فهرست کتاب


جهاد با نفس (سلسله درسهای اخلاقی)

آیت الله حسین مظاهری‏‏

بخش اول: گفتار نوزدهم

پناه بردن به قرآن

موضوع بحث ما درباره پیروز شدن در جهاد اکبر بود. گفتیم که انسان دارای دو بعد است یکی بعد حیوانی و دیگر بعد انسانی و این دو بعد همیشه در درون انسان در جنگند که اسلام آن را جهاد اکبر نامید و اگر انسان بخواهد در دنیا و آخرت سعادتمند شود، باید از این جنگ سرافراز بیرون بیاید یعنی آن بعد معنوی بر حیوانی غالب شود و آن را کنترل کند و وقتی کنترل شد از آن استفاده کند.
در بحثهای گذشته گفتیم که انسان در این جنگ نمی تواند خودبخود پیروز شود بلکه حتما باید نیرو از خارج بیاید و لذا روی این نیروها بحث شد و تا کنون از نظر قرآن هفت نیرو استفاده کردیم که می توانند به انسان کمک کنند.
اگر از همه این هفت نیرو (که درباره آنها بحث کردیم) یا لااقل یکی از اینها استفاده شود، انسان پیروز خواهد شد.
نیروی هشتم که موضوع بحث امشب است و از نظر قرآن بحث مهمی است پناه بردن به قرآن است که امیدوارم که جلسه برای من و شما مفید باشد شما عزیزان این نیرو را از این به بعد خوب به کار بیندازید.
از نظر قرآن پناه بردن به قرآن فوق العاده مهم است، همانطور که اعراض از قرآن و کمک نگرفتن از آن مصیبت خیلی بزرگی است. قرآن شریف و روایات اهل بیت (علیهم السلام) راجع به قرآن و پناه بردن به آن سفارشها دارد. قرآن شریف با تاکید کامل می فرماید: فاقرءوا ما تیسر من القرآن،(172) تا ممکن است باید به قرآن پناه ببری، قرآن بخوانی.
در همین سوره المزمل بعد از آیه فاقروا ما تیسر من القرآن می فرماید: خدا می داند که شما گاهی مریض هستید و حال خواندن قرآن را ندارید، گاهی کار دارید، کارهای دنیا مانع می شود که قرآن بخوانید، گاهی در جبهه و جهادید و نمی توانید؛ باز می فرماید: فاقرءوا ما تیسر منه.(173)
قرآن را نمی شود رها کرد ولو در جبهه باشد، گرچه کار زیادی داشته باشید، اگر چه مریض باشید، آنچه ممکن است باید قرآن بخوانید.
قرآن کریم می فرماید: اقلا یتدبرون القرآن ام علی علوب اقفالها،(174) یعنی ای بشر، چرا در قرآن تدبر نمی کنی؟ چرا در قرآن نمی خوانی؟ مگر قفل غفلت به دل تو آمده؟ مگر قفل کفر بر دلت آمده؟ مگر از قرآن اعراض کرده ای؟
قرآن شریف می فرماید: اگر می خواهی که شیطان جنی و انسی از دلت دور شود، اگر می خواهی در آن جنگ پیروز شوی، اگر می خواهی دست عنایت خدا همیشه روی سر تو باشد قرآن بخوان.
و اذا قرات القرآن جعلنا بینک و بین الذین لا یومنون بالاخره حجابا مستورا.(175)
اگر قرآن بخوانی ما بین تو و شیطان فاصله می اندازیم، ما بین تو و شیاطین انسی فاصله می اندازیم، بین تو و دشمن تو، بین تو و آن نفس اماره تو فاصله می اندازیم و بالاخره اگر قرآن بخوانی در آن جنگ پیروز خواهی شد.
در بحث هفته گذشته سفارش دوم خداوند به پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) خواندن قرآن بود:
بسم الله الرحمن الرحیم. یا ایها المزمل قم اللیل الا قلیلا نصفه او انقص منه قلیلا او زد علیه و رتل القرآن ترتیلا.(176)
ای پیغمبر، ای کسی که بار نبوت به دوشت آمده و این بار سنگین است سنگین، به عبارت دیگر ای مسلمانی که جهاد اکبر داری و این جهاد مشکل است مشکل، اگر می خواهی پیروز شوی بیداری در شب داشته باش و دوم این که قرآن بخوان و رتل القرآن ترتیلا حتما قرآن بخوان، قرآن را شمرده شمرده، با توجه بخوان، در این آیه شریفه هم می فرماید: اگر کسی با قرآن سر و کار داشته باشد، تقویت اراده پیدا می کند.
شما عزیزان قطع نظر از بحثمان باید از نظر اراده قوی باشید؛ کار شما زن و مرد اراده قوی می خواهد، اعصاب پولادین می خواهد، سعه صدر می خواهد و این آیه شریفه می فرماید: اگر سعه صدر می خواهی، اگر اعصاب پولادین و اراده قوی می خواهی، اگر می خواهی نفوذ کلمه داشته باشی، اگر می خواهی بتوانی که در آن جنگ پیروز شوی، قرآن بخوان.
خواندن قرآن، مخصوصا در دل شب، بخصوص بین الطلوعین اراده را قوی می کند، آن جنبه معنوی را قوی می کند یعنی نیرو از خارج می آید و انسان هم بر شیطان انسی و هم بر شیطان جنی غلبه پیدا کند. انسان می تواند در مقابل دیگران حرفش را بزند، انسان می تواند در مقابل دشمن صبر به خرج بدهد و او را مغلوب کند.
قرآن در آیات فراوانی می فرماید که خواندن قرآن شفاست؛ شفا برای هر دردی است مخصوصا دردهایی در دل، غصه ها، اضطراب خاطره ها، نگرانیها، صفات رذیله، حسدها، تکبرها. بخل ها: و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمة للمومنین(177) و در آیه دیگر می فرماید: و شفاء لما فی الصدور.(178)
خانم اگر غم داری قرآن بخوان، قرآن غم را برطرف می کند، آقا اگر دلهره و اضطراب خاطر داری قرآن بخوان، اگر در جنگ نمی توانی پیروز شوی و گناه در زندگی تو هست قرآن بخوان، اگر صفت رذیله ای داری و نمی توانی بر آن صفت رذیله پیروز شوی قرآن بخوان حتی از نظر قرآن و روایت اهل بیت (علیهم السلام) می فهمیم که قرآن نه فقط شفا برای دل است برای دردهای ظاهر هم شفاست و در خواص آیات و روایات زیادی داریم هر که این آیه، این سوره را بخواند مثلا درد چشم او خوب می شود.
کلینی (ره) روایتی به طور عام نقل می کند: خذ من القرآن ما شی لما شی یعنی از هر کجا قرآن و برای هر چه بخواهی بگیر. اگر حاجت مهمی داری به قرآن پناه ببر و قرآن بخوان، حاجت برآورده می شود؛ اگر درد بی درمان داری به قرآن پناه ببر خذ من القرآن ما شی لما شی برای هر درد بی درمانی.
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: فاذا التبست علیکم الفتن کقطع اللیل المظلم فعلیکم بالقرآن یعنی وقتی که بلاها، بلاهای بزرگ، آن بلاهایی که دل را تاریک می کند، آن بلاهایی که زندگیت را تاریک می کند، بلاهایی که مثل سیاهی شب تاریک است وقتی که این بلاها به تو هجوم آورد فعلیکم بالقرآن قرآن بخوان، به قرآن پناه ببر فانه شافع مشفع و ما حل مصدق(179) و آن شفیع است، قرآن شفای هر دردی است و شفاعت او پذیرفته می شود. بعد می فرماید: و ما حل مصدق اما مواظب باش اگر به قرآن پناه نبری و از قرآن اعراض کردی، قرآن نفرینت می کند و نفرین قرآن پذیرفته می شود. بعد پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: فمن جعله امامه ساقه الی الجنة من جعله خلفه ساقه الی النار(180) هر کس که قرآن سرمشق او باشد، آن کس که با قرآن سر و کار دارد قرآن او را به بهشت می رساند، اما آن که با قرآن سر و کار ندارد، همین که سر و کار ندارد خواه ناخواه جهنمش از همان جا شروع می شود تا بالاخره به جهنم می رسد. در روایات می خوانیم که امام صادق (علیه السلام) می فرماید: در خانه تان قرآن بخوانید برای اینکه در خانه ای که قرآن خوانده شود آن خانه به قدری برای ملائکه روشنی دارد مثل ستاره که برای شما روشنایی دارد، شما چگونه وقتی به بالا نگاه می کنید ستاره های درخشانی را می بینید؟ آن خانه ای که در آن قرآن خوانده شود همین طور پیش عالم ملکوت، پیش ملائکه درخشان است. می فرماید: قرآن بخوانید برای این که اگر در خانه ای قرآن خوانده شود، ملائکه در آن خانه نازل می شوند و شیاطین از آن دور می شوند.
می فرماید: قرآن بخوانید، در آن خانه ای که قرآن خوانده شود بلا از آن خانه دور می شود. می فرماید: آن خانه ای که در آن قرآن خوانده نشود جای شیاطین است و ملائکه با آن خانه کاری ندارند؛ آن دلی که نور قرآن در آن تابیده نشود، الهام ملائکه ندارد، الهام شیطان دارد: ان الشیطان لیوحون الی اولیائهم(181) آن دلی که با قرآن سر و کار ندارد شیطان با او کار دارد.
قرآن می فرماید که شیطان الهامش می کند، نغمه شیطانی دارد. قرآن می فرماید: اگر سر و کار با من داشتی که داشتی و اگر نداشتی یقین داشته باش که در این دنیا زندگی ناخوشی داری و کور هم وارد صف محشر می شوی و در آنجا با خدا درد دل می کنی: خدایا، من که در دنیا کور نبودم، چطور شد که در اینجا کور هستم؟ خطاب می شود برای اینکه تو در دنیا کور بودی، سر و کار با قرآن نداشتی، ما را فراموش کردی که ما اینجا تو را فراموش کردیم.
من اعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکا و نحشره یوم القیمه اعمی قال رب لم حشرتنی اعمل و قد کت بصیرا قال کذلک اتنک أیاتنا فنسیتها و کذلک الیوم تنسی.(182)
چه مصیبتی از این بالاتر؟ قرآن می گوید آن کس با من سر و کار نداشته باشد در قیامت مشمول نفرین پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است. آیه می فرماید آن افرادی که با قرآن سر و کار ندارند روز قیامت به قدری ناراحت و پشیمان هستند که دستهایشان را به دندان می گیرند یوم یعص الظالم علی یدیه(183) مرتبا می گوید: ای کاش که با قرآن و پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) سر و کار داشتم. ای کاش، ای کاش می گوید و پشیمان می شود. قرآن می فرماید که جوابش این است: قال الرسول یا رب ان قومی اتخذوا هذا القرآن مهجورا.(184)
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) به خدا عرض می کند خدایا، بازخواست قرآن را از او بکن، بازخواست مرا از اینها بکن چون اینها با قرآن من سر و کار نداشتند و به آن پشت پا زدند.
در روایات می خوانیم که قرآن هم او را نفرین می کند. در روایات قرآنی هست که روز قیامت اگر انسان سر و کار با قرآن نداشته باشد دو سه خصم دارد، یکی از اینها قرآن است؛ قرآن با صورتی حقیقی، با بهترین صورتهاست به صف محشر می آید. قانون تجسم عمل چنین اقتضاء می کند که قرآن بهترین صورتها را به خود بگیرد به طوری که کلینی (ره) نقل می کند وقتی قرآن به صف محشر می آید مردم می گویند پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است و از صف پیغمبران که رد شد مردم می فهمند که قرآن است و می گوید: خدایا، این ملت با من سر و کار نداشتند، من در خانه اینها بودم و گرد می خوردم، خدایا بازخواست مرا از اینها بکن.
دیگری مسجد است، اگر مسجدی در محله باشد و شما نمازهایتان را در خانه بخوانید در روز قیامت از شما بازخواست می کند، آن هم به صورت خودش، به صورت خانه خدا به صف محشر می آید و می گوید: خدایا، مسجدی بودم، اینها مرا غریب گذاشتند، نیامدند در من نماز بخوانند.
سوم عالم است؛ اگر عالمی در محل و در جایی باشد و مردم از او استفاده نکنند در روز قیامت نفرین می کند.
برعکس هم هست، یعنی قرآن در روز قیامت به صورت درخشانی وارد صف محشر می شود و شفاعت می کند؛ می گوید: خدایا، این زن، این مرد، کسی بود که با من سر و کار داشت، صبحها قرآن می خواند، در راه قرآن می خواند. خدایا، او با من سر و کار داشت. خدایا، دلم می خواهد مرا راضی کنی، دلم می خواهد که او راضی بشود.
روایت می گوید به قدری به او مقام ارجمند داده می شود که هم خودش راضی است هم خدا و هم قرآن.
در روایات می خوانیم که نردبان برای رفعت در بهشت قرآن است لذا در روز قیامت خطاب می شود: آقای بهشتی، به اندازه ای که در دنیا قرآن خواندی اینجا بخوان، برای تو نردبان هست، هر آیه قرآن یک پله است، یک درجه است.
ما خیلی نمی توانیم بفهمیم که درجات بهشت یعنی چه. بالا که نمی رود، این بالا رفتن، بالا رفتن معنوی است نظیر ارتفاع علم برای عالم؛ مثلا وقتی که در کلاس درس هستید با شاگردان در یک سطح هستید، بالاتر نیستید اما می گویند معلم بالاتر از شاگرد است یا می فرمایند که ما شاگرد اول داریم، شاگرد دوم و سوم و... داریم، رفوزه داریم، این شاگرد از آن شاگرد بالاتر است. این بالا بودن در اینجا از نظر مادی است که یکی از آنها یک پله از شاگرد دیگر بالاتر رفته باشد، نه همه، در سطح یکدیگر روی صندلی نشسته اند اما بعضی رفعتشان خیلی بیشتر از دیگران است. بهشت این است و در روایات می خوانیم که ارتفاع بهشتی در آنجا به قرآن است.
خطاب می شود: فاقروا و اصعد،(185) هر مقدار که در دنیا قرآن خوانید اینجا بالا می روی.
روایت می گوید با هر آیه که می خواند یک پله بالا می رود. این گونه آیات و روایات در قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام زیاد است. حتی کلینی (ره) در اصول کافی، جلد دوم کتابی راجع به فضیلت و قرائت قرآن نوشته است و در آنجا روایتی را نقل کرده است.
شاید علامه مجلسی (ره) در بحار یک جلد - آن هم از جلدهای قطور - راجع به قرآن نوشته است. اگر بخواهیم راجع به قرآن بحث کنیم در یک جلسه و ده جلسه نمی توانی اما همین مقدار برای ما فعلا بس است.
خلاصه بحث تا اینجا این شد که هشتم از نیروهایی که می تواند در این جنگ درون یعنی جهاد اکبر به ما کمک کند قرآن است. قرآن برای تقویت اراده فوق العاده مفید است. قرآن برای رفع همّ ها، غم ها، اضطراب خاطرها و نگرانیها بسیار عالی است، برای اینکه صفات رذیله از بین برود شفاء لمن فی الصدور است.
دوم چیزی که استفاده کردیم این بود که اعراض از قرآن، نخواندن قرآن، تدبر نکردن در قرآن، عمل نکردن به قرآن مصیبت بسیار بزرگی است؛ مصیبت نفرین پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) است؛ مصیبت نفرین خود قرآن است؛ مصیبت زندگی نارسا و ناخوشی در این دنیاست؛ مصیبت کوری در آخرت است؛ مصیبت قساوت دل در همین دنیاست.
قرآن می فرماید:
لو نزلنا هذا القرآن علی جبل لرایته خاشعا متصدعا من خشیه الله و تلک الامثال نضربها للناس لعلهم یتفکرون.(186)
یعنی وضع قرآن این طور است که اگر به کوه هم خوانده شود کوه پاره پاره می شود، کوه خاضع می شود؛ یعنی ای بشر، اگر سیاهی دل داری قرآن بخوان خاشع می شوی. ممکن است یک آیه آنچنان اثری در تو بگذارد که راه صد ساله را بتوانی طی کنی. یک آیه را برای فضیل بن عیاض خواندند الم یأن للذین آمنوا ان تخشع قلوبهم لذکرالله(187) این آیه چنان در دل سنگش اثر گذاشت که یک شبه از عرفای بزرگ شد.
چیزی که امشب باید درباره اش بحث کنم مطلب سوم است و آن این است که سر و کار داشتن با قرآن سه مرتبه دارد:
مرتبه اول خواندن قرآن است یعنی همین لفظ آیات قرآن را خواند اگر چه تدبر نکنی، ولو به معنی آن توجه نداشته باشی، ولو معنای را ندانی. این اول مرتبه خواندن قرآن است و همین خواندن قرآن و سر و کار داشتن با آن برای دل فوق العاده نتیجه دارد. می شود گفت که از قرآن اعراضی نشده است؛ می شود گفت کور وارد صف محشر نمی شود؛ می توان گفت از همین خواندن قرآن می تواند برای غمها و غصه ها زیاد نیرو بگیرد. تجربه کنید، وقتی غمی برای شما پیش آمد یک صفحه قرآن بخوانید، ببینید چطور آرامش خاطر پیدا می کنید. لذا خواندن قرآن آن چنان که در میان مردم مشهور است با فرض بلد نبودن معانی آن خیلی فایده دارد.
این که بعضی از روشنفکر مابها - تاریک فکرها - می گویند چه فایده ای دارد؟ بنابراین چه بهتر است که فارسی آن را بخوانیم، به این روشنکفر مابها می گوییم: قرآن به تو میگوید نمی فهمی. قرآن می فرماید: قد جائکم من الله نور و کتاب مبین من نور هستم، وقتی خواندی دلت نرانی می شود، غم و غصه ات می رود، نگرانی و اضطراب خاطرت می رود، به تو نیرو می دهد و اراده ات را قوی می کند اگر چه معنی آن را ندانی.
شما وقتی سیب را می خوری، این سیب ویتامین دارد ولو شما اصلا اسم ویتامین را نشنیده باشید و ندانید که چیست سیب کارش را می کند؛ خواندن قرآن این طوری است، به این روشنفکر مابهای تاریک فکر باید گفت اگر این طور است نماز هم نخوان.
می دانیم که نود درصد مردم اگر هم معنای نماز را بدانند توجه ندارند و نماز می خوانند. آیا می شود گفت نماز نخوانند و نماز اینها باطل است؟ نماز هم همین طور است، مرتبه اولش خواندن نماز است. این مفید است، چنانچه خواندن قرآن مفید است، خیلی مفید است. قرآن که نمی گوید معنایش را بخوان، می گوید: اذا قرات القرآن،(188) فاقروا ما تیسر من القرآن،(189) قرآن بخوان می خواهی معنایش را بدان می خواهی ندان، می خواهی توجه به معنی داشته باش، می خواهی نداشته باش، اگر قرآن خواندی بین تو و شیطان فاصله می اندازیم، میان تو و دشمنت فاصله می اندازیم و تو را بر دشمن درون و بیرون مسلط می سازیم.
بنابراین یک وقت خلجانهای ذهن، وسوسه های روشنفکری شما را نگیرد از این که قرآن چه فایده ای دارد؛ نه، خواندن قرآن خیلی مفید است، برای دنیایتان مفید است، برای آخرتتان مفید است، برای این که زندگی خوشی پیدا کنید مفید است، برای اینکه غمها و غصه ها و نگرانیها و اضطراب خاطرها برود مفید است، برای این که تقویت اراده پیدا کنی مفید است و بالاخره خواندن قرآن فوق العاده مفید است. مرتبه دوم از مرتبه اول مفیدتر است و آن تدبر در قرآن است یعنی وقتی که انسان قرآن می خواند توجه به معنی آن هم داشته باشد، تدبر کند که این تدبر در قرآن کم کم انسان را به جایی می رساند که وقتی قرآن بخواند مثل این است که خدا دارد با او حرف می زند.
روایت داریم وقتی که به یا ایها الذین آمنوا برسد بگوید لبیک. خدا می فرماید: یا ایها الذین آمنوا ای کسانی که ایمان آورده اید (شما را صدا می کند) شما هم جواب خدا را بدهید، بگویید بله بله، لبیک. یک وقت انسان به اینجا می رسد که به راستی حرف خدا را می شنود، از این که خدایا با او حرف می زند و لبیک جواب می دهد لذت می برد و این از تدبر در قرآن پیدا می شود، این از خواندن قرآن پیدا می شود. باید پله پله جلو رفت. یکدفعه نمی شود انسان به جایی برسد که وقتی قرآن می خواند مثل این باشد که خدا دارد با او حرف می زند و لبیک جواب می دهد. به این زودیها که نمی شود انسان به اینجا برسد، باید پله پله به جلو رفت. پله اول خواندن قرآن است ولو معنایش را نداند.
شما وقتی که می خواهید از خانه بیرون بیایید 11 قل هو الله بخوانید حال معنای این سوره را بدانید یا ندانید، توجه به آن داشته باشی یا نداشته باشید، این 11 قل هو الله شما را حفظ می کند تا به خانه برگردید، این کار را بکنید. سه مرتبه قل هو الله احد خواندن ثواب یک ختم قرآن را دارد.
کسی که یک آیه الکرسی بخواند، معنایش را بداند یا نداند، یک فوج از ملائکه می آیند و تا شب او را حفظ می کنند و اگر سه بار آیة الکرسی بخواند خطاب می شود بنده ها، شما کنار بروید من خودم تا شب حافظ این بنده ام هستم و اگر در شب سه بار آیه الکرسی بخواند خدا تا صبح حافظ اوست و این مربوط به دانستن معنی آن نیست.
مگر معنی دارد که کسی با فرضی که کلاس اول را نخوانده به کلاس دوازده برود؟ شما می گویید که او باید پله پله بالا بیاید ولو استعداد خیلی عالی داشته باشد، بچه کلاس اول را به کلاس سوم راه نمی دهید.
نتیجه این شد، مرتبه اول خواندن خود قرآن و مرتبه دوم تدبر در قرآن است یعنی شخص معنایش را بفهمد، وقتی به آیه رسید تدبر کرد وقتی به آیه عذاب رسید وحشت کرد، وقتی به آیه مربوط به بهشت رسید از خداوند بهشت را بخواهد، وقتی به آیات معنوی رسید از خدا معنویت بخواهد، وقتی به جهاد اصغر رسید بر دشمن لعنت کند و برای لشکر اسلام پیروزی بخواهد و...
این هم مرتبه دوم، مرتبه ای که این آیات شریف روی این مرتبه خیلی پافشاری دارد.
در سوره قلم (که انصافا سوره خوبی است) داستانها نقل می کند؛ گاهی داستان قوم ثمود، گاهی داستان فرعون، گاهی داستان حضرت نوح و قومش، گاهی داستان حضرت ابراهیم و قومش را بیان می کند.
در سوره الرحمن فبای الاء ربکما تکذبان تکرار می شود و در سوره قمر آیه ولقد یسرنا القرآن للذکر فهل من مذکر تکرار می شود. یعنی این قرآن برای اینکه آدم بسازد خیلی عالی است، ما قرآن را آسان نازل کردیم این آیات برای تذکر و تنبه بسیار بیدار کننده است اما حیف که متذکر جایی نیست. چرا از قرآن متذکر نمی شوید؟ ولقد یسرنا القرآن للذکر فهل من مدکر ما قرآن را طوری فرستادیم که آن عامی همین مقدار که می تواند قرآن بخواند می تواند از قرآن متذکر بشود؛ مثل امام صادق (علیه السلام) هم می تواند از قرآن متذکر بشود.
سهل و ممتنع است، هر کسی به قدر علم، فهم و اخلاص و ایمان خود چیزی از قرآن می فهمد.
مرتبه سوم که مرتبه عالی است آن است که به آن عمل کند: ان هذا القرآن یهدی للتی هی اقوم،(190) بهترین راه را قرآن نشان می دهد:
قد جائکم من الله نور و کتاب مبین یهدی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام و یخرجهم من الظلمات الی النور باذنه و یهدیهم الی صراط مستقیم.(191)
اگر کسی قرآن بخواند، اگر در قرآن تدبر بکند، اگر به قرآن عمل بکند دیگر دست عنایت خدا روی سر اوست، خدا به او الهام می کند، به اینجا می رسد که راه های سلامتی را یاد می گیرد، به اینجا می رسد که وقتی دشمن درون یا دشمن برون بخواهد وسوسه کند وسوسه هایش را ترک می کند، دیگر ظلمت ها یکی پس از دیگری رفع می شود و نور خدا در دلش می تابد. او دیگر از راه مستقیم منحرف نمی شود، در زندگی نه افراط دارد و نه تفریط، راه اسلام را که راه مستقیم است می پیماید.
نماز هم این طور است، نماز هم سه مرتبه دارد.
اول، نمازی که اسقاط کننده تکلیف است؛ یعنی ما وظیفه داریم که نماز بخوانیم.
در این نمازهایی که می خوانیم، از الله اکبر تا السلام علیکم و رحمة الله و برکاته توجهی نیست. توجه و فکر ما در نماز هر آنی در جایی است. در این نمازها شکها می آید، غمها در نماز گل می کند، اضطراب خاطرها گل می کند، خستگیها گل می کند، کارها گل می کند و...
خانمی که حاضر است یکی دو ساعت بگوید و بخندد وقت نماز برایش سنگین است، سنگین. می گوید آه چه کوله بار سنگینی، بلند بشوم نمازمان را بخوانیم و قدری سبک بشویم مثل این که یک سنگ از کوه روی گرده اش هست. اما به هر حال وقتی نماز را خواند مسقط تکلیف است، وقتی نماز را صحیح خواند دیگر روز قیامت به او نمی گویند چرا نماز نخواندی، دیگر به او بی نماز نمی گویند.
صورت دوم تدبیر است، توجه است. خوشا به حال این چنین کسی که وقتی الله اکبر می گوید به دنیا و آنچه در دنیاست پشت پا می زند. اصولا معنای الله اکبر همین است، تکبیره الاحرام یعنی هر چیزی را بر خود حرام کردن، دست را تا بالای شانه بلند کردن یعنی خدایا، به دنیا تو آنچه در دنیاست پشت پا زدم، دیگر حالا تو من، من و تو، من عبد و تو مولی، دیگر فکرم جایی نیست مگر در حضور تو، دیگر به غیر از تو تخیلی ندارم، دیگر توجهی به غیر از تو ندارم رجال لا تلهیم تجارة و لا بیع عن ذکر الله وقتی که به ایاک نعبد و ایاک نستعین می رسد - ای خدا فقط تو را عبادت می کنم - هوی و هوس کنار است، شیطان بر کنار است، به بتها پشت پا زدم، فقط تو را عبادت می کنم لا موثر فی الوجود الا الله هیچ چیزی جز تو در این عالم نمی تواند تاثیر بکند. خدایا توحید افعالی دارم، خدایا هیچ کسی را، هیچ چیزی را مستقل نمی دانم، خدایا پایبند کسی نیستم، دلم جز به توبه کسی و به چیزی بستگی ندارد. به جایی می رسد که وقتی می گوید السلام علیک ایها النبی پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: سلام علیکم. می شنود، بله می شنود! باید هم بشنود، انسان خلق شده برای این که بشنود وقتی به پیغمبر اکرم سلام یم کند جوابش را بشنود.
بسیاری از بزرگان ما وقتی در مقابل قبر حضرت رضا (علیه السلام) سلام می کردند جواب می شنیدند. روز عید به حرم امام رضا (علیه السلام) می رفت می گفت: یابن رسول الله عیدی می خواهم؛ عیدیش را می گرفت و بیرون می آمد. برای انسان اینها چیزی نیست، اینها برای ولایتی ها چیزی نیست؛ حیف از من و شما که ولایتی نیستیم. وقتی که می گوید: والسلام علینا و علی عباد الله الصالحین باید از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) جواب بشنود.
یک آخوند دهاتی بحسب ظاهر اما عارف حقیقی به من می گفت وقتی در نماز می گویم السلام علیک ایها النبی تا جواب نشنوم جلو نمی روم و السلام علینا و علی عبادالله الصالحین نمی گویم!
مرتبه سوم از نماز عمل کردن به نماز است یعنی این که می گوید ایاک نعبد و ایاک نستعین عملش هم بگوید ایاک نعبد و ایاک نستعین.
مرتبه اول زبان می گوید ایاک نعبد و ایاک نستعین مرتبه دوم دل بگوید ایاک نعبد و ایاک نستعین و مرتبه سوم عمل بگوید ایاک نعبد و ایاک نستعین یعنی چه؟ یعنی، دیگر گناه در زندگی او نیست برای این که اگر در زندگیش گناه باشد دیگر ایاک نعبد و ایاک نستعین غلط است؛ او شیطان پرست است.
قرآن می گوید کسی که گناه بکند شیطان پرست است: الم اعهد الیکم یا بنی آدم ان لا تعبدوا الشیطان(192) آنگاه می گوید که ایاک نعبد عملش هم این است که دیگر هوی و هوس محرک او نیست. او در زندگی برای خدا می گوید و برای خدا می شنود، برای خدا در جلسه حاضر می شود، برای خدا درس می خواند، برای خدا درس می گوید و بالاخره محرم او به جز خدا چیز دیگری نیست، هوی و هوس بر او مسلط نیست، آن وقت می تواند بگوید ایاک نعبد و ایاک نستعین به هیچ کس و هیچ چیز جز خدا چشم داشتی ندارد. وقتی که لا اله الا الله می گوید یعنی ای خدا در عالم موثری جز تو نیست.
دیده ای خواهم سبب سوراخ کن - که بسوزاند سبب از بیخ و بن
سبب چیست؟ لا موثر فی الوجود الا الله خدایا در دلم هیچ کس و هیچ چیز جز تو نیست، و این مرتبه سوم نماز است. این همان است که ان الصلوه تنهی عن الفحشاء و المنکر(193) این همان نماز است که او را نگاه می دارد... از بدیها باز می دارد.
قرآن نیرویی فوق العاده عالی است، بنابراین زیاد با قرآن سر و کار داشته باشید و اگر کسی در خواندن قرآن روان باشد معمولا در نیم ساعت می تواند یک جزء از قرآن را بخواند لذا شما می توانید در ماه یک بار قرآن را ختم کنید، یک ربع صبح و یک ربع شب. معلوم است اگر کسی بگوید وقتش را ندارم عذرش غیر موجه است. می دانید هر ماه یک ختم قرآن یعنی چه؟ یعنی ماهی (6666) درجه بهشت به او می دهند. ماهی یک ختم قرآن می دانید یعنی چه؟ یعنی دیگر در زندگی غم نیست. شما تجربه بکنید ببینید چگونه تمام غمها می رود، ببینید چطور تمام غصه ها، نگرانیها و اضطراب خاطرها از بین می رود. تقاضا دارم نیم ساعت از وقت خود را صرف قرآن کنید یک ربع، صبح و یک ربع، شب. تقاضا دارم وقتی از خانه بیرون می آیید 11 قل هو الله را بخوانید.
در روایات می خوانیم که اگر کسی بعد از عشاء امن الرسول... را بخواند اگر موفق به نماز شب نشد خدا ثواب نماز شب را به او می دهد.
چه قدر بدبختی می خواهد که آمن الرسول... را که چند ثانیه بیشتر طول نمی کشد آدم نخواند! پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) می فرماید: بهشت رفتن خیلی آسان است، جهنم رفتن مشکل است. ثواب خیلی ریخته شده، ما غفلت می کنیم.
اگر دنیا می خواهید، قرآن؛ اگر آخرت می خواهید، قرآن؛ اگر نگرانی دارید، قرآن؛ اگر اضطراب خاطر دارید، قرآن؛ اگر مسلط بر نفس اماره نیستید، قرآن؛ اگر صفت رذیله دارید و می خواهید رفع بشود، قرآن و اگر درجات مهم در بهشت می خواهید، قرآن.
خدایا به عزت و جلالت قسم می دهیم، توفیق خواندن قرآن، تدبر در قرآن، عمل به قرآن را به همه ما عنایت بفرما.

بخش اول: گفتار بیستم