ره توشه راهیان نور (ویژه ماه مبارک رمضان)

دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیّه قم‏

ز. عُجب و خودپسندی:

بعضی ها عمل نیک را هر چند اندک باشد، بسیار می شمارند و در درون خود را به خاطر کارهای نیکی که انجام داده اند می ستایند. جالب است که عده ای از این افراد عمل نیک فراوان دیگران را ناچیز تلقی می کنند. مثال: انسان مرفّهی که سرمایه فراوان دارد به خاطر سیر کردن شکم یک فقیر، خودش را مستحق همه گونه نظر حق تعالی و استجابت دعا می داند. در حالی که عملش با توجّه به مُکنت و امکانات عادی که خدا به او داده جز به مقدار بال مگس به حساب نمی آید.

ح. غفلت جزیی:

اگر غفلت فراگیر و کلّی باشد. اساساً اختیاری بودن عمل منتفی می شود، ولی گاهی گرچه غفلت به نحو کلی نیست و آن مقدار از توجّه که موجب اختیاری بودن عمل است وجود دارد، ولی درصد حضور اندک است و نوعی آمیختگی بین غفلت و توجّه به چشم می خورد. شاید اغلب کارهای نیک ما خصوصاً عبادات ما که قصد قربة الی اللّه در آنها شرط است، دارای همین ویژگی (آمیختگی غفلت و توجّه و ضعف میزان حضور) باشد. مثل این که شخص با قصد قربة الی اللّه وضو می سازد و به نماز می ایستد و به فرض در هر جای نماز اگر از او بپرسی چه می کنی؛ به تو پاسخ دهد نماز می خوانم و اگر دوباره از او بپرسی به چه قصدی نماز می خوانی؟ پاسخ دهد برای رضای خدا و همین مقدار توجّه برای صحت نماز کافی است. امّا همین شخص چه بسا در موقع انجام تک تک اجزاء نماز توجّه ندارد که در حضور حضرت حق به نماز ایستاده و با فرمانروای عالم سخن می گوید. در حقیقت او از بعضی از مراتب نیت غافل است. همچون حاجی ای که به خاطر دستور خدا به زیارت کعبه رفته و همین مقدار نیت موجب صحت حج اوست، ولی توجّه ندارد که باید در آن جا به دنبال صاحب خانه باشد نه صرفاً طواف خانه، مشکلش این است که خود را کنار صاحب خانه حاضر نمی بیند.
کعبه یک سنگ نشانی است که ره گم نشود - حاجی، احرام دگر بند ببین یار کجاست
توجه: کسی که فرزندان خود را به نماز دعوت می کند، با آن که آنها را به ارزشمندترین اعمال فرا می خواند، ولی دعوتش زمانی ارزش دارد که با نیت الهی باشد، وگرنه یک عمل ارزشی محسوب نمی شود و مأجور نیست و چه بسا مؤثر هم نیفتد. لذا بعضی از کارشناسان در توصیه های تربیتی برای آموزش نماز به فرزندان خود یا متربیان دیگر، این موارد را یادآور شده اند:
1. برای دعوت کودکان و نوجوانان به نماز در درجه اول به نیت خود توجّه کنیم. ببینیم که آیا ما فرزند یا دانش آموز خود را برای رضای خدا به نماز فرا می خوانیم یا به خاطر چیزهایی دیگر؟ اگر در دعوت خود بیشتر نگران آبروی خود هستیم و فکر می کنیم اگر فرزندانمان نماز نخوانند، دیگران در مورد ما چه ها خواهند گفت و اگر در دعوت خود، خودمان مطرح هستیم و احساس می کنیم اگر فرزند یا دانش آموز ما نماز نخواند، نشانه بی عرضگی ما یا نشانگر بی حرمتی به خواست ماست و «اگر»های دیگر، در چنین شرایطی باید بدانیم که نمی توانیم دعوت کننده خوبی برای نماز باشیم. از یک سو عمل ما متعلق به سطح متعالی از انگیزه ها نیست و نمی تواند قربة الی اللّه باشد و از سوی دیگر این احساس به متربی دست می دهد که ما او را به خاطر خودمان دعوت به نماز می کنیم نه برای رضای خدا یا به خاطر نفس نماز، یا حتّی به خاطر خود فرزند.
2. در دعوت آنان به نماز ضمن این که از تشویق های مادی و اجتماعی از قبیل خریدن هدیه و تشویق های کلامی استفاده می کنیم، باید پیوسته به گونه ای عمل کنیم که او را در سطوح پائین انگیزشی نگه نداریم. باید او را متوجّه خدا کنیم و بگوئیم که او نماز را باید به گونه ای بجا بیاورد که خدا آن را بپذیرد.
3. توصیه های دینی، از آن جمله توصیه به نماز را به گونه ای به فرزندانمان ارائه کنیم که نشان دهیم همیشه در محضر خالق عالمیم. به همین جهت از تندگویی، پرخاشگری، عصبیت و بی ادبی پرهیز کنیم. انسان وقتی در محضر بزرگی حاضر است، اگر حتّی از خود آن بزرگ ناراحت شود، سعی می کند ناراحتی خود را پنهان کند و موجب بی حرمتی نشود.(276) مرحوم نراقی در جامع السعادات می نویسد: یکی از بزرگان که در انجام دستورهای استحبابی توفیق یافته بود، مدت سی سال تمام در نماز جماعت شرکت می کرد. در طول این مدت همیشه منظم و مرتب در صف اول نماز جماعت می ایستاد. از قضا روزی دچار گرفتاری شده نتوانست مانند همیشه در صف اول نماز جماعت شرکت کند، به ناچار در صف های دیگر ایستاد و به خواندن نماز پرداخت. مثل این که می خواست علت دیر آمدن را برای آنان بیان کند. موقع شب علت شرمندگی خود از مردم را مورد بررسی و مطالعه قرار داد و متوجّه شد تمام عبادت هایی که در مدت سی سال انجام داده، برای خود نمایی بوده و می خواسته نظم و دقت و اهتمام خود را به رخ دیگران بکشد، نه این که به خاطر خدا در نماز شرکت کند. مرحوم حکیم سبزواری برای عیادت بیماری می رفت و عدّه ای هم با او بودند. نزدیک منزل بیمار که رسید برگشت و نرفت. اطرافیان پرسیدند چرا تا این جا آمدید و حالا برمی گردید؟ آقا جواب داد: خطوری به قلبم کرد که بیمار وقتی مرا ببیند از من خوشش می آید و می گوید سبزواری چه انسان والا و بزرگی است که به عیادت من بیمار آمده است. حالا برمی گردم تا هنگامی که اخلاص اولیه را بیابم و فقط برای خدا به عیادت بیمار بیایم.(277) هر که نیتش خوب باشد توفیق یار او می شود.(278) در حقیقت خداوند یاری خود به بندگانش را به اندازه نیت های آنان قرار داده است. پس هر که نیتش درست باشد یاری خدا به او کامل رسد و هر که نیتش کاستی داشته باشد یاری خدا نیز به همان اندازه نقصان نیت، از وی کاسته شود.(279) رساترین چیزی که به وسیله آن رحمت خدا نازل می شود، آن است که برای همه مردم رحم و مهربانی در خاطر داشته باشی.(280) گاه پیش می آید که برادر مؤمن حاجتی از او می خواهد و او چیزی ندارد که حاجتش را برآورد، امّا در دلش به آن اهتمام می ورزد و خدای تبارک و تعالی به سبب همین اهتمام او را به بهشت می برد.(281) هر کس به بستر خود رود و نیتش این باشد که نماز شب بخواند امّا خوابش ببرد تا صبح شود، آنچه در نیتش بوده برای او نوشته می شود و خوابش برای او صدقه ای از جانب پروردگارش محاسبه می شود.(282) بنده در روز نیت می کند که نماز شب بخواند، امّا چشمانش بر او غلبه می کند و در نتیجه می خوابد. پس خداوند نمازش را برای او ثبت می کند و نفس کشیدن هایش را تسبیح می نویسد و خوابش را برای او صدقه قرار می دهد.(283)
گر در طلب گوهر کانی، کانی - ور زنده به بوی وصل جانی، جانی
القصه حدیث مطلق از من بشنو - هر چیز که در جستن آنی، آنی
در ضمیر ما نمی گنجد به غیر از دوست کس - هر دو عالم را به دشمن ده که ما را دوست بس

9. گستره نیات نیکو

در این جا پرسش های زیادی مطرح است؛ از جمله: بهترین نیت هایی که می توانیم در کارهای نیک داشته باشیم، چیست؟ مراتب و درجات نیت های الهی اولیاء خدا در چه حد و حدودی است؟ چگونه از نیت های شیطانی و شرک آلود و ریا گونه رهایی یابیم؟ در یک تقسیم کلی نیات صالح را در سه رده می توان جای داد که عبارتند از: شوق و طمع به تفضلات الهی، خصوصاً نعمت های بهشتی؛ ترس از عقوبت به ویژه عذاب دوزخ؛ کسب رضای الهی و تحصیل حضرت حق:
«انّ العُباد ثلاثة قوم عبدوا اللّه عزّوجلّ خوفاً فتلک عبادة العبید و قوم عبدوا اللّه تبارک و تعالی طلب الثّواب فتلک عبادة الاُجراء و قوم عبدو اللّه عزّوجلّ حُبّاً فتلک عبادة الاحرار و هی افضل العبادة»(284)؛
«بندگان (خوب) خدا (که اعمال شایسته انجام می دهند) سه دسته اند: گروه اول، آنها که از ترس، خدا را عبادت می کنند. این گونه پرستش، عبادت بردگان است. گروه دیگر کسانی هستند که به خاطر اجر و ثواب خدا را می پرستند. عبادت اینان عبادت مزد بگیران و نوکران است. گروه سوم خدا را به خاطر محبت می پرستند و این عبادت آزادگان است و بالاترین عبادت است».
هر کدام از این مراتب سه گانه، خود مشتمل بر مراحل و مدارجی است. مثلاً مرتبه سوم که مرتبه محبت است، به درجات متعددی تقسیم می شود که ذکر تمامی این مراتب نیازمند مجال بیشتری است. در مقایسه با این نیات والای الهی، نه «انگیزه های دلسوزانه و ترحّم آمیز» و نه «انگیزه های خیر خواهانه و ناصحانه» و نه حتّی «انگیزه های وظیفه مدار» همچون انسان دوستی و کمک به هم نوع، رعایت حقوق بشر، تأمین رفاه مردم، گسترش عدالت اجتماعی و... دیگر چندان فروغی ندارد؛ چرا که جای خود را به انگیزه های عاشقانه و خالصانه و بی چشم داشت و شکست ناپذیر می دهد، و همان نتایج به شکلی بهتر و والاتر حاصل می شود.
نام احمد نام جمله انبیاست - چون که صد آمد نود هم پیش ماست
کارهای خوبی را که با حسن نیت انجام داده ایم با کدام درجه از این انگیزه ها بوده است؟ این جاست که چون قلم برسید سربشکست که «لا یُقاس بآل محمّد من هذه الاُمّة احد».(285) یعنی از حیث نیات کسی به گرد پای اهل بیت علیهم السّلام نمی رسد؛ و گرنه از نظر عمل خارجی، عابد و زاهد و تارک دنیا در تاریخ کم نبودند و نیستند. تأکید می شود که باز مدارج برتری وجود دارد که حتّی تصور آن برای عقل های آلوده به گناه ناممکن است، چه رسد به این که توفیق یابد که در مرحله تصمیم سازی و پیش از اقدام و حین عمل، چنین نیاتی را مدنظر قرار دهد و عملش را در هر مرحله با آنها تطبیق دهد. برای رسیدن به چنین نیاتی باید از خدای بزرگ طلب توفیق نمود؛ چنان که امام سجاد علیه السلام در دعای مکارم الاخلاق به ما آموخت که این گونه در پیشگاه خدای سبحان عرض حاجت کنیم:
«و انته بنیّتی الی احسن النّیات و بعملی الی احسن الاعمال اللّهم وفّر بلطفک نیّتی»(286)؛
«نیت مرا به نیکوترین نیت ها و کردارم را به بهترین کردارها برسان، بار خدایا به لطف خود نیت مرا کامل گردان».