فهرست کتاب


جایگاه رزق انسان در هستی

اصغر طاهرزاده

قاعده‌ای منطقی

قالَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ(ع): «أَنَّهُ قَالَ فِیمَا وَعَظَ بِهِ لُقْمَانُ ابْنَهُ أَنَّهُ قَالَ یَا بُنَیَّ لِیَعْتَبِرْ مَنْ قَصَرَ یَقِینُهُ وَ ضَعُفَ تَعَبُهُ فِی طَلَبِ الرِّزْقِ إِنَّ اللَّهَ تَعَالَى خَلَقَهُ فِی ثَلاثَةِ أَحْوَالٍ مِنْ رِزْقِهِ وَ آتَاهُ رِزْقَهُ وَ لَمْ یَكُنْ فِی وَاحِدَةٍ مِنْهَا كَسْبٌ وَ لا حِیلَةٌ إِنَّ اللَّهَ سَیَرْزُقُهُ فِی الْحَالَةِ الرَّابِعَةِ أَمَّا أَوَّلُ ذَلِكَ فَإِنَّهُ كَانَ فِی رَحِمِ أُمِّهِ یَرْزُقُهُ هُنَاكَ فِی قَرَارٍ مَكِینٍ حَیْثُ لَا بَرْدٌ یُؤْذِیهِ وَ لَا حَرٌّ، ثُمَّ أَخْرَجَهُ مِنْ ذَلِكَ وَ أَجْرَى لَهُ مِنْ لَبَنِ أُمِّهِ یُرَبِّیهِ مِنْ غَیْرِ حَوْلٍ بِهِ وَ لا قُوَّةٍ ثُمَّ فُطِمَ مِنْ ذَلِكَ فَأَجْرَى لَهُ مِنْ كَسْبِ أَبَوَیْهِ بِرَأْفَةٍ وَ رَحْمَةٍ مِنْ قُلُوبِهِمَا حَتَّى إِذَا كَبِرَ وَ عَقَلَ وَ اكْتَسَبَ ضَاقَ بِهِ أَمْرُهُ فَظَنَّ الظُّنُونَ بِرَبِّهِ وَ جَحَدَ الْحُقُوقَ فِی مَالِهِ وَ قَتَّرَ عَلَى نَفْسِهِ وَ عِیَالِهِ مَخَافَةَ الْفَقْرِ».(120)
بنا به فرمایش علی(ع) لقمان به فرزندش فرمود: ای فرزندم! باید عبرت گیرد آن‌كس كه یقین او كم و در طلب رزق، خستگی ناپذیر است، كه خدای‌تعالی او را در سه حالت خلق نمود و رزق او را به او رساند و در هیچ‌كدام از آن حالات، انسان به خودی خود، هیچ كسب و اندیشه‌ای برای رزق خود نكرد، باید عبرت بگیرد كه در حالت چهارم نیز حتماً رزق او را می‌رساند. اما حالت اول آن وقتی كه در رحم مادرش بود و او را در آن محلِ اَمن آسوده از گرما و سرما، بدون هیچ دردسری رزق داد، سپس او را از آن حالت خارج كرد و شیر مادر را برای او بدون هیچ نگرانی جاری كرد، سپس از شیر برداشته شد، پس خدا با محبت و رحمتی كه در قلب والدین او جاری ساخت، رزق او را با تلاشی كه آنها انجام دادند، تأمین فرمود، تا این‌كه سن او بیشتر شد و تعقل كرد و برای كسب رزق تلاش نمود و لذا اموراتش تنگ شد، و گمانِ بد به خدا برد، و رعایت حقوق مالش را ترك كرد و بر خود و عیالش از ترس فقر، تنگ گرفت.
چنانچه ملاحظه می‌فرمایید حضرت امام‌الموحدین(ع) چشم ما را متوجه سنت لایتغیر رزق‌دهی مخلوق در هستی، می‌كنند و می‌فرمایند: طبق همان سنتی كه در مراحل سه‌گانة دوران جنینی و دوران شیرخوارگی و دوران كودكی، حضرت رب‌العالمین شرایط رسیدن رزق است را - بدون آن‌كه نیاز باشد، تو خود را به زحمت اندازی- فراهم كرد. حال چگونه ممكن است این سنت در مرحلة چهارم، متوقف شود كه تو اكنون نگران رزق در آینده‌ات هستی و از وظایف اصلی زندگی باز مانده‌ای؟

هشدار كه خزینه‌دار دیگران نباشی

قالَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ(ع): «یَا ابْنَ آدَمَ لا یَكُنْ أَكْبَرُ هَمِّكَ یَوْمَكَ الَّذِی إِنْ فَاتَكَ لَمْ یَكُنْ مِنْ أَجَلِكَ فَإِنْ هَمَّكَ یَوْمٌ فَإِنَّ كُلَّ یَوْمٍ تَحْضُرُهُ یَأْتِی اللَّهُ فِیهِ بِرِزْقِكَ وَ اعْلَمْ أَنَّكَ لَنْ تَكْتَسِبَ شَیْئاً فَوْقَ قُوتِكَ إِلاّ كُنْتَ فِیهِ خَازِناً لِغَیْرِكَ تُكْثِرُ فِی الدُّنْیَا بِهِ نَصَبَكَ وَ تُحْظِی بِهِ وَارِثَكَ وَ یَطُولُ مَعَهُ یَوْمَ الْقِیَامَةِ حِسَابُكَ فَاسْعَدْ بِمَالِكَ فِی حَیَاتِكَ وَ قَدِّمْ لِیَوْمِ مَعَادِكَ زَاداً یَكُونُ أَمَامَكَ فَإِنَّ السَّفَرَ بَعِیدٌ وَ الْمَوْعِدَ الْقِیَامَةُ وَ الْمَوْرِدَ الْجَنَّةُ أَوِ النَّارُ».(121)
امیرالمؤمنین(ع) می‌فرمایند: ای فرزند آدم! نباید بزرگترین غم تو آن رزقی باشد كه نیامده است، اگر آن روز جزء عمر تو باشد، رزق آن روز را خداوند در آن روز به تو می‌رساند، و بدان كه تو هرگز آنچه را رزق تو نیست، به دست نمی‌آوری مگر این‌كه آن را برای غیر خود جمع كنی، زحمتش در دنیا برای تو و بهره‌اش برای وارث تو است، و حساب آن در قیامت برای تو می‌ماند، پس شاد باش به آنچه داری و آن را برای قیامتی كه در پیش داری بفرست، چرا كه سفری طولانی در پیش است و وعده‌گاه اصلی ما، قیامت است و محل ورود یا بهشت است یا دوزخ.
چنان‌چه ملاحظه می‌فرمایید امام‌الموحدین(ع) توصیه می‌فرمایند كه مواظب باش بزرگترین برنامة تو برای طلب رزق، تهیة رزق فردایی نباشد كه نیامده است. و ما را متذكر می‌شوند كه رزق هر روزی در وقت خودش می‌آید، پس دائم غم فردای نیامده همة فكر تو را به خودش مشغول نكند. به گفتة مولوی:
عمر من شد فدیة فردای من

وای از این فردای ناپیدای من

سپس حضرت ما را برحذر می‌دارند از این‌كه انرژی‌ها و فرصت‌های خود را به اسم فردای نیامده برای غیر خود مصرف كنیم و خزینه‌دار غیر خود باشیم و در قیامت حسرت موقعیتی را بخوریم كه می‌توانستیم به جای جمع‌آوری رزق برای روز نیامده، وقت خود را در توجه به حقایق عالیة عالم معنا صرف كنیم و با حاصل اُنس‌های معنوی كه در دنیا به‌دست می‌آوریم، در قیامت خود به‌سر بریم.

طلب رزق سنت است

قالَ الْحُسَیْنِ(ع): « لِرَجُلٍ یَا هَذَا لا تُجَاهِدْ فِی الرِّزْقِ جِهَادَ الْغَالِبِ وَ لَا تَتَّكِلْ عَلَى الْقَدَرِ اتِّكَالَ مُسْتَسْلِمٍ فَإِنَّ ابْتِغَاءَ الرِّزْقِ مِنَ السُّنَّةِ وَ الْإِجْمَالَ فِی الطَّلَبِ مِنَ الْعِفَّةِ وَ لَیْسَ الْعِفَّةُ بِمَانِعَةٍ رِزْقاً وَ لَا الْحِرْصُ بِجَالِبٍ فَضْلاً وَ إِنَّ الرِّزْقَ مَقْسُومٌ وَ الْأَجَلَ مَحْتُومٌ وَ اسْتِعْمَالَ الْحِرْصِ جَالِبُ الْمَآثِمِ»(122)
امام‌حسین(ع) به مردی فرمود: ای مرد! در طلب رزق نه آنچنان تلاش كن كه همة تلاش تو در طلب رزق صرف شود، و نه آنچنان كار را به تقدیر واگذار كه دست‌بسته تسلیم شوی، چرا كه طلب رزق،‌ سنت است و حریص نبودن، از عفت، و عفت‌ورزیدن در طلب رزق موجب نمی‌شود كه رزق از تو منع شود، همچنان ‌كه حرص موجب ‌نمی‌شود كه رزق اضافه‌تر به‌دست آری. چرا كه رزق تقسیم شده است و اجل هركسی حتمی است و حرص‌زدن در رزق زمینة ایجاد گناه است.
چنانچه ملاحظه فرمودید؛ حضرت سیدالشهداء(ع) می‌خواهند جواب این سؤال را بدهند كه ممكن است انسان بپرسد اگر رزق مقسوم است پس تلاش برای چه؟ حضرت ضمن آن‌كه ابتدا توصیه به تعادل در طلب رزق می‌كنند، سپس می‌فرمایند: «فَإنَّ ابْتِغاءَ الرِّزْقِ مِنَ السُّنَّةِ» یعنی؛ در طلب رزق بودن، سنت و روش پیامبران و اولیاء الهی است. پس اگر می‌خواهی تحرك و تلاشی همانند آن‌ها داشته باشی، باید از طلب رزق به نحوی كه گوشزد شد باز نمانی تا در عالَم پیامبران خدا وارد شوی و در آخر ما را متوجه نكته‌ای بسیار اساسی می‌نمایند و می‌فرمایند: « وَ اسْتِعْمَالَ الْحِرْصِ جَالِبُ الْمَآثِمِ» یعنی؛ این حرص زدن نه‌تنها تو را از عالَم پیامبران خارج می‌كند از آن خطرناك‌تر این‌كه زمینة ایجاد گناه خواهد شد. حال آیا انسانِ بصیر كه هر لحظه مواظب آن است كه گرفتار گناه نشود، جا ندارد ریشة حرص در طلب رزق را كه بستر گناه است، در خود بسوزاند؟