ره توشه راهیان نور (ویژه ماه مبارک رمضان)

نویسنده : دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیّه قم

2. آموزه های مکتب

پیامبر اعظم صلی اللّه علیه و آله و سلم فرمود: تقدیر، نظام توحید است، هر که خدا را یگانه داند و به تقدیر ایمان داشته باشد. به دستگیره استواری چنگ زده است.(349) خدای متعال کارها را بر آن چه خود مقدر فرموده جاری می سازد، نه بر آن چه تو از آن خشنود می شوی.(350) تقدیرهای الهی برخلاف تقدیر و تدبیر مخلوق جاری می شود.(351) قضا و قدر الهی به اندازه خاص خودش جاری می شود، برخلاف اختیار و تدبیر که اندازه خاصی برای آن نیست و بستگی به تلاش انسان دارد.(352) وقتی خدا بخواهد قضا و قدر خویش را اجرا کند، عقل صاحب خردان را می گیرد و قضای خویش را درباره آنها جاری می سازد و وقتی فرمان وی انجام گرفت، عقولشان را باز پس می دهد و پشیمانی رخ می دهد.(353) امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود:«اعلموا علماً یقیناً» به علم یقین بدانید که خدای متعال برای بنده اش، هر قدر هم که حیلتش شدید و طلبش عظیم و کید و مکرش قوی باشد، بیش از آن چه که در ذکر حکیم «یعنی عالم الهی یا لوح محفوظ یا قرآن» معین کرده و مقدر فرموده قرار نداده؛ کما این که برای بنده اش در حال ناتوانی و بیچارگی از رسیدن او به آن چه که در ذکر حکیم برای او مقرر فرموده، مانعی قرار نداده است. هر کس عارف به این معنا گردد و بدان پایبند باشد، راحت ترین مردم و برخوردار از منفعت است و هر کس آن را نادیده انگارد یا در آن تردید کند، قطعاً گرفتارترین مردم و زیانکار است.(354) اعتماد بر قضا و قدر الهی اطمینان بخش تر است.(355) اعتماد به قضا و قدر، اندوه را از بین می برد.(356) تقدیر الهی بر کسی که دوری کند نیز غلبه خواهد نمود. هر چیز چاره ای دارد، جز قضا و قدر الهی.(357) وقتی که قدر الهی فرود آید، چشم کور می شود.(358) با نیرو و سلطه (زور بازو و گردن کلفتی)، تقدیرات الهی دفع نمی شود.(359) از رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم سوال شد: آیا دعا و تعویذی که با آن خود را معالجه می کنیم، تقدیر خدا را دفع می کند؟ حضرت فرمود: آن خود، تقدیر خداست.(360) دارو جزء تقدیر است و برای هر کس به اندازه که بخواهد، سودمند می افتد.(361)
از عوامل زوال مجد و بزرگی، پیش آمدهای الهی است.(362) در دگرگونی های ناشی از قضا و قدر عبرتی برای صاحبان عقل و خرد است.(363) خداوند برای هر چیز اندازه ای مقرر فرموده و برای هر اندازه ای مدتی قرار داده است که از آن تخلف نمی شود.(364) چگونه به قضا و قدر خداوند خشنود باشد کسی که یقین ندارد!(365) هر کس به قضا و قدر الهی یقین کند، از آن چه بر او فرود آید پروا ننماید؛ زیرا می داند حکمت و مصلحت الهی چنان اقتضاء کرده.(366) رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم فرمود:«قَدَریه» که می گویند خوبی و بدی به دست خود ماست، از شفاعت من نصیبی ندارند؛ نه من از آنها هستم و نه آنها از من.(367) دو گروه از اسلام بهره ای ندارند مُرجئِه و قَدَریه. عرض شد مرجئه کیانند؟ فرمود: کسانی که می گویند ایمان، همان گفتار منهای عمل است. عرض شد: قدریه کیستند؟ فرمود: کسانی که می گویند شر و بدی، تقدیر الهی نیست.(368) قدریه بی چاره اند؛ خواستند خدای عزّوجلّ را به عدل توصیف کنند امّا او را از قدرت و سلطنتش بیرون کردند.(369)
چون روز قیامت شود و خداوند خلایق را گرد آورد و از آن چه به آنها سفارش کرده و فرمان داده است بازخواستشان کند و از آن چه برایشان مقدر و حکم فرموده بود نپرسدشان.(370) «ما من قبض و لا بسط الّا و للّه فیه مشیّة و قضاء و ابتلاء»(371) هنگام بازگشت از صفین پیرمردی از امام علی علیه السلام پرسید: آیا رفتن به جنگ شامیان به قضا و قدر الهی بود؟ حضرت فرمود: سوگند به آن که دانه را شکافت و آدمیان را آفرید هیچ درّه ای را نپیمودیم و بر هیچ تپه ای بالا نرفتیم، جز با قضا و قدر. پیرمرد گفت: رنجی که در این راه بردم، به حساب خداست؟ فرمود: بلکه خدا در این راهی که رفتید، بر هر تپه ای که بالا آمدید و از هر شیبی که فرو رفتید، اجری بزرگ به شما عطا فرمود و شما در هیچ یک از کارهای خود، نه مجبور بودید و نه ناچار. پیرمرد عرض کرد: ای امیر مؤمنان! چگونه مجبور و ناچار نبودیم حال آن که قضا و قدر ما را پیش می برد؟ فرمود: وای بر تو! انگار تو قضا را امری لازم و قدر را موضوعی حتمی و گریزناپذیر می دانی (به طوری که انسان هیچ اختیاری نداشته باشد) اگر چنین بود، نوید و بیم و پاداش و کیفر معنا نداشت.(372)

3. چگونگی مواجهه با قضا و قدر

پیامبر اعظم صلی اللّه علیه و آله و سلم فرمود: خدای متعال می فرماید: هر کس که به قضای من خوشنود نیست و به تقدیر من ایمان ندارد، برود و خدای دیگری جز من بجوید.(373) هر چه بر خرد مرد افزوده شود، ایمانش به تقدیر قوی تر می گردد و به دگرگونی ها اهمیتی نمی دهد.(374) قضا جز به دعا دفع نشود و چیزی جز نیکوکاری، عمر را افزون نکند.(375) خدای متعال می فرماید: هر که به قضای من رضا ندهد و بر بلای من صبر نکند، خدائی جز من بجوید.(376)
دعا قضا را برمی گرداند، هر چند که محکم شده باشد،(377) سخت ترین مردم از نظر عذاب در روز قیامت کسی است که از قضا و تقدیر الهی خشمناک باشد.(378) بدترین کارها راضی نبودن و خشمناک بودن از قضای الهی است.(379) وقتی که تقدیر حق تعالی فرود آید، دوری کردن و چاره اندیشی فائده ای ندارد.(380) تقدیر، بر حسابگری انسان آن گونه چیره است که تدبیر، مایه آفت و گزند و آسیب می شود.(381) کارها رام مقدراتند؛ چندان که تدبیر کنی به مرگ می انجامد.(382) هر کسی که به حسن انتخاب خدا برای خود تکیه کند، جز حالتی را که خدا برایش گزینش کرده است، حال دیگری برای خویش آرزو نکند.(383) هر کس کار خود را به خدا واگذارد خداوند کار او را به سامان آورد.(384) امام باقر علیه السلام در سفارش به جابر بن یزید جعفی فرمود: با تفویض درست، به آسایش دست پیدا کن.(385) کسی که کار خود را به خدا واگذارد در آسایش جاودان و در زندگی همیشه خوش است و واگذارنده حقیقی کسی است که از هر همّت و خواسته ای جز خدا دست شوید؛ همچون این سخن منظوم امیر مؤمنان علیه السلام:
رضیت بما قسم اللّه لی - و فوّضت امری الی خالقی
لقد احسن اللّه فیما مضی - کذلک یحسن فیما بقی(386)
کسی که کارش را به خدا واگذارد، شبش را با سلامت از هر گزند و آفتی به روز رساند و روزش را با دینی سالم به شب آورد. پیامبر اعظم صلی اللّه علیه و آله و سلم فرمود: اگر شما چنان که شایسته توکل کردن است به خدا توکل داشتید، روزی شما را نیز چون روزی مرغان می رساند که به صبح گرسنه اند و به شب سیر.(387) هر که دوست دارد از همه مردم نیرومندتر باشد، باید به خدا توکل کند.(388) خدای عزّوجلّ فرمود: هیچ اهل قریه ای یا بادیه نشینی نیست که مرتکب معصیت من، که خوش ندارم شده باشند و سپس به طاعت من که دوست دارم روی آورند؛ مگر این که من نیز از عذاب خود برای آنان که ناخوش دارند، به رحمت خویش که دوست می دارند؛ روی آورم.(389) هر گونه که باشید همان گونه بر شما حکومت می شود.(390) امام علی علیه السلام در وصف اصحاب رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم فرمود: وقتی که خداوند صداقت و شکیبایی ما را دید، برای دشمنان خواری و برای ما مدد و پیروزی فرستاد.(391) و بعد از فرو نشاندن غائله خوارج (جنگ نهروان؛ مارقین) به یاران خود فرمود: راستی که خداوند در حق شما احسان کرد و نیک یاریتان رساند. پس هم اینک بی درنگ به سوی دشمن خود (شامیان) رهسپار شوید. (آنها بهانه آورده) گفتند: یا امیرالمؤمنین! شمشیرها گشته و تیرهایمان به پایان رسیده و سر نیزه هایمان کند شده است. بنابراین اجازه فرمائید (برگردیم) و خود را کاملاً آماده کنیم.(392) حضرت فرمود: بدانید که پس از من، شما همواره گرفتار و مبتلا خواهید بود تا جایی که دوستدار و پیرو من، در میان مردم زمانه خویش، خوارتر از کنیززاده خواهد بود. عرض کردند: به چه علت؟ فرمود: به علّت اعمال خودتان. به علّت این که در دین به پستی تن می دهید. اگر هر یک از شما، وقتی بیدادگری پیشوایان ستم، آشکار شود، جانش را به پروردگار بفروشد و حق خود را از جهاد بگیرد، هر آینه دین خدا بر پا شود.(393) خدا دعای سه کس را نمی پذیرد: مردی که در خانه ویران جای گیرد و مردی که کناره راه اقامت گزیند و مردی که حیوان خود را رها کند و سپس دعا کند که خدا آن را نگهدارد.(394) امام عسگری علیه السلام فرمود: اگر قضای الهی در کمین است، دیگر ضعف و زبونی برای چیست؟(395)

نکات پایانی

کسی که مواجه با امر نامطلوبی می شود، همزمان با وارسی اعمال خود و تصحیح اشتباهات احتمالی، صورتهایی را برای آن باید در نظر بگیرد: اگر از عواقب گناه اوست، از گناه استغفار کند و اگر از مقدرات است و خودش دخالتی در آن نداشته، دعا کند تا شاید مقدرات عوض شود و اگر قضای الهی بر آن رانده شده و گریزی از آن نباشد، بر آن صبر پیشه کند و منتظر دو چیز باشد: اوّل، اجر الهی؛ دوّم، کشف معما و این که چرا خدای مهربان چنین تقدیری را برای او رقم زده است؟ و باید بداند که در هر حال خدای متعال جز خیر برای مؤمن نمی خواهد.