فهرست کتاب


علم اخلاق اسلامی جلد 1(ترجمه کتاب جامع السعادات)

ملا محمد مهدی نراقی سید جلال الدین مجتبوی‏

فصل 2: راه شناخت بیماریهای نفسانی

بیماریهای نفسانی انحرافهای اخلاق از اعتدال و حد وسط است. و راه شناخت آنها این است: چنانکه قبلاً دانستی قوای انسان سه نوع است: اول قوه تمییز یا عقل، و دوم قوه غضب که به قوه دافعه تعبیر می شود، و سوم قوه شهوت که به قوه جاذبه (نیروی کشش) تعبیر می شود. و انحراف هر یک از اینها یا انحراف در کمیت است یا در کیفیت. انحراف در کمیت یا زیاده روی از اعتدال است یا نقصان آن. و انحراف در کیفیت به علت فساد و زبونی آن قواست. پس بیماریهای هر قوه ای یا به حسب افراط است یا به حسب تفریط، یا بر حسب تباهی و پستی کیفیت.
افراط قوه تمییز: مانند جربزه و نمایش تیزهوشی و زیرکی، و تجاوز از حد نظر و تفکر، و مبالغه در بحث و جدل، و پافشاری در شبهات واهی و بی اساس، و حکم و داوری درباره مجردات (معقولات) به وسیله قوه وهم، و به کار بردن ذهن در ادراک آنچه درک و فهم آن ممکن نیست. و تفریط در قوه تمییز و عقل مانند بلاهت و کودنی، و کوتاهی و ناتوانی نظر و اندیشه از درک مقدار ضروری، مانند جاری ساختن احکام محسوسات بر مجردات و معقولات.
و تباهی و فساد در نیروی خرد: مانند سفسطه در عقاید و تمایل به علوم غیر یقینی - مانند جدل - بیش از تمایل به امور یقینی (برهان) و به کارگیری آن به جای امور یقینی و برهانی، و شوق به کهانت و پیشگوئی و شعبده مانند اینها برای رسیدن به خواسته های پست.
و اما افراط در قوه دفع: مانند شدت خشم و غضب و فرط انتقام به طوری که شبیه درندگان شود. و اما تفریط: مانند بی غیرتی و نداشتن حمیت و در اخلاق و صفات به کودکان و زنان تشبه نمودن. و اما فساد و تباهی در آن: مانند خشم بر اشیاء بیجان و حیوانات یا بر مردم به طور نابجا و بدون موجب موجه.
و اما افراط در قوه جاذبه: مانند حرص بر خوردن و آمیزش بیش از مقدار ضروری. و تفریط در آن: مانند سستی در تحصیل قوت ضروری و تباه ساختن خانواده و خمودگی و پژمردگی در شهوت تا آنجا که نسل او منقطع شود. اما فساد و پستی در آن: مانند میل به خوردن گل و انحراف جنسی.
چنانکه قبلاً دانستی اجناس فضائل چهار است، پس اجناس رذائل از لحاظ کمیت هشت است، زیرا هر فضیلتی دو ضد دارد که هر یک از آن دو ضد دیگری است. و اجناس رذائل از لحاظ کیفیت چهار است، و از ترکیب آنها انواع و اصناف بسیاری پدید می آید، که بیشتر آنها را شناختیم.

فصل 3: عوامل بیماریهای نفسانی

بدان که عوامل انحراف در اخلاق، یا در خود نفس از آغاز خلقتش وجود دارد، یا از اشتغال به اعمال فاسد و زشت پدید می آید، یا عامل جسمانی و بدنی دارد، و این امراض موجب بعضی از ملکات پست و ناپسند می شود - و راز این مطلب این است که نفس چون با بدن بستگی و ارتباط دارد، هر یک از آن دو تحت تأثیر دیگری است، و هر حالتی که برای یکی پدید آید به دیگری نیز سرایت می کند. چنانکه خشم و عشق نفس موجب اضطراب و ارتعاش تن می شود و در بدن ایجاد بیماری می کند، بخصوص هنگامی که در اعضای رئیسه و اصلی بدن عارض شود که موجب نقص در ادراک نفس و تباهی تخیل آن می گردد. و بسیار اتفاق می افتد که بعضی از امراض ناشی از سودا موجب بداندیشی و جبن و بدگمانی می شود و برخی دیگر تهور و بی باکی می آورد و از بیشتر بیماریها بدخلقی پدید می آید.

فصل 4: معالجات کلی و عمومی برای بیماریهای نفسانی

علت انحراف اخلاقی اگر بیماری جسمانی باشد باید به وسیله درمان طبی به دفع و زایل کردن آن پرداخت، و اگر بیماری نفسانی باشد معالجه کلی و عمومی آن مانند معالجه کلّی و عمومی در طب بدنی است. و معالجه کلّی درباره آن این است که مرض را ابتدا به غذائی که طبعاً ضدّ آن بیماری است علاج می کنند، چنانکه مرض سردی به غذای گرم معالجه می شود، و اگر این معالجه سود نبخشید به دوا درمان می کنند، و اگر باز هم تأثیر نکرد از داروهای سمی استفاده می کنند و اگر به آن هم شفا و بهبود حاصل نشد با سوزاندن و یا قطع عضو عمل می کنند و این آخرین علاج است. قانون کلی در معالجه نفسانی نیز چنین است، به این ترتیب که پس از شناخت انحراف باید به تحصیل فضیلتی که ضد آن انحراف باشد مبادرت کرد، و بر کارهائی که آثار آن فضیلت است مواظبت و مراقبت نمود، و این به منزله غذای ضد بیماری است. پس همان طور که حصول حرارت در مزاج برودت پدید آمده در آن را از میان می برد، همین طور هر فضیلتی که در نفس پیدا شود رذیلت ضد آن را برطرف می کند. اگر این دستور العمل سود نبخشید باید نفس را بر این رذیلت و انحراف اخلاقی در اندیشه یا در گفتار یا در عمل توبیخ و سرزنش کرد، و او را به زبان حال یا مقال مورد خطاب قرار داد: که ای نفس اماره خود را به هلاک افکندی و در معرض خشم الهی قرار دادی، و بزودی در دوزخ با شیاطین و بدکاران به عذاب گرفتار خواهد شد. و اگر این هم مؤثر نشد باید به آثار رذیلتی که ضد آن رذیلت است دست یازد بشرط آنکه تعدیل را حفظ کند. بنابراین شخص جبان، مثلاً، به کارهای متهوّران و بی باکان یعنی به امور ترسناک و هول انگیز دست بزند و خود را در خطر بیفکند. و شخص بخیل در بذل و بخشش اموال بسیار اقدام کند، بشرط آنکه وقتی نزدیک است که جبن و بخل زایل شود بتواند دست باز دارد تا در تهوّر و اسراف نیفتد، و این به منزله مداوای با سم است، و اگر این هم به سبب نیرومندی و استواری بیماری سود نبخشید باید نفس را به انواع کارهای سخت و شاق و ریاضتهای رنج آوری که نیروی برانگیزنده این رذیلت را ضعیف سازد عقاب کند، و این کار همانند سوزاندن و قطع عضو است، که آخرین علاج است.