به سوی او

نویسنده : آیت الله محمد تقی مصباح یزدی مترجم : تدوین و نگارش: محمد مهدی نادری

پیش گفتار

( صفحه 15)
یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِی إِلى رَبِّكِ راضِیَةً مَرْضِیَّةً * فَادْخُلِی فِی عِبادِی * وَ ادْخُلِی جَنَّتِی؛(1)
اى نفس مطمئنّه، خشنود و خداپسند به سوى پروردگارت بازگرد، و در میان بندگانم در آى، و در بهشت من داخل شو.
از انبوه حكایات موجودات، شاید شگفت انگیزتر و غریب‌تر از همه، داستان «انسان» باشد. از یك سو، انسان موجودى است كه خداى متعال چنان استعدادى در او نهاده است كه مى‌تواند خلعت «خلافت اللّهى» بر تن نموده و مسجود و مخدوم ملایكه واقع گردد(2) براى شرافت اولیه انسان همین بس كه هستى بخش عالم، او را به نیكوترین صورت و «احسن تقویم(3) آفریده و با خلقت او است كه خود را با كریمه «تبارك الله احسن الخالقین(4) ستوده و تاج كرامتِ «ولقد كرّمنا بنى آدم(5) را بر سر او نهاده است.
در قوس صعود و تكامل، انسان مى‌تواند تا مقام «مقعد صدق عند ملیك مقتدر(6) اوج بگیرد؛ جایى كه از بالاترین درجات كمال و قرب به حضرت احدیت محسوب گردد و حضرتش او را با خطاب «یا ایتها النفس المطمئنه» مخاطب سازد و در ضیافتى خاص، به عطاى «فادخلى فى عبادى وادخلى جنتى» بنوازد.
از سوى دیگر، همین انسانى كه مدال «احسن تقویم» را از خالق هستى دریافت كرده، گاه
( صفحه 16)
آن چنان سقوط مى‌كند كه به پست ترین مراتب هستى و حضیض «اسفل سافلین» فرو مى‌غلطد(7) در این هنگام تا بدان حد فرومایه و بى مقدار مى‌گردد كه هم سنگ چهارپایان و بلكه فروتر از آنها قرار مى‌گیرد و داغ ننگ «اولئك كالانعام بل هم اضل(8) بر پیشانى‌اش ثبت مى‌شود و به چنان فلاكتى گرفتار مى‌آید كه رتبه‌اى بالاتر از «شر الدواب(9): بدترین جنبندگان» نمى‌توان برایش در نظر گرفت.
به راستى سرّ این همه صعود و سقوط چیست؟ چه مى‌شود كه انسان تا بدان حد اوج مى‌گیرد و بالا مى‌رود، و چه رخ مى‌دهد كه این‌چنین سقوط مى‌كند؟ چگونه است كه وجودى واحد، اقتضاى دو سیر این‌چنین متضاد را دارد؟ چه چیز نهال وجود انسان را شكوفا و بارور مى‌سازد و چگونه است كه این نهال مى‌سوزد و خاكستر مى‌شود و از بین مى‌رود؟
كتاب حاضر تلاشى است براى پاسخ به پرسش هاى فوق و پرسش هایى دیگر نظیر آنها كه ذهن هاى بسیارى را به خود مشغول مى‌دارد. آنچه پیش رو دارید درس هاى اخلاق استاد فرزانه و فقیه و فیلسوف گران مایه، حضرت آیت الله محمدتقى مصباح یزدى است. این درس ها در سال هاى تحصیلى 1379 و 1380 در قم و در جمع طلاّب و سایر علاقه مندان برگزار گردیده است. خداى را شاكریم كه بار دیگر توفیق داد كتابى از مجموعه آثار استاد مصباح ـ دام ظلّه ـ را به پویندگان راه حقیقت و تشنگان زلال هدایت تقدیم داریم. در این جا لازم مى‌دانیم از جناب حجت الاسلام محمدمهدى نادرى كه این مجموعه با تلاش و همت ایشان آماده چاپ گردید، تقدیر و تشكر نماییم. امید آن داریم كه با نشر این اثر، سهمى هرچند كوچك، در گسترش فرهنگ اسلام و اهل بیت(علیهم السلام) داشته باشیم.
انتشارات مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى(رحمه الله)
( صفحه 17)

درس اول:مفهوم و جایگاه تزكیه

تزكیه و تعلیم، دو هدف اساسى انبیا

در قرآن كریم هدف از بعثت انبیا، به خصوص پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) تعلیم و تزكیه بیان شده است. در برخى از آیات قرآن، «تزكیه» قبل از «تعلیم» آمد(10) و در برخى نیز «تعلیم» قبل از تزكیه ذكر شده است(11) البته این تقدیم و تأخیر در موارد مختلف، نكته تفسیرى دارد كه بایستى در جاى خود بحث شود. در هر حال، این دو واژه را در زبان فارسى مى‌توان به «آموزش و پرورش» ترجمه كرد؛ كه «تعلیم» را معادل «آموزش» و «تزكیه» را معادل «پرورش» قرار دهیم. البته در مورد تعلیم و آموزش باید توجه داشت كه در این بخش آنچه هدف و وظیفه اصلى پیامبران و جانشینان ایشان است، تعلیم مطالبى است كه در سعادت انسان نقش اساسى دارند و بشر خود به تنهایى به آنها دسترسى ندارد، یا به طور معمول، با وجود اهمیت فوق العاده شان، از آنها غفلت مىورزد. به عبارت دیگر، آنچه وظیفه انبیا است «آموزش معارف دینى» است. سایر علوم و فنون نیز اگرچه ممكن است اهمیت فراوانى در زندگى بشر داشته باشند، اما از چیزهایى هستند كه اولا، دست رسى به آنها با عقل و تجربه بشرى ممكن است و ثانیاً، نقش چندانى در سعادت واقعى انسان ندارند و بشر با ندانستن آنها چندان ضرر نمى‌كند. ندانستن علومى كه صرفاً مربوط به زندگى دنیا است سعادت ابدى انسان را به خطر نمى‌اندازد، اما ناآگاهى نسبت به معارف اصیل و اساسى دین، موجب محروم شدن انسان از سعادت ابدى مى‌گردد.
همان طور كه اشاره شد، با توجه به آیات قرآن، هدف بعثت انبیا را مى‌توان در دو بعد اساسى خلاصه كرد: 1. آموزش معارف دین؛ 2. پرورش و تربیت انسان. این دو وظیفه در وهله اول بر عهده انبیا و بعد از ایشان بر دوش اوصیاى آنان مى‌باشد؛ از جمله، ائمه اطهار(علیهم السلام)
( صفحه 18)
كه اوصیاى پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) هستند به انجام این وظیفه قیام كرده‌اند. پس از ائمه(علیهم السلام) نیز علما و تربیت یافتگان مكتب اهل بیت(علیهم السلام) این وظیفه را بر عهده دارند.
در این میان باید توجه داشت كه «پرورش» نیز همانند «تعلیم» و «آموزش» دایره‌اى وسیع و گسترده دارد كه مسایل زیادى، از جمله پرورش بدن را نیز در برمى گیرد كه از آن به «تربیت بدنى» تعبیر مى‌شود. گرچه ممكن است تمام موارد تربیت مطلوب باشد، اما روشن است كه وظیفه و هدف انبیا فعالیت در تمام زمینه هاى تربیت نیست؛ هم چنان كه در مورد «آموزش» نیز چنین است.
وظیفه اصلى انبیا، تربیت انسان براى ترقى و تكامل معنوى و روحى، و رسیدن به هدف نهایى است كه از خلقت انسان در نظر بوده است؛ یعنى نزدیكى و قرب به خداى متعال.