فهرست کتاب


جایگاه رزق انسان در هستی

اصغر طاهرزاده

سیری در روایات مربوط به رزق

ملاحظه فرمودید كه بحث رزق و آیات و روایات مربوط به آن چقدر زیبا به ما توصیه می‌كند كه در طلب رزق حریص نباشید و آرام‌آرام ما را آماده می‌كند كه زیادی رزق را رجحانی در زندگی زمینی برای خود نپنداریم تا آن‌جا كه یك‌مرتبه رسول‌خدا(ص) سخن و رهنمود را تا جایی اوج دادند كه: «هركس بلا را نعمت، و گشایش و فراوانی را مصیبت نداند، ایمانش كامل نیست». خدا می‌داند بر انسان بصیر این حرف چقدر بزرگ است. كسی كه متوجه است پروردگار عالَم در رابطه با تعامل با بندگانش راه و رسم خاص دارد می‌فهمد پیامبرخدا(ص) چه نكتة ارزنده‌ای را با او در میان گذارده‌اند.
شما بحمدالله در ابتدای مباحث رزق، زمینه‌هایی را شناختید كه تعمق و تأمل بر آن زمینه‌ها، بسیاری از وَهمیات را از ذهن شما زدود و آمادة این سخن اخیر شدید، در نتیجه رمز و راز پریشانی زندگی بشر امروز برایتان آشكار شد، دیگر از بحث روایات مربوط به جایگاه رزق در زندگی انسان‌ها ساده نخواهید گذشت و هركدام از آن‌ها را دریچه‌ای به سوی بصیرت حقیقی خواهید یافت. لذا با چنین آمادگی اجازه دهید كه تعدادی از روایات رزق را در ادامه مطرح كنیم و شما هم با حوصله بر محتوای آن‌ها تأمل بفرمایید، باشد كه ان‌شاءالله گشایشی در قلب شما فراهم شود و آن بصیرت لازم را به‌دست آورید.

نشانه‌های محبت خدا

قالَ الصَّادِقُ(ع): «أَنَّهُ قَالَ إِذَا أَحَبَّ اللَّهُ عَبْداً أَلْهَمَهُ الطَّاعَةَ وَ أَلْزَمَهُ الْقَنَاعَةَ وَ فَقَّهَهُ فِی الدِّینِ وَ قَوَّاهُ بِالْیَقِینِ وَ اكْتَفَى بِالْكَفَافِ وَ اكْتَنَى بِالْعَفَافِ وَ إِذَا أَبْغَضَ اللَّهُ عَبْداً حَبَّبَ إِلَیْهِ الْمَالَ وَ بَسَطَ لَهُ وَ أَلْهَمَهُ دُنْیَاهُ وَ وَكَلَهُ إِلَى هَوَاهُ فَرَكِبَ الْعِنَادَ وَ بَسَطَ الْفَسَادَ وَ ظَلَمَ الْعِبَادَ».(100)
امام‌صادق(ع) فرمودند: چون خداوند بنده‌ای را دوست بدارد، طاعت پروردگار را به او الهام می‌كند، و او را با قناعت همراه می‌گرداند و او را در فهم دین عمیق می‌كند و با یقین در دین، او را قدرت می‌بخشد و از كفاف برخوردارش می‌كند و در عفاف او را می‌پوشاند. و چون بر بنده‌ای غضب كند، او را مال‌دوست می‌كند و مال او را گسترش می‌دهد، و دنیایش را به او الهام می‌كند و او را به هوسش می‌سپارد، پس او بر مركب عناد و سرپیچی سوار می‌شود و بساط فساد و ظلم بر بندگان را می‌گستراند.
شما به فرمایش امام‌صادق(ع) در روایت فوق توجه عمیق بفرمایید و ببینید چگونه حضرت ملاك‌های كمال و خواری را ارزیابی می‌كنند. حوزة محبت خدا را طاعت و قناعت و تعمق در دین و قوّت یقین به حقایق معنوی و كفاف داشتن و عفاف، می‌دانند. و برعكسِ آن، حوزة غضب الهی را مال‌دوستی و وسعت مال و الهام دنیا و هوس‌زدگی می‌دانند. بر اندیشمند بصیر كافی است با توجه به این روایت ارزیابی‌های خود را در زندگی تصحیح نماید.

ریشة پریشانی زندگی‌ها

عن ابی‌جعفر(ع) قال: قال رسول‌الله(ص) یقول‌الله عزّ و جلّ:
وَ عِزّتی وَ جَلالی وَ عَظمتی وَ كبریایی و نُوری وَ عُلُوّی و ارتفاع مكانی لا یؤْثِرُ عَبْدٌ هَواهُ عَلی هَوای الاّ شَتَّتْتُ علیه اَمرَهُ وَ لَبَّسْتُ علیه دُنیاهُ وَ شَغَلْتُ قلبَه بِها وَ لَمْ اُوتِهِ منها اِلاّ ما قَدَّرْتُ لَه.
وَ عِزّتی وَ جَلالی وَ عَظمتی وَ كبریایی و نُوری وَ عُلُوّی و ارتفاع مكانی لا یؤثِرُ عبدٌ هَوایَ عَلی هَواهُ اِلاّ اسْتَحْفَظَتْهُ مَلائِكَتی و كَفَّلْتُ السَّماواتِ وَ الأرَضینَ رِزْقَه وَ كُنْتُ لَهُ مِنْ وَراءِ تِجارَةِ كُلّ تاجِرٍ وَأتَتْهُ الدّنیا وَ هِیَ راغِمهٌ.(101)
حضرت باقر(ع) می‌فرمایند: رسول‌خدا(ص) فرمودند كه خداوند می‌فرماید: به عزت و جلالم و عظمت و كبریائی و نور و عُلوّ و برتریِ موقعیتم قسم، هرگز بنده‌ای خواست خود را بر خواست من مقدم نمی‌كند مگر آن‌كه امورش را پریشان و دنیایش را به هم ریخته، و قلبش را به آن مشغول كرده و از دنیا به او نمی‌رسانم مگر آنچه برایش مقدّر كرده‌ام.
و به عزت و جلالم و عظمت و كبریائی و نور و عُلوّ و برتری مقامم سوگند، هیچ بنده‌ای خواست من را بر خواست خود مقدم نمی‌كند مگر این‌كه ملائكه‌ام او را محافظت می‌كنند و آسمان‌ها و زمین‌ها را كفیل رزقش قرار می‌دهم و برای او برتر از تجارت هر تاجری خواهم بود و دنیا در عین تواضع به سوی او می‌رود.
حال شما طبق روایت فوق ارزیابی كنید وقتی خدایی كه در عالم، حضور و تدبیر همه جانبه دارد همراه با ملائكة‌الله كفیل امور بنده‌اش شود این بنده چگونه زندگی خواهد كرد و توجه داشته باشید در فرهنگ و تمدن اسلامی چگونه فضای تعالی انسان‌ها فراهم می‌شود و در نقطة مقابل، چگونه بشر با محور قراردادن میلِ خود به جای حكم خدا، به روزگار پریشانی برای خود و جامعه دامن خواهد زد. آیا بر انسان بصیر لازم نیست برای نجات خود و جامعه در نهادینه كردن فرهنگی كه امثال روایت فوق متذكر می‌شود اقدام نماید؟