ره توشه راهیان نور (ویژه ماه مبارک رمضان)

نویسنده : دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیّه قم

مهارت دوم: درس هایی برای درست دیدن

هر روز وقایع جدید کوچک یا بزرگی در زندگی ما رخ می دهد که بعضی از آنها برای ما خوشایند و برخی دیگر ناخوشایند است. همه اتفاقات خوشایند را می توانیم نعمت الهی بنامیم. در واقع نعمت ها، طیف وسیعی را شامل می شوند؛ از امکانات بالفعل تا امکانات و سرمایه های بالقوه ای که در اختیار ماست. حتّی موقعیت های ویژه ای که برای بهره مندی های خاص به دست می آوریم، می تواند یک نعمت الهی باشد. در برابر نعمت، نقمت قرار داد. هر کدام از نعمت ها و نقمت ها چند منشأ می تواند داشته باشد که با نظر به این مناشی ممکن است آن چه که به ظاهر نعمت بود در باطن نقمت باشد و بالعکس، یعنی آن چه که به ظاهر نقمت بود، در واقع نعمت خدا باشد. پس تشخیص نعمت و نقمت باطنی و تعیین رفتار مناسب در قبال هر کدام، یکی از مهارت های معنوی مهم شمرده می شود. نظری بر سنت های الهی همچون امتحان و ابتلای مؤمن و عقوبت گناهکار و املا و استدراج اهل معصیت، از یک سو و صبر و جبران از سوی دیگر راه گشای کسب این مهارت خواهد بود انشاء اللّه.

1. آموزه های مکتب درباره ابتلا و امتحان الهی

خداوند خواسته است شما را بیازماید که کدام یک از شما نیکوترین عمل را انجام می دهد. پس به اعمال نیکو مبادرت کنید.(287) خدای سبحان دنیا را برای آخرت قرار داده و مردم را در دنیا به آزمایش گذاشته تا روشن شود، کدام یک نیکوکارتر است.(288) برای مردم، گریزی از این نیست که خالص شوند و امتحان گردند و تمیز یابند و غربال شوند.(289) پیامبر اعظم صلی اللّه علیه و آله و سلم فرمود: در هر قضای خدای عزّ و جلّ، برای مؤمن خیری است.(290) روزی رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم چنان خندید که دندان های عقلش نمودار شد. سپس فرمود: آیا از من نمی پرسید که از چه می خندم؟ عرض کردند: چرا ای رسول خدا؟ فرمود: از انسان مسلمان در شگفتم که هر چه خدای عزّوجلّ برای او حکم و مقدر کند، برای او خوب است.(291) شگفتا از مؤمن که هر قضایی خداوند بر او بداند برایش خیر است؛ چه خوشایند او باشد یا نباشد. اگر مبتلایش کند، کفاره او باشد و اگر به وی عطا کند و گرامیش دارد به او بخشش کرده است.(292) خداوند بنده مؤمنش را به مرض مبتلا می کند تا همه گناهان او را بریزد.(293) خدا برای هر که نکویی خواهد، مبتلایش کند.(294) هیچ کس در دنیا به بلیه ای مبتلا نشود. مگر در قبال گناهی که کرده و خدا کریم تر و بزرگ تر از آن است که روز قیامت او را از آن گناه بازخواست کند.(295) از جمله سخنان نجوا گونه خداوند با موسی بن عمران علیه السلام این بود: ای موسی! هیچ مخلوقی نیافریدم که نزد من محبوب تر از بنده مؤمنم باشد. او را به بلا گرفتار می سازم، زیرا که این برایش بهتر است و من بهتر می دانم چه چیز بنده ام را می سازد. پس باید بر بلای من شکیبا باشد و نعمت هایم را سپاس گزارد و به قضای من خشنود باشد تا او را از صدیقان بارگاه خود بنویسم.(296)
مؤمن همواره در معرض خیر و خوبی است. اگر بند بندش از هم جدا شود، برایش خیر است و اگر بر شرق و غرب عالم حکومت کند، باز برایش خیر است.(297) بنی اسرائیل نزد حضرت موسی علیه السلام آمدند و از او خواهش کردند تا از خدای عزّوجلّ بخواهد که هر گاه باران خواستند، نازل شود و هر گاه اراده کردند، باران بند بیاید؛ موسی علیه السلام از خدای عزّوجلّ چنین خواست. خداوند نیز خواسته موسی علیه السلام را اجابت کرد. بنی اسرائیل زمین را کِشتند و جایی را خالی نگذاشتند. سپس هرگاه که خواستند باران بارید و هر گاه که خواستند بند آمد. پس زراعت هایشان چون کوهها و تپه ها گشت. وقتی زراعت خویش را درویدند و خرمنها را کوبیدند، دانه ای نیافتند. پس به نزد موسی علیه السلام شکایت بردند و گفتند: ما از تو خواستیم که از خداوند بخواهی تا آسمان بنا به خواست ما ببارد و خدا هم پذیرفت، ولی آن را به زیان ما تبدیل کرد! موسی علیه السلام به خداوند عرض کرد: آنها از من خواستند که از تو بخواهم هر گاه که خواستند، آسمان ببارد و هرگاه خواستند، از باریدن باز ایستد و تو خواست ایشان را پذیرفتی و آن گاه بارش آسمان را به زیان آنها تبدیل کردی! خداوند فرمود: ای موسی! مقدر کننده بنی اسرائیل من بودم، امّا آنها به تقدیر من رضایت ندادند و این را به خواست خودشان واگذاشتم و آن شد که دیدی.(298) خداوند به حضرت موسی علیه السلام فرمود: آیا بنده مؤمن من از این که دنیا را به رویش بگشایم و این کار مایه دوری او از من شود، شادمان می گردد؟ یا از این که دنیا را از او بگیرم و در عوض به من نزدیک شود، بی تابی می کند؟(299) امیرالمؤمنین علیه السّلام می فرماید: «المالُ عاریة»؛(300) ثروت امانت است. چه نزدیک است تنگدستی به نعمت.(301) پاداش بزرگ فقط با ابتلا به امتحان بزرگ حاصل می شود و خدا قومی را دوست ندارد، مگر آن که سنت ابتلا را درباره آنان جاری می فرماید.(302) روزگار مؤمن این گونه است که چهل شب بر او نمی گذرد مگر این که چیز ناراحت کننده ای برایش پیش می آید که او را به یاد خدا اندازد.(303) همانا خداوند هرگاه بنده ای را دوست بدارد، او را در بلا و گرفتاری می پیچاند و ما را و تو را ای سُدیر (یکی از یاران خاص امام) تا در حال امتحان شب و روز بگذرانیم.(304) «انّما یُبتلی المؤمن فی الدّنیا علی قدر دینه»(305) برای بنده در پیشگاه خداوند منزلتی نیست مگر آن که به واسطه یکی از این دو امر حاصل شده باشد: یا به رفتن مالش یا به بلایی در بدنش.(306) مؤمن همچون که ترازوست؛ هر چه بر ایمانش افزوده گردد بلایش زیادتر می شود.(307) فقیر خوشنود، از دامهای شیطان نجات یافته است(308) از گریزاندن نعمت ها دوری نمائید؛ چون این طور نیست که هر گریخته ای بازگردد.(309) برای خدای سبحان بندگانی است که آنها را به نعمت ها مخصوص گردانیده. آن نعمت ها را مادامی در دست آنها می گذارد که بخشش کنند. پس هرگاه از آن روی برگردانند، نعمت ها از ایشان گرفته می شود و به سوی غیر ایشان تحویل می دهد.(310) خدا هرگز جباران را در هم نشکست، مگر پس از مهلت های لازم و نعمت های فراوان و هرگز استخوان شکسته ملتی را بازسازی نفرمود، مگر پس از آزمایشها و تحمل مشکلات.(311) بالاترین مردم از حیث تحمّل بلا پیغمبرانند و بعد جانشینان آنها و بعد هر که نیکوتر است. مؤمن به اندازه کارهای نیکویش، مبتلا می شود. کسی که دینش نیکو و کردار او درست باشد، بلا و امتحان او سخت گردد؛(312) پیامبر اعظم صلی اللّه علیه و آله و سلم فرمود: خداوند عزّوجلّ فرمود: برخی از بنده های مؤمنم این گونه اند که امر دینشان جز به توانگری و وسعت در زندگی و تندرستی درست نمی شود. من هم آنها را به همان توانگری و وسعت در زندگی می آزمایم. برخی از بنده های مؤمنم، که امر دینشان جز با ناداری و مستمندی و بیماری درست نمی شود. پس من هم آنها را به نداری و مستمندی و بیماری می آزمایم. من داناترم بدانچه دین بندگان من بدان کامل می شود.(313) کسی از شما نگوید: خدایا! از بلا به تو پناه می برم، زیرا کسی نیست که مبتلا نباشد؛ لکن آن که می خواهد به خدا پناه برد، از آزمایش های گمراه کننده، پناه ببرد. همانا خدای سبحان می فرماید: بدانید که اموال و فرزندان شما فتنه و آزمایش برای شمایند. معنای این آیه آن است که خدا انسان ها را با اموال و فرزندانشان می آزماید تا آن ناخرسند از خرسند شناخته شود؛ چه بعضی مردم فرزند پسر را بیش از فرزند دختر می پسندند و بعضی دیگر فراوانی مال را دوست دارند و از کاهش سرمایه نگرانند.(314)

2. آموزه های مکتب درباره عقوبت

«و لا یحسبنّ الّذین کفروا أنّما نُملی لهم خیر لانفسهم انّما نُملی لهم لیزدادوا اثماً ولهم عذاب مُهین»(315)، «نستدرجهم من حیث لا یعلمون»(316) چه بسیار کسانی که به وسیله نعمت و احسان به تدریج به سوی هلاکت روند.(317) استدراج آن است که از بنده گناهی سر زند، ولی برای او نعمتی تازه فراهم آید، او از استغفار باز ماند.(318) رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم به علی علیه السلام فرمودند: ای علی! همانا این مردم به زودی با اموالشان دچار فتنه و آزمایش می شوند و در دینداری بر خدا منت می گذارند؛ با این حال انتظار رحمت از او دارند (در حالی که باید منتظر عقوبت باشند).(319) مال بسیار، دلها را فاسد نموده و منشأ گناهان خواهد شد.(320) پیامبر اعظم صلی اللّه علیه و آله و سلم می فرمایند: شیطان دام ها و حیله های مختلفی دارد. از جمله حیله های شیطان آن است که بندگان از نعمت های خدا مغرور شوند و به بخشش های او تفاخر کنند و به بندگان خدا تکبر ورزند.(321) چگونه شبیخون انتقام های خدا تو را بیدار نمی سازد؛ حال آن که در حقیقت به سبب نافرمانی های او در ورطه قهرش افتاده ای!(322)