اصول کافی جلد 2

نویسنده : ابی جعفر محمد بن یعقوب کلینی مشهور به شیخ کلینی مترجم : ترجمه و شرح : حاج سید جواد مصطفوی

كتاب حجت

كتاب الحجة

واگذارى امر دین به پیغمبر و ائمه علیهم السلام

بَابُ التَّفْوِیضِ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَ إِلَى الْأَئِمَّةِ علیهم السلام فِی أَمْرِ الدِّینِ
1- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ أَبِی زَاهِرٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِسْمَاعِیلَ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَى عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ النَّحْوِیِّ قَالَ دَخَلْتُ عَلَى أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَسَمِعْتُهُ یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَدَّ بَ نَبِیَّهُ عَلَى مَحَبَّتِهِ فَقَالَ وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ ثُمَّ فَوَّضَ إِلَیْهِ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ یُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللَّهَ قَالَ ثُمَّ قَالَ وَ إِنَّ نَبِیَّ اللَّهِ فَوَّضَ إِلَى عَلِیٍّ وَ ائْتَمَنَهُ فَسَلَّمْتُمْ وَ جَحَدَ النَّاسُ فَوَ اللَّهِ لَنُحِبُّكُمْ أَنْ تَقُولُوا إِذَا قُلْنَا وَ أَنْ تَصْمُتُوا إِذَا صَمَتْنَا وَ نَحْنُ فِیمَا بَیْنَكُمْ وَ بَیْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا جَعَلَ اللَّهُ لِأَحَدٍ خَیْراً فِی خِلَافِ أَمْرِنَا
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ ابْنِ أَبِی نَجْرَانَ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ عَنْ أَبِی إِسْحَاقَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع یَقُولُ ثُمَّ ذَكَرَ نَحْوَهُ
@@اصول كافى جلد 2 صفحه 2 روایة 1@*@
ترجمه:
ابواسحاق نحوى گوید: بر امام صادق علیه السّلام وارد شدم و شنیدم مى فرمود: خداى عزوجل پیغمبرش را به محبت خود تربیت كرد و سپس فرمود «تو داراى خلق عظیمى هستى 4 سوره 68» و آنگاه باو واگذار كرد و فرمود «هر چه را پیغمبر براى شما آورد بگیرید؛ و از هر چه منعتان كند باز ایستید - 7 سوره 59 » و باز فرمود «هر كس از رسولخدا اطاعت كند، خدا را اطاعت كرده است - 80 سوره 4 - » سپس امام فرمود: پیغمبر خدا كار را بعلى واگذار كرد و او را امین شمرد، شما (شیعیان) تسلیم شدید و آن مردم (اهل سنت) انكار كردند، بخدا ما شما را دوست داریم كه هرگاه بگوئیم بگوئید، و هرگاه سكوت كنیم، سكوت كنید، و ما واسطه میان شما و خداى عزوجل هستیم، خدا براى هیچكس در مخالفت امر ما خیرى قرار نداده است.
شرح:
در اینجا چند مطلب نیاز بتوضیح دارد:
1 - جمله اول حدیث از عبارات پر مغز عربى است، خصوصاً باعتبار صدور آن از خاندان وحى، و بطور خلاصه پنج معنى را متحمل است: 1 - خداى عزوجل پیغمبرش را طورى كه میخواست و دوست داشت تربیت كرد 2 - چون پیغمبر، خدا را دوست داشت، خدا هم او را تربیت كرد 3 - خدا پیغمبرش را تربیت كرد تا دوست او باشد 4 - خدا طریق محبتش را بپیغمبرش آموخت 5 - خدا در حالیكه پیغمبرش را دوست داشت او را تربیت كرد.
2 - درباره خلق عظیم پیغمبر صلى اللّه علیه و آله كه خدایتعالى آنرا میستاید، مرحوم طبرسى گوید: خلق آنستكه انسان خود را بر حفظ آداب وادار كند، و این قوه مانند خلقت در وجود او پا بر جا شده و مرحوم مجلسى گوید: مراد از خلق عظیم پیغمبر صلى اللّه علیه و آله این است كه: علم و عمل بدرجه كاملش در وجود آنحضرت گرد آمده بود.
3 - آیه شریفه «ما آتاكم الرسول فخذوه....» در سیاق آیات مربوط بفى ء و غنیمت در جنگ است و راجع باموال منقول و غیر منقول از طایفه بنى قریظه و بنى نضیر از یهود است كه نصیب مسلمین شده بود خدایتعالى در این آیه شریفه پیغمبر اكرم اختیار میدهد و مسلمین را آگاه میسازد كه در تقسیم و صرف این اموال بداورى آنحضرت رضا دهند و تسلیم شوند، ولى از لحاظ عموم و شمول آیات شریفه قرآنى اینستكه: پیغمبر صلى اللّه علیه و آله هر امرى بشما كرد و هر دستورى كه فرمود، بپذیرید و عمل كنید، و از هر چه شما را نهى كرد و بازداشت آنرا ترك كنید و باز ایستید، زیرا امر و نهى او عین امر و نهى خدایتعالى ست و او از پیش خود چیزى نمیگوید. لذا در آیه بعد كه امام علیه السّلام بآن استشهاد مى كند مى فرماید: «هر كس از رسولخدا صلى اللّه علیه و آله اطاعت كند، خدا را اطاعت كرده است» یعنى پیغمبر فقط نماینده و پیغام رسان و مأمور است، و نیز بهمین جهت در آخر روایت فرمود: ما واسطه میان شما و خداى عزوجل هستیم.
4 - راجع بتفویض و واگذارى امر دین بپیغمبر و امامان علیه السّلام كه مقصود اصلى این حدیث و احادیث بعد است، علامه مجلسى(ره) توضیحى بیان كرده كه خلاصه اش اینست: تفویض بچند معنى استعمال میشود:
الف: تفویض در امر آفرینش و روزى دادن مخلوق و زنده كردن و تربیت و میراندن آنها، چنانچه جماعتى عقیده دارند كه خدایتعالى ابتدا پیغمبر اكرم صلى اللّه علیه و آله و سایر اولیاء اشرا خلق كرد سپس خلقت و تربیت سایر موجودات را باختیار ایشان گذاشت، پس آنها بیافرینند و روزى دهند و بمیرانند و این طایفه بنام غلات (جمع غالى = متجاوز از حد) یا مفوضه نامیده میشوند.
شكى نیست كه این عقیده كفر است و معتقدین بآن از زمره مسلمین خارجند مگر اینكه مقصودشان این باشد كه ائمه علت غائى ایجادند و خدا آنها را در آسمان و زمین و نسبت بهر چیز فرمانده و مطاع قرار داده و حتى جمادات از ایشان فرمان برند و هر چه خواهند خدا انجام دهد ولى آنها جز آنچه خدا خواهد نخواهند، این عقیده درست است و اخبارى هم بر آن دلالت دارد.
شیخ صدوق(ره) در رساله عقایدش گوید: اعتقاد ما شیعیان درباره غلات و مفوضه این است كه ایشان كافرند و بدتر از یهود و نصارى و مجوس و همه بدعت گزاران و گمراهان، زیرا هیچكس مانند ایشان خدا را كوچك نكرده است - تا آنجا كه گوید: امام رضا علیه السّلام در دعایش میفرمود:
خدایا من از هر توان و نیروئى بیزارى جویم و بسوى تو گرایم، توان و نیروئى جز از جانب تو نیست، خدایا من بسوى تو بیزارى میجویم از كسانیكه براى ما آنچه را سزاوار نیست ادعا مى كنند، خدایا من به سوى تو بیزارى مى جویم از كسانى كه درباره ما آنچه را خود نگوئیم میگویند، خدایا آفرینش مخصوص تو و روزى از جانب تو است، ترا مى پرستم و از تو یارى مى جویم، خدایا تو خالق ما و خالق پدران پیشینیان و پدران آیندگانى، ربوبیت جز براى تو سزاوار نیست و خدائى جز ترا نشاید...
شیخ مفید (قده) فرماید: غلات مسلمان نما همان كسانند كه امیرالمؤمنین و امامان از فرزندانش را بخدائى و پیغمبرى نسبت دهند و ایشانرا در فضیلت دین و دنیا، بیشتر از مقدار واقعش ستایند، ایشان گمراه و كافرند و امیرالمؤمنین علیه السلام فرمان كشتن و سوختن آنها را داده است.
ب - تفویض در امر دین و آن معانى و تفاسیر مختلفى دارد (كه خود مجلسى ره توضیح مى دهد) و مى فرماید: معنائى كه صحیح است و حكم عقل هم بر آن دلالت دارد و مقصود از این روایاتست اینست كه: خدا امر سیاست و تأدیب و تكمیل و تعلیم مردم را بآنها واگذار فرموده است و نیز امر كردن مردم را به اطاعت از خودشان نسبت بآنچه خواهند و نخواهند و در آنچه صلاح دانند و صلاح ندانند بایشان واگذار نموده است، و در روایات بعد این مطلب توضیح بیشترى داده مى شود.
2- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ یَحْیَى بْنِ أَبِی عِمْرَانَ عَنْ یُونُسَ عَنْ بَكَّارِ بْنِ بَكْرٍ عَنْ مُوسَى بْنِ أَشْیَمَ قَالَ كُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع فَسَأَلَهُ رَجُلٌ عَنْ آیَةٍ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَأَخْبَرَهُ بِهَا ثُمَّ دَخَلَ عَلَیْهِ دَاخِلٌ فَسَأَلَهُ عَنْ تِلْكَ الْ آیَةِ فَأَخْبَرَهُ بِخِلَافِ مَا أَخْبَرَ بِهِ الْأَوَّلَ فَدَخَلَنِی مِنْ ذَلِكَ مَا شَاءَ اللَّهُ حَتَّى كَأَنَّ قَلْبِی یُشْرَحُ بِالسَّكَاكِینِ فَقُلْتُ فِی نَفْسِی تَرَكْتُ أَبَا قَتَادَةَ بِالشَّامِ لَا یُخْطِئُ فِی الْوَاوِ وَ شِبْهِهِ وَ جِئْتُ إِلَى هَذَا یُخْطِئُ هَذَا الْخَطَأَ كُلَّهُ فَبَیْنَا أَنَا كَذَلِكَ إِذْ دَخَلَ عَلَیْهِ آخَرُ فَسَأَلَهُ عَنْ تِلْكَ الْ آیَةِ فَأَخْبَرَهُ بِخِلَافِ مَا أَخْبَرَنِی وَ أَخْبَرَ صَاحِبَیَّ فَسَكَنَتْ نَفْسِی فَعَلِمْتُ أَنَّ ذَلِكَ مِنْهُ تَقِیَّةٌ قَالَ ثُمَّ الْتَفَتَ إِلَیَّ فَقَالَ لِی یَا ابْنَ أَشْیَمَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَوَّضَ إِلَى سُلَیْمَانَ بْنِ دَاوُدَ فَقَالَ هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَیْرِ حِسابٍ وَ فَوَّضَ إِلَى نَبِیِّهِ ص فَقَالَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا فَمَا فَوَّضَ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص فَقَدْ فَوَّضَهُ إِلَیْنَا
@@اصول كافى جلد 2 صفحه 4 روایة 2@*@
ترجمه:
موسى بن اشیم گوید: خدمت امام صادق علیه السّلام كه مردى راجع به آیه اى از قرآن پرسید حضرت جوابش فرمود، سپس مردى وارد شد و همان آیه را پرسید، حضرت بر خلاف آنچه باولى فرموده بود، به او جواب گفت، از اختلاف گوئى آن حضرت آنچه خدا خواهد، در دلم وارد شد، بطورى كه گویا دلم را با كاردها میبرند. با خود گفتم من ابو قتاده را كه در یك «واو» اشتباه نمیكرد، در شام رها كردم و نزد این مرد آمدم كه چنین اشتباه بزرگى میكند، در آن میان كه من آن افكار داشتم، مرد دیگرى وارد شد و از همان آیه سؤال كرد، حضرت بر خلاف آنچه بمن و (دو) رفیقم گفته بود، باو جواب داد، من دلم آرام گرفت، زیرا دانستم اختلاف گوئى حضرت بخاطر تقیه است.
سپس آنحضرت بمن توجه كرد و فرمود: پسر اشیم! خداى عزوجل امر را بسلیمان بن داود واگذار كرد و فرمود «اینست عطاء ما خواهى ببخش یا نگهدار، حسابى بر تو نیست - 40 سوره 38 - » و بپغمبرش صلى اللّه علیه و آله واگذار كرد و فرمود: «آنچه را رسول براى شما آورده بگیرید و از آنچه منعتان كرده بازایستید - 7 سوره 59 -» و آنچه برسولخدا صلى اللّه علیه و آله واگذار نموده، بما واگذار كرده است.
شرح:
علامه مجلس (ره) در اینجا روایت دیگرى هم ذكر میكند كه خود موسى بن اشیم هم ابتدا همان سؤال را از امام كرده است و جوابى مخالف دو جواب دیگر شنیده است، از اینجهت در آخر گفت «برخلاف آنچه بمن و دو رفیقم گفته بود» ولى مطابق این روایت باید بگوئیم شنیدن خودش را هم بحساب آورده است. (براى توضیح بیشتر بحدیث 540 مراجعه شود).
3- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا جَعْفَرٍ وَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولَانِ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَوَّضَ إِلَى نَبِیِّهِ ص أَمْرَ خَلْقِهِ لِیَنْظُرَ كَیْفَ طَاعَتُهُمْ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْ آیَةَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا
@@اصول كافى جلد 2 صفحه 5 روایة 3@*@
ترجمه:
رزاره گوید: من از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام شنیدم كه میفرمودند: خداى عزوجل امر خلقشرا بپیغمبرش واگذار فرمود، تا ببیند چگونه اطاعت میكنند (پیغمبرش را و چون اطاعت پیغمبر بر نفوس مردم دشوارتر از اطاعت خدا است اجرش بیشتر است - مرآت -) سپس این آیه را تلاوت فرمود: «آنچه را رسول براى شما آورده بگیرید و از آنچه منعتان كرده باز ایستید - 7 سوره 59 - ».
4- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ فُضَیْلِ بْنِ یَسَارٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ لِبَعْضِ أَصْحَابِ قَیْسٍ الْمَاصِرِ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَدَّبَ نَبِیَّهُ فَأَحْسَنَ أَدَبَهُ فَلَمَّا أَكْمَلَ لَهُ الْأَدَبَ قَالَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ ثُمَّ فَوَّضَ إِلَیْهِ أَمْرَ الدِّینِ وَ الْأُمَّةِ لِیَسُوسَ عِبَادَهُ فَقَالَ عَزَّ وَ جَلَّ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص كَانَ مُسَدَّداً مُوَفَّقاً مُؤَیَّداً بِرُوحِ الْقُدُسِ لَا یَزِلُّ وَ لَا یُخْطِئُ فِی شَیْ ءٍ مِمَّا یَسُوسُ بِهِ الْخَلْقَ فَتَأَدَّبَ بِ آدَابِ اللَّهِ ثُمَّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ الصَّلَاةَ رَكْعَتَیْنِ رَكْعَتَیْنِ عَشْرَ رَكَعَاتٍ فَأَضَافَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِلَى الرَّكْعَتَیْنِ رَكْعَتَیْنِ وَ إِلَى الْمَغْرِبِ رَكْعَةً فَصَارَتْ عَدِیلَ الْفَرِیضَةِ لَا یَجُوزُ تَرْكُهُنَّ إِلَّا فِی سَفَرٍ وَ أَفْرَدَ الرَّكْعَةَ فِی الْمَغْرِبِ فَتَرَكَهَا قَائِمَةً فِی السَّفَرِ وَ الْحَضَرِ فَأَجَازَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ ذَلِكَ كُلَّهُ فَصَارَتِ الْفَرِیضَةُ سَبْعَ عَشْرَةَ رَكْعَةً ثُمَّ سَنَّ رَسُولُ اللَّهِ ص النَّوَافِلَ أَرْبَعاً وَ ثَلَاثِینَ رَكْعَةً مِثْلَیِ الْفَرِیضَةِ فَأَجَازَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ ذَلِكَ وَ الْفَرِیضَةُ وَ النَّافِلَةُ إِحْدَى وَ خَمْسُونَ رَكْعَةً مِنْهَا رَكْعَتَانِ بَعْدَ الْعَتَمَةِ جَالِساً تُعَدُّ بِرَكْعَةٍ مَكَانَ الْوَتْرِ وَ فَرَضَ اللَّهُ فِی السَّنَةِ صَوْمَ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ سَنَّ رَسُولُ اللَّهِ ص صَوْمَ شَعْبَانَ وَ ثَلَاثَةَ أَیَّامٍ فِی كُلِّ شَهْرٍ مِثْلَیِ الْفَرِیضَةِ فَأَجَازَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ ذَلِكَ وَ حَرَّمَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْخَمْرَ بِعَیْنِهَا وَ حَرَّمَ رَسُولُ اللَّهِ ص الْمُسْكِرَ مِنْ كُلِّ شَرَابٍ فَأَجَازَ اللَّهُ لَهُ ذَلِكَ كُلَّهُ وَ عَافَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَشْیَاءَ وَ كَرِهَهَا وَ لَمْ یَنْهَ عَنْهَا نَهْیَ حَرَامٍ إِنَّمَا نَهَى عَنْهَا نَهْیَ إِعَافَةٍ وَ كَرَاهَةٍ ثُمَّ رَخَّصَ فِیهَا فَصَارَ الْأَخْذُ بِرُخَصِهِ وَاجِباً عَلَى الْعِبَادِ كَوُجُوبِ مَا یَأْخُذُونَ بِنَهْیِهِ وَ عَزَائِمِهِ وَ لَمْ یُرَخِّصْ لَهُمْ رَسُولُ اللَّهِ ص فِیمَا نَهَاهُمْ عَنْهُ نَهْیَ حَرَامٍ وَ لَا فِیمَا أَمَرَ بِهِ أَمْرَ فَرْضٍ لَازِمٍ فَكَثِیرُ الْمُسْكِرِ مِنَ الْأَشْرِبَةِ نَهَاهُمْ عَنْهُ نَهْیَ حَرَامٍ لَمْ یُرَخِّصْ فِیهِ لِأَحَدٍ وَ لَمْ یُرَخِّصْ رَسُولُ اللَّهِ ص لِأَحَدٍ تَقْصِیرَ الرَّكْعَتَیْنِ اللَّتَیْنِ ضَمَّهُمَا إِلَى مَا فَرَضَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بَلْ أَلْزَمَهُمْ ذَلِكَ إِلْزَاماً وَاجِباً لَمْ یُرَخِّصْ لِأَحَدٍ فِی شَیْ ءٍ مِنْ ذَلِكَ إِلَّا لِلْمُسَافِرِ وَ لَیْسَ لِأَحَدٍ أَنْ یُرَخِّصَ شَیْئاً مَا لَمْ یُرَخِّصْهُ رَسُولُ اللَّهِ ص فَوَافَقَ أَمْرُ رَسُولِ اللَّهِ ص أَمْرَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ نَهْیُهُ نَهْیَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ وَجَبَ عَلَى الْعِبَادِ التَّسْلِیمُ لَهُ كَالتَّسْلِیمِ لِلَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى
@@اصول كافى جلد 2 صفحه 5 روایة 4@*@
ترجمه:
فضیل بن یسار گوید: شنیدم امام صادق علیه السّلام ببعضى از اصحاب قیس ماصر میفرمود: همانا خداى عزوجل پیغمبرش را تربیت كرد و نیكو تربیت كرد، چون تربیت او را تكمیل نمود، فرمود: «تو بر خلق عظیمى استوارى - 4 سوره 68 -» سپس امر دین و امت را باو واگذار فرمود تا سیاست بندگانش را بعهده گیرد، سپس فرمود: «آنچه را رسول براى شما آورده بگیرید و از آنچه شما را نهى كرده باز ایستید - 7 سوره 59 -»
همانا رسولخدا صلى اللّه علیه و آله استوار و موفق و مؤید بروح القدس بود، نسبت بسیاست و تدبیر خلق هیچگونه لغزش و خطائى نداشت، بآداب خدا تربیت شد. خداى عزوجل نمازهاى پنجگانه را دو ركعت دو ركعت واجب ساخت تا ده ركعت شد. سپس رسولخدا صلى اللّه علیه و آله بدو ركعت (ظهر و عصر و عشا) دو ركعت و بمغرب یك ركعت افزود، و این اضافات با واجب خداى تعالى همدوش گشت، به طورى كه ترك آنها جز در سفر جایز نیست و چون در نماز مغرب یك ركعت افزود، آن را در سفر و حضر بر جا گذاشت. خداى عزوجل تمام این اضافات پیغمبر را اجازه كرد و نمازهاى یومیه واجب هفده ركعت گشت.
سپس رسولخدا صلى اللّه علیه و آله نمازهاى نافله را كه سى و چهار ركعت دو برابر نمازهاى واجب است مستحب قرار داد. خداى عزوجل هم آنرا اجازه كرد، و نمازهاى نافله را كه سى و چهار ركعت دو برابر نمازهاى واجب است مستحب قرار داد. خداى عزوجل هم آنرا اجازه كرد، و نمازهاى واجب و مستحب پنجاه و یك ركعت گشت دو ركعت نماز نشسته بعد از عشا بجاى نماز وتر است و یك ركعت بحساب مى آید.
و خدا در میان سال، تنها روزه ماه رمضانرا واجب ساخت و رسولخدا صلى اللّه علیه و آله روزه ماه شعبان و سه روزه از هر ماه را سنت كرد تا دو برابر مقدار واجب شد (زیرا چون در ده ماه غیر از رمضان و شعبان ماهى سه روز روزه بدارد، سى روز میشود و باضافه ماه شعبان، دو برابر سى روز رمضان میگردد) خداى عزوجل این را هم براى او اجازه كرد.
و باز خداى عزوجل خصوص شراب انگور را حرام ساخت و رسولخدا صلى اللّه علیه و آله هر نوشابه مست كننده اى را حرام كرد، خدا هم براى او اجازه كرد، و رسولخدا صلى اللّه علیه و آله از چیزهائى خوددارى كرد و آنها را بد دانست ولى بطور حرمت از آنها نهى نكرد، و تنها نهى خوددارى و كراهت نمود و در ارتكاب آنها رخصت داد، اخذ برخصت او هم بر بندگان واجب گشت، مانند واجب بودن اخذ بنهى وغدقنهاى او، رسولخدا صلى اللّه علیه و آله نسبت بآنچه نهى حرام نمود و امر واجب فرمود، بمردم رخصت تخلف نداد، از اینجهت بیشتر نوشابه هاى مست كننده را كه از آن نهى حرام فرمود، رخصت ارتكاب آن نداد و نیز نسبت بدو ركعت نمازى كه بواجب خداى عزوجل اضافه فرموده بود، بهیچكس رخصت تقسیر نداد، بلكه آنرا بطور واجب بر ایشان ملزم ساخت، براى هیچكس جز مسافر رخصت تقصیر نداد، و هیچكس را نرسد كه نسبت بآنچه رسولخدا صلى اللّه علیه و آله رخصت نداده رخصت دهد، پس امر رسولخدا صلى اللّه علیه و آله با امر خداى عزوجل و نهى او با نهیش موافق و برابر است، بر بندگان لازمست تسلیم او باشند همچنانكه تسلیم خداى تبارك و تعالى هستند.
5- أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنِ ابْنِ فَضَّالٍ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَیْمُونٍ عَنْ زُرَارَةَ أَنَّهُ سَمِعَ أَبَا جَعْفَرٍ وَ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولَانِ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فَوَّضَ إِلَى نَبِیِّهِ ص أَمْرَ خَلْقِهِ لِیَنْظُرَ كَیْفَ طَاعَتُهُمْ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْ آیَةَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا
مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحَجَّالِ عَنْ ثَعْلَبَةَ بْنِ مَیْمُونٍ عَنْ زُرَارَةَ مِثْلَهُ
@@اصول كافى جلد 2 صفحه 7 روایة 5@*@
ترجمه:
زراره گوید شنیدم كه امام باقر و امام صادق علیهماالسّلام میفرمودند: خداى تبارك و تعالى امر خلقش را بپیغمبرش صلى اللّه علیه و آله واگذار فرمود تا به بیند چگونه اطاعت میكنند، سپس این آیه را تلاوت فرمود: «آنچه را رسول براى شما آورده بگیرید و از آنچه منعتان كرده باز ایستید» (بحدیث 688 رجوع شود).
6- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى أَدَّبَ نَبِیَّهُ ص فَلَمَّا انْتَهَى بِهِ إِلَى مَا أَرَادَ قَالَ لَهُ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِیمٍ فَفَوَّضَ إِلَیْهِ دِینَهُ فَقَالَ وَ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فَرَضَ الْفَرَائِضَ وَ لَمْ یَقْسِمْ لِلْجَدِّ شَیْئاً وَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص أَطْعَمَهُ السُّدُسَ فَأَجَازَ اللَّهُ جَلَّ ذِكْرُهُ لَهُ ذَلِكَ وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَیْرِ حِسابٍ
@@اصول كافى جلد 2 صفحه 7 روایة 6@*@
ترجمه:
امام صادق علیه السّلام فرمود: خداى تبارك و تعالى پیغمبرش را تربیت نمود و چون بآنجا كه خدا میخواست رسید، درباره او فرمود «تو بر خلق بزرگى استوارى - 4 سوره 68 -» سپس امر دینش را باو واگذاشت و فرمود «آنچه را رسول براى شما آورده بگیرید و از آنچه منعتان كرده باز ایستید - 7 سوره 59 -».
خداى عزوجل سهام ارث را معین كرد و براى جد میت چیزى قرار نداد، رسول خدا صلى اللّه علیه و آله شش یك مال میت را طعمه و بهره او ساخت. خداى - جل ذكره - هم این را براى او اجازه كرد براى همین است كه خداى عزوجل فرماید: «اینست بخشش بیحساب ما، خواهى بده و خواهى نگهدار 40 سوره 47 -».
7- الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ مُعَلَّى بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْوَشَّاءِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عُثْمَانَ عَنْ زُرَارَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ ع قَالَ وَضَعَ رَسُولُ اللَّهِ ص دِیَةَ الْعَیْنِ وَ دِیَةَ النَّفْسِ وَ حَرَّمَ النَّبِیذَ وَ كُلَّ مُسْكِرٍ فَقَالَ لَهُ رَجُلٌ وَضَعَ رَسُولُ اللَّهِ ص مِنْ غَیْرِ أَنْ یَكُونَ جَاءَ فِیهِ شَیْ ءٌ قَالَ نَعَمْ لِیَعْلَمَ مَنْ یُطِیعُ الرَّسُولَ مِمَّنْ یَعْصِیهِ
@@اصول كافى جلد 2 صفحه 8 روایة 7@*@
ترجمه:
حضرت ابى جعفر علیه السّلام فرمود: قانون خونبهاى چشم و خونبهاى جان را پیغمبر صلى اللّه علیه و آله وضع فرمود و نبیذ (شراب خرما) و هر مست كننده ئى را او حرام كرد، مردى عرضكرد: پیغمبر صلى اللّه علیه و آله وضع قانون كرد بدون آنكه دستورى نسبت بآنها آمده باشد؟! فرمود: آرى تا كسانیكه اطاعت رسول میكنند از نافرمانان او مشخص شوند.
8- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ قَالَ وَجَدْتُ فِی نَوَادِرِ مُحَمَّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع لَا وَ اللَّهِ مَا فَوَّضَ اللَّهُ إِلَى أَحَدٍ مِنْ خَلْقِهِ إِلَّا إِلَى رَسُولِ اللَّهِ ص وَ إِلَى الْأَئِمَّةِ قَالَ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَیْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَیْنَ النَّاسِ بِما أَراكَ اللَّهُ وَ هِیَ جَارِیَةٌ فِی الْأَوْصِیَاءِ ع
@@اصول كافى جلد 2 صفحه 8 روایة 8@*@
ترجمه:
امام صادق علیه السّلام فرمود: نه، بخدا سوگند كه خدا امرى را بخلقش واگذار نفرموده است، مگر بپیغمبر صلى اللّه علیه و آله و ائمه علیهم السّلام. خداى عزوجل فرموده است «ما این كتاب را بحق و درستى بر تو نازل كردیم تا بآنچه خدایت ارائه داده حكم كنى - 106 سوره 4 -» و این آیه درباره اوصیاء پیغمبر هم جاریست.
9- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ عَنْ یَعْقُوبَ بْنِ یَزِیدَ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ زِیَادٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الْمِیثَمِیِّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَدَّبَ رَسُولَهُ حَتَّى قَوَّمَهُ عَلَى مَا أَرَادَ ثُمَّ فَوَّضَ إِلَیْهِ فَقَالَ عَزَّ ذِكْرُهُ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا فَمَا فَوَّضَ اللَّهُ إِلَى رَسُولِهِ ص فَقَدْ فَوَّضَهُ إِلَیْنَا
@@اصول كافى جلد 2 صفحه 8 روایة 9@*@
ترجمه:
امام صادق علیه السّلام میفرمود: خداى عزوجل رسولش را تربیت كرد تا چنانكه میخواست او را استوار ساخت، سپس باو واگذار كرد و فرمود «آنچه را رسول براى شما آورد بگیرید و از آنچه نهیتان كرد باز ایستید» و آنچه را خدا بپیغمبرش واگذار كرده، بما واگذار فرموده است.
10- عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَبْدِ الرَّحْمَنِ عَنْ صَنْدَلٍ الْخَیَّاطِ عَنْ زَیْدٍ الشَّحَّامِ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع فِی قَوْلِهِ تَعَالَى هذا عَطاؤُنا فَامْنُنْ أَوْ أَمْسِكْ بِغَیْرِ حِسابٍ قَالَ أَعْطَى سُلَیْمَانَ مُلْكاً عَظِیماً ثُمَّ جَرَتْ هَذِهِ الْ آیَةُ فِی رَسُولِ اللَّهِ ص فَكَانَ لَهُ أَنْ یُعْطِیَ مَا شَاءَ مَنْ شَاءَ وَ یَمْنَعَ مَنْ شَاءَ وَ أَعْطَاهُ اللَّهُ أَفْضَلَ مِمَّا أَعْطَى سُلَیْمَانَ لِقَوْلِهِ ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا
@@اصول كافى جلد 2 صفحه 9 روایة 10@*@
ترجمه:
زید شحام گوید: از امام صادق علیه السّلام راجع بقول خدایتعالى «اینست عطاء ما، خواهى ببخش و خواهى نگهدار، حسابى نیست» پرسیدم. فرمود: خدا بسلیمان سلطنت بزرگى داد (و این آیه درباره اوست) سپس این آیه درباره رسولخدا صلى اللّه علیه و آله جارى گشت، پس براى او رواست كه هر چه خواهد، بهر كه خواهد ببخشد و از هر كه خواهد باز گیرد، و خدا باو بهتر از آنچه بسلیمان داد عطا فرمود، زیرا فرموده است «آنچه را رسول براى شما آورده بگیرید و از آنچه منعتان كرده باز ایستید 7 سوره 59 - » (پس اختیارات جناب سلیمان نسبت به مال دنیا و اختیارات رسول خدا صلى اللّه علیه و آله نسبت بامر و نهى بندگانست در امور دینى).
شرح :
از تأمل و دقت در این روایات استفاده میشود كه چون خدایتعالى پیغمبرش را تربیت كرد و پرورش داد و حقایق را باو فهمانید، آنحضرت بدرجه اى رسید كه جز حق و صواب اختیار نمیكرد و در هیچ موضوعى بر خلاف خواست خدا چیزى بخاطرش نمى آمد، از اینجهت خدایتعالى وضع و تعیین بعضى از امور دین را باو تفویض كرد، مانند افزایش ركعتهاى نماز و وضع نماز و روزه مستحب و تعیین ارث جد و خونبهاى انسان و چشم او، بعلاوه خدایتعالى تعیین و وضع او را بوسیله وحى تأكید و امضا مى فرموده است و اعطاء چنین اختیارى بپیغمبر صلى اللّه علیه و آله مانع عقلى ندارد و روایات بسیارى هم شاهد آنست (مضمون كلام علامه مجلسى(ره) مرآت ص 192).

در اینكه ائمه بكدام دسته از گذشتگان میمانند و كراهت قول بنبوت ایشان

بَابٌ فِی أَنَّ الْأَئِمَّةَ بِمَنْ یُشْبِهُونَ مِمَّنْ مَضَى وَ كَرَاهِیَةِ الْقَوْلِ فِیهِمْ بِالنُّبُوَّةِ
1- أَبُو عَلِیٍّ الْأَشْعَرِیُّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ عَنْ صَفْوَانَ بْنِ یَحْیَى عَنْ حُمْرَانَ بْنِ أَعْیَنَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع مَا مَوْضِعُ الْعُلَمَاءِ قَالَ مِثْلُ ذِی الْقَرْنَیْنِ وَ صَاحِبِ سُلَیْمَانَ وَ صَاحِبِ مُوسَى ع
@@اصول كافى جلد 2 صفحه 9 روایة 1@*@
ترجمه:
حمران بن اعین گوید: بامام باقر علیه السّلام عرضكردم: علماء (امامان) چه موقعیتى دارند؟ فرمود: مانند ذوالقرونین و همدم سلیمان (آصف بن برخیا) و همدم موسى علیهم السلام (یوشع بن نون یا جناتب خضر) میباشند.
2- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ أَبِی الْعَلَاءِ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّمَا الْوُقُوفُ عَلَیْنَا فِی الْحَلَالِ وَ الْحَرَامِ فَأَمَّا النُّبُوَّةُ فَلَا
@@اصول كافى جلد 2 صفحه 10 روایة 2@*@
ترجمه:
امام صادق علیه السّلام فرمود: درباره ما بدانستن حلال و حرام باید توقف كرد. اما نبوت، نه (ما تنها حلال و حرام مى دانیم و پیغمبر نیستیم).
3- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى الْأَشْعَرِیُّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِیِّ عَنِ النَّضْرِ بْنِ سُوَیْدٍ عَنْ یَحْیَى بْنِ عِمْرَانَ الْحَلَبِیِّ عَنْ أَیُّوبَ بْنِ الْحُرِّ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ ذِكْرُهُ خَتَمَ بِنَبِیِّكُمُ النَّبِیِّینَ فَلَا نَبِیَّ بَعْدَهُ أَبَداً وَ خَتَمَ بِكِتَابِكُمُ الْكُتُبَ فَلَا كِتَابَ بَعْدَهُ أَبَداً وَ أَنْزَلَ فِیهِ تِبْیَانَ كُلِّ شَیْ ءٍ وَ خَلْقَكُمْ وَ خَلْقَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ وَ نَبَأَ مَا قَبْلَكُمْ وَ فَصْلَ مَا بَیْنَكُمْ وَ خَبَرَ مَا بَعْدَكُمْ وَ أَمْرَ الْجَنَّةِ وَ النَّارِ وَ مَا أَنْتُمْ صَائِرُونَ إِلَیْهِ
@@اصول كافى جلد 2 صفحه 10 روایة 3@*@
ترجمه:
ایوب بن حر گوید شنیدم امام صادق علیه السّلام میفرمود: خداى - عز ذكره - با پیغمبر شما بپیغمبران خاتمه داد، پس از او هرگز پیغمبرى نباشد و با كتاب شما (قرآن) بكتب آسمانى خاتمه داد، پس بعد از آن هرگز كتابى نباشد، و بیان همه چیز را در آن نازل فرمود، و آفرینش شما و آسمانها و زمین و خبر پیش از شما و داورى میان شما و خبر بعد از شما و موضوع بهشت و دوزخ و پایان كار شما در قرآن هست.
4- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِیسَى عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ الْمُخْتَارِ عَنِ الْحَارِثِ بْنِ الْمُغِیرَةِ قَالَ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ ع إِنَّ عَلِیّاً ع كَانَ مُحَدَّثاً فَقُلْتُ فَتَقُولُ نَبِیٌّ قَالَ فَحَرَّكَ بِیَدِهِ هَكَذَا ثُمَّ قَالَ أَوْ كَصَاحِبِ سُلَیْمَانَ أَوْ كَصَاحِبِ مُوسَى أَوْ كَذِی الْقَرْنَیْنِ أَ وَ مَا بَلَغَكُمْ أَنَّهُ قَالَ وَ فِیكُمْ مِثْلُهُ
@@اصول كافى جلد 2 صفحه 10 روایة 4@*@
ترجمه:
حارث بن مغیره گوید امام باقر علیه السّلام فرمود: على علیه السّلام محدث بود، عرضكردم: میفرمائید پیغمبر بود؟ (چون او این سوال در بین سخن آنحضرت بود، براى جواب نفى) امام علیه السّلام دست خود را اینچنین (ببالا) حركت داد. سپس فرمود: بلكه مانند همدم سلیمان یا همدم موسى یا مانند ذوالقرنین بود، مگر بشما خبر نرسیده است كه خود على فرمود: در میان شما هم مانند ذوالقرنین هست (و او خود على علیه السّلام است).
شرح :
محدث (مانند مقدم بصیفه اسم مفعول از باب تفعیل) در لغت بمعنى كسى است كه باو حدیث و خبر تازه گویند و در لسان اخبار امام علیه السّلام را محدث گویند، زیرا خدایتعالى علوم و اخبار آسمانى را بوسیله الهام یا صداى فرشته باو مى رساند ولى امام شخص فرشته را نمى بیند، اما پیغمبر صلى اللّه علیه و آله او را مى دید، چون راوى معنى محدث را نمى دانست و خیال مى كرد كه محدث شامل پیغمبر هم مى شود، از آن سؤال كرد، امام علیه السّلام با اشاره دست فرمود: نه، على علیه السّلام محدث بود و پیغمبر نبود و محدث مانند آصف و خضر و ذوالقرنین است، و چون در روایتى كه على بن ابراهیم در تفسیرش نقل مى كند، امیر المؤمنین علیه السّلام مقام و موقعیت ذوالقرنین را بیان مى كند و سپس مى فرماید: در میان شما هم مانند او هست یعنى خود على علیه السّلام لذا امام باقر علیه السّلام در اینجا بآن روایت هم اشاره مى كند.
5- عَلِیُّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنِ ابْنِ أُذَیْنَةَ عَنْ بُرَیْدِ بْنِ مُعَاوِیَةَ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ وَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ قُلْتُ لَهُ مَا مَنْزِلَتُكُمْ وَ مَنْ تُشْبِهُونَ مِمَّنْ مَضَى قَالَ صَاحِبُ مُوسَى وَ ذُو الْقَرْنَیْنِ كَانَا عَالِمَیْنِ وَ لَمْ یَكُونَا نَبِیَّیْنِ
@@اصول كافى جلد 2 صفحه 10 روایة 5@*@
ترجمه:
بریدن بن معاویة گوید: از امام باقر و امام صادق علیه السّلام پرسیدم كه مقام و منزلت شما چیست؟ و بكدام كس از گذشتگان میمانید؟ فرمود: مانند همدم موسى (جناب خضر یا یوشع) و ذوالقرنین كه هر دو عالم بودند ولى پیغمبر نبودند.
6- مُحَمَّدُ بْنُ یَحْیَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْبَرْقِیِّ عَنْ أَبِی طَالِبٍ عَنْ سَدِیرٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع إِنَّ قَوْماً یَزْعُمُونَ أَنَّكُمْ آلِهَةٌ یَتْلُونَ بِذَلِكَ عَلَیْنَا قُرْآناً وَ هُوَ الَّذِی فِی السَّماءِ إِلهٌ وَ فِی الْأَرْضِ إِلهٌ فَقَالَ یَا سَدِیرُ سَمْعِی وَ بَصَرِی وَ بَشَرِی وَ لَحْمِی وَ دَمِی وَ شَعْرِی مِنْ هَؤُلَاءِ بَرَاءٌ وَ بَرِئَ اللَّهُ مِنْهُمْ مَا هَؤُلَاءِ عَلَى دِینِی وَ لَا عَلَى دِینِ آبَائِی وَ اللَّهِ لَا یَجْمَعُنِی اللَّهُ وَ إِیَّاهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِلَّا وَ هُوَ سَاخِطٌ عَلَیْهِمْ قَالَ قُلْتُ وَ عِنْدَنَا قَوْمٌ یَزْعُمُونَ أَنَّكُمْ رُسُلٌ یَقْرَءُونَ عَلَیْنَا بِذَلِكَ قُرْآناً یا أَیُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّیِّباتِ وَ اعْمَلُوا صالِحاً إِنِّی بِما تَعْمَلُونَ عَلِیمٌ فَقَالَ یَا سَدِیرُ سَمْعِی وَ بَصَرِی وَ شَعْرِی وَ بَشَرِی وَ لَحْمِی وَ دَمِی مِنْ هَؤُلَاءِ بَرَاءٌ وَ بَرِئَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَ رَسُولُهُ مَا هَؤُلَاءِ عَلَى دِینِی وَ لَا عَلَى دِینِ آبَائِی وَ اللَّهِ لَا یَجْمَعُنِی اللَّهُ وَ إِیَّاهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِلَّا وَ هُوَ سَاخِطٌ عَلَیْهِمْ قَالَ قُلْتُ فَمَا أَنْتُمْ قَالَ نَحْنُ خُزَّانُ عِلْمِ اللَّهِ نَحْنُ تَرَاجِمَةُ أَمْرِ اللَّهِ نَحْنُ قَوْمٌ مَعْصُومُونَ أَمَرَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى بِطَاعَتِنَا وَ نَهَى عَنْ مَعْصِیَتِنَا نَحْنُ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ عَلَى مَنْ دُونَ السَّمَاءِ وَ فَوْقَ الْأَرْضِ
@@اصول كافى جلد 2 صفحه 11 روایة 6@*@
ترجمه:
سدیر گوید، بامام صادق علیه السّلام عرضكردم: مردمى عقیده دارند كه شما خدا و معبودید و براى دلیل عقیده خود این آیه قرآن را مى خوانند: «اوست كه در آسمان معبود است و در زمین معبود است - 84 سوره 43-، (اینها گمان مى كنند كه معبود زمین امامانند) امام فرمود: اى سدیر! شنوائى و بینائیم، پوست و گوشتم، خون و مویم از اینان بیزار است و خدا از ایشان بیزار باشد، اینان دین من و دین پدران مرا ندارند. خدا در روز قیامت، مرا با آنها گرد هم نیاورد، جز آنكه بر آنها خشمگین باشد. عرضكردم: مردمى نزد ما هستند كه عقیده دارند شما پیغمبرید! و این آیه قرآن را براى دلیل سخن خود قرائت مى كنند: «اى رسولان از چیزهایى پاكیزه بخورید و كار شایسته كنید كه من بكردار شما دانایم - سوره 23- » امام فرمود: اى سدیر! شنوائى و بینائیم، موو پوستم، گوشت و خونم از اینها بیزار است و خدا و رسولش از اینان بیزار باشد، اینها بدین من و دین پدرانم نیستند، خدا در قیامت مرا با ایشان گرد هم نیاورد جز اینكه بر آنها خشمگین باشد. عرضكردم: پس شما چه موقعیتى دارید؟ فرمود: ما خزانه دار علم خدائیم، ما مترجم امر خدائیم، ما مردمى معصوم هستیم، خداى تبارك و تعالى مردمرا بفرمانبرى ما امر فرموده و از نافرمانى ما نهى نموده است، ما حجت رسائیم بر هر كه زیر آسمان و روى زمین است.
شرح :
راجع به آیه اول بحدیث 330 رجوع شود و اما راجع به آیه دوم گویا طریق استدلال غلط آنها اینستكه: با لفظ جمع برسولان خطاب شده است و مخاطب باید حاضر باشد، پس ممكن نیست كه مقصود از رسولان پیغمبران گذشته باشند، زیرا آنها در زمان نزول قرآن حاضر نبودند پس مقصود از رسولان پیغمبر و امامان علیه السّلام مى باشند، ولى جوابش اینستكه علاوه بر اینكه خود امام از این مردم بیزارى مى جوید خطاب در آیه حكایت از خطابهاى متعدد مى كند، یعنى به هر رسولى در زمان نزول قرآن حاضر نبودند پس مقصود از رسولان پیغمبر و امامان علیه السّلام مى باشند، ولى جوابش اینست كه علاوه بر اینكه خود امام از این مردم بیزارى مى جوید خطاب در آیه حكایت از خطابهاى متعدد مى كند، یعنى بهر رسولى در زمان حیاتش چنین دستورى داده شده، نه آنكه این خطاب در زمان واحد متوجه همگى باشد و بتعبیر دیگر مى توان گفت این خطاب بالاصاله متوجه پیغمبر صلى اللّه علیه و آله و بالتبع متوجه پیغمبران گذشته است و بعضى گفته اند خطاب توجه شخص پیغمبر و صیغه جمع از نظر احترام و تشریف آنحضرتست، و مقصود از چیزهاى پاكیزه، لذائذ حلالست كه خدا براى همه بندگانش جایز و مباح قرار داده است و این آیه رد بر ریاضت كشانى ست كه ترك دنیا و لذائذ آن كنند.
7- عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْحُسَیْنِ بْنِ سَعِیدٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ بَحْرٍ عَنِ ابْنِ مُسْكَانَ عَنْ عَبْدِ الرَّحْمَنِ بْنِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُولُ الْأَئِمَّةُ بِمَنْزِلَةِ رَسُولِ اللَّهِ ص إِلَّا أَنَّهُمْ لَیْسُوا بِأَنْبِیَاءَ وَ لَا یَحِلُّ لَهُمْ مِنَ النِّسَاءِ مَا یَحِلُّ لِلنَّبِیِّ ص فَأَمَّا مَا خَلَا ذَلِكَ فَهُمْ فِیهِ بِمَنْزِلَةِ رَسُولِ اللَّهِ ص
@@اصول كافى جلد 2 صفحه 12 روایة 7@*@
ترجمه:
امام صادق علیه السّلام مى فرمود: ائمه مقام و منزلت پیغمبر را دارند ولى پیغمبر نیستند و آنچه از زنها براى پیغمبر صلى اللّه علیه و آله حلالست (زیادتر از چهار زن دائم و زن موهوبه) براى ایشان حلال نیست و اما نسبت بغیر آن ایشان بمنزلت رسول خدایند صلى اللّه علیه و آله.