علم اخلاق اسلامی جلد 2(ترجمه کتاب جامع السعادات)

نویسنده : ملا محمد مهدی نراقی مترجم : سید جلال الدین مجتبوی‏

مقام سوم از بخش سوم درباره رذائل و فضائل قوه شهویه و راه علاج رذائل

شره - فوائد گرسنگی - شهوت جنسی - خمودی شهوت - عفّت - اعتدال در شهوت - دوستی دنیا - مؤمن ناگزیر باید کسب و کاری داشته باشد - دنیای نکوهیده همان هوای نفس است - نکوهش دنیا و اینکه دنیا دشمن خدا و انسان است - پستی صفات دنیا - تشبیهات دنیا و اهل آن - سرانجام دوستی و دشمنی دنیا - جمع میان نکوهش و ستایش مال - مالدوستی - مذمّت مال - بدیها و مفاسد مال و خوبیهای و فوائد آن - راه نجات از مفاسد مال - زهد - ستایش زهد - اعتبارات و درجات زهد - زهد حقیقی - نکوهش ثروت و غنی - فقر - اختلاف حالات فقیران - مراتب فقر و ستایش آن - موازنه فقر و غنی - آنچه شایسته فقیر است - وظیفه فقرا مورد قبول و رَدّ عطا و بخشش - سؤال بدون نیاز روا نیست - حرص و ذمّ آن - قناعت - علاج حرص - طمع و ذمّ آن - بی نیازی از مردم - بُخل - ذم بخل - سخاوت - شناخت آنچه باید بذل کرد - ایثار - علاج بخل - زکات - سرّ وجوب زکات و دیگر انفاقها - تحریض و تشویق بر شتاب در بخشش و عطا کردن - فضیلت آشکار کردن صدقه واجب - مذمّت منّت نهادن و آزار کردن به هنگام صدقه دادن - آنچه برای بخشنده سزاوار است - آنچه برای فقرا به هنگام گرفتن صدقه سزاوار است - زکات بدن - خمس - انفاق بر زن و فرزند، آنچه درباره انفاق بر اهل و فرزند شایسته است - صدقه مستحب - فضیلتِ پنهان داشتن صدقه مستحب - هدیه - مهمانی - قصد و نیّت شایسته در مورد مهمانی - آداب مهمانی - حق معلوم و حق درو و برداشت و فزونی محصول - وام - مهلت دادن به بدهکار تنگدست و حلال کردن او - بذل پوشاک و مسکن و امثال اینها - آنچه برای حفظ آبرو و جان باید بذل کرد - آنچه در راه منافع عمومی باید انفاق کرد - فرق بین انفاق و بِرّ و معروف - حرام خواهی - عزّت تحصیل حلال - انواع مال - فرق بین رشوه و هدیه - ورع و پارسائی از حرام - مدح ورع - مداخل حلال - درجات ورع - زهد - انواع فجور - فرو رفتن در باطل - سخن بیهوده گفتن - حدّ و شناخت سخن گفتن بیهوده - موجبات فرو رفتن (خوض) در گفتگوی بیهوده - خاموشی.

امّا دو جنس رذائل متعلّق به قوه شهوت، یکی: شره (آزمندی)

است، و آن اطاعت از شهوت شکم و دامن، و حرص شدید بر خوردن و آمیزش کردن است. و گاهی آن را به معنی مطلق پیروی از قوه شهویّه در همه خواهشهای آن گرفته اند: از شهوت شکم و شهوت جنسی و دوستیِ مال و دیگر تمایلات و شهوات، و بدین سان شره اعمّ از دیگر رذائل قوه شهوت است و جنس آنها به شمار می رود. بنابراین شره به معنی اول، اخصّ از بعضی از رذائل قوه شهویّه - مانند دوستی دنیا - است، و چون علمای اخلاق شره را به معنی اول در نظر گرفته اند ما نیز از روش آنان پیروی می کنیم، و به هر حال مسأله مهمّی نیست.
و بالجمله: رذیلت شره (آزمندی) در طرف افراط است و شکیّ نیست که این صفت از بزرگترین مُهلکات بنی آدم است، و از این رو رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم فرمود: «من وقی شرّ قبقبه و ذبذبه و لقلقه فقد وقی» «هر که از شرّ شکم و فرج و زبان خود محفوظ باشد از همه شرور و بدیها محفوظ است». و فرمود: «ویل للنّاس من القبقبین! فقیل: و ما هما یا رسول اللَّه! قال: الحلق و الفرج» «وای بر مردم از دو قبقب! پرسیدند دو قبقب کدامند؟ فرمود: حلقوم و فرج» و فرمود: «اکثر ما یلج به امّتی النّار الأجوفان: البطن و الفرج» «بیشتر چیزی که امّت مرا به دوزخ درآورد دو میان تهی است: شکم و فرج».
و فرمود: «ثلاث آخافهنّ علی امّتی من بعدی: الضّلالة بعد المعرفة، و مضلات الفتن، و شهوة البّطن و الفرج».
«بعد از خود از سه چیز بر امّتم می ترسم: گمراهی پس از معرفت، و فتنه های گمراه کننده، و شهوت شکم و فرج».
و آنچه بر ذمّ شهوت شکم و حرص بر خوردن و آشامیدن دلالت می کند گفتار رسول اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلم است که فرمود:
«ما ملا أبن آدم و عاء شرا من بطنه، حسب ابن آدم لقیمات یقمن صلبه، و ان کان لابدّ فاعلاً فثلث لطعامه و ثلث لشرابه و ثلث لنفّسه».
«آدمی ظرفی بدتر از شکم پُر نمی کند، برای آدمیزاد چند لقمه ای که بنیه او را نگه دارد کافی است، و اگر به این اکتفا نکند و بیشتر بخواهد ثلث شکم را برای غذا و ثلث آن را برای آب و ثلث دیگر را برای نفس کشیدن قرار دهد».
و فرمود: «لا تمیتوا القلوب بکثرة الطّعام و الشّراب فانّ القلب کالزّرع یموت اذا کثر علیه الماء».
«دلها را به بسیار خوردن و آشامیدن نمیرانید، که دل مانند کشت است که چون بسیار آب داده شود می میرد.»
و فرمود: «افضلکم منزلة عنداللَّه اطولکم جوعا و تفکّرا و أبغضکم الی اللَّه تعالی کل ذؤوم أکول شروب».
«بهترین شما در نزد خدا از حیث مرتبه و منزلت آن کس است که گرسنگی و تفکّرش درازتر باشد، و دشمن ترین شما در نزد خدا کسانی اند که بسیار می خوابند و بسیار می خورند و بسیار می آشامند».
و فرمود: «المؤمن یأکل فی معاء واحد، و المنافق یاکل فی سبعة أمعاء».
«مؤمن به اندازه یک شکم می خورد و منافق به اندازه هفت شکم می خورد».
یعنی منافق هفت برابر مؤمن می خورد یا هفت برابر مؤمن شهوت خوردن دارد (معاء کنایه از شهوت خوردن است).
و فرمود: «دشمن ترین مردم در نزد خدا کسانی اند که آن قدر می خورند که تخمه می شوند و شکمهای آنها پُر می گردد. و هیچ بنده ای از خوراکی که زیاد دوست دارد نمی گذرد مگر اینکه درجه ای در بهشت خواهد داشت». و فرمود: «دل ترسو و شکم پرخوار و نعوظ بسیار برای دین انسان بد یاوری است».
و فرمود: «أطول النّاس جوعا یوم القیامة أکثرهم شبعا فی الدنیا».
«در روز قیامت آن کس گرسنگی اش درازتر است که در دنیا سیرتر بوده است».
و فرمود: «لا یدخل ملکوت السّماوات من ملا بطنه» «هر که شکم پُر کرد، به ملکوت آسمانها راه نیابد».
و در تورات آمده است که: «خدا عالِم فربه را دشمن دارد»، زیرا فربهی دلالت بر غفلت و پُر خوری می کند. و لقمان به پسر خویش گفت: «ای فرزند! چون معده پر شود قوه فکر می خوابد، و حکمت و دانائی گنگ می شود، و اعضاء و جوارح از عبادت باز می ایستد».
امام باقر علیه السلام فرمود: «اذا شبع البطن طغی» «هرگاه شکم سیر شد طغیان می کند». فرمود: «ما من شی ء ابغض الی اللَّه - عزوجل - من بطن مملوّ» «هیچ چیز در نزد خدای عزوجل از شکم پُر مبغوض تر نیست».
امام صادق علیه السلام فرمود: «انّ البطن لیطغی من أکله، و أقرب ما یکون العبد من اللَّه اذا خفّ بطنه، و أبغض ما یکون العبد الی اللَّه اذا امتلا بطنه».
«شکم از بسیار خوری طغیان می کند، و نزدیکترین حالات بنده به خدا وقتی است که شکم او سبک باشد و دشمن تر حالتی برای بنده در نزد خدا حالتی است که شکم او ممتلی باشد».
پیامبر اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلم فرمود:(1) «فرزند آدم را چاره ای از خوراکی نیست که او را به پای دارد، پس وقتی یکی از شما چیزی می خورد ثلث شکم را برای غذا و ثلث آن را برای آب و ثلث دیگر را برای تنفّس بگذارد، و خود را مانند خوکهای پرواری که [کفّار] برای ذبح کردن فربه می سازند فربه مسازید». و فرمود: «هیچ چیز برای دل مؤمن زیانبارتر از بسیار خوردن نیست، و پُر خوردن باعث دو چیز می شود: سنگدلی و هیجان شهوت؛ و گرسنگی، خورش مؤمن و غذای روح و طعام دل و صحّت بدن است».
اخباری که با این مضامین وارد شده بسیار است. و شکّی نیست که بیشتر بیماریها و دردها از پُر خوری است. امام صادق علیه السلام فرمود: «هر دردی از تخمه و پرخوری پدید می آید مگر تب که ناگهان می رسد» و فرمود: «با سیری، غذا خوردن باعث پیسی می شود» و در بدی و ذمّ شهوت شکم همین بس که بیرون کردن آدم و حَوّاء از سرای آرامش و آسایش به سرای خواری و نیازمندی به سبب آن شد، زیرا از درختی که نهی شده بودند به واسطه غلبه شهوت خوردند و عورتشان نمودار شد.
شکم منشأ دردها و بیماریها و آفات و سرچشمه شهوات است، زیرا به دنبال آن شهوت فرج به هیجان می آید و باعث روی آوردن به آمیزشهای بسیار می شود، و این دو شهوت، میل و رغبت به جاه طلبی و مال جوئی را افزون می کند تا به خوراک و آمیزش بیشتر دست یابد، و به دنبال آن انواع بیماریهای روانی از حسد و هم چشمی و ریا و تفاخر و عجب و کبر پدید می آید و از اینها حقدو دشمنی پیدا می شود و این همه آدمی را بی اندیشه به دست یازیدن به گناهان و ستم و تجاوز و منکرات و فحشاء می کشاند. و تمامی اینها ثمره اهمال و رها ساختن شکم و سرکشی سیری و پُرخوری است. و اگر بنده ای نفس خود را به گرسنگی رام سازد و راه وسوسه های شیطان را ببندد به طغیان و سرکشی نمی افتد و کارش به فرو رفتن در دنیا نمی کشد و در گردابهای هلاکت گرفتار نمی شود، و از این جهت در فضیلت گرسنگی اخبار وارد شده است. رسول خدا صلی اللّه علیه و آله و سلم فرمود: «برترین مردم کسی است که خوراکش کم و خنده اش اندک باشد، و از پوشش به مقدار ستر عورت قناعت کند». و فرمود: «سیّد اعمال گرسنگی است، و لباس پشمینه وسیله فروتنی و خضوع نفس است». و فرمود: «به اندازه نصف گنجایش معده بخورید و بیاشامید، که این صفت جزئی از پیامبری است». و فرمود: «اندک خوردن عبادت است». و فرمود: «خداوند به کسی که خوراک او در دنیا کم باشد بر ملائکه مباهات می کند و می فرماید: به بنده ام بنگرید که او را در دنیا به خوردن و آشامیدن مبتلا کردم و او آن دو را رها کرد و صبر نمود، شاهد باشید که از هیچ خوردنی و لقمه ای نمی گذرد مگر اینکه درجاتی در بهشت به او عوض می دهم». و فرمود: «نزدیکترین مردم به خدای - عزّوجلّ - در روز قیامت کسی است که گرسنگی و تشنگی و اندوهش در دنیا طولانی باشد».
و عیسی علیه السلام فرمود: «جگرهای خود را گرسنگی دهید و بدنهای خود را برهنه دارید، تا شاید دلهایتان خدا را ببیند».
یکی از همسران رسول اکرم صلی اللّه علیه و آله و سلم گفت: «رسول خدا هرگز غذای سیر نخورد، و بسا آن حضرت را گرسنه می دیدم دلم بر او می سوخت و گریه می کردم، دستم را بر شکم او می کشیدم و می گفتم جانم فدای تو باد! چه می شود اگر از دنیا بقدری که نیرو بگیری و گرسنه نباشی بخوری، می فرمود: برادران من از پیامبران الواالعزم بر سختتر از این صبر نمودند و بر این حال گذشتند و بر پروردگار خود وارد شدند و خداوند آنان را گرامی داشت و پاداش بزرگ داد، پس من شرم دارم که در زندگی به رفاه بگذرانم و مرتبه ام از ایشان کمتر باشد. این را که روزهائی چند صبر کنم دوستتر دارم از آنکه بهره ام در آخرت کم باشد، و هیچ چیز نزد من محبوبتر از این نیست که به برادران و دوستان خود محلق شوم.»
و روایت است که: «روزی فاطمه علیه السلام با پاره ای نان به خدمت پدر آمد و آن را به پیامبر صلی اللّه علیه و آله و سلم تقدیم کرد. حضرت فرمود: این چیست؟ عرض کرد: قرص نانی برای حسنین علیه السلام پخته ام پاره ای از آن را برای شما آوردم، فرمود: از سه روز تاکنون این اول طعامی است که به دهان پدرت رسیده(2)».

فوائد گرسنگی

برای گرسنگی فوائدی است: دل را نورانی و روشن می گرداند و آن را صفا و رقّت می بخشد، و ذهن را تند می کند، و آدمی از مناجات و طاعت لذت می برد و از ذکر و عبادت ابتهاج و سرور می یابد، و نسبت به بینوایان و مستمندان دلسوزی و رحم می آورد، و گرسنگی روز قیامت را به یاد می آورد، و شکسته نفسی و انکسار که مانع سرکشی و غفلت است پدید می آید، و مواظبت بر طاعت و عبادت آسان می گردد، و شهوت معصیت را که به سبب سیری چیره می شود کم می کند، و خواب زیاد را که باعث تباهی عمر و کُندی و ماندگیِ طبع و از دست دادنِ نماز شب و تهجّد است دفع می کند، و ایثار و صدقه دادن زائد بر هزینه را میسّر می سازد، و کم خرجی را که خود موجب فراغ خاطر از اهتمام به تهیّه اسباب خوردن می شود ممکن می گرداند، و تندرستی و دفع بیماریها را سبب می گردد زیرا معده خانه هر بیماری و پرهیز و کم خوری سر آمد دواهاست. و در حدیث آمده است که: «به اندازه مقداری از معده غذا بخورید تا تندرست بمانید.» و اضداد این فوائد که مفاسد است بر سیری مترتّب می باشد.
امّا راه علاج شَرَه و حرص بر خوردن و آشامیدن، این است که اخباری را که در ذم آن وارد شده به یاد داشته باشد، و خویشتن را بر پستی خوردنیها و مشارکت حیوانات در این امور آگاه و متنبّه سازد؛ و در مفاسد حرص و ولع به آن، از ذلّت و خواری و از دست دادن حشمت و مهابت و سستی و ضعف هوش و پدیدار شدن بلادت و حدوث امراض، بیندیشد. و آنگاه خویشتن را از افراط در خوردن هر چند با تکلّف و زحمت باشد نگاه دارد تا اعتدال و میانه روی در او عادت شود.