زهرا(س) برترین بانوی جهان

نویسنده : آیت الله ناصر مکارم شیرازی

هدیه پیامبر(صلى الله علیه وآله) به فاطمه(علیها السلام)

غیر از هدایاى فوق العاده معنوى که پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) به دخترش فاطمه زهرا(علیها السلام) داد که هر کدام از دیگرى گرانبهاتر و پرارزش تر بود که بعضى از آنها در تاریخ ضبط شده مانند تسبیح حضرت زهرا(علیها السلام)و بعضى را مى نمى دانیم. یک هدیه به ظاهر مادى نیز به او داد و عجب این که این هدیه نیز به فرمان خدا صورت گرفت چنانکه در حدیث زیر آمده است:
سیوطى نقل مى کند: هنگامى که آیه شریفه:
«(وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ);(78) و حق نزدیکان را بپرداز!».
نازل شد، پیغمبر(صلى الله علیه وآله) فاطمه(علیها السلام) را صدا زد و سرزمین «فدک» را به او واگذار کرد.(79)
البتّه چنانکه در فصل «ماجراى غم انگیز فدک» مى آید، بخشیدن فدک به فاطمه(علیها السلام) یک مسأله ساده نبود، پشتوانه اى بود براى مسأله ولایت على(علیه السلام) و سندى براى تحکیم و تثبیت مقام والاى این خانواده، و از این نظر یک هدیه معنوى نیز محسوب مى شد.
ولى نظام حاکم که این مطلب را بخوبى درک کرده بود، بعد از رحلت پیامبر(صلى الله علیه وآله) تقریباً بدون هیچ گونه فاصله زمانى، به استناد یک حدیث مجعول، فدک را از فاطمه زهرا(علیها السلام) گرفت و جزء بیت المال کرد که خود داستانى بسیار طولانى و دردناک و عبرت انگیز دارد و مى تواند به عنوان یک سند مهم اسلامى براى تجزیه و تحلیل تاریخ صدر اسلام و طوفان هاى بعد از پیامبر(صلى الله علیه وآله) مورد استناد قرار گیرد.
براى توضیح بیشتر به همان بحث مراجعه شود.

* * *

خداوندا! ما را با محبّت این بانوى بزرگ و پدر و همسر و فرزندانش (صلوات الله علیهم اجمعین) زنده بدار، و با محبّت آنها محشور گردان.
بار الها! به ما توفیق پیروى از مکتبشان، و اهتدا به نور هدایتشان، و اقتدا به سنّت پربارشان مرحمت فرما.

«وَاجْعَلْنا مِمَّنْ یَأْخُذُ بِحُجْزَتِهِمْ، وَ یَمْکُثُ فِى ظِلِّهِمْ، وَ یَهْتَدِی بِهُداهُمْ»، آمین یا ربّ العالمین.

ماجراى غم انگیز فدک

داستان فدک یکى از غم انگیزترین و پرغوغاترین داستان هاى زندگى فاطمه بانوى اسلام(علیها السلام)خصوصاً، و اهل بیت(علیهم السلام) عموماً و تاریخ اسلام به طور گسترده و عام است، که آمیخته با توطئه هاى سیاسى، و فراز و نشیب هاى فراوانى مى باشد و دریچه اى است براى حل قسمتى از معماهاى مهم تاریخ صدر اسلام.
اما قبل از ورود در این بحث لازم است بدانیم:

فدک چه بود و کجا بود؟

«فدک» بطورى که بسیارى از مورّخان و ارباب لغت نوشته اند: قریه اى آباد و حاصلخیزى بود در سرزمین حجاز نزدیک «خیبر» که میان آن و مدینه دو یا سه روز راه بود، بعضى این فاصله را یکصد و چهل کیلومتر نوشته اند، و در آن چشمه اى جوشان و نخل هاى فراوانى بود(80) و بعد از خیبر نقطه اتکاى یهودیان در حجاز به شمار مى رفت.
در این که چگونه «فدک» این آبادى خرم و سرسبز به پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) منتقل شد، معروف چنین است که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) بعد از آن که از فتح خیبر بازگشت خداوند رعب و وحشت را در قلوب اهل فدک که از یهودیان سرسخت بودند، افکند، آنها کسى را خدمت رسول خدا(صلى الله علیه وآله)فرستادند و با او صلح کردند در برابر این که نیمى از «فدک» را به آن حضرت(صلى الله علیه وآله) واگذار کنند، پیامبر(صلى الله علیه وآله) از آنها پذیرفت و این صلح را امضا فرمود.
به این ترتیب «فدک» خالصه رسول الله(صلى الله علیه وآله) شد، زیرا طبق صریح قرآن مجید چیزى که به دست مسلمین بدون جنگ بیفتد منحصراً حق پیامبر(صلى الله علیه وآله) است، و به صورت غنائم جنگى تقسیم نمى شود(81) و به این ترتیب پیامبر(صلى الله علیه وآله)«فدک» را در اختیار گرفت و درآمد آن را در مورد واماندگان در راه (ابن السبیل) و مانند آنها مصرف مى کرد.
این سخن را یاقوت حموى در «معجم البلدان» و ابن منظور اندلسى در «لسان العرب» و عده اى دیگر در کتاب هاى خود آورده اند.
طبرى نیز در تاریخ خود و ابن اثیر نیز در کتاب «کامل» به آن اشاره کرده اند.(82)
این را نیز بسیارى از مورّخان نوشته اند که پیامبر(صلى الله علیه وآله) در حیات خود «فدک» را به بانوى اسلام فاطمه زهرا(علیها السلام)بخشید.(83)
گواه روشن این واگذارى این که بسیارى از مفسّران از جمله مفسّر معروف جلال الدین سیوطى از علماى معروف اهل سنّت در تفسیر «درّ المنثور» در ذیل آیه 16 سوره اسراء، از ابوسعید خدرى نقل کرده که : چون این آیه نازل شد رسول خدا(صلى الله علیه وآله) فاطمه را طلبید و فدک را به او بخشید، عبارت حدیث چنین است:
«لَمّا نَزَلَ قَوْلُهُ تَعالى (وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ) اَعْطى رَسُولُ اللهِ(صلى الله علیه وآله) فاطِمَةَ فَدکاً; هنگامى که سخن خداى متعال نازل شد که : (اى پیامبر!) حق خویشاوندان نزدیک را بپرداز»، رسول خدا(صلى الله علیه وآله) به فاطمه(علیها السلام) فدک را بخشید».
در ذیل همان آیه روایت دیگرى از ابن عباس به همین مضمون نقل شده است.(84)
شاهد زنده دیگر بر این مدعا گفتار امیرمؤمنان على(علیه السلام) در نهج البلاغه درباره فدک است که مى فرماید:
«بَلى کانَتْ فِی اَیْدینا فَدَک مِنْ کُلِّ ما اَظَلَّتْهُ السَّماءُ، فَشَحَّتْ عَلَیْها نُفُوسُ قَوْم، وَسَخَتْ عَنْها نُفُوسُ قَوْم آخَرِینَ، وَ نِعْمَ الْحَکَمُ اللهُ;(85) آرى، تنها از آنچه آسمان بر آن سایه افکنده، فدک در دست ما بود، ولى گروهى بر آن بخل ورزیدند، در حالى که گروه دیگرى سخاوتمندانه از آن چشم پوشیدند، و بهترین داور و حاکم خداست».
این سخن به خوبى نشان مى دهد که در عصر پیامبر(صلى الله علیه وآله) فدک در اختیار امیرمؤمنان على(علیه السلام) و فاطمه زهرا(علیها السلام) بود، ولى بعداً گروهى از بخیلان حاکم، چشم به آن دوختند، و على(علیه السلام) و همسرش بانوى اسلام به ناچار از آن چشم پوشیدند، و مسلّماً این چشم پوشى با رضایت خاطر صورت نگرفت، چرا که در این صورت خدا را به داورى طلبیدن و «نِعْمَ الْحَکَمُ اللهُ» گفتن معنا ندارد.
از علماى بزرگ شیعه نیز گروه زیادى روایات مربوط به این قسمت را در کتب معتبر خود آورده اند که از میان آنها علماى زیر را مى توان نام برد:
مرحوم کلینى در «کافى»; و مرحوم صدوق; و مرحوم محمّد بن مسعود عیاشى در تفسیر خود; و على بن عیسى اربلى در «کشف الغمه»; و گروه فراوان دیگر در کتب تفسیر و تاریخ و حدیث، که ذکر همه آنها بسیار به طول مى انجامد.
اکنون ببینیم چرا و به چه دلیل فدک را از فاطمه(علیها السلام) گرفتند.