فهرست کتاب


جایگاه رزق انسان در هستی

اصغر طاهرزاده

تصحیح نسبت خود با سخن معصومین

آری؛ می‌شود زحمت ‌كشید، و نسبت به سخن معصوم و آیات قرآن به اطمینان رسید، چنین عقل و استعدادی در ما نهفته است، باید آن را به كار گیریم. هیچ راهی برای اعتقاد مطلق به قرآن جز خود قرآن نیست، اگر در یك سوره از قرآن به خوبی تدبّر نمایید یقین پیدا می‌كنید، كه این كلمات‌، كلمات الهی است و از مقامی صادر شده كه آن مقام، مقام خالق انسان و جهان است و جوانبی از ابعاد انسان را در نظر دارد كه هرگز انسان‌ها به خودی‌خود نمی‌توانند متوجّة آن جوانب بشوند. حالا كه قلب به این مرحله رسید، آیا درست است آن عادت قبلی را داشته باشیم و بخواهیم در مقابل سخنان خدا چون و چرا كنیم؟ وقتی قلبمان موضوع را تصدیق می‌كند دیگر انصاف آن است كه آن موضوع را به عنوان یك سرمایة سیر و سلوكی بگیریم و اجازه ندهیم «وَهْم» و «عقلِ چون و چرا» میدان عمل‌مان را تحت‌تأثیر خود قرار دهند. این چون و چراها مربوط به سن نوجوانی ‌است كه هنوز انسان به مقام تصدیق دین و دیانت نرسیده است. این كه پس از تصدیق سخن خدا و كلمات معصومین(ع) باز چون و چرا می‌كنیم، اسمش عادتِ ماندن در دوران نوجوانی است، این دیگر بد است. یعنی عادتی كه در دورانی داشته‌ایم كه هر چیزی را نقد می‌كردیم، این عادت را بیاوریم در جایی كه می‌توان با خودِ حقیقت روبه‌رو شد. گفت:
تا به دریا سیر اسب و زین بود

بعد از آنش مركب چوبین بود

تا لب دریا باید با اسب حركت‌كرد، حالا یكی بگوید كه من می‌خواهم روی سطح دریا را هم با اسب بروم، خوب؛ خفه می‌شود! اگر بخواهیم تا آخر عمر بگوییم این آیه راست می‌گوید یا نه، پس چه موقع وارد دینداری شویم و از بركات دینداری بهره بگیریم؟ باید عقل قدسی پیدا كنید تا رابطه شما با سخنان معصومین، رابطة پذیرش و انجام باشد. اگر دلیل روشن به تو گفت كه این حرف‌ها از طرف معصوم است، دیگر عقل تبعیت از سخن معصوم را در خود رشد دهید. شما این عقل را دارید، تلاش كنید به كار بگیرید، نگذارید تا آخر عمر این عقل در حاشیه باشد. اگر هنوز هم در مقابل سخن معصوم چون و چرا كنید، دیگر این عقل، عقل كودكانه است، نباید انسان خود را فریب دهد و این روحیه را نشانة عقل‌مداری خود بداند، غافل از این‌كه از عقل بزرگی خود را محروم كرده است. تو با عقل جستجوگر و چون و چرا، تلاش كن بفهمی ‌این كلمات مربوط به امام معصوم است ولی وقتی مطمئن شدی گوینده‌اش معصوم است، دیگر آن عقل را كنار بگذار و عقل قدسی را بگیر كه آن عقل به جای چون و چرا، آن كلمات را می‌بلعد. با پرورش عقل قدسی به مقامی می‌رسید كه وقتی سخنان معصومین(ع) را می‌شنوید، دیگر مقاومت در مقابل دستورات آن‌ها برایتان معنی نمی‌دهد. اگر می‌بینید پیامبر خدا«صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌سلّم» این همه تسلیم حق است، چون آن‌همه عاقل است. فكری ‌برای خود بكنید كه وقتی با دستورات امامان روبه‌رو می‌شوید، چطور عمل كنید. هنر داشته باشید، حرف معصوم را بپذیرید.
با این مقدّمات كه عرض شد، باید ابتدا نسبت خود را با جملات امام معصوم اصلاح كنیم و با یك عقل هدایت‌پذیر با آن برخورد كنیم.

رزقی كه به دنبال توست

عنایت داشتید كه حضرت ‌فرمودند: دو نوع رزق هست، یك‌نوع رزقی كه تو به دنبال آن می‌دوی و برای تو مقدّر نشده است و بدون آن‌كه به آن محتاج باشی، حرص تو دنبال آن است و در عیـن این‌كه در طلب آن هلاك می‌شوی هرگز به دست نمی‌آوری - چون اصلاً مال تو نیست- یك نوع رزق دیگر هم هست كه خدا برایت مقدّر كرده است و آن به دنبال تو است تا خودش را به تو برساند، و هیچ‌كس هم نمی‌تواند آن را از تو بگیرد.
خداوند در قرآن می‌فرماید: «ما مِنْ دابَّةٍ فِی‌الْاَرْضِ اِلاّ عَلَی‌اللهِ رِزْقُها»؛(4) هیچ جنبنده‌ای نیست جز این‌كه رزقش بر خدا واجب است. یعنی آن رزق حقیقی كه خداوند برای جنبنده‌ها تقدیر كرده، طوری است كه خداوند برای خود واجب كرده است كه آن را به موجودات برساند، پس آن رزق كه خدا تقدیر كرده است تو را می‌جوید تا به تو برسد. البته اگر بخواهید از این آیه و روایات این‌طور نتیجه بگیرید كه ما نباید هیچ تلاش بكنیم، خود رزق می‌آید، با حرف خدا و امامان معصوم(ع) بازی می‌كنید. آری؛ آن رزق مقدّر را كسی نمی‌تواند از تو بگیرد، تلاش اضافه هم آن را اضافه نمی‌كند، ولی این در صورتی است كه تو با حالت معمولی عمل كنی. حضرت دارند با آدم‌ حرف می‌زنند، می‌گویند: خودت را ذلیل رزقت نكن، نفرمودند اصلاً تحرّك نداشته باش و برنامه‌ریزی نكن و از حالت یك انسان معمولی هم خارج شو.

تحلیل‌های غلط نسبت به فقر و ثروت

حضرت در ادامه نصیحت‌شان به امام‌حسن(ع) می‌فرمایند: «ما اَقْبَحَ الْخُضُوعَ عِنْدَ الْحاجَة»؛ یعنی با این توصیف، چقدر زشت است در موقع نیاز، انسان خود را خوار كند. چون آن رزقی كه بناست برای تو بیاید كه می‌آید و آن رزقی هم كه برای تو مقدّر نشده كه نمی‌آید، پس چرا خود را در مقابل اهل دنیا، خوار و ذلیل می‌كنی؟ با توجه به این‌كه وقتی خودت را در مقابل صاحبان ثروت سبك و ذلیل می‌كنی، رزقت اضافه نمی‌شود، پس چه جای چنین كاری؟! پس از آن‌كه فرمودند: چه زشت است در موقع نیازمندی، انسان خود را ذلیل كند، می‌فرمایند: «وَالْجَفا عِنْدَ الْغِنا»؛ و چه زشت است ستمكاری به هنگام بی‌نیازی! چون فكر كرده‌ای آنچه به تو رسیده است خودت به دست آورده‌ای، نمی‌فهمی ‌كه آنچه به‌عنوان رزق فعلاً در اختیار توست، خداوند این چنین مقدّر كرده است تا در این شرایط امتحان بدهی، فكر می‌كنی تو خودت به دست آورده‌ای و مال تو است.
ظلم و تكبّر در موقع ثروتمندی از آن‌جا ناشی می‌شود كه انسان تصوّر كند خودش این ثروت‌ها را به دست آورده است و هر كاری دلش بخواهد می‌تواند با آن‌ها انجام دهد، ولی وقتی فهمید یك قاعده‌ای در عالم جاری است و طبق آن قاعده و سنّت به او چنین ثروتی رسیده است، طور دیگری با ثروتش عمل می‌كند.
در جامعه در رابطه با ثروت دو نوع بینش باطل داریم: یكی فقیری كه فكر می‌كند به نفعش بوده است كه بیشتر داشته باشد و دیگری ثروتمندی كه فكر می‌كند دارایی‌اش برایش بزرگی و كمال است. برای اصلاح چنین افكار غلطی قرآن می‌فرماید: «فَاَمّا الْاِنْسانُ اِذا مَاابْتَلیهُ رَبُّهُ»(5) یعنی؛ وقتی پروردگارِ انسان، بخواهد او را امتحان كند، دو نوع برخورد با او دارد، «فَأَكْرَمَهُ وَ نَعَّمَهُ فَیَقُولُ رَبّی اَكْرَمَنِ»؛ یا او را با ثروت محترم می‌دارد و او می‌گوید: پروردگارم مرا گرامی داشت «وَ اَمّا اِذا مَاابْتَلیهُ فَقَدَرَ عَلَیْهِ رِزْقَهُ فَیَقُولُ رَبّی اَهانَنِ»؛ و یا او را با محدود كردن ثروت، امتحان می‌كند و او می‌گوید: پروردگارم مرا سبك شمرد. خداوند پس از طرح این دو بینش می‌فرماید:«كَلّا!»؛ یعنی این چنین نیست! «بَلْ لا تُكْرِمُونَ الْیَتیم وَ لا تَحاضُّونَ عَلی طَعامِ الْمِسْكین»؛ بلكه شما با ثروتتان باید وسیله اكرام یتیمان و اطعام مسكینان را فراهم كنید و نكردید، با این تصوّر كه فكر كرده‌اید خداوند شما را ثروتمند كرده چون می‌خواسته شما را بزرگ بدارد. این فرهنگ، فرهنگ غلطی است كه فقر را نشانة خواری و غنا را نشانة بزرگی می‌داند. اگر می‌خواهید دریچة معارف اهل‌البیت(ع) به روی قلبتان باز شود، باید از این نوع تحلیل‌های تاریك دنیایی ‌فاصله بگیرید.