فهرست کتاب


جایگاه رزق انسان در هستی

اصغر طاهرزاده

ریشة سختی در زندگی

ریشة سخت‌ زندگی‌كردن، یكی این است كه فكر می‌كنیم در این دنیا آمده‌ایم تا فقط رزق درآوریم، در حالی‌كه آمده‌ایم در این دنیا تا بندگی كنیم و خدا رزق ما را به عهده گرفته است و هر چه در بندگی خدا بیشتر همّت كنیم، راحت‌تر رزق ما را تأمین می‌كند. خداوند در قرآن می‌فرماید: «ما مِنْ دابَّةٍ فِی‌الْاَرْضِ اِلّا عَلَی اللهِ رِزْقُها»(43) یعنی هیچ جنبنده‌ای نیست مگر این‌كه رزق او بر عهدة خدا است. پس وقتی تأمین رزق را به عهده گرفته، معلوم می‌شود كه ما را برای كار دیگری خلق كرده است، آن وقت همان خدایی كه می‌فرماید: رزق بندگانم را خودم به عهده گرفته‌ام و آن‌ها را برای پول‌درآوردن خلق نكرده‌ام، می‌فرماید آن‌ها را برای عبادت و بندگی خلق كرده‌ام. البته دوباره عرض می‌كنم به بهانة این‌كه خدا رزق ما را به عهده گرفته، به گوشة خانقاه خزیدن، یعنی از انسانیت دور شدن. امام خمینی«رحمة‌الله‌علیه» آن مرد الهیِ دوران اخیر، در عین توجّه به سرنوشت جامعه و دقت در مسائل سیاسی جهان، گاهی در ماه‌های رجب و شعبان و رمضان ملاقات‌های مهم مملكتی را تعطیل می‌كردند و به اصلاح نفس خودشان می‌پرداختند. آری؛ مسلّم نگران رزقشان نبودند و رزقشان هم می‌رسید ولی در عین توجه به خودسازی، از تحرك‌های اجتماعی، خود را جدا نكرده بودند. پس تحرّ‌ك‌ها اگر عبودیت‌گونه شوند، ما مقصد حیات خود را روی زمین به‌دست می‌آوریم. رزق از این جهت تأمین شده است كه ما كارهای دیگری به عهده داریم، در كنار آن كارها رزق ما هم می‌رسد، ولی عكسش؛ اگر زمین را بگیری و از نیّت بندگی خدا روی زمین غفلت كنی، اوّلاّ؛ خودت دستیابی به رزقت را سخت كرده‌ای و تمام زندگی می‌شود طلب رزق. ثانیاً؛ بگو مقصد و هدف زندگی زمینیِ تو كه برای رسیدن به آن مقصد، رزق خود را تهیه می‌كنی، چه می‌شود؟
یكی دیگر از عواملی كه دست‌یابی به رزق را مشكل می‌كند، گناه است. پیامبر خدا(ص) می‌فرمایند: «اِنَّ الرَّجُلَ لَیُحْرَمُ الرِّزْقَ بِالذّنْبِ یُصِیبُهُ ....»(44) یعنی؛ انسان با گناهی كه مرتكب می‌شود، رزقی را كه باید به او برسد از خود دور می‌كند و در مقابل، با بندگی خدا، رزقی كه برای ما كافی باشد به ما خواهد رسید، به طوری كه رسول‌خدا(ص) می‌فرمایند: «مَنْ اَحْسَنَ فِیمَا بَیْنَهُ وَ بَیْنَ‌اللهِ، كَفَاهُ‌اللهُ ما بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النّاس، وَ مَنْ اَصْلَحَ سَریرَتَهُ اَصْلَحَ‌اللهُ عَلانِیَتَهُ وَمَنْ عَمِلَ لِاَخِرَتِهِ كَفاهُ‌اللهُ دُنْیاهُ»(45) یعنی؛ هركس رابطة بین خود و خدا را نیكو گرداند، خداوند رابطة بین او و مردم را خود به عهده می‌گیرد و اصلاح می‌كند، و هركس باطن خود را اصلاح كند، خداوند ظاهر او را اصلاح می‌كند، و هركس برای آخرت خود عمل كند، خداوند دنیای او را به عهده خواهد گرفت. چنانچه از این حدیث شریف برمی‌آید اگر ما وظیفة اصلی خود را كه عمل برای آخرت است فراموش نكنیم، خداوند امور دنیایی ما را به راحتی تأمین می‌كند.

بصیرتی زیبا

امام علی(ع) می‌فرماید: «مَنْ رَضِیَ بِرِزْقِ اللهِ لَمْ یَحْزَنْ عَلی مافاتَهُ»(46) اگر كسی راضی به رزق خدا شد، بر آنچه از دستش رفت اندوهگین نمی‌شود. چون رزق هركس ثابت است، پس آنچه از دست ما می‌رود، رزق ما نبوده تا جای نگرانی باشد. آری؛ همچنان كه بحث آن گذشت، طبق مشیت الهی رزقِ بعضی‌ها را تنگ می‌گیرند و رزق بعضی‌ها را گسترده، نه آن‌ كسی كه رزقش را تنگ گرفته‌اند - تا در تنگی رزق امتحانش كنند- می‌تواند رزقش را وسیع كند و نه آن‌كه رزقش را فراخ كرده‌اند، باید مغرور شود و به طلب رزق بیشتر مشغول گردد. حضرت در این جملة فوق‌العاده‌ ارزش‌مند می‌فرمایند: كسی كه به رزق خدا راضی شد، غصّة آنچه را كه از دست می‌دهد نمی‌خورد.
برایتان حتماً پیش آمده كه غذایی در سفره آماده است كه بخورید، ناگهان به شما خبری می‌رسد كه مجبور می‌شوید بلند ‌شوید و دنبال كاری بروید، اگر به رزق خود راضی نباشید، غصّه می‌خورید كه عجب! این‌همه سختی كشیدیم برای فراهم كردن غذا ولی آخرش نخوردیم و رزق كس دیگری شد، در حالی‌كه تو باید خوشحال باشی كه اسباب رزق دیگری شده‌ای و به آن هم باید راضی باشی و مطمئن باشی رزق تو نبوده است وگرنه به دست تو می‌رسید، اصلاً چیزی از دست نداده‌ای، می‌فهمی رزقت نبوده و این نوع تجزیه‌ و تحلیل نسبت به رزق یك بصیرت است كه انسان متوجّه باشد آنچه از دست او رفته، رزق او نبوده است و به رزق خودش راضی شود كه همانی است كه در دست اوست، و راه رسیدن به خدا همانی است كه در دست اوست، بقیه رهزن است و راه ما را منحرف می‌كند.

غمِ فردا نشاید خوردن امروز

باز امام علی(ع) می‌فرماید: «یَابْنَ آدَم! لا تَحْمِلْ هَمَّ یَوْمِكَ الَّذی لَمْ یَاْتِكَ عَلَی یَوْمِكَ الَّذی قَدْ اَتاكَ فَاِنَّهُ اِنْ یَكُ مِنْ عُمُرِكَ یَأتِ اللهُ فیهِ بِرِزْقِك»(47) یعنی ای فرزند آدم! غصة رزق نیامده‌ات را، بر روز آمده‌ات میفزا. كه اگر فردای نیامده از عمر تو بود، خداوند رزق و روزی تو را در آن روز می‌رساند. پس امروزت را با غم فردایی كه نیامده برای خود سخت نگردان.
مولوی در مثنوی در رابطه با همین موضوع داستان آن گاوی را می‌گوید كه هر روز از صبح تا شب در مزرعة سرسبزی می‌چرید و علف‌های آن را می‌خورد و بعد از سر شب تا صبح غصه می‌خورد كه فردا چكار كنم! باز فردا با علف‌های از نو سرسبز شده آن مزرعه روبه‌رو می‌شد و تا شب به خوردن آن مشغول می‌گشت و باز از شب تا صبح نگران رزق فردا بود. می‌گوید:
یك جزیره هست سبز اندر جهان

اندرو گاوی است تنها خوش‌دهان

جمله صحرا را چرد او تا به شب

تا شود زَفْت و عظیم و منتجب

شب زاندیشه كه فردا چه خورم

گردد او چون تار مو لاغر زغم

چون برآید صبح بیند سبزْ دشت

تا میانْ رَسته قصیلِ سبزْ كَشت

انــدر افـتد گـاو بـا جوع‌ُ الْبَقـَر

تا به شب آن را چرد او سر به سر

بــاز شب انـدر تب افـتد از فزع

تـا شود لاغـر زخـوفِ منتـجع

كه چه خواهم خورد فردا وقت خَور

سال‌‌ها این است خوف این بقـر

هیچ نندیشد كه چندین سال من

می‌خورم زین سبزه زار و زین چمـن

هیچ روزی كم نیـامد روزیــم

چیست این ترس و غم و دلسوزیم

باز چون شب می‌شود آن گاوِ زفت

می‌شود لاغـر كه آوه رزق رفت

مولوی بعد از این‌كه این مثال زیبا را مطرح می‌كند و ما را متوجّة ضعف بینش این گاو می‌نماید كه چگونه از نظام الهی كه همواره در حال فیضان رزق بندگانش است، غافل است، می‌گوید:
نفسْ،آن‌گاواست‌و‌آن‌دشت،‌این‌جهان

كه همی لاغر شود از خوف نان

كه چه خواهـم خورد مستقبل عجـب

لـوت فردا از كجـا سازم طلـب

همواره نگران فردایی است كه به‌وجود نیامده و لذا از نتیجه‌ای كه امروز باید از زندگی خود بگیرد غافل است، مولوی سپس به ما روی می‌كند كه
سال‌ها خوردی و كم نامد ز خَور

ترك مستقبل كن و ماضی نگر

لوت و پوت خورده را هم یادآر

منگر انـدر غابر و كم باش زار

به جای این‌كه این‌همه نگران آینده باشی كه نیامده است، كمی هم به گذشته بنگر كه چگونه به راحتی گذشت و نگرانی تو نسبت به آن بی‌جا بود.
حضرت در آن فرمایششان همین نكته را متذكّر می‌شوند كه ای پسر آدم! غصة رزقی را كه هنوز نیامده است بر امروز خود حمل نكن. ما امروز وظیفه‌ای داریم و برای انجام آن روزمان را شروع كنیم و مسلم آنچه در امروز نیاز داریم، خدای خالقِ امروز برایمان خلق می‌كند، و چون خداوند فردا را خلق كرد، نیاز مربوط به فردای مخلوقاتش را نیز خلق می‌كند. این‌كه ما نیازهای فردایِ خود را در پیش خود نداریم چون هنوز فردا را خلق نكرده تا رزق فردا را خلق كند. آری؛ فردا هم باید كاری كه به عهدة ماست، انجام دهیم. رزق فردا هم به عهدة خداست و حتماً می‌رسد. اشكال در این‌ است كه شما امروز كاری را شروع می‌كنید، برای این‌كه بی‌رزق نشوید، و لذا از اوّل صبح غصة رزق آن روز را می‌خورید و در نتیجه آن كاری را كه به عهده‌تان است انجام نمی‌دهید و غم چیزی را می‌خوردید كه بدون این غم‌ها محقّق می‌شد، حال با این نوع تفكر، چون پس‌فردا می‌آید، غصّة رزق روز بعدش را می‌خورید، و خلاصه هر روز كارمان می‌شود رفتن به دنبال چیزی كه خودش به وقتش می‌آمد، و در نتیجه از بندگی خدا كه محتوای حقیقی زندگی انسان است درمی‌مانید و بعد در خودتان كه تأمّل می‌كنید می‌بینید سخت از زندگی خود ناراضی هستید، چون به محتوای معنوی كه باید می‌رسیدید، دست نیافتید.
امام معصوم(ع) می‌فرماید: نگرانی رزق فردا را بر امروزت حمل نكن، «فَاِنَّهُ اِنْ یَكُ مِنْ عُمُرِكَ یَأتِ اللهُ فیهِ بِرِزْقِك»؛ اگر فردا جزء عمرت باشد، خدا در همان فردا رزق تو را می‌رساند. فردایی كه هنوز نیامده است تمام ذهنت را مشغول نكند تا روزی كه آمده است را از دست دهی.