زهرا(س) برترین بانوی جهان

نویسنده : آیت الله ناصر مکارم شیرازی

تفسیر فشرده

در این بخش از کلام بانوى اسلام(علیها السلام) نیز اشارات پرمعنایى به یک رشته از مسائل مهم درباره شخص پیامبر(صلى الله علیه وآله)شده است از جمله:
1ـ در نخستین تعبیراتش به گوهر ممتاز پیامبر(صلى الله علیه وآله) اشاره مى فرماید، چیزى که در سایر احادیث اسلامى نیز به آن اشاره شده است; و در این جا بحث مهمى مطرح است و آن این که آیا ساختمان وجودى پیامبر(صلى الله علیه وآله) به کلى با دیگران متفاوت بوده است؟ و اگر چنین است پس معصوم بودنش لازمه این گوهر پاک است، و طبعاً افتخارى محسوب نمى شود.
و اگر گوهرش متفاوت نیست پس این تعبیرات در کلام بانوى اسلام چه هدفى را تعقیب مى کند؟
حقیقت این است که افتخارات و مواهب پیامبران و امامان بخشى ذاتى و بخشى اکتسابى است، و با توجه به این ترکیب بندى خاص بسیارى از سؤالات پاسخ گفته مى شود.
به تعبیر دیگر، خداوند حکیمى که آن مأموریت عظیم را بر عهده پیامبرش مى گذارد آمادگى هاى ذاتى به او مى بخشد: گوهرى ممتاز، هوشى سرشار، اراده اى آهنین، عزمى راسخ، و علمى وافر و تشخیصى صائب به او مى دهد، و گرنه از یک فرد ضعیف این رسالت بزرگ ساخته نیست و نقض غرض خواهد شد.
و این امر هرگز غیر عادلانه نیست، همان گونه که عضلات بازو نسبت به عضلات ظریف پلک هاى چشم، فوق العاده متفاوت است، چرا که مسئولیت یکى تکان داند یک پلک کوچک مى باشد، در حالى که مسئولیت دیگرى برداشتن بارهاى عظیم و کارهاى سنگین است، و اگر غیر از این بود بر خلاف عدالت بود.
اما با این حال چنان نیست که گوهر ذاتى پیامبر(صلى الله علیه وآله) اراده و اختیار را از او سلب کند، او نیز قدرت بر گناه دارد، هر چند هرگز گناه نمى کند.
تعجب نکنید، بسیارى از مردم عادى نیز در برابر بعضى از گناهان همین حالت را دارند، فى المثل هر کس توانایى دارد که به صورت برهنه مادرزاد در برابر جمعیّت ظاهر شود، و یا قدرت دارد در یک شب سرد زمستانى بدون لباس در میان برف ها بخوابد، ولى در عین حال جز افراد دیوانه چنین کارى را انجام نمى دهند.
پیامبران و امامان معصوم نیز در برابر همه گناهان چنین حالى را دارند.
این نیز قابل توجه است که معصومان به نسبت گوهر پاکشان مسئولیت سنگین ترى دارند و کمترین ترک اولى از آنها پذیرفته نیست.
و این تعبیر حضرت فاطمه(علیها السلام) که مى فرماید: «عِلْماً مِنَ اللهِ تَعالى بِمائِلِ الاُْمُورِ، وَ اِحاطَةً بِحَوادِثِ الدُّهُورِ» اشاره به همین نکته است که خداوند چون رسالت سنگین آینده پیامبر را مى دانست گوهر او را چنین والا آفرید.
2ـ او براى تکمیل اوامر الهى آمده بود، و براى اجراى فرمان هاى تکوینى او.
این تعبیر پر معنا مى تواند اشاره اى به مسأله خاتمیت پیامبر(صلى الله علیه وآله) و نیز اشاره به مسأله تکمیل مواهب تکوینى از طریق تشریع و احکام الهى باشد ـ دقت کنید.
3ـ دختر گرامى پیامبر(صلى الله علیه وآله) در این فراز از سخنانش به وضع رقت بار امّت ها قبل از بعثت اشاره مى کند که چگونه در ظلمت خرافات گرفتار بودند، مجوس در برابر آتشکده ها تعظیم مى کردند، و عرب در مقابل بتکده ها، و هر کدام از ملت هاى دیگر نیز به نوعى از انحراف و پراکندگى گرفتار بودند.
و چه جالب مى فرماید : «آنها در عین شناخت خدا، منکرِ او بودند» که اشاره اى است گویا به مسأله «توحید فطرى» که در سرشت همه انسانهاست.
4ـ در قسمت دیگرى از این بیان به برکات وجود پیامبر(صلى الله علیه وآله) و آثار قیام او اشاره مى کند که چگونه او ابرهاى تیره و تار اوهام را از افق افکار دور ساخت و زنگار جهل و خرافات را از آیینه دل ها زدود، و پرده هایى که بر چشم ها افتاده بود و از مشاهده حق مانع مى شد درید، و به آیینى که «صراط مستقیم» و حدّ واسطى است میان افراط ها و تفریط ها، دعوت فرمود.
و براى درک عمق این سخن باید مقایسه دقیقى میان وضع مردم در عصر جاهلیّت، و بعد از ظهور اسلام کرد، تا این واقعیت روشن تر گردد، و بانوى اسلام(علیها السلام) این کار را در خطبه خود فرموده است.
5ـ مرگ پر افتخار(صلى الله علیه وآله) یکى دیگر از مسائل قابل ملاحظه اى است که در این فراز از خطبه تاریخى بانوى اسلام(علیها السلام)آمده است:
او که مرغ بلند پرواز روحش سالیان دراز در قفس تن در این دنیاى فانى زندانى و گرفتار بود، بعد از اداى رسالت، و انجام مسئولیت خود، قفس را شکست و به سوى کوى دوست پر کشید، و در هواى سر کویش پر و بال زد، و در میان فرشتگان والا مقام آسمان جاى گرفت!

بخش سوّم اهمیت کتاب الله و اسرار و فلسفه احکام

«ثُمَّ الْتَفَتَتْ عَلَیْهَا السَّلامُ اِلى اَهْلِ الْمَجْلِسِ وَ قالَتْ:
اَنْتُمْ عِبادُ اللهِ نُصْبَ اَمْرِهِ وَ نَهْیِهِ، وَ حَمَلَةُ دِینِهِ وَ وَحْیِهِ، وَ اُمَناءُ اللهِ عَلى اَنْفُسِکُمْ، وَ بُلَغاؤُهُ اِلَى الاُْمَمِ.
وَ زَعِیمُ حَقٍّ لَهُ فِیکُمْ، وَ عَهْدٌ قَدَّمَهُ اِلَیْکُمْ.
وَ بَقِیَّةٌ اسْتَخْلَفَها عَلَیْکُمْ: کِتابُ اللهِ النّاطِقُ، وَ الْقُرْآنِ الصّادِقُ، وَ النُّورُ السّاطِعُ، وَ الضِّیاءُ اللاّمِعُ، بَیِّنَةٌ بَصائِرُهُ، مُنْکَشِفَةٌ سَرائِرُهُ، مُتَجَلِّیَةٌ ظَواهِرُهُ، مُغْتَبِطٌ بِهِ اَشْیاعُهُ، قائِدٌ اِلَى الرِّضْوانِ اتِّباعُهُ، مُؤَدٍّ اِلَى النَّجاةِ اسْتِماعُهُ، بِهِ تُنالُ حُجَجُ اللهِ الْمُنَوَّرَةُ، وَ عَزائِمُهُ الْمُفَسَّرَةُ، وَ مَحارِمُهُ الْمُحَذَّرَةُ، وَ بَیِّناتُهُ الْجالِیَةُ، وَ بَرَاهِینُهُ الْکافِیَةُ، وَ فضایلهُ الْمَنْدُوبَةُ، وَ رُخَصُهُ الْمَوْهُوبَةُ، وَ شَرایِعُهُ الْمَکْتُوبَةُ.
فَجَعَلَ اللهُ الاِْیمانَ تَطْهیراً لَکُمْ مِنَ الشِّرْکِ، وَ الصَّلاةَ تَنْزیهاً لَکُمْ عَنِ الْکِبْرِ، وَ الزَّکاةَ تَزْکِیَةً لِلنَّفْسِ، وَ نَماءً فِی الرِّزْقِ، وَ الصِّیامَ تَثْبِیتاً لِلاِْخْلاصِ، وَ الْحَجَّ تَشْیِیداً لِلدِّینِ، وَ الْعَدْلَ تَنْسِیقاً لِلْقُلُوبِ، وَ طاعَتَنا نِظاماً لِلْمِلَّةِ، وَ اِمامَتَنا اَماناً مِنَ الْفُرْقَةِ [لِلْفُرْقَةِ]، وَ الْجِهادَ عِزاً لِلاِْسْلامِ، وَ الصَّبْرَ مَعُونَةً عَلَى اسْتِیجابِ الاَجْرِ، وَ الاَْمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعامَّةِ، وَ بِرَّ الْوالِدَیْنِ وِقایَةً مِنَ السُّخْطِ، وَ صِلَةَ الاَْرْحامِ مَنْماةً لِلْعَدَدِ، وَ الْقِصاصَ حَقْناً لِلدِّماءِ، وَ الْوَفاءَ بِالنَّذْرِ تَعْرِیضاً لِلْمَغْفِرَةِ، وَ تَوْفِیَةَ الْمَکایِیلِ وَ الْمَوازِینِ تَغْیِیراً لِلْبَخْسِ، وَ النَّهْیَ عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزِیهاً عَنِ الرِّجْسِ، وَ اجْتِنابَ الْقَذْفِ حِجاباً عَنِ اللَّعْنَةِ، وَ تَرْکَ السَّرِقَةِ اِیجاباً لِلْعِفَّةِ، وَ حَرَّمَ اللهُ(110) الشِّرْکَ اِخْلاصاً لَهُ بِالرُّبُوبِیَّةِ.
فَـ (اتَّقُوا اللهَ حَقَّ تُقَاتِهِ وَلاَ تَمُوتُنَّ إِلاَّ وَأَنْتُمْ مُّسْلِمُونَ).(111)
وَ اَطِیعُوا اللهَ فِیما اَمَرَکُمْ بِهِ وَ نَهاکُمْ عَنْهُ، فَاِنَّهُ (إِنَّمَا یَخْشَى اللهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ)(112);
ترجمه:
سپس رو به اهل مجلس کرد و مسئولیت سنگین مهاجران و انصار را بر شمرد و فرمود:
شما اى بندگان خدا! مسئولان امر و نهى پروردگار و حاملان دین و وحى او هستید، و نمایندگان خدا بر خویشتن و مبلّغان او به سوى امّت ها مى باشید.
پاسدار حق الهى در میان شما، و حافظ پیمان خداوند که در دسترس همه شماست و آنچه پیامبر(صلى الله علیه وآله)بعد از خود در میان امت به یادگار گذارده، کتاب الله ناطق، و قرآن صادق، و نور آشکار و روشنایى پر فروغ است.
کتابى که دلایلش روشن، باطنش آشکار، ظواهرش پر نور، و پیروانش پر افتخار.
کتابى که عاملان خود را به بهشت فرا مى خواند، و مستمعینش را به ساحل نجات رهبرى مى کند.
از طریق آن به دلایل روشن الهى مى توان نائل گشت، و تفسیر واجبات او را دریافت، و شرح محرمات را در آن خواند، و براهین روشن و کافى را بررسى کرد، و دستورات اخلاقى و آنچه مجاز و مشروع است در آن مکتوب یافت.
سپس افزود:
خداوند «ایمان» را سبب تطهیر شما از شرک قرار داده.
و «نماز» را وسیله پاکى از کبر و غرور.
«زکات» را موجب تزکیه نفس و نموّ روزى.
«روزه» را عامل تثبیت اخلاص.
«حجّ» را وسیله تقویت آیین اسلام.
«عدالت» را مایه هماهنگى دل ها.
«اطاعت» ما را باعث نظام ملت اسلام.
و «امامت» ما را امان از تفرقه و پراکندگى.
«جهاد» را موجب عزّت اسلام.
«صبر و شکیبایى» را وسیله اى براى جلب پاداش حق.
«امر به معروف» را وسیله اى براى اصلاح توده هاى مردم.
«نیکى به پدر و مادر» را موجب پیشگیرى از خشم خدا.
«صله رحم» را وسیله افزایش جمعیّت و قدرت.
«قصاص» را وسیله حفظ نفوس.
«وفاى به نذر» را موجب آمرزش.
«جلوگیرى از کم فروشى» را وسیله مبارزه با کمبودها.
«نهى از شرابخوارى» را سبب پاکسازى از پلیدى ها.
«پرهیز از تهمت و نسبت هاى ناروا» را حجابى در برابر غضب پروردگار.
«ترک دزدى» را براى حفظ عفت نفس.
و «تحریم شرک» را براى اخلاص بندگى و ربوبیت حق.
اکنون که چنین است تقواى الهى پیشه کنید، و آنچنان که شایسته مقام اوست، از مخالفت فرمانش بپرهیزید، و تلاش کنید که مسلمان از دنیا بروید.
خدا را در آنچه امر یا نهى فرموده، اطاعت کنید ـ و راه علم و آگاهى را پیش گیرید ـ چرا که:
از میان بندگان خدا، تنها عالمان و آگاهان از او مى ترسند و احساس مسئولیت مى کنند».

تفسیر فشرده

در این بخش از خطبه بانوى اسلام(علیها السلام) نیز به نکات مهمى اشاره شده، از آن جمله:
1ـ مسئولیت سنگین مسلمانان در ابلاغ رسالت و گسترش اسلام در جهان، و پاسدارى از قوانین و تعلیمات و ارزش هاى اسلامى، مسئولیت هاى خطیرى که اگر آن را به دست فراموشى بسپارند باید منتظر مجازات و کیفر الهى و دورى از رحمت بى پایانش باشند.
2ـ عظمت قرآن ناطق را به عنوان یک کتاب ناطق و نور آشکار و چراغ پرفروغ که با ظلمت هاى جهل و تعصب و خرافات به مبارزه بر مى خیزد دقیقاً گوشزد فرموده است.
همان کتابى که ظاهرش زیبا و پرنور، باطنش آشکار و پربار، دلایلش قانع کننده و نجات بخش است.
همان رهبرى که نجات پیروان خود را تضمین کرده، و دعوت آنها را به بهشت جاویدان بر عهده گرفته است.
همان فرشته نجاتى که با منطق فصیحش دلایل توحید را آشکار ساخته، و مبانى عقیدتى را با براهین روشنش استحکام بخشیده و برنامه هاى عملى را که در مسیر تکامل انسانیّت مورد نیاز اوست تبیین کرده و «مُجاز» را از «ممنوع»، «نیک» را از «بد»، و «حق» را از «باطل» مشخص نموده است.
3ـ در بیان فلسفه احکام ضمن عبارات کوتاهى، داد سخن داده، از ایمان گرفته تا وفاى به نذر، و از توحید گرفته تا ترک کم فروشى، هر یک را با جمله گویایى توصیف نموده است.
چه تعبیر جالبى : «خداوند ایمان را براى پاک ساختن شما از آلودگى شرک قرار داده است»، این تعبیر به خوبى نشان مى دهد که حقیقت توحید و «معرفة الله» در سرشت انسان وجود دارد، اسلام براى آن آمده است که آلودگى هاى عارضى را که از طریق شرک حاصل مى شود، شستشو کند، همان گونه که یک لباس سفید را بعد از آلودگى مى شویند تا رنگ اصلیش آشکار گردد.
خداوند «نماز» را براى دمیدن روح تواضع در انسان ها، و پایین کشیدن سرکشان از مرکب غرور، از طریق سجده و رکوع و نیایش به درگاه پروردگار تشریع فرموده.
«زکات» سبب مى شود که روح انسان از اسارت وابستگى به اموال و زخارف دنیا رهایى یابد، و ثروت جامعه از طریق تقویت بنیه مالى محرومان رشد کند.
«روزه» انسان را بر هواى نفس مسلّط ساخته، و روح اخلاص را در او مى دمد و شکوفه هاى تقوا را بر شاخسار وجودش آشکار مى سازد.
کنگره عظیم اسلامى «حج» پایه هاى اسلام را مستحکم نموده، و قدرت و توان مسلمین را در زمینه هاى مختلف فکرى و فرهنگى و نظامى و سیاسى افزایش مى دهد.
عدالت اجتماعى، کینه ها را از دل مى شوید، و به نابسامانى ها، سامان مى بخشد. خداوند از طریق قبول رهبرى پیشوایان معصوم، به مسلمانان نظام اجتماعى سالم مى دهد و در خط تولید، و دور از هر گونه نفاق و پراکندگى، به حرکت در مى آورد.
همچنین براى هر یک از جهاد و صبر و استقامت و امر به معروف و نهى از منکر و مسائل مربوط به قصاص و پایبند بودن به تعهدات، و مبارزه با کم فروشى و پاکدامنى ها از بى عفتى و ترک شرب خمر، انگشت روى نقاط حساس گذارده و جان کلام را بیان فرموده است.
4ـ بانوى اسلام(علیها السلام) بار دیگر به مسأله مسئولیت مسلمانان در برابر اسلام و قرآن باز مى گردد، و آنها را به تقوا دعوت مى کند، مخصوصاً روى مسأله عاقبت و پایان کار تکیه کرده، و بر این اصل اصرار مىورزد که : مراقب باشید و کارى کنید که مسلمان از دنیا بروید! قلب و جان خود را به نور علم و دانش روشن سازید که فقط آگاهان احساس مسئولیت مى کنند و از خدا مى ترسند و در خط تقوا گام بر مى دارند.