ره توشه راهیان نور (ویژه ماه مبارک رمضان)

نویسنده : دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیّه قم

ج. هنگام ظاهر شدن علائم عقوبت

در این قسمت چند نکته باید مورد توجّه قرار گیرد:
- بی شک هر عمل ناصالح و معصیتی عقوبت و پیامدی دارد؛ منتهی عقوبت و تصفیه حساب بعضی از گناهان به آخرت و عالم پس از مرگ موکول شده و در مورد بعضی دیگر در همین دنیا بروز می کند.
- کسی که عقوبت الهی دامنگیرش شود، آبرویش نزد شاهدان عمل (خدا و رسول و ائمه و طاهرین و فرشتگان و شهدا و اولیاء خدا) به مخاطره می افتد.
- عقوبت های الهی، معمولاً برای ظالمان و کافران به تدریج بوده و آن قدر بطئی است که شاید در کوتاه مدت، قابل مشاهده و تشخیص نباشد. البته خود این از مکرهای الهی در حق ظالمان است (سنت املا و استدراج). ولی عقوبت مؤمنان سریع است و خیلی زود دامن مؤمن گناهکار را می گیرد و حکمتش این است که مؤمن زود به خود بیاید و برگردد و توبه کند و جبران نماید. امیرالمؤمنین علیه السلام هنگام گذر از خرابه مداین فرمود: راستی که این مردم حرام ها را حلال کردند و بدین سبب مجازات دامنگیرشان شد. پس حرام ها را حلال مشمارید که مجازات ها بر شما نیز فرود می آید.(339)
حکایت
مؤمنی از یکی از اولیاء خدا پرسید: چرا همین که نزدیک گناه می شوم، گرفتاری برایم درست می شود، ولی در مورد کسانی که بسیار گناه می کنند، این گونه نیست؟ گفت: چون خدا تو را دوست دارد، تو را عقوبت می کند و به زمین می زند تا منصرف شوی. ولی چون او را دوست ندارد، با هر گناهی، او را از نردبان، پله ای بالاتر هم می برد. بعد وقتی که به آخرین پله رسید نردبان را می کشد و او را به زمین می زند و مسلماً در این صورت خسرانش بیشتر است! فراموش نکن که حیله بر خداوند کارساز نیست؛ هر که بخواهد با خدا مکر کند، خداوند مکر بزرگ تر با او کند.
کسی که می خواهد از یک زندگی معنوی برخوردار باشد، باید مدام به وقایع مرتبط با خودش نظر کند و آنها را رصد نموده و مراقب باشد تا ببیند آن چه که روی می دهد برای او نعمت است یا نقمت؟ امّا اگر نعمت است، باید شاکر باشد و اگر نقمت است، باید در کارهای خودش تأمل کند تا بفهمد کجای کار غلط است و کجای راه را اشتباه رفته که خداوند با این عقوبت، می خواهد به او بفهماند که برگردد و اصلاح کند؛ درست مثل هر دستگاه سالمی که به محض وارد شدن میکروب، دچار بیماری می شود یا علائم دیگری از خود بروز می دهد. برخلاف دستگاه های معیوب و بدن ناسالم که از این سیستم ایمنی محروم هستند، تا آن جا که ممکن است دستگاه از کار بیفتد، ولی هیچ زنگ خطر یا علامت هشداری تا لحظه آخر ندهد.
همراه با اصلاح اشتباه، انجام اعمال نیک بدون درنگ و اشتباه و نیز دادن صدقه در این موارد، برای دفع عقوبت، مفید خواهد بود؛ همان طور که در دفع بلا مؤثر است. امّا اگر دچار اشتباه و خطایی نشده، بداند که در معرض امتحان یا قضا و قدر قرار گرفته و در هر حال باید صابر باشد و با تبعیت از احکام عقل و شرع، با سرپنجه تدبیر، درصدد گشودن راه برآید و در هر حال راضی به رضای خدا باشد.

مهارت سوم: کنار آمدن با قضا و قدر

بی شک انسان موجودی مختار است؛ چون خدا خواسته که انسان مختار باشد و در قرآن کریم از زبان پیامبر اعظم صلی اللّه علیه و آله و سلم و اهل بیتش علیهم السّلام هم ما را از مختار بودن باخبر فرموده است. اگر انسان مختار نبوده، بی شک فرستادن رسولان و کتاب های آسمانی و دعوت او به سوی خوبی ها هم، بی معنا بود. امّا سخن در این است که انسان تا چه اندازه مختار است و چه مقدار می تواند از جهان پیرامون خود استفاده کند؟ آیا همه چیز در اختیار انسان است؟ یا آن که مقدراتی هم از جانب خدای عالم رقم می خورد که در سرنوشت انسان تأثیر گذار است؟ آیا قوانین حاکم بر طبیعت فقط همین هاست که ما می شناسیم؟ یا این که قوانین فوق و برتری هم که شناخته شده نیست، در شرائط خاص، اوضاع را تغییر می دهد؟ اگر همه چیز در اختیار ما نیست، نسبت به آن مقدار از امور که در دست ما نیست یا دور از تدبیر ماست، چگونه نگرانی و اضطراب را از خودمان دور کنیم؟ اگر همه امور بر وفق مراد ما نگشت، چه کنیم؟ پاسخ به این پرسش ها منوط به فهم چند قانون از قوانین محکم الهی است: قانون قضا، قانون قدر و اصل توکل و اصل تفویض (واگذاری کارها به خدای بزرگ).
رو به رو شدن با قضا و قدر، همچون گشودن بسته هایی است که از سوی محبوبی برای ما فرستاده شده و نمی دانیم در درون آنها چیست، ولی می دانیم آن چه ربّ العالمین برای ما فرستاده در نهایت چیزی جز خیر و خوبی نیست. با این دیدگاه، مواجه شدن با قضا و قدر الهی نه تنها ترسناک و اضطراب آور نیست بلکه مهیج و خوشایند هم هست و اصلاً زیبایی یک زندگی معنوی در روبه رو شدن با همین مجهولات و پیمودن مسیر تا روشن شدن چند و چون قضایاست. در واقع تن دادن به قضا و قدر، پیمودن راه های ناشناخته تحت سرپرستی خدای متعال است. امام هادی علیه السلام می فرماید: مقدرات چیزهایی را که به ذهنت خطور نمی کند، نشانت می دهد.(340)
قبل از تفصیل بیشتر در کلام، روایتی از پیامبر اعظم صلی اللّه علیه و آله و سلم که مبنای مهارت سوم را تشکیل می دهد، ذکر می کنیم: پنج چیز از لوازم ایمان است و هر کس یکی از آنها را نداشته باشد ایمان ندارد. تسلیم فرمان خدا و رضا به قضایش و تفویض کارها به او و توکل به خدا و صبر هنگام صدمه نخستین.(341)

1. واژه شناسی