ره توشه راهیان نور (ویژه ماه مبارک رمضان)

نویسنده : دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیّه قم

4. مواجهه درست با نعمت، ابتلا و عقوبت

در مکتب پیامبر اعظم صلی اللّه علیه و آله و سلم و اهل بیت علیهم السّلام به انسان یاد می دهند که در برابر نعمت شاکر باشد و در ابتلائات، صبر پیشه کند و از جزع و فزع بپرهیزد و پیش از مواجهه با عقوبات و یا به محض ظاهر شدن نشانه های عقوبت الهی، از راه خطا و معصیت بازگردد.

الف. نحوه شکرگزاری در برابر نعمت ها

یکی از نکات مهم درباره نعمت ها، نحوه شکرگزاری از آنهاست. اساساً شکرگزاری، کلید افزایش نعمت هاست، تا آن جا که قرآن کریم می فرماید: «لئن شکرتهم لازیدنّکم».(332) شکر گزاری مراتبی دارد:
- شکر زبانی: مثلاً گفتن «شکراً للّه و حمداً للّه» در سجده که به آن سجده شکر می گویند. عجبا که عدّه ای به خطا گمان می کنند، همواره باید در زبان ناسپاس باشند و مدام گلایه کنند تا نعمت زیاد شود و به قول خودشان بخت به آنها روی بیاورد. آنها در واقع معتقدند شکر گزاری زبانی باعث بدبختی می شود. این عقیده، عقیده باطل دیگری را به ذهن متبادر می کند که می پندارد: همیشه باید نگران بود؛ چرا که اگر نگران نباشی اتفاق بدی برای تو خواهد افتاد؛ در حالی که در مکتب اهل بیت علیهم السّلام به آرامش و طمأنینه و اعتماد به خدا فراخوانده شده ایم.
- شکر قلبی: کسی که برخوردار از نعمت شده باید در دل، از آن چه که خدا به او داده راضی و شادمان و سپاسگزار باشد.
- شکر عملی: مراد از شکر عملی، استفاده درست از نعمت هاست. باید از نعمت ها در همان راه و جهتی که خدای متعال مقرر فرموده استفاده شود. بعضی ها به جای آن که در مقابل نعمت ها شکر عملی بگزارند، دو کار دیگر انجام می دهند که یکی از دیگری بدتر است: از نعمت ها در جهت سخط الهی استفاده می کنند و خدا را از خود ناخشنود می کنند؛ نعمت ها را مهمل می گذارند. و نه خود از آن استفاده شایسته می برند و نه اجازه می دهند دیگران از آن بهره مند شوند.
حکایت
نقل شده است دو تن از شیوخ قبائل خدمت امیرالمؤمنین علیه السلام رسیدند تا بازگشت و پیروزی آن حضرت را به وی شادباش گویند. امام علیه السلام خواست به آن دو احترام بگذارد. از این رو برای آنها دو بالش قرار داد. یکی از آن دو بر روی بالش نشست ولی شخص دیگر از نشستن بر روی بالش امتناع ورزید و همانند علی علیه السّلام روی حصیر نشست. حضرت رو به آن شخص کرد و به شوخی با وی گفت: بر روی بالش بنشین که جز چهارپایان (که درکی از آداب و روابط محترمانه ندارند) از احترام خودداری نمی کند! حاضران همه از این شوخی خندیدند و مرد بر بالش نشست.(333)

ب. هنگام ابتلائات

حضرت ایوب علیه السلام وقتی که مورد ابتلا قرار گرفت، به گواهی قرآن خطاب به خدایش گفت: «انّی مسّنی الضُّرّ و انت ارحم الرّاحمین»(334) او در این دعا دو جهت را مراعات نمود: اوّل این که نگفت خدایا تو مرا به بلا انداختی، بلکه گفت: «مرا بیماری و رنج سختی رسیده است». دوم این که نگفت بر من رحم نما! بلکه خود را در معرض رحمتش قرار داده و گفت: «تو از همه مهربانان عالم برتری» تا مقام صبر را حفظ کند.(335) معاذ، صحابی رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم پسری داشت که پیش از او از دنیا رفت. پیامبر اعظم صلی اللّه علیه و آله و سلم نامه ای را به او نوشت: «از محمّد رسول اللّه به معاذ بن جبل، سلام بر تو! خدایی را ستایش می کنم که جز او خدایی نیست. امّا بعد. خبر بی تابی تو در مصیبت فرزندت که قضای الهی بر وی جاری شد به من رسید. جز این نبود که فرزند تو از موهبت های الهی بود که به امانت به دست تو سپرده بود. خداوند زمانی تو را به او خشنود فرمود و به وقت معلوم از تو گرفت. همه از خدائیم و به سوی او بازمی گردیم. مبادا بی تابی تو پاداشت را تباه کند... بدان که بی تابی، مرده را بر نمی گرداند و قَدَر را دفع نمی کند. شکیبا باش و...»
روزی امیرالمؤمنین علیه السلام به مسجد می رفت. مردی را بر در مسجد دید که غمگین و سر در گریبان نشسته است. فرمود: تو را چه می شود؟ عرض کرد: یا امیرالمؤمنین! پدر و مادر و برادرم مرده اند و می ترسم دق مرگ شوم. فرمود: بر تو باد به تقوی و صبر.(336) آزاده در هر حال آزاد است؛ اگر گرفتاری برایش رخ دهد در برابر آن صبر کند و اگر مصائب بر او هجوم آورند او نشکند؛ گرچه مقهور بلا باشد. دل به صبر دهید تا اجر برید.(337) صبر سَرِ ایمان است.(338)