فهرست کتاب


جایگاه رزق انسان در هستی

اصغر طاهرزاده

آنگاه كه حكمت اهل‌البیت تنها می‌شود

اگر روزمرّگی‌‌ها زندگی من و شما را برباید؛ اگر تجمّل، مدرك و پول و دنیا، مقصد ما شود، حكمت علوی با همة بركاتی كه دارد، تنها خواهد ماند، كار به جایی می‌رسد كه آدم‌ها ابتدایی‌ترین طریق اصول تفكّر خود را هم از دست خواهند داد و به راحتی بازیچة تبلیغات كفر جهانی خواهند شد. خطری كه جامعه ما را تهدید می‌كند این است كه حرف‌های ساده و سطحی، انسان‌ها را به وَجْد بیاورد و مردم با حرف‌های عمیق و متینِ اهل‌البیت(ع) بیگانه شوند. اگر به مردم سطحی بگویید خاكسترهای فلان آتشفشان 4000 كیلومتر به اطراف پاشیده شده است، به راحتی می‌فهمند و می‌توانند آن حادثه را تجزیه و تحلیل كنند. ولی اگر بگویید حضرت ‌امیر‌المؤمنین(ع) می‌فرمایند: «رزقی هست كه تو به دنبال آن می‌گردی، و رزقی هست كه آن به دنبال تو می‌گردد». می‌ببینید نمی‌توانند این نكته را تجزیه‌ و تحلیل كنند. خبر اوّلی برایش حیرت‌آور و قابل پذیرش است، ولی استعداد درك حقیقت دومی را كه امام معصوم می‌فرماید، از دست داده است. سیاستمداران استراتژیست آمریكایی می‌گویند: در كشور آمریكا نمی‌خواهد گفتن حرف‌های مهم را ممنوع كنید، سطح فكر مردم را پایین بیاورید كه از حرف‌های مهم خسته شوند. در واقع دشمنان ما حرفشان این است كه چرا بیاییم پیامبران را نفی كنیم تا مردم حساس شوند، كاری می‌كنیم كه مردم از آن‌ها خسته شوند و از برنامه‌های سطحی و سریال‌های پوچ خوششان بیاید. حرفشان این است كه نمی‌خواهد قرآن و نهج‌البلاغه را ممنوع كنید، مردم را با تجمّلات و مُد لباس و این خطی‌بودن و آن‌ خطی‌شدن و برنامة سفره‌های رنگین، سطحی كنید، و زندگی آن‌ها را در همین‌ها خلاصه نمایید؛ دیگر خودشان می‌رسند به این‌كه اهل‌البیت می‌خواهیم چه‌كار؟
تولّد امام‌الموحدین(ع) عدّه‌ای را به حیرت آورد كه چگونه دیوار كعبه باز شد و مادر حضرت در داخل خانه خدا، وضع حمل نمود. حالا اگر مردم اهل تفكر باشند، حیرت بزرگ‌ترشان خود همین نهج‌البلاغه است، نهج‌البلاغه‌ای كه ابن‌ ابی‌الحدید می‌گوید: خطبة «غرّاء» - خطبه 83 - آن را بیش از 1000 بار خواندم و هر وقت كه می‌خواندم از عظمت آن دگرگون می‌شدم. نهج‌البلاغه‌ای كه آقای جرج‌‌جِرداق مسیحی در موردش می‌گوید: «سخنی است مادون سخن خالق و مافوق سخن مخلوق». ملّتی كه سطحی شد، اصلاً امام‌الموحدین(ع) را نمی‌فهمد. برای او بیش از آن‌كه نهج‌البلاغه علی(ع) مهم باشد، باز شدن دیوار كعبه هنگام تولد حضرت مهم است. در حالی كه برای شیعة واقعی باید قلب علی(ع) مهم‌ترین مقصد زندگی باشد، قلبی كه اینچنین به سوی آسمان باز شده و از طریق آن، این سخنان را ارائه می‌دهد. مگر این سخنان عادی است! تماماً حجّت بالغه الهی است برای بشر، به نظر بنده دیوار كعبه برای تولد علی(ع) باز شد تا آیندگان بدانند در آن حال انسان بزرگی متولّد شد تا در آینده دامن او را بگیرند و هدایت شوند. یعنی زندگی علی(ع) از ابتدا تا انتها سراسر ظهور حقایق غیبی است و مسلّم هرچه این زندگی جلوتر بیاید حقایق برتری را می‌نمایاند.
باید آنچه شما را به سطحی‌نگری می‌كشاند و برایتان مشغولیات دنیایی درست می‌كند، بشناسید و از آن‌ها فاصله بگیرید. نهج‌البلاغه و قرآن برای انسان، حجّت الهی است تا به كمك آن‌ها نجات پیدا كند. نهج‌البلاغه یعنی علی(ع) و علی(ع) یعنی چراغ هدایت به سوی حق.(11) پس به سخنان آن حضرت باید به عنوان رمز و راز حیات نگاه كرد. اگر كسی بی‌علی(ع) شد، بی‌هدایت می‌شود.
اگر امام معصوم مسئول هدایت مردم است، و اگر او به عنوان یك حكیمِ بزرگ از حقایقی سخن می‌گوید كه انسان عادی در عین این‌كه به آن‌ها نیاز دارد، به خودی خود آن‌ها را نمی‌یابد، ولی نجات او در عمل‌كردن به این حقایق است، و اگر انسان به آن‌ها نزدیك نشود، به ظلمت می‌افتد، با توجه به این مقدمات به سخنان حضرت نظر می‌كنیم. این حرف‌ها، حرف‌هایی نیست كه اگر نفهمید و نگیرید، باز هم بتوانید زندگی كنید. مردم با جداشدن از سخنان معصومین(ع) در مرگ رسمی قرار دارند، ولی اسمش را زندگی گذاشته‌اند.
پس راه صحیح این است كه با تعمّق و تدبّر در سخنان امام‌الموحدین(ع) به فرزندشان، به آن سخنان دل بسپاریم كه نكات بسیار مهمّی را مطرح می‌كنند تا از رمز و راز زندگی محروم نمانیم.

رزق هر كس به وقتش می‌رسد

حضرت می‌فرمایند: «وَاعْلَمْ یا بُنَیَّ! اَنَّ الرِّزْقَ رِزْقانِ: رِزْقٌ تَطْلُبُهُ وَ رِزْقٌ یَطْلُبُكَ»؛ ای فرزندم بدان كه رزق دو نوع است؛ رزقی كه تو به دنبال آن هستی، و رزقی كه آن به دنبال تو است. در رزق اوّلی كه تو به دنبال آن می‌دوی، هلاكت خودت را در آن می‌یابی، چون هر چه بیشتر به دنبال آن بگردی، كمتر به آن دست می‌یابی و عملاً حاصل كار تو پوچ خواهد بود. ولی رزق دومی آنچنان است كه تا تو را نیابد، تو را رها نمی‌كند. تو را همواره دنبال می‌كند، چون آن رزق را خدا برای تو مقدّر كرده است. به طوری كه رسول‌خدا(ص) در همین راستا می‌فرمایند: «لَوْ اَنَّ ابْنَ آدَمَ هَرَبَ مِنْ رِزْقِه كَمَا یَهْرَبُ مِنَ الْمَوْتَ لَاَدْرَكَهُ رِزْقُهُ كَمَا یُدْرِكْهُ الْمَوت»(12) یعنی؛ اگر فرزند آدم از رزقش كه برای او مقدّر شده فرار كند، آن‌طور كه از مرگ فرار می‌كند، آن رزق به او می‌رسد، همان‌طور كه مرگ به او می‌رسد. و نیز از امام‌صادق(ع) داریم كه:
«لَوْ كَانَ الْعَبْدُ فِی جُحْرٍ لَأَتَاهُ رِزْقُهُ فَأَجْمِلُوا فِی الطَّلَبِ».(13) یعنی؛ اگر بنده‌ای در سوراخی باشد رزق او به او خواهد رسید، پس در طلب آن حریص نباشید.
ریشة بسیاری از ‌كاری‌های غلط ما در نفهمیدن این نكته است. اگر در هنگام نیاز، زبون می‌شویم و التماس می‌‌كنیم و اگر چون ثروتمند شویم، مغرور می‌گردیم و جفا و ظلم به فقرا را پیشه می‌سازیم، همه و همه به جهت نفهمیدن جایگاه این دو رزق است، در حالی‌كه رزق تو مشخص است و كسی هم نمی‌تواند آن را از تو برباید. لذا حضرت در ادامه فرمودند: چه زشت است خواری، هنگام نیاز و جفا، هنگام غنا. پس ما در این دنیا وظیفه‌ای داریم كه باید از آن غفلت نكنیم، رزق ما هم از قبل تأمین شده است و می‌گردد تا ما را پیدا كند، البته اگر انسان كارهای غلط انجام دهد، رزقش را خراب می‌كند كه راه درست كردن رزق، تصحیح رفتار و عقاید است. كسی كه در هر كاری اهل اصرار بیش از حدّ است نشان می‌دهد به مسیر الهیِ امور معتقد نیست و می‌خواهد با میل خودش كارها را شكل دهد كه مسلّم موفق نخواهد شد، ولی انرژی خود را بی‌خود مصرف كرده و عمر خود را بر باد داده است.

امتحان در امتحان است ای پسر

اگر بفهمیم رزقی به دنبال ماست و ما را می‌یابد، پس دیگر در هنگام نیاز جا ندارد خود را خوار كنیم. حتّی وقتی سعی می‌كنیم مدرك بالاتر بگیریم باید قصد ما این باشد كه زمینه خدمت بیشتر را برای خود فراهم كنیم، ولی اگر برای به‌ دست‌آوردن رزق بیشتر، امیدمان به مدرك بود، حتماً ناكام می‌شویم. مگر تا حالا دیپلم شما به شما رزق داد كه حالا امید دارید فوق‌لیسانس شما به شما رزق بدهد؟ امامِ من و شما به ما گفته است رزقمان تأمین است، حالا وظیفه‌ است لیسانس داشته باشی، یا فوق‌لیسانس آن موضوع دیگری است.
اگر تهدید اهل دنیا را برای تنگ‌كردن رزقمان بپذیریم نسبت به این حرف امام معصوم غافل هستیم، واقعاً نهایت دانایی و شعور است اگر متوجه باشیم هیچ‌كس نمی‌تواند رزقی كه خداوند برای ما مقرّر فرموده ‌است، از دست ما برباید.
پیامبرخدا(ص) می‌فرمایند: «لا تَسْتَبْطِؤُا الرِّزْقَ فَأِنَّهُ لَمْ یَكُنْ عَبْدٌ لِیَمُوتَ حَتّی یَبْلُغَهُ آخِرُ رِزْقٍ هُوَ لَهُ، فَاتَّقُوااللهَ وَ اَجْمِلُوا فِی الطَّلَبِ، اَخْذِ الْحَلالِ وَ تَرْكِ الْحَرام»؛(14) یعنی رسیدن رزق به خود را كُند مپندارید، ممكن نیست بندة خدا بمیرد مگر این‌كه آخرین قسمت از رزقی كه برایش مقدّر شده به او برسد، پس تقوا پیشه كنید و در طلب رزق بسنده كنید در به‌ دست آوردن حلال و ترك حرام.
همین‌طور كه ملاحظه می‌كنید؛ ممكن است فكر كنیم رزق ما نرسیده و بعد تصوّر كنیم كسی می‌تواند رزق ما را تنگ كند، حضرت می‌فرمایند: این‌طور نیست، آری! ترك وظیفه و یا انجام گناه باعث تنگی رزق می‌شود كه این هم مربوط به خودمان است. عمده آن است كه نگران نقش بقیه در تنگ‌كردن رزق خودمان نباشیم. پس ما دو وظیفه داریم: یكی؛ خوار نكردن خود هنگام نیاز، و دیگری؛ ستم‌نكردن به دیگران هنگام بی‌نیازی، و بدانیم چنانچه ثروت داریم و به مستحق آن ندهیم، بد امتحان داده‌ایم، و اگر نداریم و التماس كنیم هم بد امتحان داده‌ایم.
آری؛ رزقتان ممكن است به این باشد كه مثلاً از طریق كسب و كار مشخصی به دست شما برسد، مثل كاسب و معلّم، من و شما می‌رویم به طرف كاری كه برایمان فراهم شده، تا خداوند رزقمان را بدهد و می‌دانیم رزّاق خداست و او چنین مقدّر كرده است كه رزق ما از این طریق به دست ما برسد. در این‌جا معلّمی و مغازه‌داری، وسیله است، ولی رزّاق خدا است، منتها چنین مقدّر فرموده كه رزق ما از این طریق برسد. امّا اگر ابزارها مقصد شد، خدا از مقصد‌بودن می‌افتد و در واقع رزّاق واقعی را گُم می‌كنیم، در این حالت است كه انواع انحراف‌ها اعم از گناه و خواری و ظلم در زندگی وارد می‌شود.