زهرا(س) برترین بانوی جهان

نویسنده : آیت الله ناصر مکارم شیرازی

4ـ هشدار به اصحاب و یاران پیامبر(صلى الله علیه وآله)

بانوى اسلام(علیها السلام)، این فریادگر زمان، به آنها هشدار مى دهد که اگر یادگار بزرگ پیامبر(صلى الله علیه وآله) (قرآن) را رها کنید و دست به دامان غیر آن بزنید، و افکار ناتوان خود را بر تعلیمات اسلام مقدّم دارید، و به بهانه مصلحت اندیشى ها یا جلوگیرى از فتنه ها خود را حاکم بر قرآن بدانید، نه محکوم فرمان آن، زیان بزرگى دامان شما را خواهد گرفت.
آتش فتنه در جامعه شما هرگز خاموش نخواهد شد، و از آنچه مى ترسید در آن واقع مى شوید، روح اسلام از میان شما رخت بر مى بندد و جز قشرى بى مغز، و ظاهرى بى محتوا چیزى باقى نخواهد ماند.

بخش ششم داستان غصب فدک و بهانه هاى غاصبان و پاسخ هاى کوبنده آن

«ثُمَّ لَمْ تَلْبَثُوا اِلاّ رَیْثَ [اِلى رَیْثَ] اَنْ تَسْکُنَ نَفْرَتُها، وَیَسْلَسَ قِیادُها، ثُمَّ اَخَذْتُمْ تُورُونَ وَقْدَتَها وَ تُهَیِّجُونَ جَمْرَتَها، وَ تَسْتَجِیبُونَ لِهِتافِ الشَّیْطانِ الْغَوِیِّ وَ اِطْفاءِ اَنْوارِ الدِّینِ الْجَلِیِّ وَ اِخْمادِ سُنَنِ النَّبِیِّ الصَّفِیِّ.
تُسِرُّونَ حَسْواً فِی ارْتِغاء، وَ تَمْشُونَ لاَِهْلِهِ وَ وُلْدِهِ فِى الْخَمَرِ وَ الضَّرّاءِ، وَ نَصْبِرُ مِنْکُمْ عَلى مِثْلِ حَزِّ الْمُدى، وَ وَخْزِ السِّنانِ فِی الْحَشا.
وَ اَنْتُمْ اَلاْنَ تَزْعَمُونَ اَنْ لا اِرْثَ لَنا؟
اَفَحُکْمَ الْجاهِلِیَّةِ تَبْغُونَ؟ (وَمَنْ أَحْسَنُ مِنْ اللهِ حُکْماً لِقَوْم یُوقِنُونَ).(116) اَفَلا تَعْلَمُونَ؟ بَلى تَجَلّى لَکُمْ کَالشَّمْسِ الضّاحِیَةِ اَنِّی ابْنَتُهُ.
اَیُّهَا الْمُسْلِمُونَ اَاُغْلَبُ عَلى اِرْثِیه؟
یَابْن اَبِی قُحافَةَ! اَفِی کِتابِ اللهِ اَنْ تَرِثَ اَباکَ وَ لا اَرِثَ اَبِی؟ لَقَدْ جِئْتَ شَیْئاً فَرِیّاً.
اَفَعَلى عَمْد تَرَکْتُمْ کِتابَ اللهِ وَ نَبَذْتُمُوهُ وَراءَ ظُهُورِکُمْ اِذْ یَقُولُ : (وَوَرِثَ سُلَیْمَانُ دَاوُدَ).(117)
وَ قالَ فیمَا اقْتَصَّ مِنْ خَبَرِ یَحْیَى بْنِ زَکَرِیّا اِذْ قالَ : (فَهَبْ لِى مِنْ لَّدُنْکَ وَلِیّاً * یَرِثُنِى وَیَرِثُ مِنْ آلِ یَعْقُوبَ).(118)
وَ قالَ : (وَأُوْلُوا الاَْرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلَى بِبَعْض فِى کِتَابِ اللهِ).(119)
وَ قالَ : (یُوصِیکُمُ اللهُ فِى أَوْلاَدِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الاُْنثَیَیْنِ).(120)
وَ قالَ : (إِنْ تَرَکَ خَیْراً الْوَصِیَّةُ لِلْوَالِدَیْنِ وَالاَْقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقّاً عَلَى الْمُتَّقِینَ).(121)
وَ زَعَمْتُمْ اَنْ لا حَظْوَةَ لِی وَ لا اَرِثُ مِنْ اَبِی؟ وَ لا رَحِمَ بَیْنَنا؟ اَفَخَصَّکُمُ اللهُ بِآیَة اَخْرَجَ مِنْها اَبِی؟ اَمْ هَلْ تَقُولُونَ اِنَّ اَهْلَ مِلَّتَیْنِ لا یَتَوارَثانِ؟ اَوَ لَسْتُ اَنَا وَ اَبِی مِنْ اَهْلِ مِلَّة واحِدَة اَمْ اَنْتُمْ اَعْلَمُ بِخُصُوصِ الْقُرآنِ وَ عُمُومِهِ مِنْ اَبِی وَ ابْنِ عَمِّی؟
فَدُونَکَها مَخْطُومَةً مَرْحُولَةً، تَلْقاکَ یَوْمَ حَشْرِکَ، فَنِعْمَ الْحَکَمُ اللهُ، وَالزَّعِیمُ مُحَمَّد (صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ)، وَ الْمَوْعِدُ الْقِیامَةُ، وَ عِنْدَ السّاعَةِ یَخْسَرُ الْمُبْطِلُونَ وَ لا یَنْفَعُکُمْ اِذْ تَنْدَمُونَ، (وَ لِّکُلِّ نَبَإ مُسْتَقَرٌّ وَسَوْفَ تَعْلَمُونَ)(122) (مَنْ یَأْتِیهِ عَذَابٌ یُخْزِیهِ وَیَحِلُّ عَلَیْهِ عَذَابٌ مُّقِیمٌ)(123);
ترجمه:
آرى، شما ناقه خلافت را در اختیار گرفتید، حتى این اندازه صبر نکردید که رام گردد، و تسلیمتان شود، ناگهان آتش فتنه ها را برافروختید، و شعله هاى آن را به هیجان درآوردید و نداى شیطان اغواگر را اجابت نمودید، و به خاموش ساختن انوار تابان آیین حق و از میان بردن سنّت هاى پیامبر پاک الهى پرداختید. به بهانه گرفتن کف ـ از روى شیر ـ آن را به کلى تا ته مخفیانه نوشیدید.
ظاهراً سنگ دیگران را به سینه مى زدید اما باطناً در تقویت کار خود بودید.
براى منزوى ساختن خاندان و فرزندان او به کمین نشستید، ما نیز چاره اى جز شکیبایى ندیدیم، همچون کسى که خنجر بر گلوى او و نوک نیزه بر دل او نشسته باشد!
عجب این که شما چنین مى پندارید که خداوند ارثى براى ما قرار نداده ـ و ما از پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله) ارث نمى بریم! ـ .
آیا از حکم جاهلیّت پیروى مى کنید؟ چه کسى حکمش از خدا بهتر است براى آنها که اهل یقینند؟
آیا شما این مسائل را نمى دانید؟ آرى مى دانید، و همچون آفتاب براى شما روشن است که من دختر اویم.
شما اى مسلمانان! آیا باید ارث من به زور گرفته شود; اى فرزند ابى قحافه! به من پاسخ ده! آیا در قرآن است که تو از پدرت ارث ببرى و من از پدرم ارثى نبرم؟ چه سخن ناروایى!
آیا عمداً کتاب خدا را ترک گفتید و پشتِ سر افکندید؟ در حالى که مى فرماید: «و سلیمان وارث داود شد».
و در داستان یحیى بن زکریا مى گوید: «(خداوندا!) تو از نزد خود جانشینى به من ببخش که وارث من و دودمان یعقوب باشد».
و نیز مى فرماید: «و خویشاوندان نسبت به یکدیگر در احکامى که خدا مقرّر (از دیگران) سزاوارترند».
و نیز مى گوید: «خداوند درباره فرزندانتان به شما سفارش مى کند که سهم (میراث) پسر به اندازه سهم دو دختر باشد».
و نیز فرموده: «(اگر کسى مالى از خود بگذارد) براى پدر و مادر و نزدیکان بطور شایسته وصیت کند، این حقى است بر پرهیزکاران».
شما چنین پنداشتید که من هیچ بهره و ارثى از پدرم ندارم؟ و هیچ نسبت و خویشاوندى در میان ما نیست؟!
آیا خداوند آیه اى مخصوص شما نازل کرده است که پدرم را از آن خارج ساخته؟
یا مى گویید: پیروان دو مذهب از یکدیگر ارث نمى برند، و من با پدرم یک مذهب نداریم؟
یا این که شما به عام و خاص قرآن از پدرم و پسر عمویم آگاهترید؟ حال که چنین است پس بگیر آن ـ ارث مرا ـ که همچون مرکب آماده و مهار شده آماده بهره بردارى است و بر آن سوار شو،
ولى بدان در قیامت تو را دیدار مى کند و بازخواست مى نماییم، و در آن روز چه جالب است که داور خداست، و مدّعىِ تو محمّد(صلى الله علیه وآله)، و موعدِ داورى، رستاخیز، و در آن روز باطلان زیان خواهند دید، اما پشیمانى به حال شما سودى نخواهد داشت!
بدانید: «هر چیزى ـ که خداوند به شما داده سرانجام ـ قرارگاهى دارد ـ و در موعد خود انجام مى گیرد ـ و بزودى خواهید دانست» «بزودى خواهید دانست چه کسى عذاب خوار کننده به سراغش خواهد آمد و مجازات جاودان بر او وارد خواهد شد»!

تفسیر فشرده