فهرست کتاب


جایگاه رزق انسان در هستی

اصغر طاهرزاده

رهنمودی بزرگ و چاره‌ساز

امام صادق(ع) از قول امیرالمؤمنین(ع) در كتاب كافی می‌فرماید:
«اعْلَمُوا عِلْماً یَقِیناً أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ یَجْعَلْ لِلْعَبْدِ وَ إِنِ اشْتَدَّ جَهْدُهُ وَ عَظُمَتْ حِیلَتُهُ وَ كَثُرَتْ مُكَابَدَتُهُ أَنْ یَسْبِقَ مَا سُمِّیَ لَهُ فِی الذِّكْرِ الْحَكِیمِ وَ لَمْ یَحُلْ مِنَ الْعَبْدِ فِی ضَعْفِهِ وَ قِلَّةِ حِیلَتِهِ أَنْ یَبْلُغَ مَا سُمِّیَ لَهُ فِی الذِّكْرِ الْحَكِیمِ أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّهُ لَنْ یَزْدَادَ امْرُؤٌ نَقِیراً بِحِذْقِهِ وَ لَمْ یَنْتَقِصِ امْرُؤٌ نَقِیراً لِحُمْقِهِ فَالْعَالِمُ لِهَذَا الْعَامِلُ بِهِ أَعْظَمُ النَّاسِ رَاحَةً فِی مَنْفَعَتِهِ وَ الْعَالِمُ لِهَذَا التَّارِكُ لَهُ أَعْظَمُ النَّاسِ شُغُلًا فِی مَضَرَّتِهِ وَ رُبَّ مُنْعَمٍ عَلَیْهِ مُسْتَدْرَجٍ بِالْإِحْسَانِ إِلَیْهِ وَ رُبَّ مَغْرُورٍ فِی النَّاسِ مَصْنُوعٍ لَهُ فَأَفِقْ أَیُّهَا السَّاعِی مِنْ سَعْیِكَ وَ قَصِّرْ مِنْ عَجَلَتِكَ وَ انْتَبِهْ مِنْ سِنَةِ غَفْلَتِكَ وَ تَفَكَّرْ فِیمَا جَاءَ عَنِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَلَى لِسَانِ نَبِیِّهِ(ص)».(20)
«یقین بدانید كه بنده هر چه سخت كوشش كند و چاره‌اندیشی‌های بزرگ و نقشه‌های فراوان به كار برد، خدا چنین قراری نگذاشته كه وی از آنچه در «ذكر حكیم» برایش مقدّر شده، پیشی گیرد.»
«ذكر حكیم» آن علم الهی است كه بر اساس آن، خداوند به فكر بندگانش بوده و برای هركس رزقِ خاص مربوط به آن شخص را تعیین فرموده است، برای همین هم تكلیف هر روزه ما را برای ما تعیین كرده‌اند، می‌فرمایند: 8 ساعت كار، 8 ساعت عبادت، 8 ساعت استراحت. هر كه بیش از این برای طلب رزق تلاش بكند، خودش را خسته كرده و از عبادات و مطالعاتش محروم شده است. حالا كه امام(ع) این جملات را می‌‌فرمایند، آیا درست است بگویید آقا شما دستتان توی خرج نیست؟! امام(ع) می‌خواهند ما گرفتار خرج‌كردن‌های بیجا نشویم. مردم چوب حرص و غلط‌بودن برنامه‌هایشان را می‌خورند و بعد خدا را متّهم می‌كنند كه به فكر رزق ما نبوده، در حالی‌كه نجاتمان به راهنمایی‌های امیر‌المؤمنین(ع) است. در ادامة آن حدیث می‌فرماید:
«ای مردم! هرگز كسی را بر اثر هوشی كه دارد پشیزی افزون ندهند و احدی را به خاطر حماقتش كم ندهند. پس هركس این را بداند و بدان عمل كند از همة مردم آسوده‌تر بوده و سود برد، ولی كسی‌كه این را بداند و عمل نكند گرفتاری و ضرر او بیش از همة مردم است. چه بسا شخصی كه نعمت فراوان به او داده‌اند ولی همین احسانی كه به او شده باعث درهم كوبیدن اوست و چه بسا مردمی كه در بین مردم فریب خورده‌اند، ولی در عین حال كارشان هم درست شده‌است. پس ای مرد كوشا! در كوشش خود پرهیزكار باش، و از عجلة خود كم كن و از خواب غفلت خود بیدار شو و در آنچه كه از طرف خدا بر پیغمبر(ص) نازل شده فكر كن.»
می‌فرمایند: «اَحدی را به خاطر سادگی‌اش كم ندهند»؛ یعنی نه افراد زرنگ بیشتر از رزقی كه برایشان مقدر شده نصیبشان می‌شود و نه افراد ساده، كمتر از آنچه برایشان مقدر شده بهره می‌برند، شما اگر در محلّه‌ها بگردید، تعدادی زمین‌ بایر و خانه‌ خالی می‌بینید، این‌ها حاصل زد و بندهای بیجای انسان‌های زرنگ است، صاحبان این خانه‌ها متوجّه نبودند كه تلاش بیش از حد و از سر حرص و عدم قناعت، برای آن‌ها آتش به بار می‌آورد، این آقا آنچه كه باید داشته باشد دارد، بقیّه‌اش آتشی است كه وبال گردن او خواهد شد، در همین رابطه از رسول‌خدا(ص) داریم كه می‌فرمایند: «كُلُّ شَیْئٍ بِقَدَرٍ حَتَّی الْعَجْزِ وَ الْكَیْسِ»(21) یعنی؛ هر چیزی اندازه‌گیری و مقدّر شده، حتی تیزهوشی و سادگی و عدم زرنگی. عمده آن است كه هركس در هر آنچه قرار داده شده است، وظیفه‌اش را خوب انجام دهد. آری تیزهوشی و زرنگی از قبل تعیین شده است ولی این‌كه انسان در زرنگی بندگی كند یا عصیان، این را به عهدة خودش گذارده‌اند. پس وقتی سادگی از قبل مشخص شده است، رزق مربوط به این حالت هم از قبل مشخص شده و این طور نیست كه به خاطر سادگی، رزق كمتری به انسان تعلق بگیرد. لذاست كه حضرت می‌فرمایند: «پس هر كس این را بداند و بدان عمل كند از همه آسوده‌تر بوده و سود برد» چون در این حالت نه حرص دارد كه مضطرب شود و نه فرصت‌های عبادت را از بین برده است.
به همین جهت می‌فرمایند: «از همة مردم آسوده‌تر بوده و سود برد» پس عزیزان! چشم حرصتان را بكنید تا ببینید چقدر این حرف‌ها كارساز است و چقدر بسیاراند انسان‌هایی كه با غفلت از این كلمات، زندگی خود را در سختی‌های طاقت‌فرسا می‌گذرانند و به دنبال آسودگی‌ای هستند كه هرگز به‌ دست نمی‌آورند. بعد می‌فرمایند:«كسی كه این را بداند و عمل نكند، گرفتاری و ضرر او بیش از همة مردم است»؛ چون راه و روش بسیار پرارزشی را زیر پا گذارده و گوهر پر قیمتی را به دور انداخته است، آیا این ضرر بزرگی نیست؟ انسان‌های جدا شده از چنین فرهنگی، حریص‌اند و اسم آن را تلاش و زرنگی می‌گذارند. این‌ها فراموش كرده‌اند كه رسول‌خدا(ص) فرمود: ای فرزند آدم! «هر روز رزق تو می‌رسد و باز تو نگران هستی، و هر روز از عمر تو می‌رود و خوشحالی می‌كنی؟»(22) داراییِ ثروت غیر از تأمین رزق است، همان‌طور كه فقر غیر از گرسنگی است. خداوند بنده‌اش را بدون رزق نمی‌پسندد، هر چند ممكن است بنا به مصلحتی به ظاهر او را فقیر نماید. رسول‌خدا(ص) می‌فرمایند: «ما زُوِیَتِ الدُّنْیا عَنْ اَحَدٍ اِلّا كانَتْ خَیْراً لَهُ»؛(23) یعنی دنیا از كسی گرفته نشد مگر آن‌كه خیر وی در آن باشد. پس آن قسمت از دنیا را از او می‌گیرند كه به نفع او نبوده است.
دارایی‌ها تكلیف‌آور و مسئولیت‌زا است، اشتباه از آن‌جا ناشی می‌شود كه عدّه‌ای دارایی‌ها را رزق خود می‌گیرند و در نتیجه وظیفه‌شان را نسبت به ثروت‌ها انجام نمی‌دهند. فقر هم امتحان است، هر چند ممكن است بعضی‌ها به دست ما فقیر ‌شوند، در این حالت فقر برای آن‌ها امتحان و عمل ما هم برایمان عامل عقوبت می‌شود.
حضرت در ادامه می‌فرمایند:
«چه بسا شخصی كه نعمت فراوان به او داده‌اند ولی همین احسانی كه به او شده باعث در هم كوبیدن اوست، و چه بسا مردمی كه در بین مردم فریب‌خورده‌ ولی در عین حال كارشان هم درست شده است.»
چنانچه دقّت بفرمایید، حتی در مورد كسانی كه ما فكر می‌كنیم چون زود فریب می‌خورند پس رزقشان را آدم‌های زرنگ از دستشان بیرون می‌كشند، حضرت می‌فرمایند: این طور نیست كه فرد فریب خورده، اموراتش مختل شود و آنچه رزق حقیقی اوست، از دستش برود - هر چند عقوبت شخص فریب‌دهنده سرجایش محفوظ است- پس آنچه مربوط به شرایط بندگی ما است، خداوند آن را به ما می‌رساند، آنچه هم كه برای پُز دادن است، ما نمی‌توانیم طلبكار خدا شویم، مثلاً بگوییم خدایا! چرا فلان مدل لباس را به من ندادی تا حواس ما در نماز پرت نشود. همیشه ما خودمان را گرفتار نیازهای كاذب می‌كنیم، بعد به خدا می‌گوییم كه چرا نیازهای كاذبمان را فراهم نمی‌كنی. نیازهای كاذب آنچنان نیست كه خدا به عهده گرفته تا برآورده كند. این نیازها را ما خودمان برای خودمان درست كرده‌ایم.
در آخر این روایت می‌فرمایند:
«ای انسانِ كوشا! در كوشش خود پرهیزگار باش و از عجلة خود كم كن و از خواب غفلت بیدار شو و در آنچه كه از طرف خدا بر پیامبر نازل شده فكر كن!»(24)
ای علی! آ‎یا می‌شود روزی بشر چشمش به معرفت حكیمانة تو باز شود و بفهمد كه چقدر در اشتباه است. فرمودند: در كوشش خود پرهیزگار باش، یعنی تلاش‌های دنیایی، تو را به بی‌تقوایی نكشاند، از طریق كار و فعالیتی كه به عهده‌ات گذارده‌اند تقوا به‌دست آور. بعد فرمودند: از عجلة خود كم كن، چون انسان در عجله، سر به سلامت نمی‌برد و از آن نتیجة طبیعی هم كه می‌تواند از طریق كار و تلاش به‌دست آورد، محروم می‌شود، چون در عجله حرص حاكم است و نه بصیرت. می‌فرمایند: ای آدم‌ها! شما در این دنیا آمده‌اید كه در قرآن تدبّر كنید، «در آنچه از طرف خدا بر پیامبر نازل شده فكر كن» انسان با غفلت از تدبّر در قرآن، تمام حواس و فكر و ذكرش این است كه سود دنیایی از دستش نرود، حالا خدا از دستش رفت كه رفت!! امام(ع) می‌فرماید: یك چیز را گذاشته‌اند كه تو خوب در موردش فكر كنی و بیشتر فكر و ذكرت تدبّر در آن باشد و آن قرآن است، نیازهای زندگی با اندك تلاش و كمترین فكر، خودش برطرف می‌شود. می‌فرماید: تمام فرصت دنیا را لگدمال طلب رزقت نكن و تمام تمركز و فكرت را در معاملات دنیایی از بین مبر. قرآن در سوره نمل شرح حال كافرانی را كه منكر قیامت‌اند، این‌طور بیان می‌كند:«مشركین، علم خود را تا آخرین جزئش دربارة غیر قیامت مصرف كردند و دیگر چیزی نمانده تا به كمك آن، امر آخرت را دریابند»(25)، حالا حضرت می‌فرمایند: از خواب غفلت بیدار شو و در آنچه از طرف خدا بر پیامبر خدا(ص) نازل شده فكر كن، حتّی اگر ثروت زیادی به تو دادند ببین چقدرش رزق تو است و چقدرش رزق تو نیست. مال و ثروت برای امتحان است و رزق برای بندگی.

چیزی را تضمین كرده و چیزی را بر عهدة تو گذارده‌اند

ای مردم! بعضی مردند، ولی مالی را كه باید به بقیّه می‌دادند و حق بقیه بود، ندادند و حالا در تنگنای قبر، گرفتار آن هستند. حضرت علی(ع) در خطبه 114 تذكّر خوبی دارند، می‌فرمایند: « قَدْ تَكَفَّلَ لَكُمْ بِالرِّزْقِ وَ اُمِرْتُمْ بِالْعَمَلِ»؛ یعنی؛ خداوند روزی شما را ضمانت كرده و شما را به كردار و اعمال خداپسند امر كرده است. كاری به عهدة خود گرفته و كاری را به عهدة شما گذاشته، آنچه خود به عهده گرفته، تأمین رزق شماست و آنچه به عهدة شما گذارده، آبادانی قیامتتان است. فرمایش لقمان حكیم در این مورد بسیار كارسازاست كه می‌فرماید: «ای پسرم! كاری را خدا به عهدة خود گرفته و كاری را بر عهدة مردم گذاشته است، آنچه را خود به عهده گرفته، همان تأمین رزق مخلوقات است، ولی مردم هم در تأمین آن تلاش می‌كنند و كاری را كه به عهدة مردم گذارده، آبادانی قیامتشان است، ولی مردم آن را به عهده خدا گذارده‌اند.»
چنانچه ملاحظه می‌كنید حضرت لقمان می‌خواهند یكی از غفلت‌های بشر را به فرزندشان متذكر شوند كه چگونه از آنچه بر عهده دارد غافل است و از آنچه نباید نگران باشد، سخت نگران است. حضرت علی(ع) در خطبه 114 پس از آن‌كه فرمودند: خداوند روزی شما را ضمانت كرده و شما را به كردار و اعمال خداپسند امر كرده است، ادامه می‌دهند: «فَلا یَكُونَنَّ الْمَضْمُونُ لَكُمْ طَلَبُهُ اَوْلی بِكُمْ مِنَ الْمَفْرُوضِ عَلَیْكُمْ عَمَلُهُ» یعنی؛ نباید روزیِ تضمین‌شده، مهم‌تر از كاری باشد كه بر عهدة شما گذارده شده و بر شما واجب گشته است، و در نتیجه آنچه باید انجام دهید پیش شما سبك شود و آنچه كه نباید انجام دهید، تمام فكر شما را بگیرد. در واقع حرف حضرت این است كه؛ ای آدم‌ها! بر شما واجب شده است كه قیامتتان را آباد كنید و فرصت‌ها را از دست ندهید، اگر قیامت را فراموش كنید، زندگی‌تان چون كار كردن مردم در جامعة امروزی می‌شود كه نمی‌دانند رزق در دست خداست و برای آن‌ها تضمین شده است و لذا حریص می‌شوند و چون حریص ‌شوند، همدیگر را ضایع می‌كنند.
اگر كاری برای وظیفه بود، نشاطِ اعتماد به تأمین رزق توسط خداوند همراه با صفای انسانی، جامعه را به بهشت تبدیل می‌كند. و انسان‌ها در چنین شرایطی گویا در همین دنیا در یك حالت روحانیِ بهشت‌گونه به‌سر می‌برند. پیامبر خدا«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌سلّم» در راستای پذیرفتن آنچه از طرف خدا می‌رسد و چشم‌پوشی از آنچه در دست مردم است، می‌فرمایند: «لَأَنْ یَلْـبَسَ اَحَدُكُمْ ثَوْباً مِنْ رَقاعٍ شَتّی خَیْرٌ لَهُ مِنْ اَنْ یَأْخُذَ مِنْ غَیْرِهِ ما لَیْسَ عِنْدَهُ»؛(26) یعنی اگر هر كدام از شما لباس‌های وصله‌دار بپوشد، آن هم وصله‌های فراوان، برایش بهتر است از این‌كه چیزی را به‌دست آورد كه از او نیست. چون آن لباس وصله‌دار مال توست و لذا نزد توست، برای این‌كه بندگی كنی و به بهشت وصل شوی و كافی است، ولی آرزوی داشتن آنچه در نزد تو نیست همین حالا زندگی را برایت جهنّم می‌كند و رقابت‌ها و كینه‌ها بین تو و بقیه به‌وجود می‌آورد، غافل از این‌كه انسان‌ها در یَوْمُ‌الحساب به اندازه‌ای كه از امكانات دنیایی بهره‌مندند باید حساب پس بدهند، به طوری كه رسول‌خدا(ص) می‌فرمایند: «ذُوالدِّرهَمَیْنِ اَشَدُّ حِساباً مِنْ ذِی‌الدِّرْهَم و ذُوالدِّینَارَیْنِ اَشَدُّ حِساباٍ مِنْ ذِی‌الدِّیْنارٍ»(27) یعنی؛ صاحب دو درهم حسابش از صاحب یك درهم سخت‌تر است و نیز صاحب دو دینار حسابش از صاحب یك دینار سخت‌تر است.

زیبایی‌های كفاف

با چنین بصیرتی است كه انسان‌های بزرگ خودشان به دنبال دنیایِ بیشتر نمی‌رفتند، چون متوجه بودند به همان اندازه كه دنیای آن‌ها وسیع شد كار آن‌ها در ابدیت مشكل می‌گردد(28) و لذا است كه زیباترین رزق را، «كفاف» می‌دانستند. كفاف یعنی آن اندازه‌ای كه نه گرفتار فقر باشیم، و از آن طریق فكر و ذهن ما مشغول باشد و نه گرفتار ثروت باشیم و از آن طرف، فكر و ذهن ما مشغول ثروتمان باشد. لذا است كه رسول‌خدا(ص) می‌فرمایند: خوشبخت‌‌ترین مردم كسی است كه متعلقاتش كم باشد، و از نمازش بهرة كامل ببرد و «كانَ رِزْقُهُ كَفافاً فَصَبَرَ عَلَیْهِ حَتَّی یَلْقَی‌اللهَ»(29) یعنی؛ رزقش در حد «كفاف» باشد و بر همان رزق شكیبا است تا خدا را ملاقات كند. به‌همین جهت رسول‌خدا(ص) به عنوان یك مژده می‌فرمایند: «.... وَ مَنْ عَمِلَ لِاخِرَتِهِ كَفاهُ‌اللهُ دُنْیاهُ»(30) یعنی؛ هركس برای آخرت خود تلاش كند، خداوند دنیای او را در حدّ كفاف تأمین می‌كند. چنین انسانی درست آن چیزی را طلب می‌كند كه خداوند برایش فراهم كرده است. لذا رسول‌خدا(ص) می‌فرمایند: «لا اَشْتَرِی شَیْئاً لَیْسَ عِنْدیِ ثَمَنُهُ»(31) یعنی؛ من آن چیزی را كه پولش را ندارم، خریداری نمی‌كنم. چون چنین انسانی «كفاف» را در زندگی برای خود پذیرفته است. رسول‌خدا(ص) در وصف چنین انسان‌هایی می‌فرمایند: «طُوْبَی لِمَنْ اَسْلَمَ وَكانَ عَیْشُهُ كَفافاً»(32) یعنی؛ چه خوش است وضع آن كسی كه در عین اعتقادات اسلامی، زندگی‌اش در حدّ كفاف باشد، و نه در حدّ تجمل و ریخت و پاش. ممكن است در عرف مردمِ معمولی چنین افرادی فقیر محسوب شوند، ولی در نظام الهی اینان مورد احترام‌اند. به طوری كه رسول خدا(ص) در مورد همین نوع فقر است كه می‌فرمایند: «اَلْفَقْرُ شَیْنٌ عِنْدَالنّاسِ وَ زَیْنٌ عِنْدَاللهِ یَوْمَ الْقِیامَةُ»(33) یعنی؛ فقر در نزد مردم زشت است و در روز قیامت در نزد خدا زیبایی و زینت است. چون چنین فردی توانسته است حرص خود را در دنیا نسبت به زوائد دنیا كنترل كند. پیامبر(ص) می‌فرمایند: «هیچ ثروتمندی در روز قیامت نیست مگر این‌كه آرزو می‌كند ای كاش در دنیا فقط قوت خود را داشت».(34)
آری؛ هیچ اشكال ندارد كه انسان برای اصلاح زندگی خود تلاش كند و در راستای چنین هدفی از وسایل دنیا استفاده كند. عمده آن است كه اولاً: متوجه باشد جایگاه رزق در زندگی كجاست. ثانیاً: خودش به دنبال ثروتمند شدن نباشد، ولی به دنبال اصلاح زندگی برای هر چه بهتر انجام دادن بندگی باشد. پیامبر خدا(ص) می‌فرمایند: «مِنْ فِقْهِ الرَّجُلِ اَنْ یُصْلِحَ مَعِیشَتَهُ وَ لَیْسَ مِنْ حُبِّ الدُّنْیا طَلَبُ مَا یُصْلِحُكَ»(35) یعنی؛ از اندیشمندی فرد این‌كه بتواند زندگی خود را اصلاح نماید و تلاش برای اصلاح زندگی، حبّ دنیا محسوب نمی‌شود.
به هر حال ملاحظه می‌فرمایید كه در مورد رزق، نكات دقیقی مطرح است كه اگر به آن توجه شود دارای بصیرتی فوق‌العاده خواهید شد كه امید است در جلسات آینده زوایایی از مسئله روشن گردد.
خداوند ما را شامل این قسمت از دعای كمیل قرار دهد كه عرضه بداریم:
«وَ تَجْعَلَنی بِقِسْمِكَ راضِیاً»
«والسلام علیكم و رحمةالله و بركاته»