ره توشه راهیان نور (ویژه ماه مبارک رمضان)

نویسنده : دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیّه قم

بررسی تطبیقی معنویت اسلام و مکاتب دیگر

جوهره معنویت اسلامی، عبودیت و بندگی خداست و تقرب به خدا زمینه را برای خدمت به همنوع و ایثار، فداکاری و نهراسیدن از مرگ، آماده می کند و مرگ اوّل لقا و خوشی یک مؤمن واقعی است. عرفان های درویشی، خانقاه بازی، صوفی گری، شارب گذاشتن، مو نزدن، ترک زناشوئی، گیاهخواری و... در معنویت اسلام نیست. معنویت اسلامی با معنویت هایی که فرصت طلبان، سوداگران عرصه فرهنگ از چین، هند، آمریکای لاتین و آفریقا وارد می کنند، فاصله بسیار دارد. معنویت ناب را باید از سرچشمه زلال قرآن و عترت گرفت و بر دشت دل های شیفتگان معنویت و عشق به جریان انداخت. آری باید از سرچشمه سیراب شد نه از کوزه شکسته ها. نوع خاصی از عرفان و معنویت در جامعه ما به شکل کتاب های تله پاتی، هیپنوتیزم، یوگا، طالع بینی، کف بینی، عرفان سرخ پوستی یا فرقه نیروانی، عرفان های هندویی و بودایی و به اصطلاح همان عرفان های تناسخی ترویج می شوند. بعضی از اینها به شدت ضد زندگی اند و حتی خودکشی های دسته جمعی را تشویق می کنند. بعضی هم فرقه های سیاسی هستند و تنها در آمریکا در دهه هشتاد تا امروز تعداد آنها از 300 تا 2000 فرقه رسیده است. اغلب این فرقه ها یا اصلاً دینی نیستند و اسم آئین خودشان را «فرادین» گذاشته اند یا تلفیقی از چند «پاره سنت» و جنبه هایی از اسلام، مسیحیت، آیین یهود، هندوئیسم، سیکیسم و بودیسم هستند. برخی از آنها فرقه های مافیایی هستند که برای بهره برداری سیاسی و جنسی و فروش کودکان و دختران و پسران تشکیل می شوند. اینها عرفان های آلوده و نامقدس هستند. اصولاً هدف معنویت دینی برای رسیدن انسان به خدا و اطاعت از دستورات الهی بوده است. عارف از آن نظر موحد است که تنها خدا را می خواهد.(417) اما امروزه معنویت در دوران معاصر، ابزاری برای شفابخشی، جادو، پول درآوردن و آرامش تبدیل شده است و حال که اینها را با بعضی داروها نیز می توان به دست آورد. مؤسسه «شالم» عرفان یهودی را ترویج می کند، این مؤسسه دارای تشکیلاتی وسیع است. بعضی از آنها مثل «اوش وسای بابا» هستند که اعضای خودشان را مثل فدائیان اسماعیلی تربیت می کنند و از خانواده هایشان جدا می کنند و به خانه های تیمی می برند و از آنها اطاعت مطلق و بی چون و چرا را می خواهند، حتی با آنها ارتباط جنسی نامشروع داشته یا آنها را به مواد افیونی معتاد می کنند تا کاملاً تابع آنها باشند. از برخی اعضا پول می گیرند یا از آنها می خواهند کل اموالشان را به رؤسای فرقه منتقل نمایند. اسناد و اعترافات و خاطرات حیرت آوری از کسانی که از آنها بریده و جدا شده اند منتشر شده است. در این جا فقط به بعضی از افکار نهایی این گروهها و فرقه ها اشاره می کنیم:
1. ترویج اندیشه های پلورالیستی (تکثرگرایی و همه حقّی)؛ 2. ترویج اندیشه فردگرایانه (درون گرایی)؛ 3. ترویج اندیشه های لیبرالیستی(418) (آزاد اندیشی مطلق)؛ 4. اندیشه های آنارشیستی(419) (تحولات افراطی و هرج و مرج طلبانه)؛ 5. ترویج اندیشه های فمنیستی(420) (زن سالاری)؛ 6. دعوت به پیش گوئی و جادوگری؛(421) 7. تعریف های غیر منطقی از عشق؛(422) 8. ترویج موسیقی و مستی و میخوارگی؛(423) 9. تقدیس و پرورش اندیشه خودکشی؛ 10. بی هویتی؛ 11. بیان مسائل غیر اخلاقی.(424)
در ادامه چند ویژگی عمده معنویت دینی را باید مورد توجه قرار داد: 1. در معنویت دینی، انسان ربانی می شود نه ربّ؛ بر خلاف معنویت های دیگر؛ 2. در عموم عرفان ها فنا مطرح است در حالی که در معنویت اسلامی چنین نیست و وحدت هم وحدت مرآتی است نه وحدت سرابی؛ 3. در معنویت اسلامی رابطه خدا با خلق رابطه تابشی است نه زایشی، بر خلاف عرفان های دیگر به ویژه مسیحی که در آن مسیح پسر خدا است، رابطه تولیدی و زایشی است و حال آن که قرآن فریاد می زند: «قل هو اللّه احد، اللّه الصّمد، لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفواً احد»؛ 4. راه کمال انسانی و لقاء اللّه عمل به شریعت و تکالیف الهی است، چون بنده خدا باید به تکالیف خود عمل نماید: «قل ان کنتم تُحبّون اللّه فاتّبعونی یُحببکم اللّه»(425)؛ بگو اگر خدا را دوست می دارید، از من پیروی کنید تا خدا (نیز) شما را دوست بدارد. و نتیجه عمل به شریعت هم تقویت ایمان است.

راه های وصول به معنویت دینی

کسب معنویت هم برای خود دستوراتی دارد و با رعایت آن دستورات است که گل های معنویت و اخلاق در بوستان جان می روید. همان گونه که می دانیم سه عنصر «معرفت»، «محبت»، «اطاعت و عبودیت» در وصول آدمیان به معنویت دینی نقش محوری و عمده ای را ایفا می کنند. تردیدی نیست که معرفت از عوامل مؤثر در رشد معنوی انسان و رسیدن به هدف نهایی؛ یعنی خدایی شدن و توحید است. بدون معرفت، شناخت صحیح از هستی و مبدأ و معاد و عالم و آدم دسترسی به توحید خالص و معنویت دینی غیر ممکن می نماید. این معرفت گرچه در قالب بحث های کلامی و فلسفی آن تا حدی کارساز است، امّا آنچه حرف اوّل و آخر را می زند، احیای فطرت الهی است، همان که قرآن مقدس می فرماید: «فطرت اللّه الّتی فطر النّاس علیها»؛(426) در واقع استدلال های فلسفی و کلامی تنها زمانی کارساز است که همراه با احیای فطرت آنان باشد و فطرت با محبت آمیزش دارد. در بیان برخی از بزرگان آمده است، راه محبت کوتاه ترین راه رسیدن به خداست. در این مختصر با نظر به اهمیت این سه مسأله (معرفت، محبت، اطاعت) قدری بیشتر به آنها می پردازیم:

الف. معرفت

ابن سینا در باب معرفت در «الاشارات و التنبیهات» می نویسد: «أجلّ مُبتهج بشیی ء هو الاوّل بذاته لانّه اشدُّ الاشیاء ادراکاً لاشدّ الاشیاء کمالاً»(427) «خداوند متعال به ذات خودش حبّ و ابتهاج بیشتری دارد و به عبارتی خودش را بیشتر از همه موجودات دوست دارد، چرا؟ چون شناخت بیشتری از کمالات و اوصاف خود دارد. یعنی ابن سینا ریشه محبت را در معرفت می داند. پس اولین نکته در پیمودن راه و سلوک معنوی، طریق «معرفت» است. با همه فروعات و شاخ و برگ های آن که عبارت است از معرفت نفس، معرفة اللّه، معرفت هستی و جهان و... که حقیقتاً کارگشا است.
«فکیف الطریق الی موافقة الحقِّ؟ فقال: مخالفة النّفس،
فقال: یا رسول اللّه فکیف الطریقُ الی وصل الحقِّ، قال: هجرة النفس،
فقال: یا رسول اللّه فکیف الطریقُ الی طاعة الحقِّ؟ قال: عصیانُ النّفس.
فقال: یا رسول اللّه فکیف الطریقُ الی ذکر الحقِّ؟ قال: نسیانُ النفس،
فقال: یا رسول اللّه فکیف الطریقُ الی قرب الحقِّ؟ قال: التباعُدُ من النفس
فقال: یا رسول اللّه فکیف الطریقُ الی اُنس الحقّ. قال: الوحشةُ من النفس،
فقال: یا رسول اللّه فکیف الطریقُ الی ذلک قال: الإستعانةُ بالحقِّ علی النفس».(428)
ای رسول خدا شیوه همراهی با حق چیست؟ فرمود: مخالفت با هوای نفس.
عرض کرد: ای رسول خدا شیوه رسیدن به حق چیست؟ فرمود: وانهادن نفس.
عرض کرد: راه طاعت حق تعالی چیست؟ فرمود: سرپیچی از هوای نفس.
عرض کرد: راه یاد حق چیست؟ فرمود: فراموشی نفس.
عرض کرد: راه تقرب و نزدیکی به حق چیست؟ فرمود: دوری از نفس.
عرض کرد: راه انس با حق تعالی چیست؟ فرمود: بیم از نفس.
عرض کرد: ای رسول خدا! راه دوری از نفس چیست؟ فرمود: یاری خواستن از حق تعالی برای جنگ با نفس.