زهرا(س) برترین بانوی جهان

نویسنده : آیت الله ناصر مکارم شیرازی

تفسیر فشرده

1ـ زنده کردن آیین جاهلى

سخنان فاطمه(علیها السلام) در این بخش اوج بیشترى مى گیرد و از هیجان و سوز شدیدترى برخوردار است، دلش از این مى سوزد که بار دیگر احکام جاهلیّت دارد زنده مى شود چرا که در جاهلیّت به دختران مطلقاً ارث نمى دادند، اسلام آمد و خط بطلان بر این معنا کشید، و همه بستگان مسلمان را در ارث شریک و سهیم دانست، بنابراین تنها مسأله فدک مطرح نیست، آنچه مطرح است در درجه اوّل خطر احیاى سنن جاهلیّت و محو سنن اسلامى است و لذا در این بخش آنها را شدیداً ملامت مى کند و آنها را زیر رگبار حملات خود قرار مى دهد.
از همه عجیب تر این که این کار را چنان عجولانه انجام دادند که هر کس مى فهمید مسأله «غصب فدک» مسأله ساده اى نیست، حتى نگذاردند که جاى پایشان در امر خلافت محکم شود، و به اصطلاح آبها از آسیاب بیفتد و بعد به فکر این تجاوز ظالمانه بیفتند، و این نکته مهمى براى پى بردن به عمق این توطئه بزرگ است.
2ـ اشاره به دلایل خصم
دختر پیامبر این خطیب بزرگ و داور پرمایه سپس بطور ضمنى به دلایل آنها مى پردازد که مدعى بودند رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فرموده: «ما پیامبران مطلقاً ارثى از خود به یادگار نمى گذاریم».
سپس به پاسخ منطقى دندان شکن پرداخته و از عمومات قرآن و خصوص آن شاهد و گواه مى آورد، و با ذکر چندین آیه از کتاب، ثابت مى کند که باید این حدیث مجعول را به دیوار کوبید!
3ـ فاطمه(علیها السلام) تمام راه هاى فرار را به روى آنها مى بندد
این عالمه بزرگوار چنان با حربه استدلال بر حریف هجوم مى آورد که راه گریزى براى او باقى نمى گذارد.
مى فرماید: اگر عذر شما آن حدیث مجعول است که مى گوید: «ما پیامبران ارثى نمى گذاریم»! پاسخ آن را از آیات قرآن براى شما گفتم; و اگر عذر شما ممنوع بودن ما از ارث است، بدانید در اسلام همه فرزندان از پدران و مادران خود ارث مى برند، تنها کسانى مستثنا هستند که هم کیش و هم آیین پدر نباشند، یعنى فرزندان غیر مسلمان از پدر و مادر مسلمان هرگز ارث نمى برند، آیا به عقیده شما آیین من و پدرم از هم جداست؟
و اگر رسوبات احکام جاهلى در مغز شماست که مى گوید: «دختر سهمى از ارث ندارد» با طلوع آفتاب اسلام این موهومات و خرافات برچیده شده و راهى به سوى بازگشت به شب ظلمانى بعد از طلوع صبح وجود ندارد.
4ـ آیا شما به قرآن آشناترید یا اهل بیت وحى(علیهم السلام)؟
فاطمه(علیها السلام) این بانوى شجاع این راه را هم بر آنها مى بندد که بگویند ما از قرآن چنین و چنان مى فهمیم، مى گوید: کجاى قرآن؟ و با کدام تفسیر؟ چه کسى بهتر از پسرعمویم على(علیه السلام) که در آغوش وحى پرورش یافته، و از کاتبان وحى بوده، و قرآن و تفسیر قرآن را از دو لب پیامبر(صلى الله علیه وآله) شنیده به این کار سزاوارتر است؟
اصلا قرآن در خانه ما نازل شده و «اهل البیت ادرى بما فی البیت».
خلاصه در یکجا به مسأله ارث بردن سلیمان از پدرش داود، و ارث بردن یحیى از پدرش زکریا که همه از انبیاى بزرگ بودند اشاره مى فرماید و مى گوید ـ برخلاف این روایت مجعول ـ قرآن تصریح مى کند که از یکدیگر ارث بردند و مى دانیم هر روایتى مخالف قرآن باشد از درجه اعتبار ساقط است.
و گاه از عمومات قرآن که مى گوید: «فرزندان، اعم از پسر و دختر، از پدران ارث مى برند» و «عموم خویشاوندان در سهم ارث طبق قانون اسلام و طبقات تعیین شده در ارث سهمیه دارند» بهره مى گیرد و مى گوید: آیا این خبر واحد که هم مخالف عموم قرآن است و هم مخالف خصوص آن مى تواند ارزش و بهایى در دادگاه عدل اسلامى داشته باشد و سر سوزنى براى آن قیمت قائل شد؟
سپس تمام راه هاى دیگر از جمله موانع مهم ارث را شمرده و نفى مى کند.
5ـ اکنون که چنین است، همه از آنِ شما!
سپس دختر گرامى پیامبر(صلى الله علیه وآله)، این بانوى فداکار براى این که آنها تصوّر نکنند که دلبستگى خاصى به فدک به عنوان مال دنیا دارد، نه به عنوان یک هدف الهى، در بخش دیگرى از سخنانش مى افزاید: اکنون که چنین است همه اش را در اختیار بگیرید، و هر کار از شما ساخته است بکنید، اما بدانید دادگاه عظیمى در پیش دارید که با دادگاه هاى عالم دنیا فرق بسیار دارد، در آن جا حاکمش خداست، و مدعىِ شما در آن دادگاه شخص پیامبر(صلى الله علیه وآله)است، و موعد دادگاه روز قیامت (یوم البروز) روز آشکار شدن همه پنهانیهاست!
اگر پاسخى براى آن روز آماده کرده اید، بسم الله، و گرنه خود را براى کیفر الهى آماده کنید.
آن روز قطعاً از کار خود پشیمان خواهید شد ولى این پشیمانى قطعاً براى شما سودى نخواهد داشت چرا که پرونده اعمال بسته شده، و راهى براى بازگشت به گذشته وجود ندارد.

بخش هفتم استمداد از طایفه انصار

«ثُمَّ رَمَتْ بِطَرْفِها نَحْوَ الاَْنصارِ فَقالَتْ:
یا مَعْشَرَ الْفِتْیَةِ (النَّقِیبَةِ) وَ اَعْضادَ الْمِلَّةِ وَ حَضَنَةَ الاِْسْلامِ! ما هذِهِ الْغَمِیزَةُ فِی حَقّی وَ السِّنَةُ عَنْ ظُلامَتِی؟
اَما کانَ رَسُولُ اللهِ(صلى الله علیه وآله) اَبِی یَقُولُ : «اَلْمَرُء یُحْفَظُ فِی وُلْدِهِ»؟
سَرْعانَ ما اَحْدَثْتُمْ وَ عَجلانَ ذا اِهالَة، وَ لَکُمْ طاقَةٌ بِما اُحاوِلُ وَ قُوَّةٌ عَلى ما اَطْلُبُ وَ اُزاوِلُ.
اَتَقُولُونَ ماتَ مُحَمَّدٌ(صلى الله علیه وآله) فَخَطْبٌ جَلِیلٌ اسْتَوْسَعَ وَهْنُهُ، وَ اسْتَنْهَرَ فَتْقُهُ، وَانْفَتَقَ رَتْقُهُ، وَ اُظْلِمَتِ الاَرْضُ لِغَیْبَتِهِ، وَ کُسِفَتِ النُّجُومُ لِمُصِیبَتِهِ، وَ اَکْدَتِ الاْمالُ، وَ خَشَعَتِ الْجِبالُ، وَ اُضِیعَ الْحَرِیمُ، وَ اُزِیلَتِ الْحُرْمَةُ عِنْدَ مَماتِهِ.
فَتِلْکَ وَاللهِ النَّازِلَةُ الْکُبْرى، وَ الْمُصِیبَةُ الْعُظْمى، لا مِثْلُها نازِلَةٌ، وَ لا بائِقَةٌ عاجِلَةٌ، اَعْلَنَ بِها کِتابُ اللهِ جَلَّ ثَناؤُهُ فِی اَفْنِیَتِکُمْ وَ فِی مُمْساکُمْ وَ مُصْبَحِکُمْ، هُتافاً وَ صُراخاً، وَ تِلاوَةً وَ اَلْحاناً، وَ لَقَبْلَهُ ما حَلَّ بِاَنْبِیاء اللهِ وَ رُسُلِهِ حُکْمٌ فَصْلُ، وَ قَضاءُ حَتْمٌ.
(وَمَا مُحَمَّدٌ إِلاَّ رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَّاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِکُمْ وَمَنْ یَنْقَلِبْ عَلَى عَقِبَیْهِ فَلَنْ یَضُرَّ اللهَ شَیْئاً وَسَیَجْزِى اللهُ الشَّاکِرِینَ).(124)
اِیْهاً بَنِی قَیْلَةَ! اَاُهْضَمُ تُراثَ اَبِیهَ وَ اَنْتُمْ بمرْأىً مِنِّی وَ مَسْمَع وَ مُنْتَدىً وَ مَجْمَع؟ تَلْبَسُکُمُ الدَّعْوَةُ وَ تَشْمَلُکُمُ الْخُبْرَةُ وَ اَنْتُمْ ذَوُو الْعَدَدِ وَ الْعُدَّةِ وَ الاَْداةِ وَ الْقُوَّةِ، وَ عِنْدَکُمُ السِّلاحُ وَ الْجُنَّةُ، تُوافِیکُمُ الدَّعْوَةُ فَلا تُجِیبُونَ، وَ تَأْتِیَکُمُ الصَّرْخَةُ فَلا تُغِیثُونَ (تُعینُونَ)، وَ اَنْتُمْ مَوْصُوفُونَ بِالْکِفاحِ، مَعْرُوفُونَ بِالْخَیْرِ وَ الصَّلاحِ، وَ النُّخْبَةُ الَّتِی انْتُخِبَتْ وَالْخِیَرَةُ الَّتِی اخْتِیَرَتْ.
قاتَلْتُمُ الْعَرَبَ، وَ تَحَمَّلْتُمُ الْکَدَّ وَ التَّعَبَ، وَ ناطَحْتُمُ الاُْمَمَ وَ کافَحْتُمُ الْبُهَمَ، لا نَبْرَحُ اَوْ تَبْرَحُونَ، نَأْمُرُکُمْ فَتَأْتَمِرُونَ، حَتّى اِذا دارَتْ بِنا رَحَى الاِْسْلامِ، وَدرَّ حَلْبُ الاَْیّامِ، وَ خَضَعَتْ نَعْرَةُ الشِّرْکِ، وَ سَکَنَتْ فَوْرَةُ الاِْفْکِ، وَ خَمَدَتْ نِیرانُ الْکُفْرِ، وَ هَدَأَتْ دَعْوَةُ الْهَرْجِ، وَ اسْتَوْثَقَ (اِسْتَوسَقَ) نِظام الدِّینِ، فَاَنّى حِرْتُمْ بَعْدَ الْبَیانِ؟ وَ اَسْرَرْتُمْ بَعْدَ الاِْعْلانِ؟ وَ نَکَصْتُمْ بَعْدَ الاِْقْدامِ؟ وَ اَشْرَکْتُمْ بَعْدَ الاِْیمانِ؟
(أَلاَ تُقَاتِلُونَ قَوْماً نَّکَثُوا أَیْمَانَهُمْ وَهَمُّوا بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُمْ بَدَءُوکُمْ أَوَّلَ مَرَّة أَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ کُنتُمْ مُؤْمِنِینَ).(125)
اَلا قَدْ اَرى اَنْ قَدْ اَخْلَدْتُمْ اِلَى الْخَفْضِ، وَ اَبْعَدْتُمْ مَنْ هُوَ اَحَقُّ بِالْبَسْطِ وَ الْقَبْضِ، قَدْ خَلَوْتُمْ بِالدَّعَةِ، وَ نَجَوتُمْ مِنَ الضِّیقِ بِالسِّعَةِ، فَمَجَجْتُمْ ما وَعَیْتُمْ، وَ دَسَعْتُمُ الَّذِى تَسَوَّغْتُمْ.
فَـ (إِنْ تَکْفُرُوا أَنْتُمْ وَمَنْ فِى الاَْرْضِ جَمِیعاً فَإِنَّ اللهَ لَغَنِىٌّ حَمِیدٌ).(126)
اَلا وَ قَدْ قُلْتُ عَلى مَعْرِفَة مِنِّی بِالْخَذْلَةِ الَّتِی خامَرَتْکُمْ وَ الْغَدْرَةِ الَّتِی اسْتَشْعَرَتْها قُلُوبُکُمْ، وَ لکِنَّها فَیْضَةُ النَّفْسِ، وَ نَفْثَةُ الْغَیْضِ (الْغَیْظِ)، وَ خَوْرُ الْقَناةِ، وَ بَثَّةُ الصَّدْرِ، وَ تقَدْمِةُ الْحُجَّةِ.
فَدُونَکُمُوها فَاحْتَقِبُوها دَبْرَةَ الظَّهْرِ نَقِیبَةَ (نقبه) الْخُفِّ، باقِیَةَ الْعارِ، مَوْسُومَةً بِغَضَبِ اللهِ وَشنَارِ الاَْبَدِ، مَوْصُولَةً بِنارِ اللهِ الْمُوقَدَةِ الَّتِی تَطَّلِعُ عَلَى الاَْفْئِدَةَ.
فَبِعَیْنِ اللهِ ما تَفْعَلُونَ.
(وَسَیَعْلَمُ الَّذِینَ ظَلَمُوا أَىَّ مُنقَلَب یَنقَلِبُونَ).(127)
وَ اَنا ابْنَةُ نَذِیر لَکُمْ بَیْنَ یَدَیْ عَذاب شَدِید، فَاعْلَمُوا (إِنَّا عَامِلُونَ * وَانتَظِرُوا إِنَّا مُنتَظِرُونَ)(128);
ترجمه:
سپس بانوى اسلام گروه انصار را مخاطب ساخته و با آهنگى رسا و محکم و کوبنده ادامه سخن داد و چنین فرمود:
اى جوانمردان! و اى بازوان توانمند ملت و یاران اسلام! این نادیده گرفتن حق مسلم من از سوى شما چیست؟ این چه تغافلى است که در برابر ستمى که بر من وارد شده نشان مى دهید؟!
آیا رسول خدا(صلى الله علیه وآله) پدرم نمى فرمود: «احترام هر کس را در مورد فرزندان او باید نگاه داشت؟»
چه زود اوضاع را دگرگون ساختید، و چه با سرعت به بیراهه گام نهادید، با این که توانایى بر احقاق حق من دارید، و نیروى کافى بر آنچه مى گویم در اختیار شماست.
آیا مى گوئید: محمّد(صلى الله علیه وآله) از دنیا رفت ـ و با مردن او همه چیز تمام شد، و خاندان او باید به دست فراموشى سپرده شوند و سنّتش پایمال گردد؟ ـ .
آرى مرگ او مصیبت و ضربه دردناکى بر جهان اسلام بود، فاجعه سنگینى است که بر همه، غبار غم فرو ریخت، و شکافش هر روز آشکارتر، و گسستگى آن دامنه دارتر، و وسعتش فزونتر مى گردد، زمین از غیبت او تاریک، و ستارگان براى مصیبتش بى فروغ، و امیدها به یأس مبدل گشت، کوه ها متزلزل گردید احترام افراد پایمال شد و با مرگ او حرمتى باقى نماند!
به خدا سوگند این حادثه اى است عظیم، و مصیبتى است بزرگ، و ضایعه اى است جبران ناپذیر.
ولى فراموش نکنید اگر پیامبر(صلى الله علیه وآله) رفت قرآن مجید قبلا از آن خبر داده بود، همان قرآنى که پیوسته در خانه هاى شماست، و صبح و شام با صداى بلند و فریاد ـ و یا ـ آهسته و با الحان مختلف در گوش ما خوانده مى شود، پیامبران پیشین نیز قبل از او با این واقعیت روبه رو شده بودند چرا که مرگ فرمان تخلف ناپذیر الهى است.
آرى قرآن صریحاً گفته بود : «محمّد(صلى الله علیه وآله) فقط فرستاده خداست، و پیش از او فرستادگان دیگرى نیز بودند، آیا اگر او بمیرد و یا کشته شود شما به عقب بر مى گردید؟ (و اسلام را رها کرده به دوران جاهلیّت و کفر بازگشت خواهید نمود؟) و هر کس به عقب بازگردد هرگز به خداوند ضررى نمى زند و خداوند بزودى شاکران (و استقامت کنندگان) را پاداش خواهد داد».
عجبا! اى فرزندان «قیله»(129)! آیا ارث من باید پایمال گردد و شما آشکارا مى بینید و مى شنوید، و در جلسات و مجمع شما این معنا گفته مى شود و اخبارش به خوبى به شما مى رسد و باز هم خاموش نشسته اید؟ با این که داراى نفرات کافى و تجهیزات و نیروى وسیع و سلاح و سپر هستید، دعوت مرا مى شنوید و لبیک نمى گویید؟ و فریاد من در میان شما طنین افکن است و به فریاد نمى رسید؟ با این که شما در شجاعت زبانزد مى باشید و در خیر و صلاح معروفید، و شما برگزیدگان اقوام و قبائل هستید.
با مشرکان عرب پیکار کردید و رنج ها و محنت ها را تحمل نمودید، شاخ هاى گردنکشان را درهم شکستید، و با جنگجویان بزرگ دست و پنجه نرم کردید، و شما بودید که پیوسته با ما حرکت مى کردید، و در خط ما قرار داشتید، دستورات ما را گردن مى نهادید و سر بر فرمان ما داشتید، تا آسیاى اسلام بر محور وجود خاندان ما به گردش درآمد، و شیر در پستان مادر روزگار فزونى گرفت، نعره هاى شرک در گلوها خفه شد و شعله هاى دروغ فرو نشست، آتش کفر خاموش گشت، و دعوت به پراکندگى متوقف شد و نظام دین محکم گشت.
پس چرا بعد از آن همه بیانات قرآن و پیامبر(صلى الله علیه وآله) امروز حیران مانده اید؟ چرا حقایق را بعد از آشکار شدن مکتوم مى دارید و پیمان هاى خود را شکسته اید، و بعد از ایمان راه شرک پیش گرفته اید؟
«آیا با گروهى که پیمان هاى خود را شکستند و تصمیم به اخراج پیامبر(صلى الله علیه وآله) گرفته اند پیکار نمى کنید؟ در حالى که آنها نخستین بار (پیکار با شما را) آغاز کردند، آیا از آنها مى ترسید؟ با این که خداوند سزاوارتر است که از او بترسید، اگر مؤمن هستید».
آگاه باشید من چنین مى بینم که شما رو به راحتى گذارده اید، و عافیت طلب شده اید، کسى را که از همه براى زعامت و اداره امور مسلمین شایسته تر بود دور ساختید، و به تن پرورى و آسایش در گوشه خلوت تن دادید، و از فشار و تنگناى مسئولیت ها به وسعت بى تفاوتى روى آوردید.
آرى آنچه را از ایمان و آگاهى در درون داشتید بیرون افکندید، و آب گوارایى را که نوشیده بودید به سختى از گلو برآوردید!
اما فراموش نکنید خداوند مى فرماید: «اگر شما و همه مردم روى زمین کافر شوید (به خدا زیانى نمى رسد، چرا که) خداوند بى نیاز و شایسته ستایش است».
بدانید و آگاه باشید من آنچه را باید بگویم، گفتم، با این که بخوبى مى دانم ترک یارى حق با گوشت و پوست شما آمیخته، و عهدشکنى قلب شما را فرا گرفته است ولى چون قلبم از اندوه پر بود ـ و احساس مسئولیت شدیدى مى کردم ـ کمى از غم هاى درونى ام بیرون ریخت، و اندوهى که در سینه ام موج مى زد خارج شد، تا با شما اتمام حجت کنم و عذرى براى احدى باقى نماند.
اکنون که چنین است این مرکب خلافت و آن فدک، همه از آنِ شما، محکم بچسبید و رها نکنید، ولى بدانید این مرکبى نیست که بتوانید راه خود را بر آن ادامه دهید: پشتش زخم، و کف پایش شکسته است! داغ ننگ بر آن خورده، و غضب خداوند علامت آن است، و رسوایى ابدى همراه آن، و سرانجام به آتش برافروخته خشم الهى که از دل ها سر بر مى کشد خواهد پیوست!
فراموش نکنید آنچه را انجام مى دهید در برابر خداست.
«آنها که ستم کردند بزودى مى دانند که بازگشتشان به کجاست!»
و من دختر پیامبرى هستم که شما را در برابر عذاب شدید انذار کرد، «آنچه از دست شما بر مى آید انجام دهید، ما هم انجام مى دهیم; و انتظار بکشید، ما هم منتظریم!».