زهرا(س) برترین بانوی جهان

نویسنده : آیت الله ناصر مکارم شیرازی

ازدواجى که عقدش در ملکوت آسمان ها بسته شد

کمالات فوق العاده فاطمه(علیها السلام) از یکسو، و انتسابش به شخص پیامبر از سوى دیگر، و شرافت خانوادگى او نیز از دیگر سوى; سبب شد که مردان زیادى از بزرگان یاران پیامبر(صلى الله علیه وآله) به خواستگارى او بیایند، اما همه جواب رد شنیدند.
و جالب این که غالباً پیامبر در پاسخ آنها مى فرمود:
«اَمْرُها اِلى رَبِّها».
کار فاطمه به دست پروردگار فاطمه است!
از همه عجیب تر خواستگارى «عبدالرحمن بن عوف» بود، همان مرد ثروتمندى که مطابق راه و رسم جاهلیّت، به همه چیز از دریچه مادى مى نگریست، و مهریّه سنگین را دلیل بر شخصیت زن و موقعیت ممتاز شوهر مى پنداشت.
او به خدمت پیامبر(صلى الله علیه وآله) آمد و عرض کرد: «اگر فاطمه را به همسرى من درآورى یکصد شتر که بار همه آنها پارچه هاى گرانقیمت مصرى باشد به اضافه ده هزار دینار طلا مهریه او مى کنم!».
پیامبر(صلى الله علیه وآله) از این خواستگارى زشت و بى معنا چنان خشمگین شد که مشتى سنگریزه برداشت و به طرف عبدالرحمن پاشید و گفت : «تو گمان کردى من بنده پول و ثروتم که با پول و ثروت مى خواهى بر من فخر بفروشى!».(20)
آرى، باید در خواستگارى فاطمه الگوهاى اسلامى مشخص شود، سنّت هاى جاهلیّت پایمال گردد، و معیارهاى ارزش اسلامى معلوم شود.
مردم مدینه در این گفتگوها بودند ناگهان این صدا در همه جا پیچید که پیامبر(صلى الله علیه وآله) مى خواهد تنها دخترش را به همسرى علىّ بن ابى طالب(علیه السلام) درآورد.
علىّ بن ابى طالب دستش از مال و ثروت دنیا کوتاه بود و از معیارهاى عصر جاهلى چیزى نداشت، اما وجودش از فرق تا قدم مملو از ایمان و ارزش هاى اصیل اسلامى بود.
هنگامى که تحقیق کردند، معلوم شد رهنمون پیامبر(صلى الله علیه وآله) در این ازدواج مبارک تاریخى، وحى آسمانى بوده است، زیرا خودش فرمود:
«اَتانِی مَلَکٌ فَقالَ: یا مُحَمَّدُ اِنَّ اللهَ یَقْرَأُ عَلَیْکَ السَّلامُ وَ یَقُولُ لَکَ: اِنِّی قَدْ زَوَّجْتُ فاطِمَةَ ابْنَتَکَ مِنْ عَلِیِّ بْنِ اَبِی طالِب فِی الْمَلاَِ الاَْعْلى، فَزَوِّجْها مِنْهُ فِى الاَْرْضِ».(21)
فرشته اى از سوى خدا آمد و به من گفت: خداوند بر تو سلام مى فرستد و مى گوید من دخترت فاطمه را در آسمان ها به همسرى علىّ بن ابى طالب درآوردم، تو نیز در زمین او را به ازدواج على درآور.
هنگامى که امیرمؤمنان على(علیه السلام) به خواستگارى فاطمه(علیها السلام) آمد، چهره مبارکش از شرم گلگون شده بود.
پیامبر(صلى الله علیه وآله) با مشاهده او شاد و خندان فرمود: براى چه نزد من آمدى؟
ولى امیرمؤمنان على(علیه السلام) به خاطر ابهت پیامبر(صلى الله علیه وآله) نتوانست خواسته خود را مطرح کند، و لذا سکوت کرد.
پیامبر(صلى الله علیه وآله) که از درون امیرمؤمنان على(علیه السلام) با خبر بود، چنین فرمود:
«لَعَلَّکَ جِئْتَ تَخْطِبُ فاطِمَةَ؟»
شاید به خواستگارى فاطمه آمدى؟
عرض کرد: آرى، براى همین منظور آمدم.
پیامبر فرمود: اى على! قبل از تو مردان دیگرى نیز به خواستگارى فاطمه آمدند، هر گاه من با خود فاطمه این مطلب را در میان مى نهادم روى موافق نشان نمى داد، و اکنون بگذار تا این سخن را نیز با خود او در میان نهم.
درست است که این ازدواج آسمانى است و باید بشود، اما شخصیت فاطمه(علیها السلام) خصوصاً، و احترام و آزادى زنان در انتخاب همسر عموماً ایجاب مى کند که پیامبر(صلى الله علیه وآله) بدون مشورت با فاطمه(علیها السلام) اقدام به این کار نکند.
هنگامى که پیامبر(صلى الله علیه وآله) فضایل امیرمؤمنان على(علیه السلام) را براى دخترش بازگو کرد و فرمود:من مى خواهم تو را به همسرى بهترین خلق خدا در آورم، نظر تو چیست؟
فاطمه که غرق در شرم و حیا بود سر به زیر انداخت و چیزى نگفت و سکوت کرد.
پیامبر(صلى الله علیه وآله) سر برداشت و این جمله تاریخى را که سندى است براى فقها در مورد ازدواج دختران باکره، بیان فرمود:
«اَللهُ اَکْبَرُ! سُکُوتُها اِقْرارُها».
خداوند بزرگ است! سکوت او دلیل بر اقرار اوست.
و در پى این ماجرا عقد ازدواج بوسیله پیامبر(صلى الله علیه وآله) بسته شد.

مهر فاطمه

اکنون ببینیم مهریّه فاطمه چه بود؟
بدون شک ازدواج بهترین مردان جهان با سیّده زنان عالم دختر پیامبر بزرگ اسلام باید از هر نظر الگو باشد، الگویى براى همه قرون و اعصار، لذا پیامبر(صلى الله علیه وآله) رو به امیرمؤمنان على(علیه السلام) کرد و فرمود: چیزى دارى که مهریه همسرت قرار دهى؟
عرض کرد: پدر و مادرم به فدایت، تو از زندگى من به خوبى آگاهى که جز شمشیر و زره و شتر چیز دیگرى ندارم.
پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: درست است، شمشیرت به هنگام کارزار با دشمنان اسلام مورد نیاز است; و با شتر نیز باید نخلستان را آب دهى، و در مسافرت ها از آن استفاده کنى; بنابراین تنها زره را مى توانى مهریه همسرت بنمایى، و من دخترم فاطمه را در برابر همین زره به عقد تو درآوردم».(22)
شاید بیشترین قیمتى که در تواریخ درباره این زره نوشته شده، پانصد درهم است ـ این از یک سو اما از سوى دیگر در حدیثى مى خوانیم که ـ : فاطمه(علیها السلام) از پدرش خواست مهر او را شفاعت گنهکاران امت در قیامت قرار دهد، این درخواست قبول شد و جبرئیل فرمان آن را از آسمان بر پیامبر(صلى الله علیه وآله) نازل کرد.(23)
آرى این گونه باید ارزش هاى غلط درهم بشکند، و ارزش هاى اصیل جانشین آن گردد، و این گونه است راه و رسم مردان و زنان با ایمان، و این چنین است برنامه زندگى رهبران راستین بندگان خدا.

جهیزیه فاطمه

همیشه «مهریه» و «جهیزیه» و «تشریفات عروسى» سه مشکل بزرگ بر سر راه خانواده ها در مسأله ازدواج بوده است، مشکلاتى که گاهى تمام دوران حیات ازدواج را مى پوشاند و آثار نکبت بارش تا پایان عمر دو همسر باقى مى ماند.
گاه دعواها و مشاجرات لفظى، و گاه نزاع هاى خونین، بر سر این امور رخ داده است، و چه سرمایه هایى که بر اثر چشم هم چشمى ها و رقابت هاى زشت و کودکانه در این راه از میان رفته است، ومتأسفانه هنوز هم رسوبات این افکار جاهلى در کسانى که دم از اسلام مى زنند، کم نیست.
ولى باید جهیزیه بانوى اسلام همچون مهریه اش الگویى براى همگان باشد.
اگر تعجب نکنید پیامبر(صلى الله علیه وآله) دستور داده زره امیرمؤمنان على(علیه السلام) بفروشند و پولش را که حدود پانصد در هم بود نزد او آورند. پیامبر آن را سه قسمت کرد: قسمتى را به بلال داد تا از آن عطرى خوشبو تهیه کند و دو قسمت دیگر را براى تهیه وسائل زندگى و لباس تعیین فرمود.
پیداست وسایلى که با این پول ناچیز مى توان خرید چقدر ساده و ارزان قیمت باید باشد!
در تواریخ آمده است که هجده قلم جهیزیه با آن پول تهیه شد که قلم هاى مهم آن چنین بود:
یک عدد روسرى بزرگ به چهار درهم،
یک قواره پیراهن به هفت درهم،
یک تخت که با چوب و برگ خرما تهیه شده بود،
چهار عدد بالش از پوست گوسفند که از گیاه خوشبوى «اذخر» پر شده بود،
یک پرده پشمى،
یک قطعه حصیر،
یک عدد دستاس (آسیاب کوچک دستى)،
یک مشک چرمى،
یک طشت مسى،
یک ظرف بزرگ براى دوشیدن شیر،
یک سبوى گِلى سبز رنگ... و مانند اینها.
آرى چنین بود جهیزیه بانوى زنان جهان.