فهرست کتاب


بزرگترین فریضه

آیت الله محمد تقی مصباح یزدی‏‏ تدوین و نگارش: قاسم شبان نیا

. 9ضرورت فراهم کردن زمینه‌‌های تأثیر امر به معروف و نهی از منکر

باید هرکس که در مقام ایفای وظیفه خود در اقامه امر به معروف و نهی از منکر برمی‌آید، پیش از هرچیز، زمینه‌های پذیرش آن از سوی طرف مقابل را فراهم کند تا تأثیر خود را برجای گذارد. برای نمونه، چنانچه امرونهی شونده، به این باور رسیده باشد که آمر یا ناهی دلسوز اوست و خیر او را می­خواهد، سریع‌تر سخن او را می‌پذیرد. از‌این‌روی رفتار آمر یا ناهی باید به­گونه­ای باشد که طرف مقابل باور کند که با این امر یا نهی، واقعاً درصدد خدمت به اوست، و درواقع، او خودش را برای ایشان می خواهد نه آنکه ایشان را برای خود. اگر او به این باور رسید، آن زمان است که از دل و جان به سخن آمر یا ناهی گوش فرا می دهد؛ سخنان او را باور می کند؛ و می‌کوشد آن را رعایت کند؛ زیرا پیش‌ازاین، زمینه لازم روانی برای او فراهم شده و به این باور رسیده است که آمر یا ناهی خیر او را می­خواهد.
بزرگ‌ترین عامل پیشرفت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)، این بود که پیش از هرچیز،
( صفحه 161 )
و در زمان جاهلیت و قبل از اسلام، ایشان را به نام «امین» می­شناختند؛ یعنی مردم باورشان بر این بود که ایشان اهل خیانت نیست و بدِ کسی را نمی خواهد. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) از همین نقطه قوت در خویش برای جلب توجه افراد به‌سوی دین استفاده کردند. پس می‌توان به‌خوبی این نکته را دریافت که در آن زمان که مردم به این آسانی سخن کسی همچون پیامبر(صلی الله علیه و آله) را گوش نمی‌دادند، ایشان از کجا آغاز، و چگونه توجهات را به‌سوی خود جلب کرد. یکی از نکات مهم، روان‌شناسی اجتماعی است؛ همین است که اگر کسی بخواهد در دیگران، البته از راه ارتباط مستقیم و ارتباط شخصی و تن‌به‌تن، اثر بگذارد، باید ابتدا برای آنان ثابت کند که خیر آنها را می‌خواهد.
راه‌حل دیگر برای تأثیر بیشتر امر به معروف و نهی از منکر این است که، آمر و ناهی در گفتار خود از منطق قوی برخوردار باشند و حرف سست و بی دلیل نزند. چنین کسانی باید بکوشند تا بتوانند مطلبی را که درصدد اثبات آن هستند، با دلیل محکم اثبات کنند و اگر چیزی را نمی دانند، پس از تأمل و اطمینان پاسخ دهند. این امر زمینه را فراهم می‌سازد تا طرف مقابل مطمئن شود که آن آمر یا ناهی حرف بی حساب و بی دلیل نمی‌زند، و اگر پاسخ پرسشی را نمی‌داند، در پی پاسخ آن می‌رود و آن‌گاه سخن می‌گوید.
حاصل آنکه، برای فراهم شدن زمینه‌های تأثیر امر به معروف و نهی از منکر لازم است که اولاً از نظر رفتار، طرف مقابل احساس کند که از سر دلسوزی و خیرخواهی امرونهی شده است؛ و ثانیاً از نظر گفتار نیز
( صفحه 162 )
طرف مقابل به سخن آمر یا ناهی اطمینان یابد و این امر مستلزم داشتن منطق محکم و قوی و سخنان همراه با ادله قانع‌کننده در شخص آمر و ناهی است. اینها شرط‌های لازم برای موفقیت دراین‌زمینه است. البته فوق تمام اینها و در سطح عالی، توکل به خدا و اخلاص در عمل است که تأثیر شگرفی از خود برجای می‌گذارد.
ناگفته نماند که ایجاد فرهنگ متناسب با امر به معروف و نهی از منکر نیز می‌تواند یکی از زمینه‌های لازم برای پذیرش امرونهی از سوی طرف مقابل باشد. اصولاً عمل به این فریضه، مستلزم این است که پیش‌ازآن، زمینه فرهنگی در جامعه برای این امر فراهم گردد؛ و‌الّا نه افراد آماده انجام چنین تکلیفی خواهند شد و نه دیگران حاضر به پذیرش آن می‌شوند. اگر در جامعه‌ای امر به معروف و نهی از منکر، دخالت در امور دیگران به‌شمار آید، دیگر کسی جرئت انجام این فریضه را نخواهد داشت. مشکل اساسی ما، این است که فرهنگی غیراسلامی، به نام فرهنگ غربی، بر سطوحی از جامعه ما سایه انداخته است. این فرهنگ، بدون آنکه حساسیتی در ما ایجاد کند، به‌گونه‌ای خزنده، و آرام‌آرام، در جامعه نفوذ کرده است. به جرئت می‌توان گفت که فرهنگ جامعه ما در اثر چنین حرکتی، دست‌کم، نیمه غربی شده است. در این حالت، چنین چیزی نه‌تنها در سطوح پایین جامعه و در میان افراد ناآگاه، بلکه در سطح نخبگان جامعه نیز قابل مشاهده است؛ به‌گونه‌ای‌که حتی اساتید دانشگاه یا شخصیت‌های روحانی نیز ممکن است ناخودآگاه، تحت تأثیر این فرهنگ قرار گرفته باشند.
( صفحه 163 )

. 10تقویت نهادهای احیاگر امر به معروف و نهی از منکر در جامعه

مسئله­ای که ممکن است به ذهن خطور کند این است که اگر بنا باشد هر فردی در برابر همه مردم مسئولیت امر به معروف و نهی از منکر را عهده دار شود و در پی انجام آن باشد، دیگر هیچ­گاه به کار خود نخواهد رسید. اگر کسی موظف شود که هم، نیازهای مادی همسایگان، خویشاوندان، اهل محله و دیگر افراد جامعه را تأمین کند، و هم نیازهای اخلاقی را پاسخ‌گو باشد، کارهای فردی او، و درنتیجه، کارهای اجتماعی نیز مختل می‌ماند، و نقض غرض خواهد شد. اما اگر کسانی در جامعه، که هم بلاغت نسبی دارند، هم احساس مسئولیت بیشتری می کنند، و هم حاضرند داوطلبانه، دراین‌زمینه فداکاری کنند، عهده‌دار مسئولیت این امر گردند، این مسئولیت از دیگران ساقط می شود. در آیه وَلْتَکن مِّنکمْ أُمَّه یَدْعُونَ إِلَی الْخَیْرِ وَیَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکرِ وَأُوْلَـئِک هُمُ الْمُفْلِحُونَ؛(89) «و باید از میان شما گروهی باشند دعوتگر به خیر که به نیکی فرمان دهند و از ناشایستی باز دارند و اینان رستگارند»، اگر «مِن» را تبعیضیه بگیریم، این احتمال وجود دارد که آیه اشاره به همین مطلب باشد که باید همیشه در جامعه گروهی برای رسیدگی به نیازمندی‌های مادی و معنوی دیگران آماده باشند.
طبعاً چنین کسانی نه یک هیئت حاکمه محدود، متشکل از اعضای کابینه یا تعدادی کارمند دولت هستند، و نه عموم مردم؛ بلکه قشر متوسطی بین عموم مردم و بین آن هیئت حاکمه‌اند که بیش از دیگران به
( صفحه 164 )
مسئولیت های اجتماعی اهمیت می­دهند. برای نمونه، موقعیت بسیج در جامعه ما، چنین است؛ کسانی که وظایف فردی خود را درست انجام می دهند، در تأمین نیازهای مادی و معنوی دیگران داوطلب می شوند؛ چنین کسانی در هنگام شیوع یک بیماری، برای یاری رساندن به بیماران پیش­قدم می­گردند، در هنگام بروز جنگ، داوطلبانه وارد میدان جنگ می شوند و در هنگام بروز مشکل اخلاقی در جامعه نیز، در عمل، خواهند کوشید. پس بسیجی در جامعه ما بار جامعه را به دوش می کشد و برای سالم ماندن و تأمین نیاز دیگران فداکاری می کند تا دیگران به فساد مبتلا نشوند.
در چنین صورتی، جامعه در مسیر سعادت قرار خواهد گرفت؛ چراکه هم صاحبان مشاغل مختلف می توانند کارهای خود را با جدیت انجام دهند و دیگر نگران مسئولیت‌های اجتماعی نباشند و هم خاطر دولت آسوده است که به‌قدر کافی نیرو برای تأمین نیازمندی‌های جامعه وجود دارد و همه بارها به دوش کارمندان رسمی دولت نیست. در آن زمان که بسیجیان جان‌برکف، دست از کار و زندگی خود می کشند و حاضر می شوند به کمک هموطنان و هم‌دینانشان بشتابند، و برای تأمین نیازمندی‌های جامعه سر از پا نمی شناسند، دیگر، نهادهای مسئول نگرانی نخواهند داشت و کارشان به سامان خواهد رسید.
امروزه برای کسانی همچون بسیجیان، نوبت حضور در جبهه فرهنگی است؛ این همان جبهه ای است که سالیانی پیش گشوده شد و مقام معظم رهبری نیز بارها هشدار داد‌ه‌اند که ما مورد هجوم و شبیخون فرهنگی
( صفحه 165 )
قرار گرفته‌ ایم، و دشمنان ما از این طریق درصددند فرهنگ ما را غارت کنند.(90) در این موقعیت نمی­توان منتظر ماند تا دولت با نیروهای محدود خود، با آفت فساد در جامعه مبارزه کند. همان‌گونه که دولت در زمان جنگ قادر نبود، به‌تنهایی جنگ را اداره کند، در این جنگ فرهنگی هم قادر نخواهد بود به‌تنهایی از پس مقابله با آن برآید. از سوی دیگر هم اگر منتظر باشیم تا همه مردم دراین‌زمینه وارد عمل شوند و یکسان مشارکت کنند، کارهای دیگر مختل می‌شود. در اینجا هم بار دیگر نوبت کسانی همچون بسیجیان فداکار است که به مقابله با این تهاجم فرهنگی برخیزند. در دوران دفاع مقدس، بسیجیان تعلیمات زیاد نظامی ندیده بودند، اما دوره‌های کوتاه‌مدت و فشرده چهل و پنج‌روزه را می­گذراندند و عازم میدان رزم می­شدند. در این جبهه فرهنگی نیز همین بسیجیان‌اند که باید پیشگام باشند و ضمن مجهز کردن خود به مبانی اعتقادی و دینی، با بیماری خانمان‌برانداز فساد اخلاقی در جامعه مبارزه کنند. پس بسیجی باید در این مسیر، شناخت خود را درباره حقایق اسلام افزایش دهد، راه پاسخ‌گویی به شبهات ایمان‌سوز را بهتر بیاموزد و با احساس مسئولیت، به مداوای مبتلایان به شک در اعتقادات و نیز مبتلایان به فسادهای اخلاقی بشتابد.
( صفحه 167 )

چالش‌ها در بحث امر به معروف و نهی از منکر