زهرا(س) برترین بانوی جهان

نویسنده : آیت الله ناصر مکارم شیرازی

سرگذشت دردناک زنان در طول تاریخ

بسم الله الرحمن الرحیم
«کانَتْ مَرْیَمُ سَیِّدَةَ نِساءِ زَمانِها، اَمَّا ابْنَتِى فاطِمَةُ فَهِىَ سَیِّدَةُ نِساءِ الْعالَمِینَ مِنَ الاَْوَّلِینَ وَ الاْخِرِینَ».
مریم بانوى زنان عصر خود بود، اما دخترم فاطمه بانوى همه زنان جهان از اوّلین و آخرین است.
(پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله))
* * *
زنان در طول تاریخ سرگذشت دردناکى داشتند، و از آن جا که از نظر جسمانى نسبت به جنس خشن ـ مردان ـ کمى ضعیف تر بودند، به همین دلیل زورگویان و ظالمان در طول تاریخ سعى داشتند شخصیت انسانى آنها را لگدمال کنند، و چه جنایاتى که در این راه نکردند، به خصوص در محیط عربستان و در عصر جاهلیّت هر چند تمام دنیا در آن زمان در جاهلیّت فرو رفته بود ـ بیش از همه جا شخصیت زن پایمال شده بود، تا آن جا که زن را همچون کالایى مبادله مى کردند; سهمى از ارث مردان براى آنها قائل نبودند; تولد دختر را ننگ مى پنداشتند، و چنانکه مى دانیم دختران را زنده به گور مى کردند، و عجب این که حتى قوانین طبیعى را در این زمینه نادیده گرفته و مى گفتند: «بچه هاى دختران ما فرزندان ما نیستند، فرزندان ما تنها بچه هاى پسران ما مى باشند» و این شعر از آن زمان بر اساس همین تفکر به یادگار مانده است:
بَنُونا، بَنُو اَبْنائِنا; وَ بَناتُنا *** بَنُوهُنَّ اَبْناءُ الرِّجالِ الاَْباعِدِ!(1)
اما اسلام که براى احیاى ارزش هاى انسانى و الهى گام به میدان گذارده بود، سخت با این تفکّر جاهلى به مبارزه برخاست و براى احیاى شخصیت از دست رفته زن، قیام کرد:
از طریق موعظه و اندرز و آموزش هاى فرهنگى.
از طریق وضع قوانین به نفع زنان و شرکت دادن آنها در مسائل مختلف و سرانجام از طریق شدت عمل در مقابل کسانى که حاضر نبودند در برابر این حقایق تسلیم شوند.
در حدیث آمده است: اسماء بنت عمیس همسر جعفر بن ابى طالب با شوهرش از حبشه بازگشت و به دیدن همسران پیامبر آمد، از جمله سؤالاتى که مطرح کرد این بود: آیا چیزى از آیات قرآن درباره زنان نازل شده است؟ آنها اظهار بى اطلاعى کردند!
اسماء به خدمت پیامبر(صلى الله علیه وآله) آمد، عرض کرد: اى رسول خدا! جنس زن گرفتار خسران و زیان است؟ (و شاید حق داشت این سخن را بگوید چون سالها از مبدأ وحى دور مانده بود، و گمان مى کرد اصولى که بر جامعه جاهلیّت حاکم بود بقایایش هنوز باقى مانده است).
پیامبر(صلى الله علیه وآله) فرمود: چرا؟
عرض کرد: بخاطر این که در اسلام و قرآن فضیلتى درباره آنها همانند مردان نیامده است!
با این که سال پنجم هجرت بود و هیجده سال از طلوع اسلام مى گذشت، و درباره احیاى شخصیت زن در قرآن و احادیث مطالب فراوانى وارد شده بود، ولى باز براى تأکید بیشتر آیه 35 سوره احزاب نازل شد، آیه اى که در حقیقت بیانگر همه ارزشهاست، ارزش هایى که در زنان و مردان یکسان است، و از برترین موقعیت برخوردار مى باشد.
ارزش هایى که در ده بخش خلاصه شده است. مى فرماید:
(إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَالْمُسْلِمَاتِ)
به یقین مردان مسلمان و زنان مسلمان،
(وَالْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ)
و مردان با ایمان و زنان با ایمان،
(وَالْقَانِتِینَ وَالْقَانِتَاتِ)
و مردان مطیع فرمان خدا و زنان مطیع فرمان خدا،
(وَالصَّادِقِینَ وَالصَّادِقَاتِ)
و مردان راستگو و زنان راستگو،
(وَالصَّابِرِینَ وَالصَّابِرَاتِ)
و مردان صابر و شکیبا و زنان صابر و شکیبا،
(وَالْخَاشِعِینَ وَالْخَاشِعَاتِ)
و مردان با خشوع و زنان با خشوع،
(وَالْمُتَصَدِّقِینَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ)
و مردان انفاق کننده و زنان انفاق کننده،
(وَالصَّائِمِینَ وَالصَّائِمَاتِ)
و مردان روزه دار و زنان روزه دار،
(وَالْحَافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ)
و مردان پاکدامن و زنان پاکدامن،
(وَالذَّاکِرِینَ اللهَ کَثِیراً وَالذَّاکِرَاتِ)
و مردانى که بسیار به یاد خدا هستند و زنانى که بسیار یاد خدا مى کنند،
(أَعَدَّ اللهُ لَهُمْ مَّغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِیماً).
خداوند براى همه آنان مغفرت و پاداش عظیمى فراهم ساخته است.
و به این ترتیب اسلام آخرین سخن را در این زمینه بیان کرد، و نشان داد که زنان و مردان دوش به دوش یکدیگر در مسیر زندگى به سوى خدا، و به سوى ارزش هاى انسانى گام بر مى دارند، در صورتى که از شرایط یکسانى در این مسیر برخوردارند.
بعضى تعجب مى کنند چگونه اسلام به زنان حق داده است در برابر شیردادن فرزندان خود مطالبه اجرت کنند!
«(فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَکُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ);(2) و اگر براى شما (فرزند را) شیر مى دهند، پاداش آنها را بپردازید».
کدام زن است که براى شیردادن به فرزند دلبندش مخصوصاً موقعى که با مرد زندگى مشترک دارد، اجر و مزدى مطالبه کند؟
ولى نباید فراموش کرد که این دستورات بخاطر آن است که اسلام بگوید نه تنها زن یک انسان است و داراى همه حقوق انسانى; نه تنها او در مورد اموالش حق تصمیم گیرى دارد، و مرد نمى تواند بى رضاى او، حق او را زیر پا بگذارد، بلکه اگر بخواهد در برابر شیر دادن هم حقش را مطالبه کند، مى تواند و این دستور در آن محیط چه تأثیر عمیقى داشت!
کوتاه سخن این که اسلام حق بزرگى بر زنان جهان دارد، زیرا آنها را از چنگال ظلم ظالمان تاریخ نجات داد، به شرط آن که دستورات اسلام در این زمینه مو به مو به کار گرفته شود.

فاطمه(علیها السلام) از ولادت تا بعد از رحلت پیامبر(صلى الله علیه وآله)

ولادت پر شکوه فاطمه(علیها السلام)

«فاطِمَةُ بَضْعَةٌ مِنِّى وَ هِىَ نُورُ عَیْنِى وَ ثَمَرَةُ فُؤادِى وَ رُوحِىَ الَّتِی بَیْنَ جَنْبَیَّ وَ هِىَ الْحَوْراءُ الاِْنْسِیَّةُ;(3) فاطمه پاره تن من است، و نور چشمان من، و میوه دلم، و روح من است و او حورىِ انسان صفت است».
* * *
پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) در آن سال که سال پنجم بعثتش بود در سخت ترین شرایط و حالات به سر مى برد.
اسلام منزوى بود، و مسلمانان اندک نخستین، شدیداً تحت فشار; محیط مکّه بر اثر شرک و بت پرستى و جهل و خرافات و جنگ هاى قبایل عرب و حاکمیت زور و بینوایى توده هاى مردم، تیره و تار بود.
پیامبر(صلى الله علیه وآله) به آینده مى اندیشید، آینده اى درخشان از پشت این ابرهاى سیاه و ظلمانى، آینده اى که با توجه به اسباب عادى و ظاهرى بسیار دور دست و شاید غیر ممکن بود.
در همین سال حادثه بزرگى در زندگى پیامبر رخ داد، به فرمان خدا براى مشاهده ملکوت آسمان ها به معراج رفت، و به مصداق (لِنُرِیَهُ مِنْ آیَاتِنَا)(4) آیات عظیم پروردگار را در پهنه بلند آسمان با چشم خود دید، و روح بزرگش بزرگتر شد، و آماده پذیرش رسالتى سنگین تر توأم با امید بیشتر.
در روایتى ـ که اهل سنّت و شیعه هر دو بر آن تأکید دارند ـ مى خوانیم: پیامبر(صلى الله علیه وآله) در شب معراج از بهشت عبور مى کرد، جبرئیل از میوه درخت طوبى به آن حضرت داد، و هنگامى که پیامبر(صلى الله علیه وآله) به زمین بازگشت نطفه فاطمه زهرا(علیها السلام) از آن میوه بهشتى منعقد شد.
لذا در حدیث مى خوانیم که پیامبر(صلى الله علیه وآله) فاطمه(علیها السلام) را بسیار مى بوسید، روزى همسرش عایشه بر این کار خرده گرفت که چرا این همه دخترت را مى بوسى؟
پیامبر(صلى الله علیه وآله) در جواب فرمود: «من هر زمان فاطمه را مى بوسم، بوى بهشت برین را از او استشمام مى کنم».(5)
و به این ترتیب این مولود بزرگ ازعصاره پاک میوه هاى بهشتى و از پدرى همچون پیامبر(صلى الله علیه وآله)، و مادر ایثارگر و فداکارى همچون «خدیجه» در روز بیستم جمادى الثانى گام به این دنیا نهاد، و طعن و سرزنش هاى مخالفین که پیامبر را بدون «نسل جانشین» مى پنداشتند، همگى نقش بر آب شد، و به مضمون سوره «کوثر» فاطمه زهرا چشمه جوشان براى ادامه دودمان پیامبر و ائمه هدى و خیر فراوان در طول قرون و اعصار تا روز قیامت شد.
این بانوى بهشتى نُه نام داشت که هر کدام از دیگرى پر معناتر و بیانگر اوصاف و برکات وجود پربرکت اوست:
1ـ فاطمه 2ـ صدّیقه 3ـ طاهره 4ـ مبارکه 5ـ زکیّه 6ـ راضیه 7ـ مرضیّه 8ـ محدّثه 9ـ زهرا
همین بس که در نام معروفش «فاطمه» بزرگترین بشارت براى پیروان مکتبش نهفته است، چرا که «فاطمه» از ماده «فطم» به معناى جدا شدن، یا بازگرفتن از شیر است، و طبق حدیثى که از پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) روایت شده به امیرمؤمنان على(علیه السلام) فرمود: مى دانى چرا دخترم، فاطمه نامیده شد؟
عرض کرد: بفرمایید.
فرمود: براى آن که او و شیعیان و پیروان مکتبش از آتش دوزخ باز گرفته شده اند.(6)
از میان نام هاى او نام «زهرا» نیز درخشندگى و فروغ خاصى دارد، از امام صادق(علیه السلام) پرسیدند: چرا فاطمه را «زهرا» مى نامند؟
فرمود: زیرا زهرا به معناى درخشنده است و فاطمه چنان بود که چون در محراب عبادت مى ایستاد نور او براى اهل آسمان ها پرتوافکن مى شد، همان گونه که نور ستارگان براى اهل زمین [پرتو افکن است]، لذا زهرا نام نهاده شد.
هنگامى که «خدیجه» که زنى با شخصیت و معروف به بزرگى بود، با پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) ازدواج کرد زنان مکه از او قطع رابطه کردند، و گفتند: او با جوان تهیدست و یتیمى ازدواج کرده و شخصیت خود را پایین آورده است!
این وضع همچنان ادامه یافت تا این که خدیجه باردار شد و جنینش کسى جز فاطمه زهرا نبود.
به هنگام وضع حمل به سراغ زنان قریش فرستاد و از آنها خواست که در این ساعات حساس و پر درد و رنج به یارى او بیایند و تنهایش نگذارند، اما با این پاسخ سرد و دردآلود روبه رو شد که : تو سخن ما را گوش نکردى، با یتیم ابوطالب که مالى نداشت ازدواج نمودى، ما نیز به کمک تو نخواهیم شتافت!
خدیجه با ایمان، از این پیام زشت و بى معنا سخت غمگین شد، اما در اعماق دلش نور امیدى درخشید که خدایش او را در این حال تنها نخواهد گذاشت.
لحظات سخت و بحرانى وضع حمل آغاز شد، او در محیط خانه تنها بود، و زنى که او را کمک کند وجود نداشت، قلب او فشرده تر مى شد، و امواج خروشان بى مهرى هاى مردم روح پاکش را آزار مى داد. ناگهان برقى در افق روحش درخشید، چشم بگشود و چهار زن را نزد خود دید، سخت نگران شد، یکى از آن چهار زن صدا زد: نترس و غمگین مباش! پروردگار مهربانت ما را به یارى تو فرستاده است، ما خواهران تو ایم، من ساره ام; و این آسیه همسر فرعون است که از دوستان تو در بهشت خواهد بود; آن دیگر مریم دختر عمران; و این چهارمى را که مى بینى دختر موسى بن عمران، کلثوم است. ما آمده ایم که در این ساعت یار و یاور تو باشیم.
و نزد او ماندند تا فاطمه بانوى اسلام دیده به جهان گشود.(7) آرى به مصداق:
«(إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلاَئِکَةُ أَلاَّ تَخَافُوا وَلاَ تَحْزَنُوا);(8) به یقین کسانى که گفتند: پروردگار ما خداوند یگانه است سپس استقامت کردند فرشتگان بر آنان نازل مى شوند که: نترسید و غمگین مباشید».
در این جا نیز علاوه بر فرشتگان، ارواح زنان با شخصیت جهان به یارى خدیجه با ایمان و پر استقامت شتافتند.
تولّد این مولود خجسته آنچنان پیامبر(صلى الله علیه وآله) را خشنود کرد که زبان به مدح و ثناى پروردگار گشود، و زبان بدخواهان که او را «ابتر» ـ بریده نسل و بى عقب ـ مى خواندند، براى همیشه کوتاه شد.
خداوند مژده این مولود پربرکت را در سوره کوثر به پیامبرش داد و فرمود:
(إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ)
ما به تو کوثر [خیر و برکت فراوان] عطا کردیم!
(فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ)
پس براى پروردگارت نماز بخوان و قربانى کن!
(إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الاَْبْتَرُ).
و (بدان) دشمن تو قطعاً بریده نسل و بى عقب است!