فهرست کتاب


جایگاه رزق انسان در هستی

اصغر طاهرزاده

زندگی، ماوراء وسعت و تنگی رزق

بسم الله الرحمن الرحیم
﴿إِنَّ رَبَّكَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَن یَشَاء وَیَقْدِرُ إِنَّهُ كَانَ بِعِبَادِهِ خَبِیرًا بَصِیرًا﴾
﴿وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَكُمْ خَشْیَةَ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِیَّاكُم﴾
﴿إنَّ قَتْلَهُمْ كَانَ خِطْأً كَبِیرًا﴾(71)

چگونگی ورود به زندگی اَقْوم

قرآن در سوره اسراء آیه 9 می‌فرماید: «إِنَّ هَـذَا الْقُرْآنَ یِهْدِی لِلَّتِی هِیَ أَقْوَمُ وَ یُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِینَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِیرًا»؛(72) یعنی این قرآن به راه و روشی كه اقوم و پابرجا است دعوت می‌كند و بشارت می‌دهد مؤمنینی را كه به اعمال صالح مبادرت می‌ورزند، كه برای آن‌ها اجر بزرگی در پیش است.
«أَقْوَمُ»؛ یعنی چیزی كه هم خودش قوام دارد و زوال‌ناپذیر است، هم هر چیزی كه به او نزدیك بشود محكم و زوال‌ناپذیر می‌شود، یعنی آنچنان محكم است كه در خودش هیچ سستی نیست و كسی هم كه به او نزدیك بشود از نقص‌ و اضمحلال‌ می‌رهد.
بعد از طرح این نكته؛ دستوراتی می‌دهد كه از طریق آن دستورات، ما به اَقْوم نزدیك می‌شویم و از زوال و اضمحلال نجات می‌یابیم.
می‌فرماید: معبودی غیر از الله برای خود قرار نده، و برای این‌كه این خصلت در تو رشد كند، احسان به والدین بكن كه آن‌ها مسیر ایجاد تو توسط خداوند بودند. احسان به والدین یك نوع خدانگری و خدادوستی است. بعد می‌فرماید: حق را در قوم و خویشت جاری كن و با روحیة حق‌دوستی، حقوق آن‌ها را رعایت كن، «وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ وَالْمِسْكِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ» یعنی؛ حقوق آشنایان و مساكین و درراه‌مانده‌ها را ادا كن، حق هر ذی‌حقّی را حرمت بگذار، حقوق این‌ها را رعایت كن. یعنی؛ حریم حق را در این گروه‌ها رعایت كن، تا در عین نظر به خویشاوندان، حق در روابط تو با سایر انسان‌ها گُم نشود.
در واقع با طرح این دستورات دارد سنّت «یَهْدی لِلَّتی هِیَ اَقْوَم»؛ را گوشزد می‌كند تا ما حق را بشناسیم و رعایت كنیم.

راه ایجاد یگانگی در شخصیت

بعد در همین راستای «یَهْدی لِلَّتی هِیَ اَقْوَم» می‌فرماید: «وَلاَ تُبَذِّرْ تَبْذِیرًا»(73) در ارتباط با جامعه و رعایت حقوق آن‌ها، اهل ریخت‌و پاش نباش، وگرنه تعادل توحیدی‌ات به هم می‌خورد، نمی‌توانی یگانه شوی تا با یگانه ارتباط برقرار كنی، تمام مقصد و مقصود قرآن در تمام دستورات دین این است كه انسان شایستة قرب الهی شود، حتّی فرمود: «ما خَلَقْتُ الْجِنِّ وَ الْاِنْسَ اِلّا لِیَعْبُدُون» و هدف خلقت انسان و جن را بندگی خدا قرار داده است. در جای دیگر می‌فرماید: «وَ اعْبُدْ رَبَّك حَتّی یَأتِیَكَ الْیَقین» یعنی؛ پروردگار خود را بندگی كن تا به یقین برسی. «یقین» مقام رؤیت حق و مقام قرب كامل است، پس تمام دستورات دین برای این است كه انسان شایستة قرب شود، آن‌وقت لازمة شایستة قرب شدن، نزدیك ‌شدن به أَحد است و لازمه نزدیكی به أَحد، شخصیت یگانه پیداكردن است، یعنی اگر ما در شخصیت خود یگانگی لازم را نداشته باشیم، اصلاً شایستة ارتباط با أَحد نمی‌شویم.
شخصیت انسان موحّد غیر از شخصیت انسان فاجر است، فاجر؛ یعنی كسی كه ابعاد شخصیتش منفجر شده، هر گوشه‌اش به چیزی گرفتار شده است. ولی انسان موحّد یعنی كسی كه تمام امیالش در زیر نور شریعت، به یگانگی رسیده است، چون خود را در تحت حكم اَحد قرار داده و مسلّم به اندازه‌ای كه شخصیت انسان یگانگی داشته باشد، می‌تواند در مقام قربِ با أَحد باشد.
پس دستورات دین، دستورات«یَهْدی لِلَّتی هِیَ اَقْوَم» است كه تو را از یگانگی و استحكام برخوردار می‌كند، به همین جهت می‌فرماید: مواظب باش شیطانی عمل نكنی، شیطان در مقابل خدا كفر می‌ورزد، چون اهل ریخت ‌و پاش است، فرمود: «إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ كَانُواْ إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ »(74) یعنی آن‌ها كه اهل ریخت ‌و پاش هستند از همراهان و برادران شیطان‌اند، تو اهل ریخت‌ و پاش نباش كه تعادلت از دست می‌رود، نگاه اقتصادی صِرف به عمل تبذیر نكنید، به عنوان شرك و كفر به آن نگاه بكنید، یعنی همان‌طوری كه خداوند به آن نگاه كرده است. آیه قرآن این است كه اگر مُبَذِّر باشید، فكرتان شیطانی می‌شود، یعنی گرفتار كفر می‌شوید و از خداوند، محجوب می‌گردید و دیگر نمی‌توانید با خدا ارتباط برقرار كنید، مقام گسستگی و انفجار و بی‌تعادلی در شخصیت خود پیدا می‌كنید.