فهرست کتاب


ره توشه راهیان نور (ویژه ماه مبارک رمضان)

دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیّه قم‏

سیره معنوی و عبادی رسول اعظم صلی اللّه علیه و آله و سلم

علی محمدی آشنانی

مقدمه

اندیشمندان یکی از گرایش های عالی انسانی را نیرو و جاذبه عشق و پرستش معرفی نموده اند. بر اساس پژوهشها، آدمی از نظر فطرت، موجودی پرستش کننده و نیایشگر آفریده شده است و بسیاری از استعدادها و توانایی هایش، تنها در سایه عبادت و پرستش، رشد و شکوفایی می یابد. از این رو در همه ملل و اقوام و حتی در میان انسان های بدوی نیز مراسم عبادت و نیایش وجود داشته است.
نکته قابل توجه و در خور دقت آن است که همواره بشر در مورد پرستش، با دو پرسش اساسی مواجه بوده است: 1. معبود حقیقی کیست و به تعبیر دیگر چه موجودی شایسته پرستش است؟ 2. عبادت صحیح چگونه و با چه شکلی صورت می پذیرد؟
شالوده ادیان آسمانی، پاسخ صحیح به این دو پرسش بوده است؛ زیرا پاسخ نادرست به این دو پرسش اساسی، عامل شکل گیری جاهلیت کهن و مدرن در سراسر جهان است و رسالت جهانی پیامبر اعظم صلّی اللّه علیه و آله و سلّم مبارزه با کژاندیشی و کجروی در این عرصه بوده است.
اکنون سؤال مهم این است که آیا به راستی بشر امروز از لغزشهای این عرصه رسته و در پرتو پیشرفت علم و دانش و تکنولوژی، ره به مقصد برده است؟
برای قضاوت بهتر باید گذشته را مورد تأمل قرار دهیم و آن را با وضع موجود مقایسه کنیم. امام علی علیه السلام می فرمایند: «مردم آن روز دارای مذهبهای گوناگون و بدعتهای مختلف و طوائف متفرق بودند. گروهی خداوند را به خلقش تشبیه می کردند و برخی در اسم او الحاد می ورزیدند و جمعی به غیر او اشاره می کردند».(801) در عصر جاهلیت، اگر چه روشنفکران عرب به پرستش ماه و ستارگان و برخی به عبادت جن، شیطان و فرشتگان روی آورده بودند، زرتشتیان به دوگانه پرستی و مسیحیان به تثلیث گرفتار شده بودند. ولی اکثر ساکنان عربستان بت پرست بودند. آنان هر چند اعتراف داشتند که آسمان و زمین، آفتاب و ماه و موجودات دیگر را خداوند بزرگ آفریده است:
«و لئن سألتهم من خلق السّماوات و الارض لیقولُنّ اللّه»(802) ولی در عبادت و پرستش دچار انحراف بوده و برای قرب به خداوند بزرگ، به بت پرستی می پرداختند و به صراحت می گفتند:
«ما نعبُدُهم الّا لیُقَرِّبونا الی اللّه زُلفی»(803) آنان دارای بت های عمومی بودند که در کنار کعبه چیده شده بود؛ بت های قبیله ای که مورد احترام یک طائفه بود و بت های خانگی که هر شب و روز میان خانواده پرستش می شد. به هنگام مسافرت نیز در هر منزلی فرود می آمدند، سنگهایی را نصب کرده و می پرستیدند. «لات» که مادر خدایان به شمار می رفت، معبدش نزدیک طائف قرار داشت و سنگ سفیدی بود که به صورت عام پرستش می شد. «منات» نیز خدای سرنوشت و پروردگارِ مرگ و اجل بود که معبدش بین مکه و مدینه بود.(804)
آنان در آیین مذهبی و نحوه و چگونگی پرستش نیز دچار کجروی شده بودند. برای فرود آمدن باران چوبهایی را به دم گام بسته و آنها را آتش می زدند تا گاو بر اثر سوختگی و اضطراب شبیه رعد و برق آسمان شود! آنها این عمل را در نزول باران مؤثر می دانستند اگر مرد بزرگی فوت می کرد، شتری را در کنار قبر او در میان گودالی حبس می کردند و آب و علف به او نمی دادند تا جان سپرد و متوفی روز رستاخیز بر آن سوار شود و پیاده محشور نگردد! به هنگام ورود به روستاها، برای رفع ترس از دیو یا بیماری وبا، ده بار صدای الاغ سر می دادند.(805)
افزون بر آنها قربانی نمودن گوسفندان برای بت ها، طواف به صورت برهنه، زدن سوت و کف در کنار کعبه به عنوان نماز:
«و ما کان صلاتُهم عند البیت الّا مُکاء و تصدیة»(806) و...
اَشکال انحرافی عبادت در عصر جاهلیت بود.
با کمال تأسف در دوران معاصر و جاهلیت مدرن نیز افزون بر پرستش الهه های زنده انسانی، حیوان پرستی، شیطان پرستی، بت پرستی (در جهان و به ویژه در کشور پهناور هندوستان همچنان رواج دارد)، نژاد پرستی، ثروت و علم پرستی، پرستش شهوت، شهرت و تکنولوژی و... آشکارا به چشم می خورد. همچنین هم اکنون در شکل و نحوه پرستش و آیین های مذهبی، انحرافات شگفت انگیزی رایج شده است.
اکنون بشریت در عصر توسعه ارتباطات و پیشرفت تکنولوژی های پیچیده صنعتی، دردِ دوری از خدا و فقدان ارتباط بندگی و بحران معنویت را بیش از هر زمان دیگر احساس و تجربه نموده، از مکاتب مادی و شعارهای به ظاهر انسانی، سرخورده شده و با عطشی وصف ناپذیر در جستجوی دین ناب الهی است و درمان دردهای خویش را از آن انتظار دارد. بدون تردید، تنها دینی می تواند کویر جان و روح تشنه بشریت و جهانیان را سیراب سازد که ملاک و الگوی خویش را وحی و سیره حسنه پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم قرار دهد؛ زیرا خداوند، آن حضرت را الگو معرفی نموده است.(807) امام صادق علیه السلام نیز می فرماید: «من نمی پسندم فردی از دنیا برود در حالی که سنتی از سنتهای پیامبر باقی مانده باشد که او، آن سنت را انجام نداده باشد».(808)
با کمال تأسف، اگر چه از دیرباز در بین مسلمانان توجه به قرآن و سیره معمول بوده است، ولی برگزیدن سیره به عنوان روش بندگی و شیوه انجام وظیفه و زندگی، با بهانه هایی مواجه بوده است. استاد مطهری در این باره چنین می گوید: «ما ظلمی نظیر ظلمی که در مورد قرآن کریم کرده ایم، در مورد سیره پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله و سلّم و ائمه اطهار علیهم السّلام کرده ایم. وقتی می گویند پیامبر چنین بود، می گوییم او که پیامبر بود! وقتی می گویند امام علی علیه السلام چنین بود، می گوییم او که علی بود! تو ما را با علی قیاس می کنی؟ با پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم قیاس می کنی؟ آنها که زآب و خاک دگر و شهر و دیار دگرند»
شهید مطهری آن گاه با بیان این نکته که پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم و ائمه علیهم السّلام نیز انسان هستند، می فرماید: «و لهذا می توانند مقتدا باشند. اگر این جور (بشر) نبودند، امام و پیشوا نبودند.(809) اگر چه نباید فراموش نمود که آنها از نظر کمال معنوی از فرشتگان نیز بالاتر و والاتر هستند».
در میان مسائل دینی، امور عبادی و معنوی، از جایگاه خاصی برخوردار بوده و تبعیت از سیره حضرت رسول در این عرصه ضروری تر است؛ از این رو آن حضرت خود فرموده اند:
«صلّوا کما رأیتُمونی اُصلّی»؛ «آن گونه که من نماز می گزارم، شما نماز بگزارید».(810)
«و خذوا عنّی مناسککُم»؛ «مناسک عبادی خویش را از من فرا گیرید».(811)
بدین سان برعالمان ربانی که پرچم هدایت مردم را به دوش گرفته اند، تبعیت از سیره حضرتش ضرورتی صد چندان دارد؛ زیرا از یک سو کسب معرفت یقینی و تربیت نفس جز با انجام عبادت و احیای یاد خدا در قلب میسور نیست(812) و از سوی دیگر، انجام صحیح وظایف اجتماعی در صورتی میسّر است که انسان وظیفه بندگی خود را به طور شایسته انجام دهد.(813) به دیگر سخن، برقراری ارتباط شایسته انسانی با خود و مردم، منوط به تنظیم رابطه مناسب با خداست.
بدین رو امام علی علیه السلام فرموده اند:
«من نصب نفسه للنّاس اماماً فلیبدأ بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره ولیکن تأدیبُه بسیرته قبل تأدیبه بلسانه و مُعلِّم نفسه و مؤدّبُها احقُّ بالاجلال من مُعلِّم النّاس و مؤدّبهم».
«هر کس خویشتن را پیشوای مردمان قرار می دهد، باید سازندگی را قبل از دیگران، از خود آغاز کند و پیش از آن که از راه زبان به تربیت دیگران بپردازد، باید سیره و برخوردش آنان را ادب نماید. آری آن که به تعلیم و تأدیب خویش می پردازد، از معلم و ادب کننده دیگران، به احترام و بزرگداشت سزاوارتر است».(814)
اینک به 14 مورد از امور کلی سیره عبادی و معنوی رسول اعظم صلی اللّه علیه و آله و سلم اشاره می شود.

1. بنده وار زیستن

پیامبران به ویژه رسول اعظم صلّی اللّه علیه وآله و سلّم با جلالت قدر، بنده وار می زیستند و بندگی در همه احوال و افعال و گفتار آنها مشهود بود.(815) در یکی از روزها زن بدزبانی از کنار رسول خدا عبود کرد. رسول خدا در حال خوردن بودند و در پایین مجلس نشسته بودند. آن زن گفت: ای محمّد! مانند بندگان غذا می خوری و چون آنان می نشینی! حضرت فرمود: آری، من بنده ام و چه کسی از من بنده تر است؟(816)
از این رو در راه انجام وظیفه بندگیِ خداوند، حتی حیوانات را فراموش نمی کرد. امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند:
«هنگامی که پیامبر مشغول وضو گرفتن بود، ناگهان گربه به خانه او پناه برد! پیامبر فهمیدند که گربه تشنه است، ظرف آب را به سوی گربه آوردند تا گربه از آن بنوشد. پس از آن، پیامبر از باقی مانده آب، وضو گرفتند».(817)
آن حضرت برای خود شأن و منزلت و حقوقی بیش از یک انسان معمولی قائل نبودند. نه تنها آن حضرت بلکه همه پیامبران الهی، همواره و به شیوه های مختلف، مردم را فقط به سوی خداوند دعوت می نمودند و ردای جلال و عظمت را، تنها لایق خداوند می دانستند. قرآن کریم یک قاعده کلّی در این زمینه بیان می کند:
«ما کان لبشر ان یوتیه اللّه الکتاب و الحُکم و النُّبُوّة ثمَّ یقول للنّاس کونوا عباداً لی من دون اللّه»؛
«هرگز انسانی که خداوند به او کتاب، حکمت و نبوت عنایت فرموده، حق ندارد به مردم بگوید بنده من باشید».(818)