ره توشه راهیان نور (ویژه ماه مبارک رمضان)

نویسنده : دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیّه قم

ه. آموزش عملی

رسول اعظم اسلام صلی اللّه علیه و آله و سلم بسیاری از مسائل به ویژه مناسک، عبادات و احکام را به صورت عملی به مردم آموزش می داد و به آنان می فرمود:
«صلّوا کما رأیتمونی اصلیّ»(122) «و خذوا عنّی مناسککم»(123)
آن حضرت به صورت عملی توجه به نماز و اقامه جماعت را به مردم آموخته بود.
عایشه همسر آن حضرت می گوید:
«کان رسول اللّه یحدّثنا و نحدّثه فاذا حضرت الصّلوة فکانّه لم یعرفنا و لم نعرفه»
رسول خدا همواره با ما سخن می گفت و ما با او حرف می زدیم، همین که وقت نماز فرا می رسید گویا نه دیگر او ما را می شناسد و نه ما او را می شناسیم(124) اهتمام به دعا و نیایش و عبادت شبانه، حسن اخلاق، نظافت و پاکیزگی و محبت به فرزندان و بسیاری از امور را مردمان از عمل آن حضرت آموختند. به نمونه ذیل توجه فرمایید:
چون طفل صغیری را برای دعا یا نام گذاری به حضور پیغمبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلم می آوردند، حضرت برای احترام کسانش او را در دامن خود می گذارد. گاهی اتفاق می افتاد که طفل در دامن پیغمبر ادرار می کرد. کسانی که ناظر بودند به روی کودک صیحه می زدند. نبی اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلم می فرمود:
با تندی از ادرار کودک جلوگیری نکنید. طفل را آزاد بگذارید تا ادرار کند. موقعی که دعا یا نام گذاریش تمام می شد، نزدیکان طفل، در نهایت مسرت کودک خود را می گرفتند زیرا هیچ گونه آزردگی و ملامت خاطر در پیغمبر احساس نمی کردند. موقعی که آنان می رفتند، حضرت لباس خود را تطهیر می فرمود.(125)

و. ارسال مکتوب و نامه نگاری

آن حضرت به ویژه در سالهای آخرین عمر خویش، با ارسال نامه های مکتوب به سران و رؤسای کشورها، آنان را به اسلام دعوت می نمود.(126) برخی، نامه های سیاسی آن حضرت را بالغ بر 186 نامه ذکر کرده اند. همچنین گاه با فرستادن نوشته ای به برخی از اصحاب، آنان را تسلی داده، به صبر دعوت می کرد!(127)

ز. خطابه، موعظه و تذکر

هر چند پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم بیشتر ساکت بود و جز به هنگام ضرورت سخن نمی گفت(128)، ولی گاه با موعظه و پندی کوتاه(129) و گاه با تذکّر فردی و اجتماعی، به تبلیغ می پرداخت. هنگام سخن، تبسّم بر لبانش نقش می بست و به آرامی، کوتاه و جامع و کافی صحبت می کرد. سخنش موجب اُنس و اُلفت مردم می گردید و آنان را از تفرقه و پراکنده شدن دور می ساخت.(130) آن حضرت صلی اللّه علیه و آله و سلم در نماز جمعه و در فرصتهای مختلف به مناسبت های گوناگون به سخنرانی و خطابه می پرداخت. ویژگی خطابه های آن حضرت چنین بود:
- عالمانه و مؤدبانه: با عنایت به آن که خداوند به پیامبر عزیزش فرمان داده بود که: «لاتقف ما لیس لک به علم»(131) در مواردی که از او مطلبی را می پرسیدند، منتظر وحی الهی می شد و پس از آن پاسخ می داد و چون به آن حضرت وحی نموده بود: «قل هذه سبیلی ادعوا الی اللّه علی بصیرة أنّا و من اتّبعنی»(132)، با بصیرت کامل مردم را هدایت می نمود(133). از دیدگاه قرآن نسبت دادن مطلبی به خدا و رسول و دین بدون علم، بدترین ستم و ظلم است؛ «پس چه کسی ظالم تر است از شخصی که بر خدا افترا می بندد، تا مردم را بدون علم گمراه کند!»(134) بدین جهت خداوند خطاب به پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم می فرماید: بگو پروردگارا بر علم و دانش من بیفزای.(135) او بسیار مؤدب بود و گفتار خود را با عیب جویی، تفاخر، فحش و ناسزا نمی آلود و از لعن جز در موارد خاصی دوری می جست و در اموری که به صراحت گفتنش ناپسند بود، کنایه مطلب خود را بیان می کرد.(136)
- جامع و متعادل و دور از تکلّف: با عنایت به آن که انسان موجودی است که دارای ابعاد و جنبه های گوناگونی است و سعادت او در توجه متعادل به همه عرصه ها و همه جانبه گرایی تعادل مدار تأمین می شود،(137) آموزه های کتاب الهی و سخنان پرچمدار دعوت به آن نیز از جامعیت و تعادل برخوردار بود:
«اوتیت جوامع الکلم»(138)؛ «سیرته القصد»(139)؛ «کان رسول اللّه معتدل الامر غیر مختلف».(140)
بر این اساس مبلّغ پیرو سیره باید از پرداختن به یک موضوع یا بزرگ کردن یک بعد و نیاز بپرهیزد و در تعلیم و تربیت دینی همه جنبه ها را با حفظ مراتب و اولویت ها لحاظ کند؛ نه بازگویی مسائل اساسی را ترک کند و نه از اهمیت مسائل جزیی بکاهد و نه در هیچ موردی به افراط و تفریط گرفتار شود. در روایات آمده است که فقیه کامل کسی است که نه مردم را از رحمت خداوند نومید کند و نه آنان را در برابر مکرم الهی، به گونه ای که در انجام گناه، جسارت یابند، احساس امنیت بخشد.(141) آن حضرت از هر گونه تکلّف دوری می جست؛ زیرا خداوند به او فرمان داده بود:
به مؤمنین بگو من برای رسالت، پاداشی نمی خواهم و اهل تکّلف نیستم.(142)
- کوتاه و گویا و به مقدار نیاز: هند ابن ابی هاله در پاسخ امام مجتبی، گفتار پیامبر را چنین توصیف می کند:
«کان رسول اللّه... و لایتکلّم فی غیر حاجة... و یتکلّم بجوامع الکلم فصلاً و لافضول فیه و لاتقصیر...»(143)
پیامبر بدون این که نیازی باشد سخن نمی گفت... اما وقتی سخن می گفت جامع و کامل و گویا بود. نه زیادی در آن بود و نه از رساندن مقصود کوتاه بود. از ایشان نقل شده است که فرمودند:
اساساً همه ما انبیا دارای سخنان کوتاه هستیم.(144)
او اصحاب خود را نیز چنین تربیت کرده بود؛ روزی عمار یاسر برای مردم به اختصار سخن گفت. به او گفتند: کاش افزونتر می گفتی! عمار یاسر گفت: «امرنا رسول اللّه باطالة الصّلوة و قصر الخطبة»؛
پیامبر به ما فرمان داده که نماز خود را کامل بخوانیم ولی به هنگام سخنرانی در جمع، آن را کوتاه ارائه نماییم.
- شاداب و همراه با شوخی های آموزنده: پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم اساساً چهره ای متبسّم داشت؛(145) هنگام سخن گفتن، لبخند بر لبانش نقش می بست، حتی در خواب نیز متبسّم به نظر می رسید، ابی الدّرداء می گوید: «کان رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله و سلم اذا حدّث بحدیث تبسّم فی حدیثه»؛ حضرت رسول هنگامی که سخن می گفت، در گفتارش با تبسم و شادابی حرف می زد.(146) همواره خنده رو بود و با اصحاب و یارانش شوخی می کرد؛ در سیره آن حضرت آمده است: «کان رسول اللّه صلی اللّه علیه و آله و سلم یمزح و یبسّم الی اصحابه» پیامبر همواره مزاح و شوخی می کرد و با تبسم با اصحاب و یارانش مواجه می گردید.(147) البته هرگز شوخی ناپسند و خنده بی جا، غفلت آمیز و قهقهه از او دیده نشد؛ بلکه آن حضرت در شوخی فقط حقیقت را بیان می کرد. در سیره آمده است که برخی از اصحاب که از شوخی های آن حضرت به شگفت آمده بودند، از آن حضرت پرسیدند: آیا شما با ما شوخی می کنید؟ فرمودند: آری! ولی جز حق سخن دیگری بر زبان نمی آورم.(148) همچنین در سیره آمده است که: «جلّ ضحکه التّبسّم»؛ بیشترین خنده او تبسم بود.(149)
- با تفصیل و شمرده و قابل فهم و یادگیری: پیامبر با تفصیل و به صورت کاملاً شمرده و بدون عجله و در حد فهم و عقل مردم و بدون استفاده از کلمات و جملات نامفهوم با مردم سخن می گفت. عایشه همسر آن حضرت که گفتار اصحاب پس از پیامبر را می شنید به آنان می گفت: «ما کان رسول اللّه یسردکسردکم هذا ولکن کان یتکلّم بکلام بیّن فصل یحفظه من جلس الیه» هرگز پیامبر تند و با عجله مثل شما سخن نمی گفت؛ بلکه او با کلامی آشکار و شمرده حرف می زد به گونه ای که هر کس نزد او نشسته بود آن را فرا می گرفت و حفظ می کرد و گاه آن حضرت برخی از مطالب را سه مرتبه تکرار می نمود تا کاملاً روشن و فهمیده شود.(150)
- قاطع ولی با جذبه، نرمی و ملایمت: با عنایت به آن که سخنان حضرتش، عین حق و مستند به وحی الهی بود، آن را با قدرت و قاطعیت و نه با شک و تردید و تسامح و مسالمت بیان می کرد؛ بدین رو پیشنهاد ثقیف مبنی بر مجاز بودن در بت پرستی تا یک سال را نپذیرفت ولی مطالب، اعتقادات و حقایق مستّدل خویش را با زبانی نرم و ملایم و نه با خشونت و تندی و برآشفتگی بیان می نمود؛ زیرا خداوند متعال با بیان ماجرای اعزام حضرت موسی علیه السلام و هارون به سوی فرعون و فرمان به کار گرفتن زبان ملایم در دعوت به سوی بندگی خداوند را به رسول اعظم آموخته بود که سخن ملایم، باعث تذکّر و خشیت دیگران می گردد، نه سخنان تند و پرخاشگرانه: «فقولا له قولا لیّنا لعلّه یتذکّر او یخشی».(151) افزون بر نرمی، سخنان حضرتش چنان جذّاب بود که اصحاب حضرت را در جای خود میخ کوب می کرد. اسامة بن شریک می گوید: نزد پیامبر آمدم و اصحاب نزد او به گونه ای مجذوب وی شده بودند که گویا بر سر آنان پرنده ای نشسته است.(152)
افزون بر روشهای فوق، آن حضرت با الهام از قرآن از شیوه پرسش و پاسخ،(153) شیوه مقایسه ای،(154) شیوه معرفی الگو،(155) برگزاری مسابقه ورزشی با جوایز با ارزش(156) نیز استفاده می نمود و برای پایداری دین و وحدت، ساختن مسجد و برقراری پیوند و خواندن عقد اخوت را در دستور کار خود داشت.