فهرست کتاب


بزرگترین فریضه

آیت الله محمد تقی مصباح یزدی‏‏ تدوین و نگارش: قاسم شبان نیا

درباره روش‌ها و مصادیق بارز امر به معروف و نهی از منکر

امر به معروف و نهی از منکر در هر زمان، شرایط و اقتضائات خاص خود را دارد و به تناسب زمان و مکان، روش‌ها و مصادیق آن گوناگون می­شود. به‌منظور ملموس کردن مطالبی که درباره این فریضه دینی مطرح گردید، برخی روش‌ها و مصادیق بارز آن را، به‌ویژه با توجه به وضعیت کنونی نظام جمهوری اسلامی، ذکر خواهیم کرد. مطالب ذیل دربرگیرنده مباحثی درباره ضرورت توجه به تنوع روش‌ها و مصادیق، و ذکر برخی از آنهاست.

. 1ضرورت توجه به اختلاف در روش‌ها به تناسب شرایط زمان و مکان

پس از آنکه مشخص گردید که هریک از افراد جامعه در برابر نیازهای معنوی دیگران مسئول‌اند، اکنون، گوناگون بودن مسئولیت افراد به‌تبع شرایط و موقعیت‌های زمانی و مکانی، مطرح می‌شود. هدف امر به معروف و نهی از منکر، اصلاح مفاسد و جلوگیری از رواج بدعت‌هاست. برای
( صفحه 126 )
رسیدن به این هدف، در هر زمان و مکانی، و تحت شرایط مختلف، راه‌های عمل به این فریضه هم تغییر می‌کند. باید با دقت در رهنمودهای کتاب و سنت و نیز سخن بزرگان، علما و مراجع، وظیفه خود را با توجه به موقعیت خاص دریابیم. اگر آنچه وظیفه مان بود، انجام دادیم و برای انجامش حاضر بودیم تا سرحد شهادت پیش رویم، حسینی خواهیم بود؛ و‌الاّ از این نمد، کلاهی جز اسم و ادعای تهی نخواهیم داشت.
مطالعه سیر تاریخ صدر اسلام و سیره امیر مؤمنان(علیه السلام) و دیگر ائمه اطهار(علیهم السلام) نشان می‌دهد که به‌قدری اختلاف روش‌ها و رفتارها دراین‌زمینه وجود دارد که آدمی تصور می‌کند بین رفتار این بزرگواران تناقض وجود داشته است. البته همه ما معتقدیم که آنها حلقه های یک زنجیر به‌هم‌پیوسته‌اند؛ ولی چون شرایط زمانی هریک از آنها متفاوت بود، روش‌هایشان نیز متفاوت به نظر می­رسید. همه آنان، در پی احیای دین بودند؛ منتها بر اساس مقتضیات و شرایط زمانی و مکانی خاص خود. بدون تردید، این تشخیص وظیفه، خود مهم است و کوشش برای تشخیص هم، خود نوعی عبادت به‌شمار می­رود. اینکه کسی مدتی فکر، و با دیگران مشورت کند و تحقیقات لازم را دنبال کند تا وظیفه خود را تشخیص دهد، در ثمربخشی امر به معروف و نهی از منکر کاملاً مفید خواهد بود.
در اهمیت و ضرورت تشخیص وظیفه، به تناسب شرایط زمانی و مکانی خاص، می‌توان نمونه‌های فراوانی را در صدر اسلام جست‌وجو کرد. ابوذر(علیه السلام) یکی از بزرگ‌ترین صحابه پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) به‌قدری به فریضه امر به معروف و نهی از منکر عنایت داشت و بدان عمل می‌کرد که
( صفحه 127 )
عثمان، خلیفه سوم، را به ستوه آورد و موجب شد که وی او را به شام تبعید کند. او در مقابل خلیفه، از باب نصیحت حاکم مسلمین، با صراحت انتقاد می کرد و رسوایی های مالی، بذل و بخشش های بی‌جا و جناح‌گرایی و باند‌بازی دستگاه خلافت را گوشزد می‌نمود تا کار به رسوایی کشیده شد.(74) انتقادهای تند و صریح ابوذر در مقابل عثمان، به دلیل موقعیت خاص او در آن زمان بود؛ به‌طوری‌که عثمان نمی‌توانست با او مقابله کند. موقعیت ابوذر در جامعه اسلامی، آن‌چنان بود که به این زودی نمی شد با او برخورد تند کرد.
در شام نیز چون تمام مردم، ابوذر را به‌منزله یکی از صحابه بزرگ پیامبر(صلی الله علیه و آله) می شناختند، نمی توانستند به او جسارتی کنند. او انتقادهای خود را از دستگاه معاویه ادامه داد تا اینکه معاویه از عثمان خواست که او را به مدینه باز گرداند.(75) نقل شده در مجلسی، کعب‌الاحبار، یهودی تازه‌مسلمان، برای نشان دادن خود، صحبتی کرد تا جواب ابوذر را داده باشد. ابوذر چنان به کعب‌الاحبار حمله کرد که سرش شکست و خون از آن جاری شد. ابوذر به او گفت ‌ای یهودی‌زاده! تو می خواهی دین را به ما یاد بدهی؟!(76)
( صفحه 128 )
در همان زمان، موقعیت امیر مؤمنان(صلی الله علیه و آله) با ابوذر کاملاً متفاوت بود که وظیفه دیگری را می‌طلبید. البته امام علی(علیه السلام)، به صورت های کلی و خصوصی، انتقادهایی را مطرح می کرد اما نه آن‌گونه که ابوذر عمل می‌کرد؛ چراکه موقعیت ایشان با ابوذر متفاوت بود. ایشان می‌کوشید تا با موعظه کردن، مردم را از اعمال ناصواب برحذر دارد. پس ابوذر وظیفه‌ای داشت و امیر مؤمنان(علیه السلام) وظیفه‌ای دیگر. ازاین‌روست که نه‌تنها علی(علیه السلام) دراین‌زمینه با ابوذر مخالفتی نکرد، بلکه وقتی ابوذر را به ربذه تبعیت کردند، علی(علیه السلام)، امام حسن(علیه السلام) و امام حسین(علیه السلام) را فرستاد تا او را مشایعت کنند. آن‌گاه کلام عجیبی را خطاب به ابوذر فرمود که در نهج‌البلاغه نیز آمده است: یَا أَبَاذَرٍّ إِنَّک غَضِبْتَ لِلَّهِ فَارْجُ مَنْ غَضِبْتَ لَهُ إِنَّ الْقَوْمَ خَافُوک عَلَی دُنْیَاهُمْ وَخِفْتَهُمْ عَلَی دِینِک؛(77)‌ «ای اباذر، همانا تو برای خدا به خشم آمدی، پس امید به کسی داشته باش که به خاطر او غضبناک شدی. این مردم برای دنیای خود از تو ترسیدند، و تو بر دین خویش از آنان ترسیدی».
موقعیت علی(علیه السلام) در آن زمان، موقعیتی ویژه بود؛ به‌گونه‌ای‌که مصلحت ایجاب نمی‌کرد برخورد ایشان همچون ابوذر باشد؛ زیرا ایشان، درصورتی‌که بنای انتقادات شدید را در پیش می‌گرفتند، متهم می شدند که چون اعضای شورای شش‌نفره، که علی(علیه السلام) هم خود در میان آنها بود، او را برای خلافت رد کرده­اند، کارشکنی می‌کند. علی(علیه السلام) به‌قدری تنها مانده بود که اگر انتقاد تندی می کرد، فوراً از دستگاه حکومتی شایعه می کردند که چون علی رأی نیاورده، حسادت می‌ورزد و اسلام و نظام
( صفحه 129 )
اسلامی را تضعیف می کند. اما ابوذر هیچ‌گاه ادعای خلافت نداشت و از‌این‌روی نمی‌توانستند او را چنین متهم کنند.
بنابراین هر کسی در هر موقعیت اجتماعی که قرار دارد، باید بکوشد وظیفه خود را درست تشخیص دهد و در هر پست و مقامی که قرار دارد، متناسب با شأن، مقام، موقعیت و شرایط زمانی و مکانی، آن کاری را انجام دهد که به نفع اسلام است؛ مثلاً نویسنده باید بنویسد، سخنران باید حرف بزند و مسئول رسمی کشور هم باید در اجرای احکام اسلام اهتمام داشته باشد. البته گاه تشخیص کار صحیحی که به نفع اسلام باشد، مشکل است؛ چون در بسیاری از نمونه‌ها، تعارض مصالح و مفاسد پیش می­آید؛ اما درهرحال باید مصمم بود که به هرچه تشخیص داده شد عمل شود هرچند به قیمت شهادت باشد. بدیهی است تلاش کردن در راه شناخت وظیفه هم، خود، نوعی عبادت است که برای آن ثواب نوشته می­شود.

. 2ضرورت بهره­‌‌گیری از طرح و برنامه در اجرای امر به معروف و نهی از منکر

امر خلاف شرع و مصالح جامعه اسلامی، گاه به‌گونه ای ساده و با ‌انگیزه فردی و از سر گستاخی و بی ادبی انجام می گیرد، و گاه اقدامی است پیچیده و حساب شده که کسانی آن را برنامه ریزی کرده اند. به‌عبارت‌دیگر، ممکن است پشتِ پرده یک حرکت، نقشه ای در کار باشد و کسانی آن را بدین هدف طراحی کرده باشند که اسلام و نظام اسلامی را از پای درآورند و آنها را ناکارآمد سازند. مثلاً، می گویند آن‌قدر کارهای
( صفحه 130 )
زشت انجام دهید که این اعمال برای مردم عادی شود. به ‌گونه طبیعی این افراد به اسلام علاقه ‌ای ندارند. اینان یا منافق اند و از صمیم قلب ایمانی ندارند، یا مزدور بیگانگان شده اند و می خواهند حاکمیت اسلام را در جامعه از بین ببرند. در این صورت، ضررهای گوناگونی جامعه را تهدید می کند که باید با آنها مبارزه کرد. این ضررها ممکن است در قالب کارهای فرهنگی، اقتصادی، هنری، اخلاقی و حتی نظامی بر جامعه اسلامی وارد شود. در چنین موقعیتی، این وظیفه از عهده یک فرد، و از قالب یک امر به معروف و نهی از منکر ساده خارج شده، نوع دیگری از مبارزه را می طلبد، و از نمونه‌های امر به معروف و نهی از منکری نیست که بحث آن در رساله های عملیه ذکر شده باشد.
این گونه امر به معروف و نهی از منکر، مبارزه با تهاجم است و از عهده یک فرد برنمی آید، و در اجرای آن روش‌های ساده پیش گفته نتیجه نمی دهد. این نوع تهاجم، امری شیطانی است که نقشه‌ ها و طراحی‌های پیچیده ای دارد و باید برای مقابله با آن اندیشید و طراحی و سازمان دهی کرد. این تهاجم ممکن است، مانند داستان تنباکو، در قالب اقدامی اقتصادی باشد. همچنین برخی نمونه‌های آن پیچیدگی‌های خاصی دارند که فقط اهلش می توانند آنها را تشخیص دهند. از جمله آنها پایین آوردن قیمت نفت است که به مثابه ضربه ای اقتصادی برضد مسلمانان به‌کار می برند. این یک خیانت و منکر اجتماعی ‌ـ اقتصادی برنامه ریزی‌شده است که با نقشه های جهانی و بین المللی طراحی شده است؛ به‌گونه ای‌که حتی یک کشـور نیـز به‌تنهایی نمی توانـد بِدان دست یازد؛ بلکه شیـاطین کشورهـای
( صفحه 131 )
مختلف با یکدیگر هماهنگ می‌شوند تا بتوانند چنین ضرری بر مسلمانان وارد سازند، و مثلاً قیمت نفت را در بازارها کاهش دهند. این‌گونه منکر، «ضرری» است که به همه مردم یک کشور، بلکه به همه مسلمانان جهان وارد می شود و باید با آن مقابله کرد؛ زیرا با انجام این منکر، کفار بر مسلمانان برتری می‌یابند؛ درحالی‌که خدایْ‌تعالی راضی نمی شود که کافران، هرچند در مسائل اقتصادی، بر مسلمانان برتری یابند و مقاصد شوم خود را بر آنان تحمیل کنند: وَلَنْ یَجْعَلَ اللّه ُ لِلْکافِرِینَ عَلَی الْمُؤمِنِینَ سَبِیلاً؛(78) «و خداوند هرگز کافران را بر مؤمنان سلطه نمی دهد».
پس برای مقابله با این منکرات و یافتن راه‌حل مناسب باید مسلمانان با طرح و فکر جمعی به میدان آیند و صاحب نظران بیندیشند و طرح و نقشه ای کارآمد تهیه کنند. زمانی که راه‌حل مناسب برای مقابله با چنین منکراتی پیدا شد، همه مسلمانان در مرحله عمل، باید آن را اجرا کنند. گاه ممکن است راه ‌حل، تحریم اقتصادی باشد؛ مثلاً خرید اجناس امریکایی تحریم شود. در این هنگام، بر همه مسلمانان لازم است که این فرمان را اطاعت کنند. بدین‌ترتیب خرید جنس امریکایی حرام می شود؛ اگرچه لازم باشد همان جنس از کشور دیگری با دو برابر قیمت خریداری شود؛ اما برای مقابله با توطئه های خائنانه دشمن که ضرر آن گریبان همه مسلمانان را می گیرد، عمل به این تحریم، به‌منزله نهی از منکر، بر همه مسلمانان واجب می شود. در جامعه اسلامی نهی از منکر تا این حد قابل گسترش است.
( صفحه 132 )
اجرای نهی از منکر در مسائل نظامی بسیار روشن تر است؛ زیرا همواره دشمن دسیسه‌ هایی می چیند تا در مرزها نفوذ کند و یا عوامل خود را می فرستد تا ترورهایی انجام دهند، یا عوامل نفوذی را در ارتش و نیروهای نظامی و انتظامی وارد می کند. دراین‌زمینه مسائل پیچیده فراوان دیگری وجود دارد که باید صاحبان نظر آنها را مطالعه و بررسی کنند. به‌هرحال، در جامعه باید با گناه مقابله شود، و یگانه راه مقابله با آن، تصمیم گیری فردی نیست، بلکه واجب است در وهله نخست، صاحب نظران و متخصصان با یکدیگر مشورت، و طرحی تهیه کنند؛ سپس دولت اسلامی دستور اجرای آن را به مردم ابلاغ کند. در این مقام، عمل به این طرح بر همه مردم واجب می شود. وجوب عمل به این طرح، هم به سبب وجوب نهی از منکر، و هم به دلیل لزوم اطاعت از دولت اسلامی است که به معنای اطاعت از ولیّ امر مسلمانان است.
فرض دیگر این است که، در منطقه ای ولیّ امر مسلمین یا دولت اسلامی، حضور نداشته باشد، یا در کشوری، دولت اسلامی بر سر کار نباشد، یا دولت اسلامی باشد، ولی نتواند مانع دسیسه های دشمن گردد. از جمله، ممکن است عده ای معادن و دیگر سرچشمه های اقتصادی و تجاری را در دست گیرند و برای رسیدن به مطامع شخصی خود، دولت را در مقابل عمل انجام شده قرار دهند. در این موقعیت، خود مردم باید برای مبارزه با دسیسه های دشمن برنامه ریزی کنند و دشمن را به زانو درآورند، و نقشه او را نقش بر آب کنند؛ زیرا دولت اسلامی، به هر دلیل، نمی تواند این توطئه ها را خنثی کند.
( صفحه 133 )
همچنین احتمال دارد دولت اسلامی از دسیسه های دشمنان باخبر باشد و توان مقابله با آنان را نیز داشته باشد، ولی دراین‌زمینه اقدامی صورت ندهد. در این شرایط واجب است خود مردم برای دفع خطر اقدام کنند و برای مقابله با چنین توطئه هایی طرح بریزند و برای اجرای آن تصمیم بگیرند. اگر این اقدام مردم موقتاً ضرر اقتصادی برای جامعه دربر داشته باشد، بعدها این ضرر جبران خواهد شد. به‌هرحال، این امری واجب است که متأسفانه نمونه‌ها و جوانب آن به‌درستی بررسی و تدقیق نشده است. بنابراین هرگاه خطری از سوی دشمنان خارجی یا داخلی در یکی از زمینه های حیات اجتماعی، جامعه اسلامی را تهدید کند، بر مردم مسلمان واجب است که با استفاده از علم عالمان، متخصصان و صاحبان تجربه، تصمیم قطعی برای مقابله با آن خطر را اتخاذ کنند، و نقشه های دشمنان را خنثی سازند.