فهرست کتاب


جایگاه رزق انسان در هستی

اصغر طاهرزاده

مقدمه نویسنده

باسمه تعالی
شاید رزق در زندگی از یك منظر مهم‌ترین مسئله و از منظری دیگر ساده‌ترین مسئله زندگی باشد، و همین امر است كه اگر منظر خود را نسبت به رزق تصحیح نكنیم ممكن است طلب رزق، تمام زندگی ما را اشغال كند و امری كه باید برای هدفی بسیار بزرگ‌تر در كنار زندگی ما باشد، هدف زندگی ما گردد. لذا برای نجات از چنین مهلكه‌ای باید با دقت هرچه تمام‌تر جایگاه رزق را در زندگی خود بشناسیم و بررسی كنیم كه آیا خالق انسان او را در تهیة رزق به خودش واگذاشته یا نه؟ آیا همراه با خلقت او رزق او را نیز خلق كرده و یا چیزی است بین این‌ دو؟ و خلاصه انسان در طلب رزق چه وظیفه‌ای بر عهده دارد؟
برای روشن شدن جایگاه رزق در زندگی، باید از منظری بسیار فراتر از تجربیات فردی به آن نظر كرد. چرا كه محل و جایگاه رزق چیزی است كه همة زندگی انسان را فرا گرفته و برای شناختن پدیده‌ای به این وسعت نمی‌توان به تجربه‌های روزمرّه بسنده كرد، این‌جاست كه باید از منظر خالقِ انسان جایگاه آن را تجزیه و تحلیل كرد و به سخنان ائمه معصومین(ع) كه بازگو كنندة سخنان خدا هستند و از منظر الهی به این پدیده می‌نگرند، توجه خاص نمود تا با بصیرتی كامل نسبت به طلب رزق برخورد كنیم و همچنان كه آن ذوات مقدسه متذكر می‌شوند از هلاكت نجات یابیم.
آنچه باید بر آن تأكید نمود دقت هرچه بیشتر بر آیات الهی و سخنان ائمه معصومین(ع) است تا خود را از وَهمِ نگرانی از فقر برهانیم و به اندازه‌ای كه در سخنان آنان دقت كنیم و رهنمودهای آنان را در زندگی خود پیاده نماییم از این وَهمِ زندگی برانداز خود را رهانیده‌ایم.
بارها شاهد بوده‌اید كه غفلت از خاستگاه رزق چه هلاكت‌هایی را برای جوامع و افراد به‌وجود آورده است و نه تنها در اصلاح زندگی خود طرفی نبسته‌اند بلكه برعكس؛ در جهت هلاكت خود تلاش نموده‌اند.
این‌ها همه و همه سبب شد كه بنده وظیفة خود بدانم سلسله بحث‌های «جایگاه رزق انسان در هستی» را خدمت عزیزان عرضه بدارم و به جدّ امیدوارم اگر با عزمی محكم نسبت به آن برخورد شود از بسیاری از حیله‌های شیطان خود را رهانیده‌ایم و قدمی بسیار اساسی در سلوك الی‌الله برداشته‌ایم. إن‌شاءالله
طاهرزاده

رزق حقیقی و غیر حقیقی

بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
حضرت امام‌الموحدین علی(ع) در ادامه نصایح و دستورالعمل‌های خود در نامه31 به فرزندشان امام‌حسن(ع) فرازی مهم را در تحلیل جایگاه رزق در زندگی انسان گشودند كه بصیرت‌های بسیاری برای نجات از حیله‌های شیطان و قدم در سلوك الی‌الله، در آن نهفته است. حضرت می‌فرمایند:
﴿وَاعْلَمْ یا بُنَیَّ! اَنَّ الرِّزْقَ رِزْقانِ: رِزْقٌ تَطْلُبُهُ وَ رِزْقٌ یَطْلُبُكَ﴾
﴿فَإِنْ اَنْتَ لَمْ تَأْتِهِ اَتاكَ ما اَقْبَحَ الْخُضُوعَ عِنْدَ الْحاجَة وَالْجَفا عِنْدَ الْغِنی﴾
﴿اِنَّ لَكَ مِنْ دُنْیاكَ، ما اَصْلَحْتَ بِهِ مَثْواكَ﴾
﴿وَ اِنْ جَزِعْتَ عَلی ما تَفَلَّتَ مِنْ یَدَیْكَ فَاجْزَعْ عَلَی كُلِّ ما لَمْ یَصِِلْ اِلَیْكَ﴾
ای فرزندم! بدان كه رزق، دو رزق است: رزقی كه تو به دنبال آن هستی و رزقی كه آن به دنبال تو است، كه رزقِ نوع دوم طوری است كه اگر هم به سوی آن نروی، به سوی تو می‌آید. چه زشت است فروتنی به هنگام نیاز و ستم‌كاری به هنگام بی‌نیازی. دنیای تو برای تو همان قدر است كه قیامتت را اصلاح كند و اگر به جهت آنچه از دستت رفته نگران و ناراحت هستی، پس نگران باش برای همة آنچه در دست نداری.

دستورات دین، عامل جهت‌گیری به سوی عالم غیب

بعد از آن‌كه حضرت امیر‌المؤمنین(ع) به فرزندشان توصیه كردند، از عواملی كه تو را گرفتار خودت می‌كند برحذر باش. می‌فرمایند: یكی از عوامل گرفتاری انسان به خودش و غفلت از خدا، نگرانی از رزق است، و در این فراز به این نكته می‌پردازند.
روح انسان در ذات خود، توان ارتباط با عالم غیب را داراست، چون جنسش مجرد است، به اصطلاح «روح انسان فعّال است، نه منفعل» یعنی به راحتی استعداد ارتباط با عالم غیب در آن هست، مشكل انسان گرایش‌ها و توجّهاتش به عالم مادون است كه مانع این ارتباط شده است. هر اندازه روح اسیر حرص‌ها، غضب‌ها و شهوات شد، به همان اندازه ارتباطش با عالم غیب بریده می‌شود. درست است كه جنس روح، جنس ارتباط با عالم غیب است، ولی جهتش اگر جهت ارتباط با عالم غیب نباشد، از ارتباط با عالم غیب محروم می‌شود. تمام دستورات دین آن است كه این جهت‌گیری را اصلاح كند.
به عنوان مثال دین می‌فرماید انسان نباید خود را به نامحرم بنمایاند، چون اگر جهت روح، جلب نظر نامحرم شد، دیگر از ارتباط با عالم غیب بازمی‌ماند. به مرد می‌گوید به نامحرم نگاه نكن، چون همین ‌كه روح در جهت غیرحق سیر كرد، از حق محروم می‌شود - روح یعنی جان و اصل انسان- حال اگر اصل انسان از حجاب‌های بین خود و خدا آزاد شد، دیگر مشكلی برای اتّصال به حق ندارد، چون خودش در ذات خود به حق وصل است، حجاب‌ها مانع شده‌اند. گفت: «خود را مبین كه رستی» آیا ما برای این‌كه با خدا ارتباط پیدا كنیم باید انرژی صرف كنیم؟ یا باید تلاش كنیم تا ارتباطات دروغین را قطع كنیم؟ مطمئن باشید اگر روح انسان ارتبا‌ط‌های دروغینش را قطع كرد، دیگر برای اتّصال به حق هیچ انرژی‌ای نمی‌خواهد، خودش وصل است.
دستورات دین برای آزادی روح از ارتباطات دروغ است. اگر كسی بتواند خودش را از چنگال خشونت‌های بیجا آزاد كند، اگر انسان كینه‌ها را از قلب بزداید، اگر با ظلم‌هایی كه می‌كند روحش را لگدمال نكند، از روحی برخوردار است كه به خودی‌خود به عالم معنویت وصل است. مگر شما چگونه آزاد می‌شوید؟ اگر جدال‌ها و رقابت‌ها و تكبّرها، روح آدم را اشغال نكند، آدم آزاد می‌شود، اگر انصراف از گناه، راه و رسم انسان شود، انسان آزاد می‌شود. عمده آن است كه ما این روح قدسی و این نعمت الهی را آزاد كنیم تا خودش به خودی خود در منزل قرب قرار‌گیرد و از بیكرانه عالم معنویت بهره‌های نو به نو ببرد.
اگر دستوراتی را كه حضرت به فرزندشان در نامه 31 نهج‌البلاغه می‌دهند عمل كنید و از این طریق دیدگاه‌تان را تصحیح نمایید، به خودِ واقعی‌تان دست خواهید یافت، آن‌وقت خدای خود را روبه‌روی خود می‌یابید، گفت:
آن‌كه‌عمری‌می‌دویدم‌در پی‌او‌كوبه‌كو

ناگهانش یافتم با دل نشسته روبه‌رو

این‌كه حضرت به فرزندشان می‌فرمایند: «جرعة خشم، شیرین‌ترین جرعه است در نوشیدن، از نظر نتیجه» چقدر آدم‌ها را نجات می‌دهد! چه بسیار انسان‌ها كه اسیر این خشم‌ها هستند و لذا زیر فشار این خشم‌ها هلاك شدند. می‌گوید:
جـان همه روز از لگـدمال خیــال

وز زیان و سود و زبیم زوال

نی صفا می‌ماندش، نی لطف و فرّ

نی به سوی آسمان راه سفـر

همة عمرش لگدمال خیال‌های واهی‌اش می‌شود و در نتیجه دیگر چیزی از خود باقی نمی‌گذارد تا با عالم معنا ارتباط پیدا كند.