأ آن حسادت است.
در روایات می خوانیم اگر اهل علم به جهم بروند برای حسد است. یکی از مراجع می گفت همان که شترش در خانه ما خوابیده است.
اگر حسد بر دلی حکمفرما باشد دل درش بسته می شود. مثل شیشه در بسته است، دیگر نمی شود افاضه از طرف خدا به این دل بتابد. دیگر حرفهای او حرفی نیست که خدا بشنود؛ دل ناپاک است. دل باید پاک باشد تا این حرف او به عالم ملکوت برود. اگر دل ناپاک بود، اگر هم حرف بالا برود به غیر از لعن برای او چیز دیگری نیست.
در روایات می خوانیم آدم دروغگو وقتی دروغ بگوید بوی گندی از دهان او به آسمان می رود. ملائکه آزرده خاطر می شوند او را لعن می کنند. چنانچه در روایات می خوانیم بوی دهان روزه دار گرچه ممکن است برای من و شما متعفن باشد اما برای عالم ملکوت عطر است؛ ملائکه بوی دهان روزه دار را می شنوند و برای او مغفرت می طلبند و برایش طلب رحمت می کنند.
بنابراین دعا حتما مستجاب است. اگر دیدیم که دعای ما استجابت نیست یا از این نظر است که صلاح ما نیت؛ اگر این باشد خوب است برای این که اگر چه مستجاب نیست اما پاداش دارد. یا به خاطر این است که گناه مانع است. پاداش این هم به جایی نمی رود، دعا مستجاب نمی شود اما پاداش آن هم جایی نمی رود البته مورد اول نیست ولی بالاخره به او پاداش می دهند.
معنا ندارد که کسی بگوید: یا الله و به او پاداش ندهند. مثل این است که پسر مطرود شما یک کار عالی انجام بدهد. ولو اینکه به او بارک الله نگویی (لیاقت ندارد به او بارک الله بگویی) ولی بالاخره خشنود می شوی.
ممکن است مستجاب نشدن دعای ما به قول رهبر عظیم الشان انقلاب در اثر قصور استعداد باشد یعنی دل ناپاک باشد. از این جهت اگر می خواهیم دعای ما مستجاب شود باید دلمان پاک شود، باید گناه در زندگی ما نباشد، باید دست کم از نظر سیر و سلوک به مرحله ای برسیم که دعا برای ما از الذ لذات باشد.

بخش اول: گفتار بیست و دوم