زهرا(س) برترین بانوی جهان

نویسنده : آیت الله ناصر مکارم شیرازی

بخش هفتم استمداد از طایفه انصار

«ثُمَّ رَمَتْ بِطَرْفِها نَحْوَ الاَْنصارِ فَقالَتْ:
یا مَعْشَرَ الْفِتْیَةِ (النَّقِیبَةِ) وَ اَعْضادَ الْمِلَّةِ وَ حَضَنَةَ الاِْسْلامِ! ما هذِهِ الْغَمِیزَةُ فِی حَقّی وَ السِّنَةُ عَنْ ظُلامَتِی؟
اَما کانَ رَسُولُ اللهِ(صلى الله علیه وآله) اَبِی یَقُولُ : «اَلْمَرُء یُحْفَظُ فِی وُلْدِهِ»؟
سَرْعانَ ما اَحْدَثْتُمْ وَ عَجلانَ ذا اِهالَة، وَ لَکُمْ طاقَةٌ بِما اُحاوِلُ وَ قُوَّةٌ عَلى ما اَطْلُبُ وَ اُزاوِلُ.
اَتَقُولُونَ ماتَ مُحَمَّدٌ(صلى الله علیه وآله) فَخَطْبٌ جَلِیلٌ اسْتَوْسَعَ وَهْنُهُ، وَ اسْتَنْهَرَ فَتْقُهُ، وَانْفَتَقَ رَتْقُهُ، وَ اُظْلِمَتِ الاَرْضُ لِغَیْبَتِهِ، وَ کُسِفَتِ النُّجُومُ لِمُصِیبَتِهِ، وَ اَکْدَتِ الاْمالُ، وَ خَشَعَتِ الْجِبالُ، وَ اُضِیعَ الْحَرِیمُ، وَ اُزِیلَتِ الْحُرْمَةُ عِنْدَ مَماتِهِ.
فَتِلْکَ وَاللهِ النَّازِلَةُ الْکُبْرى، وَ الْمُصِیبَةُ الْعُظْمى، لا مِثْلُها نازِلَةٌ، وَ لا بائِقَةٌ عاجِلَةٌ، اَعْلَنَ بِها کِتابُ اللهِ جَلَّ ثَناؤُهُ فِی اَفْنِیَتِکُمْ وَ فِی مُمْساکُمْ وَ مُصْبَحِکُمْ، هُتافاً وَ صُراخاً، وَ تِلاوَةً وَ اَلْحاناً، وَ لَقَبْلَهُ ما حَلَّ بِاَنْبِیاء اللهِ وَ رُسُلِهِ حُکْمٌ فَصْلُ، وَ قَضاءُ حَتْمٌ.
(وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ وَمَنْ یَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللهَ شَیْئاً وَسَیَجْزِى اللهُ الشَّاکِرِینَ).(124)
اِیْهاً بَنِی قَیْلَةَ! اَاُهْضَمُ تُراثَ اَبِیهَ وَ اَنْتُمْ بمرْأىً مِنِّی وَ مَسْمَع وَ مُنْتَدىً وَ مَجْمَع؟ تَلْبَسُکُمُ الدَّعْوَةُ وَ تَشْمَلُکُمُ الْخُبْرَةُ وَ اَنْتُمْ ذَوُو الْعَدَدِ وَ الْعُدَّةِ وَ الاَْداةِ وَ الْقُوَّةِ، وَ عِنْدَکُمُ السِّلاحُ وَ الْجُنَّةُ، تُوافِیکُمُ الدَّعْوَةُ فَلا تُجِیبُونَ، وَ تَأْتِیَکُمُ الصَّرْخَةُ فَلا تُغِیثُونَ (تُعینُونَ)، وَ اَنْتُمْ مَوْصُوفُونَ بِالْکِفاحِ، مَعْرُوفُونَ بِالْخَیْرِ وَ الصَّلاحِ، وَ النُّخْبَةُ الَّتِی انْتُخِبَتْ وَالْخِیَرَةُ الَّتِی اخْتِیَرَتْ.
قاتَلْتُمُ الْعَرَبَ، وَ تَحَمَّلْتُمُ الْکَدَّ وَ التَّعَبَ، وَ ناطَحْتُمُ الاُْمَمَ وَ کافَحْتُمُ الْبُهَمَ، لا نَبْرَحُ اَوْ تَبْرَحُونَ، نَأْمُرُکُمْ فَتَأْتَمِرُونَ، حَتّى اِذا دارَتْ بِنا رَحَى الاِْسْلامِ، وَدرَّ حَلْبُ الاَْیّامِ، وَ خَضَعَتْ نَعْرَةُ الشِّرْکِ، وَ سَکَنَتْ فَوْرَةُ الاِْفْکِ، وَ خَمَدَتْ نِیرانُ الْکُفْرِ، وَ هَدَأَتْ دَعْوَةُ الْهَرْجِ، وَ اسْتَوْثَقَ (اِسْتَوسَقَ) نِظام الدِّینِ، فَاَنّى حِرْتُمْ بَعْدَ الْبَیانِ؟ وَ اَسْرَرْتُمْ بَعْدَ الاِْعْلانِ؟ وَ نَکَصْتُمْ بَعْدَ الاِْقْدامِ؟ وَ اَشْرَکْتُمْ بَعْدَ الاِْیمانِ؟
(أَلاَ تُقَاتِلُونَ قَوْماً نَّکَثُوا أَیْمَانَهُمْ وَهَمُّوا بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُمْ بَدَءُوکُمْ أَوَّلَ مَرَّة أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ کُنتُمْ مُؤْمِنِینَ).(125)
اَلا قَدْ اَرى اَنْ قَدْ اَخْلَدْتُمْ اِلَى الْخَفْضِ، وَ اَبْعَدْتُمْ مَنْ هُوَ اَحَقُّ بِالْبَسْطِ وَ الْقَبْضِ، قَدْ خَلَوْتُمْ بِالدَّعَةِ، وَ نَجَوتُمْ مِنَ الضِّیقِ بِالسِّعَةِ، فَمَجَجْتُمْ ما وَعَیْتُمْ، وَ دَسَعْتُمُ الَّذِى تَسَوَّغْتُمْ.
فَـ (إِنْ تَکْفُرُوا أَنْتُمْ وَمَنْ فِى الاَْرْضِ جَمِیعاً فَإِنَّ اللهَ لَغَنِىٌّ حَمِیدٌ).(126)
اَلا وَ قَدْ قُلْتُ عَلى مَعْرِفَة مِنِّی بِالْخَذْلَةِ الَّتِی خامَرَتْکُمْ وَ الْغَدْرَةِ الَّتِی اسْتَشْعَرَتْها قُلُوبُکُمْ، وَ لکِنَّها فَیْضَةُ النَّفْسِ، وَ نَفْثَةُ الْغَیْضِ (الْغَیْظِ)، وَ خَوْرُ الْقَناةِ، وَ بَثَّةُ الصَّدْرِ، وَ تقَدْمِةُ الْحُجَّةِ.
فَدُونَکُمُوها فَاحْتَقِبُوها دَبْرَةَ الظَّهْرِ نَقِیبَةَ (نقبه) الْخُفِّ، باقِیَةَ الْعارِ، مَوْسُومَةً بِغَضَبِ اللهِ وَشنَارِ الاَْبَدِ، مَوْصُولَةً بِنارِ اللهِ الْمُوقَدَةِ الَّتِی تَطَّلِعُ عَلَى الاَْفْئِدَةَ.
فَبِعَیْنِ اللهِ ما تَفْعَلُونَ.
(وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَىَّ مُنقَلَب یَنقَلِبُونَ).(127)
وَ اَنا ابْنَةُ نَذِیر لَکُمْ بَیْنَ یَدَیْ عَذاب شَدِید، فَاعْلَمُوا (إِنَّا عَامِلُونَ * وَانتَظِرُوا إِنَّا مُنتَظِرُونَ)(128);
ترجمه:
سپس بانوى اسلام گروه انصار را مخاطب ساخته و با آهنگى رسا و محکم و کوبنده ادامه سخن داد و چنین فرمود:
اى جوانمردان! و اى بازوان توانمند ملت و یاران اسلام! این نادیده گرفتن حق مسلم من از سوى شما چیست؟ این چه تغافلى است که در برابر ستمى که بر من وارد شده نشان مى دهید؟!
آیا رسول خدا(صلى الله علیه وآله) پدرم نمى فرمود: «احترام هر کس را در مورد فرزندان او باید نگاه داشت؟»
چه زود اوضاع را دگرگون ساختید، و چه با سرعت به بیراهه گام نهادید، با این که توانایى بر احقاق حق من دارید، و نیروى کافى بر آنچه مى گویم در اختیار شماست.
آیا مى گوئید: محمّد(صلى الله علیه وآله) از دنیا رفت ـ و با مردن او همه چیز تمام شد، و خاندان او باید به دست فراموشى سپرده شوند و سنّتش پایمال گردد؟ ـ .
آرى مرگ او مصیبت و ضربه دردناکى بر جهان اسلام بود، فاجعه سنگینى است که بر همه، غبار غم فرو ریخت، و شکافش هر روز آشکارتر، و گسستگى آن دامنه دارتر، و وسعتش فزونتر مى گردد، زمین از غیبت او تاریک، و ستارگان براى مصیبتش بى فروغ، و امیدها به یأس مبدل گشت، کوه ها متزلزل گردید احترام افراد پایمال شد و با مرگ او حرمتى باقى نماند!
به خدا سوگند این حادثه اى است عظیم، و مصیبتى است بزرگ، و ضایعه اى است جبران ناپذیر.
ولى فراموش نکنید اگر پیامبر(صلى الله علیه وآله) رفت قرآن مجید قبلا از آن خبر داده بود، همان قرآنى که پیوسته در خانه هاى شماست، و صبح و شام با صداى بلند و فریاد ـ و یا ـ آهسته و با الحان مختلف در گوش ما خوانده مى شود، پیامبران پیشین نیز قبل از او با این واقعیت روبه رو شده بودند چرا که مرگ فرمان تخلف ناپذیر الهى است.
آرى قرآن صریحاً گفته بود : «محمّد(صلى الله علیه وآله) فقط فرستاده خداست، و پیش از او فرستادگان دیگرى نیز بودند، آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود شما به عقب بر مى گردید؟ (و اسلام را رها کرده به دوران جاهلیّت و کفر بازگشت خواهید نمود؟) و هر کس به عقب بازگردد هرگز به خداوند ضررى نمى زند و خداوند بزودى شاکران (و استقامت کنندگان) را پاداش خواهد داد».
عجبا! اى فرزندان «قیله»(129)! آیا ارث من باید پایمال گردد و شما آشکارا مى بینید و مى شنوید، و در جلسات و مجمع شما این معنا گفته مى شود و اخبارش به خوبى به شما مى رسد و باز هم خاموش نشسته اید؟ با این که داراى نفرات کافى و تجهیزات و نیروى وسیع و سلاح و سپر هستید، دعوت مرا مى شنوید و لبیک نمى گویید؟ و فریاد من در میان شما طنین افکن است و به فریاد نمى رسید؟ با این که شما در شجاعت زبانزد مى باشید و در خیر و صلاح معروفید، و شما برگزیدگان اقوام و قبائل هستید.
با مشرکان عرب پیکار کردید و رنج ها و محنت ها را تحمل نمودید، شاخ هاى گردنکشان را درهم شکستید، و با جنگجویان بزرگ دست و پنجه نرم کردید، و شما بودید که پیوسته با ما حرکت مى کردید، و در خط ما قرار داشتید، دستورات ما را گردن مى نهادید و سر بر فرمان ما داشتید، تا آسیاى اسلام بر محور وجود خاندان ما به گردش درآمد، و شیر در پستان مادر روزگار فزونى گرفت، نعره هاى شرک در گلوها خفه شد و شعله هاى دروغ فرو نشست، آتش کفر خاموش گشت، و دعوت به پراکندگى متوقف شد و نظام دین محکم گشت.
پس چرا بعد از آن همه بیانات قرآن و پیامبر(صلى الله علیه وآله) امروز حیران مانده اید؟ چرا حقایق را بعد از آشکار شدن مکتوم مى دارید و پیمان هاى خود را شکسته اید، و بعد از ایمان راه شرک پیش گرفته اید؟
«آیا با گروهى که پیمان هاى خود را شکستند و تصمیم به اخراج پیامبر(صلى الله علیه وآله) گرفته اند پیکار نمى کنید؟ در حالى که آنها نخستین بار (پیکار با شما را) آغاز کردند، آیا از آنها مى ترسید؟ با این که خداوند سزاوارتر است که از او بترسید، اگر مؤمن هستید».
آگاه باشید من چنین مى بینم که شما رو به راحتى گذارده اید، و عافیت طلب شده اید، کسى را که از همه براى زعامت و اداره امور مسلمین شایسته تر بود دور ساختید، و به تن پرورى و آسایش در گوشه خلوت تن دادید، و از فشار و تنگناى مسئولیت ها به وسعت بى تفاوتى روى آوردید.
آرى آنچه را از ایمان و آگاهى در درون داشتید بیرون افکندید، و آب گوارایى را که نوشیده بودید به سختى از گلو برآوردید!
اما فراموش نکنید خداوند مى فرماید: «اگر شما و همه مردم روى زمین کافر شوید (به خدا زیانى نمى رسد، چرا که) خداوند بى نیاز و شایسته ستایش است».
بدانید و آگاه باشید من آنچه را باید بگویم، گفتم، با این که بخوبى مى دانم ترک یارى حق با گوشت و پوست شما آمیخته، و عهدشکنى قلب شما را فرا گرفته است ولى چون قلبم از اندوه پر بود ـ و احساس مسئولیت شدیدى مى کردم ـ کمى از غم هاى درونى ام بیرون ریخت، و اندوهى که در سینه ام موج مى زد خارج شد، تا با شما اتمام حجت کنم و عذرى براى احدى باقى نماند.
اکنون که چنین است این مرکب خلافت و آن فدک، همه از آنِ شما، محکم بچسبید و رها نکنید، ولى بدانید این مرکبى نیست که بتوانید راه خود را بر آن ادامه دهید: پشتش زخم، و کف پایش شکسته است! داغ ننگ بر آن خورده، و غضب خداوند علامت آن است، و رسوایى ابدى همراه آن، و سرانجام به آتش برافروخته خشم الهى که از دل ها سر بر مى کشد خواهد پیوست!
فراموش نکنید آنچه را انجام مى دهید در برابر خداست.
«آنها که ستم کردند بزودى مى دانند که بازگشتشان به کجاست!»
و من دختر پیامبرى هستم که شما را در برابر عذاب شدید انذار کرد، «آنچه از دست شما بر مى آید انجام دهید، ما هم انجام مى دهیم; و انتظار بکشید، ما هم منتظریم!».

تفسیر فشرده

1ـ نقش مؤثر انصار در پیشرفت اهداف اسلامى

بانوى اسلام در این بخش از سخنانش، طایفه انصار را به عنوان یک قشر برگزیده و بازوى توانمند اسلام و حامى مخلص پیامبر(صلى الله علیه وآله) توصیف مى کند، و از زحماتى که آنها از بدو ورود پیامبر در مدینه، و حتى قبل از آن در راه اسلام کشیدند، در تعبیرات کوتاهش اظهار تشکر و سپاسگزارى مى نماید.
آرى به راستى انصار نقش بسیار مؤثرى در پیشرفت اسلام در جنگ و صلح در آغاز و انجام و در همه مراحل داشتند، و با آن همه، توقعى کمتر از مهاجران داشتند، و اگر کار بدست آنها مى افتاد شاید تاریخ اسلام مسیر روشن ترى را مى پیمود، البتّه در میان مهاجران افراد مخلصى بودند که از هیچ ایثار و فداکارى فروگذار نکردند ولى با این همه نفوذ بازیگران سیاسى در میان آنها وضع را به کلى دگرگون ساخت.
2ـ فاطمه(علیها السلام) انصار را زیر رگبار حملات قرار مى دهد
ولى تعجب بانوى اسلام از این است که چرا این بازوان توانمند و یاران دیرینه پیامبر در برابر این ستمى که بر خاندانش روا داشتند، مهر خاموشى بر لب زدند، و با سکوت خود صحه بر پاى این مظالم گذاردند، و احترام پیامبر را در بازماندگان او رعایت نکردند، و از همه مهمتر در برابر تغییر محور خلافت پس از یک درگیرى کوتاه آن هم به نفع خودشان در برابر حق سکوتى که گرفتند همکارى و همفکرى و همدردى کردند و این خطایى بود نابخشودنى!
3ـ با رحلت پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) نمى میرد!
گرچه قرآن مجید از یکسو و خود پیامبر(صلى الله علیه وآله) از سوى دیگر این حقیقت را گوشزد کرده بودند که آیین اسلام قائم به شخص نیست، آیینى است جاویدان تا قیام قیامت، و هرگز با وفات پیامبر(صلى الله علیه وآله) پایان نخواهد گرفت، چرا که انقلابى بود بر اساس یک مکتب، مکتبى آسمانى و الهى مکتبى هماهنگ با نیازهاى انسان ها در تمام طول تاریخ و چنین مکتبى باید بماند.
ولى با این همه، گروهى کوته فکر و ظاهر بین باز تصور مى کردند، با ضربه دردناک و مصیبت جانسوزى که از وفات پیامبر(صلى الله علیه وآله) بر جهان اسلام وارد شد و با خلأیى که از فقدان این رهبر بزرگ در محیط اسلام پدید آمده فاتحه اسلام خوانده شده، و طومار آن در هم پیچیده است! و به همین دلیل در برابر نعره هاى جاهلیّت سکوت مى کردند.
فاطمه(علیها السلام) فریاد مى زند، و آیات قرآن را که از بقا و جاودانگى اسلام سخن مى گوید، به یاد آنها مى آورد، غافلان را از خواب غفلت بیدار مى کند، و مسلمانان را به مسئولیت هاى سنگینشان در آن مقطع فوق العاده حساس آشنا مى سازد.
4ـ چرا در برابر پایمال شدن احکام اسلام خاموش نشسته اید؟
او در فراز دیگرى از سخنانش با شدت تمام انصار را سرزنش مى کند که : سکوت شما در ماجراى فدک، ماجرایى که حلقه اى است از یک سلسله انحرافات زنجیره اى، و جرقه اى است از یک شعله گسترده، و قطره اى است از یک جریان وسیع، به قیمت زنده شدن طیف ضدّ اسلامى تمام خواهد شد!
مردم مى گویند: اگر به راستى قانون اسلام حق است، چرا در مورد نزدیک ترین نزدیکان پیامبر(صلى الله علیه وآله)اجرا نمى شود؟ جایى که چنین حکم مسلّمى را پایمال کنند، و شما با سکوتتان صحه بر آن بگذارید، پایمال کردن سایر احکام اسلام کار مشکلى نخواهد بود!
شما باید به این مسأله به عنوان یک «جریان» بنگرید نه به عنوان یک رویداد موضعى و مقطعى، و حساب کنید در پشتِ این ماجرا چه ماجراهاى دیگرى نهفته است؟ جوش و خروش من نیز از همین جهت است!
تصور نکنید قیام شما براى حمایت مظلومى چون من شکافى در جامعه اسلامى ایجاد مى کند، بلکه به عکس سکوت شما همه چیز را زیر سؤال مى برد. اگر بگویید قدرت ندارید، دروغ است، امکانات فراوان از آغاز در اختیار شما بوده، و الان نیز بیشتر است، با این حال چرا آیات صریح قرآن را که مى گوید: «با پیمان شکنان به پیکار برخیزید» پشت سر افکنده اید؟ و بجاى ترس از خدا از آنها مى ترسید؟
5ـ غلبه روح عافیت طلبى
سپس این معلم بزرگ در فراز دیگرى دست به اعماق روح آنها برده، و علت اصلى این سکوت را بیرون مى کشد و مى فرماید: مسأله این است که روح عافیت طلبى بر شما چیره شده، به آسایش خواهى تن در داده اید، و با این که با چشم خود مى بینید آن کس را که شایسته تر از همه براى خلافت است کنار زده اند باز سکوت مى کنید؟
آرى یک انقلاب راستین تا زمانى پیشرو است که افراد روح انقلابى خود را حفظ کنند، و تمایلات عافیت طلبانه بر آنها چیره نشود، و گرنه در برابر مشکلات زانو مى زنند، و از کنار حوادث تلخ و مسئولیت آفرین بى تفاوت مى گذرند و انقلاب خاموش مى شود.
6ـ با این روحیه مى دانم از شما کارى ساخته نیست!
این بانوى شجاع با بینش عمیق خود حوادث آینده را باز مى گوید، و در فراز دیگرى از سخنانش در این بخش، به طایفه انصار خطاب کرده مى گوید: هدف من اتمام حجت است، و گرنه امیدى به شما ندارم، جایى که در مسأله «خلافت» سکوت کنید در مسأله «فدک» به طریق اولى سکوت خواهید کرد، اما سخنان امروز من در تاریخ اسلام ثبت مى شود، و آیندگان قضاوت خواهند کرد، و من مى خواستم علاوه بر این، عقده هاى دلم را نیز بگشایم و خون هاى درون سینه ام را بیرون بریزم تا همگان از درد جانکاه من با خبر شوند!
7ـ در انتظار حوادث دردناک باشید
این شیر زن اسلام در فراز دیگرى به آنها خاطر نشان مى کند که : گمان مبرید که این سکوت، و آن عافیت طلبى، این تماشاچى شدن ها، و این بى تفاوتى ها، براى شما ارزان تمام مى شود، شما میوه تلخ آن را در همین دنیا به صورت حکومت هاى جبارى ـ همچون بنى امیّه و بنى عباس ـ که نه بر نسل هاى آینده شما رحم مى کنند و نه بر اسلام و قرآن، خواهید چشید.
به علاوه در دادگاه بزرگ الهى در قیامت نیز کفاره آن را خواهید پرداخت.
8ـ او انذار کرد، و من هم انذار مى کنم!
فاطمه(علیها السلام) بانوى دلسوخته و دختر والامقام پیامبر(صلى الله علیه وآله) در آخرین بخش از سخنانش همان سخنى را مى گوید که پیامبران الهى در برابر اقوام سرکش مى گفتند، آنها را انذار مى کند و مى فرماید : «انتظار بکشید ما هم منتظریم».
شما در انتظار فشار هر چه بیشتر بر خاندان پیامبر(صلى الله علیه وآله)، ما هم در انتظار مجازات دردناک الهى براى شما!