زهرا(س) برترین بانوی جهان

نویسنده : آیت الله ناصر مکارم شیرازی

مقام علمى فاطمه(علیها السلام)

محبّت اولیاى خداوند نسبت به افراد، یک محبّت ساده نیست، حتماً از عواملى سرچشمه مى گیرد که مهم ترین آنها علم و ایمان و تقواست، علاقه فوق العاده پیامبر(صلى الله علیه وآله) به دخترش فاطمه زهرا، دلیلى است بر وجود این امتیازات بزرگ در این بانوى نمونه جهان.
از این گذشته وقتى او مى فرماید: «فاطمه برترین زنان جهان» یا «برترین زنان بهشت» است، که مدارک آن در بحث هاى گذشته بیان شد، این خود دلیل بر این است که او از نظر علمى نیز سرآمد همه زنان جهان بود.
وانگهى آیا ممکن است فردى که به مقامات والاى علم و دانش نرسیده; رضاى او رضاى خدا، و غضب او غضب پروردگار و پیغمبر باشد؟ ـ که در روایات پیشین به آن اشاره شده بود.
علاوه بر همه اینها روایات مهمى در منابع معروف اسلامى وارد شده، که از مقام ارجمند علمى این بانوى بزرگ پرده بر مى دارد مانند احادیث زیر:
1ـ ابونعیم در حدیث از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) نقل مى کند که روزى رو به یارانش کرد و فرمود:
«مَا خَیْرُ لِلْنِساءِ».
چه چیزى براى زنان از همه بهتر است؟
یاران ندانستند در جواب چه بگویند.
على(علیه السلام) به سوى فاطمه(علیها السلام) آمد و این مطلب را به اطلاع او رسانید.
بانوى اسلام گفت : «چرا نگفتى:
«خَیْرٌ لَهُنَّ اَنْ لا یَرَیْنَ الرِّجالَ وَ لاَ یَرَوْنَهُنَّ».
از همه بهتراین است که نه آنها مردان بیگانه را ببینند و نه مردان بیگانه آنها را» (با آنها جلسات خصوصى نداشته باشند).
على(علیه السلام) بازگشت و این پاسخ را به پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) عرض کرد.
پیامبر فرمود: «مَنْ عَلَّمَکَ هذا; چه کسى این پاسخ را به تو آموخت؟».
عرض کرد: فاطمه(علیها السلام) .
فرمود: «اِنَّها بَضْعَةٌ مِنِّی; او پاره وجود من است».(60)
این حدیث نشان مى دهد که امیرمؤمنان(علیه السلام) با آن مقام عظیمى که در علوم و دانش داشت که دوست و دشمن همه به آن معترفند و باب مدینه علم پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) بود گاهى از محضر همسرش فاطمه(علیها السلام)استفاده علمى مى کرد.
این سخن پیغمبر(صلى الله علیه وآله) که بعد از بیان احاطه علمى فاطمه(علیها السلام) مى گوید: «او پاره اى از وجود من است» بیانگر این واقعیت است که منظور از «بَضْعَةٌ» تنها پاره تن و جسم نیست، که بسیارى در تفسیر حدیث گفته اند، بلکه فاطمه پاره اى از روح پیامبر(صلى الله علیه وآله) و علم و دانش و اخلاق و ایمان و فضیلت او نیز بود، و پرتوى از آن خورشید و شعله اى از آن مشکات محسوب مى شد.
2ـ در «مسند احمد» از امّ سلمه (یا طبق روایتى ام سلمى) چنین آمده : وقتى فاطمه(علیها السلام) به همان بیمارى که به وفاتش منتهى گشت، بیمار شد من از او پرستارى مى کردم، روزى حالتش را از همه روز بهتر دیدم، على(علیه السلام) به دنبال کارى رفته بود، فاطمه(علیها السلام) به من فرمود: آبى بیاور تا غسل کنم، آب آوردم و او غسل کرد، غسلى که بهتر از آن ندیده بودم.
سپس فرمود: لباس هاى تازه اى براى من بیاور، لباس ها را آوردم و به او دادم، و او پوشید.
سپس فرمود: بسترم را در وسط اطاق بیفکن، من این کار را کردم، او دراز کشید و رو به قبله کرد، و دستش را زیر صورتش گذاشت، سپس فرمود: اى ام سلمه! [ام سلمى] من الان از دنیا مى روم (و به ملکوت اعلا مى شتابم) در حالى که پاک شده ام، کسى روى مرا نگشاید. این سخن گفت و چشم از جهان پوشید!(61)
این حدیث به خوبى نشان مى دهد که فاطمه از لحظه مرگش آگاه و با خبر بوده، و بى آن که نشانه هاى آن در او باشد، آماده رحلت از این جهان گشت، و از آن جا که هیچ کس لحظه مرگ را جز به تعلیم الهى نمى داند این نشان مى دهد که از سوى خدا به او الهام مى شد.
آرى، روح او با عالم غیب مربوط بود، و فرشتگان آسمان با او سخن مى گفتند.
به علاوه مطابق روایات گذشته حتى او از مریم دختر عِمران و مادر حضرت عیسى برتر بود، و همین امر کافى است، زیرا قرآن با صراحت مى گوید: مریم با فرشتگان خدا سخن مى گفت، آیات متعددى در این زمینه در سوره مریم و آل عمران وجود دارد.
بنابراین فاطمه(علیها السلام) دخت گرامى پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) به طریق اولى باید بتواند با فرشتگان آسمان هم سخن شود.(62)

کرامات فاطمه زهرا(علیها السلام)

هنگامى که روح انسان قوى شود، و پرتوى از صفات الهى در جان او بیفتد، و به مقام قرب او نائل گردد، اراده اش به فرمان خدا در جهان تکوین اثر مى گذارد و آنچه را او مى خواهد همان مى شود.
این همان ولایت تکوینى است که اولیاى خدا از آن برخوردار بودند، و همان چیزى است که سرچشمه کرامات مختلف مى باشد و معجزات انبیا مرحله عالى آن است، فاطمه زهرا(علیها السلام) از عنایت الهى سهم وافرى داشت و روایت زیر شاهد این مدعاست:
بسیارى از مفسّران اهل سنّت مانند زمخشرى و سیوطى در ذیل آیه شریفه :
«(کُلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَکَرِیَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقاً قَالَ یَا مَرْیَمُ أَنَّى لَکِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَرْزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَاب);(63) هر زمان زکریا وارد محراب او مى شد غذاى مخصوصى در آن جا مى دید. از او پرسید: اى مریم! این را از کجا آورده اى؟ گفت: این از سوى خداست، خداوند به هر کس بخواهد بى حساب روزى مى دهد».
از جابربن عبدالله نقل کرده اند که : رسول خدا(صلى الله علیه وآله) چند روز بود غذایى نخورده بود، و کار بر او مشکل شد، به منزل همسرانش سر زد هیچ کدام غذایى نداشتند، سرانجام به سراغ دخترش فاطمه(علیها السلام)آمد و فرمود: دخترم! غذایى دارى من تناول کنم زیرا گرسنه ام؟
عرض کرد: نه بخدا سوگند!
هنگامى که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) از نزد او خارج شد، زنى از همسایگان دو قرص نان و مقدارى گوشت براى فاطمه(علیها السلام)هدیه آورد، و او آن را گرفت و در ظرفى گذاشت و روى آن را پوشاند و گفت: بخدا سوگند رسول الله(صلى الله علیه وآله) را بر خود و فرزندانم مقدم مى دارم!
و این در حالى بود که همه گرسنه بودند.
حسن و حسین را به سراغ پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرستاد و از او دعوت کرد به خانه بیاید.
عرض کرد: فدایت شوم، چیزى خداوند براى ما فرستاده، و من آن را براى شما ذخیره کرده ام.
پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: بیاور. و او ظرف غذا را نزد حضرت آورد. هنگامى که پیغمبر سر ظرف را برداشت مملو از نان و گوشت بود، هنگامى که فاطمه آن را دید در تعجب فرو رفت، و فهمید این نعمت و برکتى است از سوى خدا، شکر آن را بجا آورد و بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) درود فرستاد.
پیغمبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: دخترم! این را از کجا آورده اى؟
عرض کرد:
«(هُوَ مِنْ عِنْدِ اللهِ إِنَّ اللهَ یَرْزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَاب); این از سوى خداست، خداوند به هر کس بخواهد، بى حساب روزى مى دهد!».
پیامبر(صلى الله علیه وآله) شکر خدا را بجا آورد و این جمله را فرمود:
«اَلْحَمْدُ للهِِ الَّذِی جَعَلَکَ شَبِیهَةً بِسَیِّدَةِ نِساءِ بَنِی اِسْرائِیلَ».
شکر مى کنم خدایى را که تو را شبیه [مریم] بانوى زنان بنى اسرائیل قرار داد.
هنگامى که روزىِ خوبى نصیب او مى شد از او سؤال مى کردند: این از کجاست؟ مى گفت: از نزد خداست.
سپس پیغمبر(صلى الله علیه وآله) به سراغ على(علیه السلام) فرستاد، او آمد، و همگى از آن غذا خوردند، و بقیه همسران پیامبر نیز خوردند و همه سیر شدند، و هنوز ظرف غذا پر بود!
فاطمه(علیها السلام) مى گوید: من از آن براى تمام همسایگان فرستادم و خدا در آن برکت و خیر زیادى قرار داد.(64)
و این نمونه اى از کرامات آن بزرگوار بود.

نخستین کسى که وارد بهشت مى شود!

ورود در بهشت، آن کانون عظیم رحمت الهى، دلیل روشنى بر سعادت یک انسان است، و اگر کسى پیش از همه وارد شود برترین فضیلت براى او اثبات مى شود.
در روایات معروف اهل سنّت این افتخار از زبان پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) براى فاطمه(علیها السلام) ثبت شده است:
1ـ ذهبى در «میزان الاعتدال» آورده است که پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) فرمود:
«اَوَّلُ شَخْص یَدْخُلُ الْجَنَّةُ فاطِمَةُ(علیها السلام);(65) نخستین کسى که وارد بهشت مى شود، فاطمه است!».
2ـ در حدیث دیگرى از همان بزرگوار آمده است که فرمود:
«اَوَّلُ شَخْص یَدْخُلُ الْجَنَّةَ فاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّد وَ مَثَلُها فِی هذِهِ الاُْمَّةِ مَثَلُ مَرْیَمَ فِی بَنِی اِسْرائِیلَ;(66) نخستین کسى که وارد بهشت مى شود فاطمه دختر محمد است، و او در میان این امت همچون مریم در میان بنى اسرائیل است».
از این گذشته از روایات معروف اسلامى استفاده مى شود که ورود این بانوى بزرگ در صحنه محشر، و روانه شدن از آن جا به بهشت، با تشریفات بسیار باشکوهى که بیانگر عظمت فوق العاده مقام اوست انجام مى گیرد، به احادیث زیر با هم گوش فرا مى دهیم;
3ـ على(علیه السلام) از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) چنین نقل مى کند:
«تُحْشَرُ ابْنَتِی فاطِمَةُ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَ عَلَیْها حُلَّةُ الْکَرامَةِ قَدْ عُجِنَتْ بِماءِ الْحَیَوانِ، فَتَنْظُرُ اِلَیْهَا الْخَلایِقُ فَیَتَعَجَّبُونَ مِنْها; دخترم فاطمه در قیامت محشور مى شود در حالى که لباس کرامتى که با آب حیات عجین شده در تن دارد، و خلایق به سوى او مى نگرند، و از مقام والاى او در شگفتى فرو مى روند!».
سپس در ذیل این حدیث مى افزاید:
«فَتُزَفُّ اِلَى الْجَنَّةِ کَالْعَرُوسِ لَها سَبْعُونَ اَلْفَ جارِیَة;(67) سرانجام او را با احترام تمام همانند عروس، در حالى که هفتاد هزار از حوریان بهشتى اطراف او را گرفته اند، به بهشت مى برند».
4ـ در حدیث دیگرى از عایشه از پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) در این زمینه چنین مى خوانیم:
«اِذا کانَ یَوْمُ الْقِیامَةِ نادى مُناد: یا مَعْشَرَ الْخَلایِقِ! طَأْطِئُوا رُؤُسَکُمْ حَتّى تَجُوزَ فاطِمَةُ بِنْتُ مُحَمَّد;(68) هنگامى که روز قیامت برپا شود منادى صدا مى زند: اى مردم! سرهاى خود را به زیر افکنید تا فاطمه دختر محمّد بگذرد!».
5ـ و در حدیث دیگرى بعد از ذکر همین معنا آمده است:
«فَتَمُرُّ مَعَ سَبْعِینَ اَلْفَ جارِیَة مِنَ الْحُورِ الْعِینِ کَمَرِّ الْبُراقِ;(69) فاطمه با هفتاد هزار حورالعین به سرعت برق از آن جا عبور مى کند (و به سوى بهشت مى شتابد)».
6ـ و عجیب تر این که در کتاب «تاریخ بغداد» در حدیثى از پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى خوانیم: در آن شب که مرا به معراج بردند دیدم این جمله ها بر در بهشت نوشته شده بود:
«لاَ اِلهَ الاَّ اللهُ، مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللهِ، عَلِیٌّ حَبیبُ اللهِ، وَالْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ صَفْوَةُ اللهِ، وَ فاطِمَةُ خِیَرَةُ اللهِ، عَلى باغِضِهِمْ لَعْنَةُ اللهِ;(70) خداوندى جز خداى یگانه نیست، محمّد رسول خدا، و على محبوب پروردگار است، و حسن و حسین برگزیدگان خدایند، و فاطمه منتخب خداوند است، بر دشمنان آنها لعنت خدا باد».
بیش باد، و کم مباد!