فهرست کتاب


بزرگترین فریضه

آیت الله محمد تقی مصباح یزدی‏‏ تدوین و نگارش: قاسم شبان نیا

مقدمه

امر به معروف و نهی از منکر از جمله فرایض دینی و از ضروریات اسلام است(1) که جامعه دینی را پر‌نشاط می‌سازد، و در صورت اهتمام مردم و مسئولان به این وظیفه شرعی، بسیاری از زشتی‌ها از جامعه رخت بر‌می‌بندد و ارزش‌های دینی و انسانی حاکم می‌شود. این امر به‌قدری بدیهی می‌نماید که حتی محققانی همچون مایکل کوک انگلیسی، این فریضه دینی مسلمانان را ستوده‌اند و خلأ چنین تکلیفی را در جوامع فعلی خود، زمینه‌ساز رشد رذایل و بی‌اعتنایی آنان در برابر مفاسد و شرارت‌های رو به افزایش آن جوامع دانسته‌اند. مایکل کوک، شاهد واقعه‌ای زشت و ننگین در یکی از خیابان‌های شهر شیکاگوی امریکا و بی‌اعتنایی مردم به آن بوده است، و همین امر او را وامی‌دارد تا پس از حدود 12 سال تحقیق، و مطالعه 1700 کتاب و مقاله، که بیش از سه‌چهارم آن کتب اسلامی است، کتابی مفصل درباره امر به معروف و
( صفحه 12 )
نهی از منکر بنگارد.(2) چنین امری حاکی از آن است که این فریضه دینی، که مورد غبطه غیر‌مسلمانان واقع شده است، چه جایگاه رفیعی دارد و توجه به آن می‌تواند زمینه تحقق مدینه فاضله مورد نظر انبیای الهی و امامان معصوم‰ را در جامعه اسلامی فراهم کند.
ازاین‌روی برای ترویج و توسعه این فریضه فراموش‌شده، وظیفه سنگینی بر عهده اندیشمندان و عالمان دین است تا آن را تعریف، تبیین و تشریح کنند. آیت‌الله مصباح یزدی، دامت برکاته، از جمله بزرگ‌اندیشمندانی است که با توجه به اهمیت و جایگاه رفیع این فریضه، همواره در بیانات خود کوشیده‌اند تا این دغدغه را در سطح جامعه ایجاد کنند که ترک این فریضه، در میان مردم و نیز مسئولان نظام، چه تبعات شومی را در پی دارد. در این نوشتار تلاش خواهد شد تا با توجه به بیانات ارزنده ایشان در آثار مختلف چاپ‌شده و نیز سخنرانی‌های مختلف، تا پایان سال 1383، مجموعه مباحثی از امر به معروف و نهی از منکر گردآوری، تدوین و تحقیق گردد. گفتنی است، ایشان در این مباحث، بیش از هر چیز، به ابعاد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی این فریضه توجه کرده‌اند و از‌این‌روی تفاوت‌هایی در چگونگی طرح مباحث از سوی ایشان با بیان فقهای عظام در کتب فقهی وجود دارد. امید است نشر این کتاب، گامی در مسیر احیای این فریضه فراموش‌شده در جامعه باشد.
( صفحه 13 )

مفهوم امر به معروف و نهی از منکر

واژه «معروف» از ریشه «عرف» به معنای کار خوب و پسندیده است، و خداپرستان از آن «پسندیده نزد خدا» را اراده می کنند. «منکر» نیز از ماده «نکر»، و معنای آن بر‌خلاف معنای معروف بوده، در عرف دین داران، به معنای کاری است که خداوند از آن راضی نباشد. بدین‌ترتیب، امر به معروف، یعنی دستور دادن به کارهای خیر، و نهی از منکر یعنی باز داشتن از کارهای زشت و ناپسند.
در مسیر تحول واژه ها، معنای آنها گاه توسعه و گاه تضییق می یابد. در برخی نمونه‌ها، استعمال یک واژه سبب می شود مفهوم آن از مقتضای اصلی خود، وسعت بیشتری یابد. درباره مفهوم امر به معروف و نهی از منکر نیز چنین است. فقها و بزرگان وقتی درباره موضوع امر به معروف و نهی از منکر بحث می کنند، می گویند در کلمه امر، مفهوم «علو» یا «استعلا» نهفته است؛ یعنی کسی که امر می کند، یا باید بر مأمور برتری داشته باشد، یا خود را در چنین مقامی قرار دهد و از موضع بالاتر امر
( صفحه 14 )
کند. خواهش و استدعا کردن «امر» نیست. اینکه کسی بگوید «خواهش می کنم این کار را بکنید» امر نیست. مقتضای کلمه امر این است که باید به‌صورت استعلا باشد. حتی برخی فقها احتیاط کرده، می گویند تکلیف امر به معروف و نهی از منکر زمانی تحقق می یابد که امرکننده به معروف، با لحاظ «استعلا» امر کند.(3) مقام معظم رهبری نیز مراد از استعلا را این‌چنین مشخص کرده‌اند:
طرف امر به معروف و نهی از منکر فقط طبقه عامه مردم نیستند. حتی اگر در سطوح بالا هم هستند شما باید به او امر کنید نه اینکه از او خواهش کنید. باید بگویید آقا! نکن؛ این کار یا این حرف درست نیست. امرو‌نهی باید با حالت استعلا باشد. البته این استعلا معنایش این نیست که آمران حتماً باید بالاتر از مأموران و ناهیان بالاتر از منهیان باشند؛ نه، روح و مدل امر به معروف، مدل امرونهی است؛ مدل خواهش و تقاضا و تضرع نیست. نمی شود گفت که خواهش می کنم شما این اشتباه را نکنید؛ نه، باید گفت: آقا! این اشتباه را نکن؛ چرا اشتباه می کنی؟ طرف هر کسی است؛ بنده که طلبه حقیری هستم؛ از بنده مهم‌تر هم باشد، او هم مخاطب امر به معروف و نهی از منکر قرار می گیرد.(4)
( صفحه 15 )
با توجه به توضیحاتی که در زمینه مفهوم امر به معروف و نهی از منکر ذکر گردید، می‌توان گفت که امر به معروف و نهی از منکر در نگاهی کلی‌تر عبارت است از هرگونه تلاشی که به‌منظور اثر گذاشتن بر دیگری صورت می گیرد تا وی را به انجام کار واجبی وادارد، یا از کار حرامی باز دارد.

اهمیت و جایگاه امر به معروف و نهی از منکر

اسلام ملاک وحدت در جامعه اسلامی را ایمان به خدا می‌داند و از‌این‌روی بر افرادی که با این ملاک وحدت در جامعه حضور دارند، به گونه خاصی حساس است. این حساسیت به‌قدری است که هر فردی را در برابر فرد دیگر مسئول قرار داده است تا همگان به نقشی که در تشکیل جامعه دارند توجه کنند و به این وحدت خدشه وارد نشود. امر به معروف و نهی از منکر در اسلام چنین ماهیتی دارد و از‌این‌روی برای فرد مسلمان، این مفهوم بامعناست؛ اما در جامعه و فرهنگ غربی اصلاً چنین مفهومی مورد توجه نیست. در آن جوامع، حداکثر، دولت، آن هم به‌حد ضرورت که نیازهای جامعه را تأمین کند، مسئولیت دارد، و دیگر به هیچ مسئولیتی برای افراد در برابر یکدیگر معتقد نیستند. بالاتر از این، آنان بر این اعتقادند که حتی فرد حق ندارد در زندگی فردی دیگران ـ یعنی هر آنچه ضرر محسوسی برای دیگران ندارد ـ دخالت کند؛ بنابراین در ذهنیت فرهنگ غربی، نه‌تنها امر به معروف و نهی از منکر، ارزش مثبت ندارد بلکه امری منفی قلمداد می‌شود؛ یعنی آنچه در فرهنگ
( صفحه 16 )
اسلامی ما به‌منزله تکلیف واجب و گاهی بزرگ‌ترین واجبات نامیده می شود، در فرهنگ غربی نه‌تنها واجب نیست، بلکه مذمت هم می‌شود؛ زیرا این کار، از نگاه آنان، دخالت در امور دیگران است.
در جامعه اسلامی، مسلمانان موظف‌اند در برابر یک حرکت ناهنجار اجتماعی از دیدگاه ارزش‌های اسلامی، به نام منکر، حساس باشند و تکلیف خود را دراین‌زمینه انجام دهند. بر اساس آیین اسلام، امر به معروف و نهی از منکر، در کنار فرایضی همچون روزه، حج، نماز و جهاد، از فروع دین شمرده می‌شود؛ بنابراین امر به معروف و نهی از منکر جزء ضروریات دین اسلام است. اما این در فرهنگ غربی هیچ معنا ندارد و حتی دارای ارزش منفی است. در جامعه غربی، اگر کسی مشروبات بنوشد و مست کرده، عربده بکشد، کسی حق ندارد او را از این کار نهی کند. اگر هم کسی تذکر دهد، فرد مقابل، او را از دخالت در امور خودش بر حذر می‌دارد و این امرونهی را منافات با آزادی خویش می‌پندارد. البته اگر کار بدانجا بکشد که آزاد گذاشتن فرد منجر به هرج‌ومرج و به مخاطره افتادن زندگی دیگران شود، مقرراتی برای کنترل چنین افرادی وضع می کنند.
اسلام، درست، نقطه مقابل دیدگاه مرسوم در غرب را پی می‌گیرد و بر آن است هر فردی در برابر فرد دیگر، و نیز هر جامعه‌ای در برابر فرد، یا جامعه دیگر هر رهبر و پیشوایی در برابر افراد، و همچنین افراد در برابر رهبر و پیشوای خود مسئول‌اند. این مسئولیتی یکپارچه، همگانی و متقابل است. درواقع، همچون رابطه ارگانیک اندام‌های بدن، در میان
( صفحه 17 )
اجزای جامعه نیز پیوستگی وجود دارد. همان‌گونه که تمام قسمت‌های بدن، در زمان گرفتاری، سهیم‌اند و از سهم خون خود کم می گذارند تا عضو آسیب ‌دیده ترمیم شود، در جامعه اسلامی نیز چنین رابطه‌ای وجود دارد و مهم این است که این ارتباط و همیاری تنها درزمینة امور مادی نیست، بلکه، مهم‌تر از آن، درزمینة امور معنوی است.
پس در اسلام فرد در برابر رفیق، همسایه و جامعه، هم در امور مادی و هم در امور معنوی، مسئول است؛ بنابراین اگر کسی همسایه‌اش گرسنه و خودش سیر باشد، مسئول است و شرعاً وظیفه دارد غذای خود را با او تقسیم کند. بر اساس بینش و تربیت اسلامی، ارتباط و مسئولیت افراد در مسائل مادی حائز اهمیت است. در مسائل اجتماعی نیز اگر کسی شاهد بی‌سبب ریخته شدن آبروی مؤمنی باشد، باید از او در برابر اتهامات دفاع کند. بالاتر از همه اینها، مسئله ارزش‌های دینی و مذهبی است. اگر کسی در جامعه اسلامی دچار ناهنجاری می‌شود و خود را به گناه آلوده می سازد، باید دست او را گرفت و اجازه نداد که گناه دامان او را به‌کلی بگیرد.

برخی با نادیده گرفتن ماهیت واقعی امر به معروف و نهی از منکر، تحت تأثیر فرهنگ الحادی غرب، این فریضه را دخالت در امور شخصی دیگران تصور کرده‌اند و می‌کوشند مفاهیمی را به‌منزله ارزش در جامعه مطرح سازند تا دیگر جایی برای توجیه امر به معروف و نهی از منکر باقی نماند. آنان آنچنان در رسانه‌های مختلف و با تدوین مقالات در روزنامه‌ ها و نشریات یا ایراد سخنرانی، تبلیغات به راه می‌اندازند تا به مردم القا کنند که دخالت کردن در امور اعتقادی، ارزشی و اخلاقیِ
( صفحه 18 )
دیگران فضولی در کار آنان و عملی ناپسند است. نتیجه آن می‌شود که اگر کسی هم تذکری دهد او را از دخالت در کار دیگران منع می کنند و در واقع، امر به معروف به صورت منکری درمی‌آید که باید از آن جلوگیری کنند! از‌این‌روی کسانی به خود جرئت خواهند داد تا در پارک‌ها مشروب مصرف کنند و از مستی با شیشه مشروب به جان هم افتند. آن‌گاه زمانی فرا خواهد رسید که یَقْتُلُونَ الِّذِینَ یَأْمُرُونَ بِالْقِسْطِ مِنَ النَّاسِ؛(5)«مردمی را که امر به عدالت می‌کنند به قتل می‌رسانند».(6)