زهرا(س) برترین بانوی جهان

نویسنده : آیت الله ناصر مکارم شیرازی

تفسیر فشرده

در بخش آغازین خطبه مسائلى به چشم مى خورد که شایسته دقت است:
1ـ با توجه به این حقیقت که نعمت هاى پروردگار سراسر وجود ما را احاطه کرده و از فرق تا قدم در آن غرق شده ایم، همین امر حس شکرگزارى را در ما زنده کرده و به معرفت ذات پاکش دعوت مى کند.
این همان است که علماى علم کلام ـ عقاید ـ تحت عنوان «وجوب شکر منعم» در مسأله خداشناسى و وجوب معرفة الله روى آن تکیه مى کنند.
2ـ اگر خداوند بندگان را به شکر نعمت هایش دعوت کرده، نه به خاطر نیاز اوست، بلکه براى آن است که بندگان از این طریق شایستگى بیشتر کسب کنند و مشمول نعمت هاى افزونترى گردند ـ دقت کنید.
3ـ بندگان از اداى حق شکر او عاجزند، چرا که توفیق شکرگزارى او خود نعمت تازه اى است، و ابزار شکرش ـ فکر و دست و زبان ـ همه از نعمت هاى اویند، بنابراین جز اعتراف به عجز، کارى از آنها ساخته نیست.
بنده همان به که ز تقصیر خویش *** عذر به درگاه خداى آورد
ورنه سزاوار خداوندیش *** کس نتواند که بجاى آورد
4ـ روح توحید همان اخلاص است، پاک کردن روح از غیر خدا، و دل دادن در گرو محبّت او و سر نهادن بر فرمانش، و خلاصه هر چه در مخالفت با اوست بدست فراموشى سپردن و هر چه غیر اوست به طاق نسیان زدن!
5ـ در حقیقت توحید در سرشت آدمیان از آغاز نهفته است، و این نور الهى در اعماق جان همه انسان ها مى درخشد، و هر کس در باطن خویش فریاد «الله اکبر» را مى شنود و به همین دلیل به هنگام وزش طوفان هاى سخت زندگى و پاره شدن پرده هاى غفلت و بى خبرى از هر زمان آشکارتر مى درخشد، و هر کس را بى اختیار به سوى خود جذب مى کند و «لا اله الا هو» مى گوید.
6ـ نه کنه ذاتش با اندیشه هاى ژرف درک مى شود که :
«کُلَّما مَیَّزْتُمُوهُ بِاَوْهامِکُمْ فِی اَدَقِّ مَعانِیهِ مَخْلُوقٌ مَصْنُوعٌ مِثْلُکُمْ مَرْدُودٌ اِلَیْکُمْ».(107)
و نه بر کنه صفاتش کسى راه مى یابد. بنابراین همه باید اعتراف کنیم که:
«وَ ما عَرَفْناکَ حَقَّ مَعْرِفَتِکَ».(108)
تو را چنانکه حق معرفت توست نشناختیم.
«ما عَبَدْناکَ حَقَّ عِبادَتِکَ».(109)
و آن گونه که شایسته عبودیت توست پرستش نکردیم.
7ـ یکى از مسائل مهم در امر خلقت این است که در آغاز، ماده اى وجود نداشت که خداوند این جهان را از ماده هاى پیش ساخته اى بیافریند، بلکه آفرینش بعد از عدم محض صورت گرفت، و این خلقت مخصوص به ذات پاک خداوند است که حتى تصوّر آن براى گروهى مشکل است.
8ـ مسأله مهم دیگر در آفرینش این است که صورتگران همیشه در تصویر و نقش آفرینى خود از امور طبیعى الهام مى گیرند، و گاه شکل هاى مختلفى را به هم مى آمیزند و شکل جدیدى را ابداع مى کنند، اما خداوند ابداعگرى است که بدون هیچ طرح و الگوى قبلى، جهان را صورت بندى کرده و ترسیم نموده است.
9ـ بحث مهم دیگرى که در این بخش از خطبه تاریخى بانوى اسلام(علیها السلام) آمده، بى نیازى مطلق خداوند از همه چیز است.
بدیهى است وجودى که از هر نظر نامتناهى و بى پایان است نیاز در ذات پاک او راه ندارد، چرا که «نیاز» دلیل بر «کمبود» است و کمبود تنها در موجودات «ممکن» متصوّر است، نه ذات بى انتهاى حق.
10ـ و بالاخره مسأله مهم دیگرى که در این بخش مطرح شده «هدف از آفرینش» است که بانوى اسلام در عبادات کوتاهش آن را در چند جمله پر معنا خلاصه کرده است:
الف) آشکار ساختن حکمت بى پایان خداوند.
ب) دعوت بندگان به اطاعت او.
ج) نشان دادن قدرت نامحدود او.
د) فراخواندن بندگان به عبودیتش.
هـ) قوت بخشیدن به پیامبرانش.
اینها اهداف مختلفى است که حضرت زهرا(علیها السلام) براى آفرینش بیان فرموده، و قابل توجه این که این اهداف لازم و ملزوم یکدیگرند، وقتى که بندگان آثار قدرت و حکمت پروردگار را در پهنه عالم هستى دیدند مجذوب طاعت او مى شوند، و به عبودیتش روى مى آورند و مدارج کمال را مى پیمایند.
از سوى دیگر هنگامى که پیامبران در سخنان خود بر نظام آفرینش عالم هستى تکیه کنند نفوذ بیشترى در قلوب انسان ها مى یابند، و مسأله هدایت براى آن ها سهل تر و آسان تر مى شود ـ دقت کنید.
به این ترتیب: خداوند جهان را نیافریده تا «سودى» کند، بلکه هدف این بوده که بر بندگان «جودى» کند، او اراده کرده آنها را در مسیر هدایت پیش برد، و به جوار قربش فرا خواند، و همواره در این راه پیش روند و به موازات کسب شایستگى ها از الطاف بیکرانش بهره بیشترى گیرند.

بخش دوّم مقام والاى پیامبر(صلى الله علیه وآله)، ویژگى ها و اهداف او

«وَ اَشْهَدُ اَنَّ اَبِی مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ، اخْتارَهُ وَ انْتَجَبَهُ قَبْلَ اَنْ اَرْسَلَهُ، وَ سَمّاه قَبْلَ اَنِ اجْتَبَلَهُ، وَ اصْطَفاهُ قَبْلَ اَنِ ابْتَعَثَهُ، اِذِ الْخَلائِقُ بِالْغَیْبِ مَکْنُونَةٌ، وَ بِسَتْرِ الاَْهاوِیلَ مَصُونَةٌ، وَ بِنِهایَةِ الْعَدَمِ مَقْرُونَةٌ.
عِلْماً مِنَ اللهِ تَعالى بِمائِلِ [بِمَآلِ] الاُْمُورِ، وَ اِحاطَةً بِحَوادِثِ الدُّهُورِ، وَ مَعْرِفَةً بِمَواقِعِ الْمَقْدُورِ.
ابْتَعَثَهُ اللهُ اِتْماماً لاَِمْرِهِ وَ عَزِیمَةً عَلى اِمْضاءِ حُکْمِهِ وَ اِنْفاذاً لِمَقادِیرِ حَتْمِهِ.
فَرَأَى الاُْمَمَ فُرَّقاً فِی اَدْیانِها، عُکَّفاً عَلى نِیرانِها، [وَ] عابِدَةً لاَِوْثانِها، مُنْکِرَةً للهِ مَعَ عِرْفانِها.
فَاَنارَ اللهُ بِمُحَمَّد [صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ] ظُلَمَها، وَ کَشَفَ عَنِ الْقُلُوبِ بُهَمَها، وَ جَلّى عَنِ الاَْبْصارِ غُمَمَها.
وَ قامَ فِى النّاسِ بِالْهِدایَةِ وَ اَنْقَذَهُمْ مِنَ الْغِوایَةِ وَ بَصَّرَهُمْ مِنَ الْعَمایَةِ.
وَ هَداهُمْ اِلَى الدِّینِ الْقَوِیمِ وَ دَعاهُمْ اِلَى الطَّریقِ الْمُسْتَقِیمِ، ثُمَّ قَبَضَهُ اللهُ اِلَیْهِ قَبْضَ رَأْفَة وَ اخْتِیار وَ رَغْبَة وَ اِیثار، فَمُحَمَّدٌ [صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ] عَنْ [مِنْ] تَعَبِ هذِهِ الدّارِ فِی راحَة، قَدْ حُفَّ بِالْمَلائِکَةِ الاَْبْرارِ، وَ رِضْوانِ الرَّبِّ الْغَفّارِ، وَ مُجاوَرَةِ الْمَلِکِ الْجَبّارِ.
صَلَّى اللهُ عَلى اَبِی، نَبِیِّهِ وَ اَمِینِهِ عَلَى الْوَحْیِ وَ صَفِیِّهِ وَ خِیَرَتِهِ مِنَ الْخَلْقِ وَ رَضِیِّهِ، وَ السَّلامُ عَلَیْهِ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکاتُهُ;
ترجمه:
و گواهى مى دهم که پدرم محمّد(صلى الله علیه وآله) بنده و فرستاده اوست; پیش از آن که او را بفرستد، برگزید; و پیش از آن که او را بیافریند، براى این مقام نامزد فرمود; و قبل از بعثتش او را انتخاب نمود، در آن روز که بندگان در عالم غیب پنهان بودند، و در پشتِ پرده هاى هول انگیز نیستى پوشیده و به آخرین سر حدّ عدم مقرون بودند.
این بخاطر آن صورت گرفت که خداوند از آینده آگاه بود، و به حوادث جهان احاطه داشت، و مقدرات را به خوبى مى دانست. او را مبعوث کرد تا فرمانش را تکمیل کند، و حکمش را اجرا نماید، و مقدرات حتمى اش را نفوذ بخشد.
هنگامى که مبعوث شد، امّت ها را مشاهده کرد که مذاهب پراکنده اى را برگزیده اند: گروهى بر گرد آتش طواف مى کنند، و گروهى در برابر بت ها سر تعظیم فرود آورده اند، و با این که با قلبِ خود خدا را شناخته اند، او را انکار مى کنند.
خداوند به نور محمّد(صلى الله علیه وآله) ظلمت ها را برچید، و پرده هاى هاى ظلمت را از دل ها کنار زد، و ابرهاى تیره و تار را از مقابل چشم ها برطرف ساخت.
او براى هدایت مردم قیام کرد، و آنها را از گمراهى و غوایت رهایى بخشید، و چشمهایشان را بینا ساخت، و به آیین محکم و پابرجاى اسلام رهنمون گشت، و آنها را به راه راست دعوت فرمود.
سپس خداوند او را با نهایت محبّت و اختیار خود و از روى رغبت و ایثار قبض روح کرد، سرانجام او از رنج این جهان آسوده شد و هم اکنون در میان فرشتگان، و خشنودى پروردگار غفّار و در جوار قرب خداوند جبّار قرار داد.
درود خدا بر پدرم پیامبر(صلى الله علیه وآله) امین وحى، و برگزیده او از میان خلایق باد، و سلام بر او و رحمت خدا و برکاتش».

تفسیر فشرده

در این بخش از کلام بانوى اسلام(علیها السلام) نیز اشارات پرمعنایى به یک رشته از مسائل مهم درباره شخص پیامبر(صلى الله علیه وآله)شده است از جمله:
1ـ در نخستین تعبیراتش به گوهر ممتاز پیامبر(صلى الله علیه وآله) اشاره مى فرماید، چیزى که در سایر احادیث اسلامى نیز به آن اشاره شده است; و در این جا بحث مهمى مطرح است و آن این که آیا ساختمان وجودى پیامبر(صلى الله علیه وآله) به کلى با دیگران متفاوت بوده است؟ و اگر چنین است پس معصوم بودنش لازمه این گوهر پاک است، و طبعاً افتخارى محسوب نمى شود.
و اگر گوهرش متفاوت نیست پس این تعبیرات در کلام بانوى اسلام چه هدفى را تعقیب مى کند؟
حقیقت این است که افتخارات و مواهب پیامبران و امامان بخشى ذاتى و بخشى اکتسابى است، و با توجه به این ترکیب بندى خاص بسیارى از سؤالات پاسخ گفته مى شود.
به تعبیر دیگر، خداوند حکیمى که آن مأموریت عظیم را بر عهده پیامبرش مى گذارد آمادگى هاى ذاتى به او مى بخشد: گوهرى ممتاز، هوشى سرشار، اراده اى آهنین، عزمى راسخ، و علمى وافر و تشخیصى صائب به او مى دهد، و گرنه از یک فرد ضعیف این رسالت بزرگ ساخته نیست و نقض غرض خواهد شد.
و این امر هرگز غیر عادلانه نیست، همان گونه که عضلات بازو نسبت به عضلات ظریف پلک هاى چشم، فوق العاده متفاوت است، چرا که مسئولیت یکى تکان داند یک پلک کوچک مى باشد، در حالى که مسئولیت دیگرى برداشتن بارهاى عظیم و کارهاى سنگین است، و اگر غیر از این بود بر خلاف عدالت بود.
اما با این حال چنان نیست که گوهر ذاتى پیامبر(صلى الله علیه وآله) اراده و اختیار را از او سلب کند، او نیز قدرت بر گناه دارد، هر چند هرگز گناه نمى کند.
تعجب نکنید، بسیارى از مردم عادى نیز در برابر بعضى از گناهان همین حالت را دارند، فى المثل هر کس توانایى دارد که به صورت برهنه مادرزاد در برابر جمعیّت ظاهر شود، و یا قدرت دارد در یک شب سرد زمستانى بدون لباس در میان برف ها بخوابد، ولى در عین حال جز افراد دیوانه چنین کارى را انجام نمى دهند.
پیامبران و امامان معصوم نیز در برابر همه گناهان چنین حالى را دارند.
این نیز قابل توجه است که معصومان به نسبت گوهر پاکشان مسئولیت سنگین ترى دارند و کمترین ترک اولى از آنها پذیرفته نیست.
و این تعبیر حضرت فاطمه(علیها السلام) که مى فرماید: «عِلْماً مِنَ اللهِ تَعالى بِمائِلِ الاُْمُورِ، وَ اِحاطَةً بِحَوادِثِ الدُّهُورِ» اشاره به همین نکته است که خداوند چون رسالت سنگین آینده پیامبر را مى دانست گوهر او را چنین والا آفرید.
2ـ او براى تکمیل اوامر الهى آمده بود، و براى اجراى فرمان هاى تکوینى او.
این تعبیر پر معنا مى تواند اشاره اى به مسأله خاتمیت پیامبر(صلى الله علیه وآله) و نیز اشاره به مسأله تکمیل مواهب تکوینى از طریق تشریع و احکام الهى باشد ـ دقت کنید.
3ـ دختر گرامى پیامبر(صلى الله علیه وآله) در این فراز از سخنانش به وضع رقت بار امّت ها قبل از بعثت اشاره مى کند که چگونه در ظلمت خرافات گرفتار بودند، مجوس در برابر آتشکده ها تعظیم مى کردند، و عرب در مقابل بتکده ها، و هر کدام از ملت هاى دیگر نیز به نوعى از انحراف و پراکندگى گرفتار بودند.
و چه جالب مى فرماید : «آنها در عین شناخت خدا، منکرِ او بودند» که اشاره اى است گویا به مسأله «توحید فطرى» که در سرشت همه انسانهاست.
4ـ در قسمت دیگرى از این بیان به برکات وجود پیامبر(صلى الله علیه وآله) و آثار قیام او اشاره مى کند که چگونه او ابرهاى تیره و تار اوهام را از افق افکار دور ساخت و زنگار جهل و خرافات را از آیینه دل ها زدود، و پرده هایى که بر چشم ها افتاده بود و از مشاهده حق مانع مى شد درید، و به آیینى که «صراط مستقیم» و حدّ واسطى است میان افراط ها و تفریط ها، دعوت فرمود.
و براى درک عمق این سخن باید مقایسه دقیقى میان وضع مردم در عصر جاهلیّت، و بعد از ظهور اسلام کرد، تا این واقعیت روشن تر گردد، و بانوى اسلام(علیها السلام) این کار را در خطبه خود فرموده است.
5ـ مرگ پر افتخار(صلى الله علیه وآله) یکى دیگر از مسائل قابل ملاحظه اى است که در این فراز از خطبه تاریخى بانوى اسلام(علیها السلام)آمده است:
او که مرغ بلند پرواز روحش سالیان دراز در قفس تن در این دنیاى فانى زندانى و گرفتار بود، بعد از اداى رسالت، و انجام مسئولیت خود، قفس را شکست و به سوى کوى دوست پر کشید، و در هواى سر کویش پر و بال زد، و در میان فرشتگان والا مقام آسمان جاى گرفت!