زهرا(س) برترین بانوی جهان

نویسنده : آیت الله ناصر مکارم شیرازی

نخستین کسى که وارد بهشت مى شود!

ورود در بهشت، آن کانون عظیم رحمت الهى، دلیل روشنى بر سعادت یک انسان است، و اگر کسى پیش از همه وارد شود برترین فضیلت براى او اثبات مى شود.
در روایات معروف اهل سنّت این افتخار از زبان پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) براى فاطمه(علیها السلام) ثبت شده است:
1ـ ذهبى در «میزان الاعتدال» آورده است که پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) فرمود:
«اَوَّلُ شَخْص یَدْخُلُ الْجَنَّةُ فاطِمَةُ(علیها السلام);(65) نخستین کسى که وارد بهشت مى شود، فاطمه است!».
2ـ در حدیث دیگرى از همان بزرگوار آمده است که فرمود:
«اَوَّلُ شَخْص یَدْخُلُ الْجَنَّةَ فاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّد وَ مَثَلُها فِی هذِهِ الاُْمَّةِ مَثَلُ مَرْیَمَ فِی بَنِی اِسْرائِیلَ;(66) نخستین کسى که وارد بهشت مى شود فاطمه دختر محمد است، و او در میان این امت همچون مریم در میان بنى اسرائیل است».
از این گذشته از روایات معروف اسلامى استفاده مى شود که ورود این بانوى بزرگ در صحنه محشر، و روانه شدن از آن جا به بهشت، با تشریفات بسیار باشکوهى که بیانگر عظمت فوق العاده مقام اوست انجام مى گیرد، به احادیث زیر با هم گوش فرا مى دهیم;
3ـ على(علیه السلام) از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) چنین نقل مى کند:
«تُحْشَرُ ابْنَتِی فاطِمَةُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ عَلَیْها حُلَّةُ الْکَرامَةِ قَدْ عُجِنَتْ بِماءِ الْحَیَوانِ، فَتَنْظُرُ اِلَیْهَا الْخَلایِقُ فَیَتَعَجَّبُونَ مِنْها; دخترم فاطمه در قیامت محشور مى شود در حالى که لباس کرامتى که با آب حیات عجین شده در تن دارد، و خلایق به سوى او مى نگرند، و از مقام والاى او در شگفتى فرو مى روند!».
سپس در ذیل این حدیث مى افزاید:
«فَتُزَفُّ اِلَى الْجَنَّةِ کَالْعَرُوسِ لَها سَبْعُونَ اَلْفَ جارِیَة;(67) سرانجام او را با احترام تمام همانند عروس، در حالى که هفتاد هزار از حوریان بهشتى اطراف او را گرفته اند، به بهشت مى برند».
4ـ در حدیث دیگرى از عایشه از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) در این زمینه چنین مى خوانیم:
«اِذا کانَ یَوْمُ الْقِیامَةِ نادى مُناد: یا مَعْشَرَ الْخَلایِقِ! طَأْطِئُوا رُؤُسَکُمْ حَتّى تَجُوزَ فاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّد;(68) هنگامى که روز قیامت برپا شود منادى صدا مى زند: اى مردم! سرهاى خود را به زیر افکنید تا فاطمه دختر محمّد بگذرد!».
5ـ و در حدیث دیگرى بعد از ذکر همین معنا آمده است:
«فَتَمُرُّ مَعَ سَبْعِینَ اَلْفَ جارِیَة مِنَ الْحُورِ الْعِینِ کَمَرِّ الْبُراقِ;(69) فاطمه با هفتاد هزار حورالعین به سرعت برق از آن جا عبور مى کند (و به سوى بهشت مى شتابد)».
6ـ و عجیب تر این که در کتاب «تاریخ بغداد» در حدیثى از پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: در آن شب که مرا به معراج بردند دیدم این جمله ها بر در بهشت نوشته شده بود:
«لاَ اِلهَ الاَّ اللهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ، عَلِیٌّ حَبیبُ اللهِ، وَالْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ صَفْوَةُ اللهِ، وَ فاطِمَةُ خِیَرَةُ اللهِ، عَلى باغِضِهِمْ لَعْنَةُ اللهِ;(70) خداوندى جز خداى یگانه نیست، محمّد رسول خدا، و على محبوب پروردگار است، و حسن و حسین برگزیدگان خدایند، و فاطمه منتخب خداوند است، بر دشمنان آنها لعنت خدا باد».
بیش باد، و کم مباد!

نام هاى پرمعناى فاطمه(علیها السلام)

هر نامى معمولا بیانگر چگونگى صاحب آن است، البته اگر نامگذارى بوسیله شخص حکیمى انجام گیرد.
از احادیث بر مى آید که نامگذارى فاطمه زهرا(علیها السلام) بوسیله حکیم على الاطلاق یعنى خداى عالم انجام گرفته است.
از سوى دیگر «فاطمه» از ماده «فطم» (بر وزن حتم) به معناى بازگرفتن کودک از شیر مادر است، سپس به هر گونه بریدن و جدایى اطلاق شده است.
اکنون ببینیم روایات اسلامى در این زمینه چه مى گوید؟
1ـ در حدیثى از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) آمده است که فرمود:
«اِنَّما سَمَّاهَا فَاطِمَة لاَِنَّ اللهَ فَطَمَها وَ مُحِبِّیها عَنِ النّارِ;(71) او را فاطمه نام نهاده، زیرا خداوند او و دوستانش را از آتش دوزخ باز داشته است».
از این تعبیر استفاده مى شود که نامگذارى بانوى اسلام به این نام، از سوى خداوند صورت گرفته، و مفهومش این است که خدا وعده داده است او و کسانى که او را دوست دارند و در خط مکتب او باشند هرگز به دوزخ نروند.
2ـ در حدیث دیگرى از على(علیه السلام) مى خوانیم که رسول الله(صلى الله علیه وآله) به فاطمه(علیها السلام) فرمود:
«یا فاطِمَةُ! اَتَدرینَ لِمَ سُمِّیتِ فاطِمَة; اى فاطمه! آیا مى دانى چرا فاطمه نامیده شده اى؟».
على(علیه السلام) مى گوید: من گفتم: اى رسول خدا! شما بفرمایید چرا نام او فاطمه است؟ فرمود:
«اِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ قَدْ فَطَمَها وَ ذُرِّیَّتَها عَنِ النّارِ یَوْمَ الْقِیامَةِ;(72) خداوند بزرگ او و فرزندانش را از آتش دوزخ در قیامت باز مى دارد».
بدیهى است منظور از فرزندان در این جا فرزندانى است که در خط این مادر بزرگ باشند، نه همچون پسر نوح که خطاب شد : «(إِنَّهُ لَیْسَ مِنْ أَهْلِکَ)(73); او از اهل تو نیست».
و به همین دلیل در بعضى از احادیث، «ذریّه» و «محبّان» هر دو با هم ذکر شده اند، و این که گمان کنیم مفهوم روایات فوق این است که اگر آنها مرتکب انواع گناهان شوند و حتى کافر و مشرک باشند از عذاب الهى در قیامت در امانند، اشتباه بزرگى مرتکب شده ایم که با هیچ یک از معیارهاى اسلامى نمى سازد، زیرا خود پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) که اصل این شجره طیّبه است صریحاً در قرآن مجید به این خطاب مخاطب شده است:
«(لَئِنْ اَشْرَکْتَ لَیَحْبَطَنَّ عَمَلُکَ وَ لَتَکُونَنَّ مِنَ الْخاسِرِینَ);(74) اگر (به فرض محال) مشرک شوى، تمام اعمالت تباه مى شود و از زیانکاران خواهى بود».
و در جاى دیگر مى فرماید: «اگر او سخنى دروغ بر ما مى بست ما او را با قدرت مى گرفتیم سپس رگ قلبش را قطع مى کردیم».(75)
آیا فرع زائد بر اصل ممکن است؟ آیا فرزندان رسول خدا از او برترند؟!
البتّه هرگز پیغمبر نه راه شرک پویید، و نه ـ العیاذ بالله ـ دروغى بر خدا بست، در حقیقت یک درس بزرگ براى همه امت است، تا بقیه حساب خود را برسند.
و این منافات با مقام شامخ سادات و ارزش فوق العاده آنها در امت اسلامى ندارد.
از سوى دیگر در میان عرب معمول است که علاوه بر اسم، کنیه اى نیز براى افراد انتخاب مى کنند، اگر مرد باشد با «اب» شروع مى شود و اگر زن باشد با «امّ».
در روایات اسلامى در میان کنیه هاى فاطمه زهرا(علیها السلام) کنیه عجیبى دیده مى شود که چشم انداز دیگرى از عظمت فوق العاده آن حضرت را ترسیم مى کند، به حدیث زیر گوش فرا دهید:
3ـ در «اسد الغابه» آمده است:
«کانَتْ فاطِمَةُ تُکَنّى اُمُّ اَبیها;(76) کنیه فاطمه امّ ابیها (مادر پدرش!) بود».
این معنا در کتاب «استیعاب» از امام صادق(علیه السلام) نیز نقل شده است.(77)
این تعبیر عجیب که نظیر آن درباره هیچ یک از زنان اسلام دیده نشده، نشان مى دهد که این دختر با وفا آنچنان نسبت به پدرش محبّت مى کرد که گویى «یک مادر» براى او بود.
مى دانیم پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) در همان کودکى مادر خود را از دست داد، ولى این دختر از همان خردسالى از هیچ گونه محبّت و دلسوزى درباره پدر بزرگوارش فروگذار نکرد.
هم دخترى دلسوز و فداکار و هم مادرى مهربان و ایثارگر و هم یارى وفادار محسوب مى شد که شواهد آن را در روایات گذشته خواندیم.

هدیه پیامبر(صلى الله علیه وآله) به فاطمه(علیها السلام)

غیر از هدایاى فوق العاده معنوى که پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) به دخترش فاطمه زهرا(علیها السلام) داد که هر کدام از دیگرى گرانبهاتر و پرارزش تر بود که بعضى از آنها در تاریخ ضبط شده مانند تسبیح حضرت زهرا(علیها السلام)و بعضى را مى نمى دانیم. یک هدیه به ظاهر مادى نیز به او داد و عجب این که این هدیه نیز به فرمان خدا صورت گرفت چنانکه در حدیث زیر آمده است:
سیوطى نقل مى کند: هنگامى که آیه شریفه:
«(وَآتِ ذَا الْقُرْبَى حَقَّهُ);(78) و حق نزدیکان را بپرداز!».
نازل شد، پیغمبر(صلى الله علیه وآله) فاطمه(علیها السلام) را صدا زد و سرزمین «فدک» را به او واگذار کرد.(79)
البتّه چنانکه در فصل «ماجراى غم انگیز فدک» مى آید، بخشیدن فدک به فاطمه(علیها السلام) یک مسأله ساده نبود، پشتوانه اى بود براى مسأله ولایت على(علیه السلام) و سندى براى تحکیم و تثبیت مقام والاى این خانواده، و از این نظر یک هدیه معنوى نیز محسوب مى شد.
ولى نظام حاکم که این مطلب را بخوبى درک کرده بود، بعد از رحلت پیامبر(صلى الله علیه وآله) تقریباً بدون هیچ گونه فاصله زمانى، به استناد یک حدیث مجعول، فدک را از فاطمه زهرا(علیها السلام) گرفت و جزء بیت المال کرد که خود داستانى بسیار طولانى و دردناک و عبرت انگیز دارد و مى تواند به عنوان یک سند مهم اسلامى براى تجزیه و تحلیل تاریخ صدر اسلام و طوفان هاى بعد از پیامبر(صلى الله علیه وآله) مورد استناد قرار گیرد.
براى توضیح بیشتر به همان بحث مراجعه شود.

* * *

خداوندا! ما را با محبّت این بانوى بزرگ و پدر و همسر و فرزندانش (صلوات الله علیهم اجمعین) زنده بدار، و با محبّت آنها محشور گردان.
بار الها! به ما توفیق پیروى از مکتبشان، و اهتدا به نور هدایتشان، و اقتدا به سنّت پربارشان مرحمت فرما.

«وَاجْعَلْنا مِمَّنْ یَأْخُذُ بِحُجْزَتِهِمْ، وَ یَمْکُثُ فِى ظِلِّهِمْ، وَ یَهْتَدِی بِهُداهُمْ»، آمین یا ربّ العالمین.