فهرست کتاب


جهاد با نفس (سلسله درسهای اخلاقی)

آیت الله حسین مظاهری‏‏

بخش اول: گفتار یازدهم

توبه (3)

بحث ما با شما درباره توبه و انابه بود؛ می گفتیم که از نظر قرآن گناه هر چه بزرگ باشد یا هر چه زیاد باشد، قابل جبران است. در اسلام بدون شک بن بست نیست. بحث ما مربوط به این آیه شد:
انما التوبة علی الله للذین یعملون السوء بجهاله ثم یتوبون من قریب و لیست التوبه للذین یعملون السیئات حتی اذا حضر احدهم الموت قال انی تبت الان و لا الذین یموتون و هم کفار.(118)
در این آیه شریفه می فرماید: چهار دسته توبه شان قبول نیست، توبه ندارند و این مخالف با این حرفم نیست، بلکه این دو آیه از طرف خداوند لطف و زنگ خطری برای گناهکار است. نمی گوید توبه قبول نیست بلکه اگر گناه از روی لجاجت باشد، در این صورت موفق به توبه نمی شود؛ روایتی است مشهور، گرچه معلوم نیست که روایت درست باشد، اما شاهد عرض من است.
یزید به امام سجاد (علیه السلام) می گفت: چه کنم جبران این گناه را بکند امام فرمود: نماز غفیله بخوان. زینب مظلومه به امام سجاد گفتند: چه کسی نماز غفیله بخواند؟ چه کسی توبه کند؟ امام فرمودند: او موفق به توبه نمی شود! شاهد عرض من این است که اگر گناه از روی لجاجت باشد، گناه از روی جهالت و سفاهت نباشد، ای آدم به توبه موفق نمی شود، به این معنا که خود را مریض نمی داند تا دوا بخورد یا به دکتر مراجعه کند. و آیه شریفه، زنگ خطری می زند که گناه برایتان یک امر عادی نشود، یا از روی عناد و لجاج نباشد که اگر ابهت گناه از دل کسی رفت، دیگر موفق به توبه نمی شود.
روایتی از امام صادق (علیه السلام) است که گناه را به خال سیاهی در دل تشبیه کرده بودند که هرگاه تدارک شود، خال سیاه از بین می رود، و اگر گناه دوم صورت گیرد، خال زیادتر می شود و گناه روی گناه، صفحه دل را سیاه می کند.
امام صادق (علیه السلام) می فرماید: فلن یفلح ابدا او دیگر رستگار نمی شود، یعنی اگر مصیبت روی عقل را گرفت، دیگر موفق به توبه نمی شود.
معنای دیگر حدیث این که مواظب باش، اگر گناه کردی، تدارک کن؛ به قول امام صادق (علیه السلام) آن خال سیاه را پاک کن زیرا کم کم گناه، روی عقل و وجدان را می گیرد و دیگر موفق به توبه نخواهی شد.
قرآن می فرماید: توبه دم مرگ فایده ای ندارد. این هم یک زنگ خطری است. یقین داشته باشید که هم از نظر فلسفه و عرفان و اخلاق، هم از نظر قرآن و روایات و مسئله فقهی، دم مرگ هم اگر کسی توبه کند از او پذیرفته می شود، بن بست در اسلام نیست، معنی ندارد، کسی تلاطم درونی پیدا کند و از گناهش شرمنده شود، خدا بگوید نه، با ارحم الراحمین بودن خدا نمی سازد.
نقل می کند که جوانی در زمان حضرت موسی خیلی گناه کرد و به قدری آلوده شد که خطاب شد از شهر بیرونش کنید. این جوان به بیابان رفت. آنجا تنها شد و دیگر کسی جز خدا نداشت و وقتی یاد گناهانش افتاد، شرمنده شد، گفت:
یا من له الدنیا و الاخره ارحم من لیس له الدنیا و الاخره
یعنی ای کسی که هم دنیا داری و هم آخرت، رحم کن به کسی که نه دنیا دارد و نه آخرت.
روایت می نویسد: پروردگار عالم او را پذیرفت، حتی ملائکه را به صورت پدر و مادر و خویشان بالای سرش فرستاد! وقتی از دنیا رفت، به حضرت موسی خطاب شد که یکی از بندگان خوب ما مرده، برو دفنش کن. حضرت آمد، دید همان جوان گنهکار است که در اثر گناه تبعید شده بود.
گفت: خدایا، این همان جوان لاابالی است، چطور شده که بنده خوب تو شد خطاب شد: ای موسی، درگه ما درگه نومیدی نیست، وقتی گناهکار بود، بد بود، اما آب توبه گناهش را شست، لذا او را آمرزیدم و بهشتی شد. بر فرض هم که این قضیه تاریخی را که نظیرش زیاد است نداشتیم، مسلم از نظر فلسفه و عرفان و اخلاق باید بگوییم که در اسلام بن بست نیست.
پس آیه شریفه، زنگ خطر است، یعنی معمولا آدمی که دم مرگ است صحنه ها می بیند. روایت داریم که امیرالمومنین - سلام الله علیه - باید اجازه دهد تا روح مومن یا کافر گرفته شود، و بهشت یا جهنم را در جلو خودش می بیند. آدم بد جهنمش را می بیند و پشیمان است، اما نه از گناه، او ممکن است توبه کند اما نه توبه از گناه، پشیمان از این که چرا آن گونه عمل کرده که حالا این طور جزا داشته باشد؛ مثل آدم اعدامی، وقتی می خواهد پای چوبه دار برود پشیمان است، اما معمولا از این پشیمان نیست که چرا فلانی را کشته، بلکه از این که کارش به اعدام کشیده پشیمان است.
خواجه نصیر طوسی، آن مرد بزرگ در عرفان و فلسفه و فقه، در شرح اشارات می گوید: اگر توبه کسی به خاطر رفتن به بهشت یا نرفتن به جهنم باشد قبول نیست، توبه یعنی شرمندگی از گناه و خدا.
هفته گذشته گفتم که توبه یعنی حربن یزید ریاحی در مقابل امام حسین (علیه السلام). حربن یزید ریاحی از چه پشیمان شد؟
از گناهش شرمنده بود، و الا نه کسی می خواست او را بکشد، نه عذابی بود و نه دنیایی، اگر به طرف امام حسین (علیه السلام) می آمد، چرا نمی توانست سرش را بلند کند و به روی امام حسین (علیه السلام) نگاه کند؟ زیرا از گناهش شرمنده بود، به این می گویند توبه.
خواجه نصیر طوسی - رحمة الله علیه - می گوید: اگر کسی می خواهد که توبه اش پذیرفته شود؛ باید این طور باشد، بگوید: من روزی خدا را خوردم، در ملک او بودم و در مقابل خدا و در محضر او گناه کردم؛ عجب نمک نشناس و بی وفایی هستم!
معنی توبه دم مرگ این است که چرا می خواهد به جهنم برود. لذا قرآن شریف زنگ خطر می زند و می فرماید: قبل از دم مرگ خودت را اصلاح کن، زیرا دم مرگ، دهشت ها، تخیل ها، هول ها نمی گذارد که توبه کنی؛ گرچه ممکن است پشیمان شوی اما این که توبه نیست. پس بدان، اگر تدارک نکردی، دم مرگ نمی توانی تدارک کنی و توبه کنی.
قرآن می فرماید: و لیست التوبه... یعنی نمی توانی توبه کنی، بلکه، اگر بتوانی دم مگر توبه کنی حتما قبول می شود.
خلاصه حرف این شد که در اسلام بن بست وجود ندارد؛ گناه هر چه بزرگ و زیاد، اگر توبه بیاید یعنی شرمندگی در مقابل خدا از گناه، نظیر شرمندگی حر بن یزید ریاحی در مقابل امام حسین (علیه السلام) دم مرگ هم باشد پذیرفته است؛ جوانی باشد یا پیری، از روی عناد باشد یا نه.
قرآن می گوید: اگر روی عناد باشد زنگ خطر است، یعنی بدان که در این صورت موفق به توبه نمی شوی و این که می گوید دم مرگ توبه نیست، یعنی نمی توانی توبه کنی.
اما جمله چهارم: و لا الذین یموتون و هم کفار یعنی اگر آدم نامسلمان بمیرد تکلیف چیست؟ و کجا توبه کند؟
کسی که محکوم شده و بخواهد توبه کند، ممکن است توبه او نزد خدا قبول شود، اما قاضی نمی تواند او را ببخشد.
این محکوم به زندان شده و اصلا لیاقت ندارد که توبه کند، لذا جمله چهارم در قرآن تکرار هم شده که:
ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر مادون ذلک لمن یشاء.(119)
معنایش هم همین است که اگر کسی نامسلمان بمیرد، جایش در جهنم است، که این هم یک لطف دیگری است که از این آیه فهمیده می شود.
چنانچه مسلمان گناهکار بمیرد، در قبر پاک می شود یعنی فشار قبر او را پاک می کند؛ اگر گناهش زیاد باشد در عالم برزخ معذب است با عمالش سر و کار دارد و آن عمل بدش به صورت حیوانات درنده تجسم شده و در آن عذاب می شود.
عذاب قبر و عذاب برزخ دارد و اگر گناهش خیلی زیاد باشد، رسوایی روز قیامت عذابش را تخفیف می دهد، و اگر پاک نشد، باید به جهنم برود؛ جهنم از الطاف خفیه خداست؛ یکی از نعمتهای بزرگ خدا جهنم است؛ گناهکار باید به جهنم برود تا آنجا پاک شود، یعنی کدوراتش را می گیرد، کم کم بهشتی می شود، از این جهت غیر کافر یعنی مسلمان شیعه در جهنم ماندنی نیست.
بله، بعضی اوقات هزار سال باید در جهنم بماند تا پاک شود، بستگی دارد که از دنیا چقدر برای خودش کدورت و چرک آورده؛ گاهی گناه در دلش رسوخ کرده است، در پوست و گوشت و استخوانش رسوخ کرده و باید صاف شود تا بهشتی شوند، مثل سنگی که در آن طلا است، اگر بخواهد ارج و قرب پیدا کند، باید در کوره چند هزار درجه ای برود تا کدوراتش گرفته شود. کسی می تواند به نزد حورالعین برود که از گناه پاک شده باشد.
قرآن شریف می فرماید: ماندن شیعه در جهنم گاهی یک سال و گاهی بیشتر است هفتصد سال است؛ و چون مقام قرب خداست، با گناه نباید داخل شود؛ بایستی از گناه پاک شود، حال یا به واسطه توبه و انابه و عبادت در دنیا پاک شده یا در قبر و برزخ و قیامت؛ اگر به واسطه شفاعت و عفو خدا پاک نشد، باید در جهنم بماند تا پاک شود.
اگر شرمندگی از گناه برایش پیدا شد، مسلم آمرزیده می شود، مثل این که اصلا گناه نکرده است.
قسمت دوم از گناه، حق الله است، اما پروردگار عالم برای توبه اش شرایطی قرار داده، مثل نماز و روزه که حق الله است و مربوط به حق مردم است.
اگر کسی نماز نخواند یا نماز را بد بخواند، گناهش خیلی بزرگ است، به قدری که قرآن شریف درباره کسی که سهل انگار در نماز باشد و تسامح کند می گوید: نامسلمان است و وای بر این نامسلمان: فویل للمصلین الذین هم عن صلاتهم ساهون،(120) وای بر کسی که نماز را سبک بشمارد، که این نامسلمان است و گناهش خیلی بزرگ است؛ توبه چنین فردی شرمندگی از گناه است ولی نمازهای نخوانده را باید قضا کند. فرقش با دروغ و شراب این است که آن دیگر تدارک ندارد ولی این دارد؛ نمازهای نخوانده، یار روزه های نگرفته را باید به جا آورد. نمی گویم کسی که ده سال نماز نخوانده یا روزه نگرفته، حالا هر روز روزه بگیرد یا مرتب نماز بخواند؛ نه؛ خود را تدارک کن طوری که ضرر به کارهایت نزند، یعنی کسی که مدتی نماز نخوانده حالا هر صبح به جای دو رکعت چهل رکعت بخواند، همین طور ظهر و عصر، مغرب و عشا، یا در یک روز که بیکار است، نماز چهار پنج شبانه روز را قضا بخواند، روزه را هم به همین نحو بگیرد.
رهبر عظیم الشان انقلاب برای سیر سلوک خیلی مصرند که روزهای دوشنبه و پنج شنبه روزه گرفته شود، خیلی خوب است؛ پس با دو یا سه روز روزه گرفتن در هفته قضای روزه را هم به جا آورده است. حالا اگر کسی پشیمان بشود که چطور من نماز نخواندم، نمازی که باید بالاترین لذت برای عبد باشد، نمازی که نصفش صحبت کردن خدا با بنده (حمد و سوره) و مابقی نماز سخن گفتن بنده با خدا است، این بالاترین لذت برای یک انسان است!
مثلا اگر نیم ساعت خدمت رهبر عظیم الشان انقلاب بروید تا با شما حرف بزند و شما با او صحبت کنید، در هر جمعی بنشینی می گویی: من خدمت ایشان رسیدم و در حرف زدن خیلی به حرفهایم توجه داشت. برای چه افتخار می کنی؟ زیرا با یک بنده صالح خدا نشستی.
بالاترین لذت، با خدا خلوت کردن و بالاتر از این لذت صحبت کردن عاشق با معشوق و بالاتر از آن صحبت کردن معشوق با عاشق، مولی با عبد است.
ده سال نماز نخوانده تا یک دفعه متوجه می شوید، می بینید چه خسارتهایی برایش جلو آمده، مسلم جبران می شود.
التائب من الذنب کمن لا ذنب له.
کسی که از گناه توبه کند، مثل این است که اصلا گناه نکرده. شرمندگی حربن یزید ریاحی در مقابل امام حسین (علیه السلام) را نگاه کنید، گناهش آمرزیده می شود ولی باید تدارک کند.
حق الناس یعنی حقی که به مردم مربوط است و این خیلی مهم است؛ در قرآن شریف می خوانیم: ان ربک لبالمرصاد،(121) این آیه شریفه معنایش آن است که خدا در کمین گناهکار است. در ذیل آیه شریفه می خوانیم که در روز قیامت پلیس راه ها وجود دارد، به قول سلمان فارسی عقبه هایی است که سوال می کند؛ اول از نماز، چنانچه توانست جواب بدهد می گویند: برو جلو، اما اگر لنگ ماند، از همانجا او را به جهنم بر می گردانند. از زکات، خمس و صله رحم می پرسند. - پلیس خدا یعنی ملائکه - اما یک جاست که خدا خودش سوال می کند و دیگر ملکش نیست و آنجا مرصاد است.
لذا قرآن می فرماید: ان ربک لبالمرصاد.(122) خدای ارحم الراحمین یک قسم هم خورده، فرموده: به عزت و جلالم، از همه چیز ممکن است بگذرم اما از حق مردم نمی گذرم! لذا حق الناس خیلی مشکل است.
پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) روی منبر به اصحاب و مسلمانها می گفت: مسلمانها، مواظب حق الناس باشید، بدانید که اگر یکی نخی غصب کرده باشید و لباس دوخته باشید، علاوه بر این که با این لباس نماز باطل است، روز قیامت باید به جهنم بروید و یا در مورد زمین غصبی که به صورت طوق آهنین به گردنش می آویزند یا پول غصبی و غیره...
هذا ما کنزتم لانفسکم این دزدیها و حق الناسها است! حال اگر کسی مال مردم را خورده، توبه دارد؟ بله توبه دارد التائب من الذنب کمن لا ذنب له چنانچه توبه کند، شرمنده و پشیمان شود، بگوید: من که باید همیشه به فکر دیگران باشم، باید غذایم را به دیگران بدهم، چگونه مال مردم را خوردم؟ اما آیا این توبه به همین مقدار و به همین شرمندگی و گفتار بس است؟
نه، علاوه بر این، آنچه خورده و برده باید پس بدهد. توبه از گناه، حق مردم را اداء کردن و آنها را راضی کردن است؛ مال اگر نداشت، حرف دیگری است المفلس فی امان الله و روایت دارد که روز قیامت خدا او را راضی می کند و هر دو بهشتی می شوند.
قسم دیگر حق الناس، مربوط به مال نیست؛ مانند غیبت، همان که شترش در خانه همه ما خوابیده است و در محل کار وقتی جمعند، آبروی یک نفر را که نیست می ریزند. من نمی دانم درست است یا نه؛ می گویند گرگ هایی هستند که همدیگر را می درند، اما اینها دسته جمعی هستند، هفت هشت گرگ اطراف هم می نشینند و همدیگر را نگاه می کنند، تا زمانی که به یک دیگر خیره اند هیچ، ولی اگر یک کدام غفلت کرد مابقی می ریزند روی او و پاره پاره اش می کنند؛ اینجا مصداق کاملش را میان خودمان پیدا می کنیم و مثلا شما معلم ها که نخبه های این جامعه هستید، اگر در اطاق دفتر جمع باشید و خدای ناکرده پشت سر یکی از دوستان خود حضور ندارد حرف بزنید، تا جایی که اگر کسی کاری ضروری داشت بترسد که بیرون برود، این همان صفت گرگها است و در روز قیام آدمها به صورت گرگ وارد صف محشر می شوند.
در این باره شاید بیش از پنجاه آیه در قرآن وجود دارد؛ روایات اهل بیت و علمای علم اخلاق و عرفا در این باره بحث ها دارند. روایت می گوید: آن کسی که غیبت می کند، سگ می شود و درون جهنم غذا می خواهد؛ غذایش همان غیبت هایی است که در دنیا کرده بود، همان چرک و خونها غذایش می شود.
جهنم را خود ما می سازیم؛ لذا یک دسته از گناهان قسمت چهارم اینجا هستند: غیبت، تهمت، زنای محصنه (یعنی زن شوهر دار با مرد زن دار - العیاذ بالله - مرتکب آن می شود).
آیا توبه دارد؟ مسلم باید توبه کند و شمرنده از گناه باشد، یعنی بگوید: وای بر من، منی که باید آئینه تمام مومن باشم، منی که باید بدی مومن، بدی من و خوبی مومن خوبیم باشد، چطور پشت سر مردم غیبت کردم.
غیبت آمرزیده می شود، زنا، تهمت، نمامی و سخن چینی از بین می رود، حالا تدارک دارد؟ نه، تدارکش این است که پشت سر آن کسی که از او غیبت کردی دعا کنی، لذا روایت کرد که بگو اللهم اغفر لمن اغتبته و سمعت غیبته خدایا، هر دویمان را بیامرز، خدایا، او که آدم خوبی است من از او غیبت کردم؛ خدایا، ما را بیامرز نماز شب می خوانی به او دعا کن. به او خدمت کن، در جامعه به او احترام بگذار و او را شخصیت بده.
اینکه مشهور است از او حلیت بطلبد نه، این نمی شود، زیرا این عمل خود باعث ایجاد اختلافات می شود.
پس این قسم از حق الناس غیبت، تهمت، زنای محصنه و امثال اینها فقط و فقط توبه اش شرمندگی نیست، جبران آن دعا کردن و خدمت کردن است؛ هر گناهی قابل جبران است و باید گناهمان را جبران کنیم، باید بدانیم که گناه کوچک، یک وقتی خیلی بزرگ می شود، بی تفاوتی راجع به گناه یک وقتی انسان را حیوان درنده می کند و با آنها محشور می سازد.
امیدوارم بتوانم راجع به تجسم عمل برای شما صحبت کنم و برای من و شما مفید باشد.

بخش اول: گفتار دوازدهم