ره توشه راهیان نور ویژه مبارک ماه رمضان (1424 ق - 1382 ش)

نویسنده : دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیّه قم

مقدمه

ماه رمضان، ماه نزول ثقل اکبر و صعود ثقل اصغر، تابناک ترین روزهای عمر معنوی انسان مسلمان است. علی علیه السّلام و رمضان، چنان تقارن و تلازمی با یکدیگر یافته اند که یکی با دیگری معنا می یابد. این ماه پر از نور و برکت، قرآن صامت را به قرآن ناطق پیوندی ناگسستنی می دهد، و هم در این روزگار خجسته است که نهج البلاغه، سخنگویی قرآن را تصدّی می کند.
اگر علی علیه السّلام در کنار پیامبر صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم به منزله ی هارون در کنار موسی علیه السّلام است، نهج البلاغه نیز در کنار قرآن، چنین مرتبت و منزلت عظیمی می یابد. بحق نهج البلاغه نخستین سفیر ثقل اصغر است که فروتر از کلام خالق و فراتر از کلام مخلوق می نشیند.
نهج البلاغه مصداق اتمّ و اکمل شجره و کلمه ی طیبه، احیاگر قلب ها، و ندایی آسمانی است که مخاطبان خود را به عروج و صعود فرامی خواند:
هر ندایی که تُرا بالا کشید - آن ندا می دان که از بالا رسید(1)
رسالت مبلغ، محدود به ترویج قرآن و مهجوریت زدایی از ساحت قرآن نیست؛ زیرا این مهم به انجام نمی رسد مگر اینکه با مهجوریت زدایی از نزدیکترین خویشاوند قرآن همراه باشد.
علی علیه السّلام در توصیه ای اکید به مسلمانان می فرماید: قرآن را دریابید! مبادا دیگران در عمل به قرآن بر شما پیشی بگیرند!.(2)
ای کاش امروز ندای قدسی دیگری شیعیان را نهیب می زد که مبادا آنان که داعیه ی اسلام یا تشیع ندارند، در ترویج نهج البلاغه بر شما شیعیان پیشی گیرند! مگر نه این است که جورج جرداق، مسیحی است، جاحظ، ابن ابی الحدید، محمد عبده و صبحی صالح شیعه نیستند؛ اما شهرت علمی خود را وامدار علی علیه السّلام و سخنان او هستند؟
ابن ابی الحدید از عبدالحمید کاتب - که در فن نویسندگی ضرب المثل است - نقل می کند که گفت: هفتاد خطبه از خطبه های علی علیه السّلام را حفظ کردم و پس از آن ذهنم جوشید که جوشید.(3)
عبدالرحیم بن نباته - که در فن خطابه سرآمد بزرگان عرب است - اعتراف می کند که سرمایه ی فکری و ذوقی خود را وامدار علی علیه السّلام است. به گفته ی ابن ابی الحدید، وی می گوید: صد فصل از سخنان علی را حفظ کردم و به خاطر سپردم و همان ها برای من گنجی پایان ناپذیر بود.(4)
یکی از برجسته ترین فرازهای نهج البلاغه به عنوان سند گویای تأثیر دَم مسیحایی علی علیه السّلام بر انسان های مستعد، خطبه ی متقین است. امام علیه السّلام در این خطبه سیمایی کامل از پارسایان را بیان می کند. اشتیاق و تب و تاب همّام، به سخن درآمدن حضرت به سان بارانی سیل آسا و سپس طوفان دریای روح همام و آنگاه شکسته شدن قفس تن، صحنه ای کامل از فرایند تأثیر و تأثّر را در جغرافیای عالم اخلاق و تربیت به نمایش گذاشته است.
موج های تیز دریاهای روح - هست صد چندان که بُد طوفان نوح(5)
ره توشه ی حاضر با محور قرار دادن خطبه ی همام (متقین) تدوین شده است؛ به این امید و آرزو که نهج البلاغه، جایگاه رفیع خود را در میان ما بازیابد و در صدر عرصه های تبلیغی تکیه زند.
بدون شک استفاده ی مناسب از نهج البلاغه در فرصت های متنوع و پُرمخاطب تبلیغ، در دراز مدت، طراوت و تنوع دیگری به حوزه ی مَنبَر و خطابه می بخشد. امید است هر روز گام های تازه ای در راه مهجوریت زدایی از ساحت مقدس قرآن و آستان مبارک نهج البلاغه برداریم.
این مجموعه با تلاش و به قلم جمعی از پژوهشگران حوزه علمیه ی قم فراهم آمده است که بدین وسیله از آنان قدردانی می کنیم، و نیز بر خود لازم می دانیم از آقایان سید محمد جواد فاضلیان و سعید عطاریان که در امر تدوین و آقای عامر حلفی که در امر حروف چینی و صفحه آرایی همکاری کرده اند، تشکر کنیم.
لازم به یادآوری است که:
- چهار مقاله با عناوین علی علیه السّلام از نگاه پیامبر اسلام صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم؛ برترین ها، شب قدر و قدس، انتفاضه ی مردم فلسطین با توجه به مناسبت ها تدوین شده اند.
- همچنین در انتهای بعضی از مقالات، احکام فقهی متناسب با موضوع مقاله، ضمیمه شده است که امید است مورد استفاده قرار گیرد.
سازمان تبلیغات اسلامی دفتر تبلیغات اسلامی

مقالات

علی علیه السّلام از نگاه پیامبر اسلام صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم
محمد محمدی اشتهاردی

جایگاه علی علیه السّلام نزد پیامبر صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم

زندگی درخشان امیرمؤمنان علی علیه السّلام در عرصه های مختلف دارای ابعاد گوناگونی است. و در هر کدام از این ابعاد سرچشمه ی همیشه جوشان فضایل، ارزش ها، سازندگی و خودسازی است. از این رو آن وجود مقدّس در محضر رسول خدا صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم آن چنان عالی درخشید که هرگز نظیری برای او پیدا نشد. امیرمؤمنان علی علیه السّلام از آغاز عمر تا رحلت پیامبر صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم همواره از نزدیک ترین انسان ها به رسول خدا صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم محسوب می شد. او در دوران خُردسالی آن چنان به پیامبر خدا صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم نزدیک بود که خود می فرماید:
و قد علمتم موضعی من رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم بالقرابة القریبة، و المنزلة الخصیصة. وضعنی فی حجره و أنا ولد یضمّنی الی صدره، ویکنفنی فی فراشه، و یمسّنی جسده، و یشمّنی عرفه. و کان یمضغ الشّی ء ثمّ یلقمنیه؛(6) شما می دانید که من در محضر رسول خدا صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم دارای چه مقام ارجمندی بودم، خویشاوندی ام چقدر به او نزدیک است، و در نزد او مقام ویژه ای داشتم، زمانی که خُردسال بودم آن حضرت مرا در دامن خویش پرورش داده و در استراحت گاه مخصوص خود جای می داد، بدنش را به بدنم می چسبانید، و بوی پاکیزه ی او را استشمام می کردم، او غذا را می جوید و در دهانم می گذاشت.
مورّخ و دانشمند معروف، علی بن عیسی اربلی (وفات 693 ه.ق) می نویسد:
پیامبر صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم پس از تولّد علی علیه السّلام تربیت او را بر عهده گرفت، گهواره ی علی علیه السّلام را هنگام خواب حرکت می داد، بدن او را می شست، شیر در کام او می ریخت، و هنگام بیداری با کمال مهر و محبت با او سخن می گفت، گاهی او را به سینه اش می چسبانید و می فرمود: این کودک برادر من است، و در آینده، ولیّ و یاور و وصی و همسر دخترم خواهد بود... و به سبب علاقه ی شدیدی که به علی علیه السّلام داشت، هیچ گاه از علی علیه السّلام جدا نمی شد، و هر وقت برای عبادت به بیرون شهر مکه می رفت، علی علیه السّلام را هم چون برادر کوچک یا فرزند دلبندی همراه خود می برد، او را همواره بر دوش می گرفت و در کوچه ها و کوه ها و فراز و نشیب های سرزمین مکه همراه خود می برد.(7)
همچنین در آستانه و در آغاز بعثت، حضرت علی علیه السّلام نخستین کسی بود که به اسلام گروید، و آن چنان به پیامبر صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم نزدیک بود که خود می فرماید:
و لقد کان یجاور فی کلّ سنة بحراء فأراه، و لا یراه غیری. و لم یجمع بیت واحد یومئذ فی الاسلام غیر رسول اللّه صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم و خدیجة و أنا ثالثهما. أری نور الوحی و الرّسالة؛(8) پیامبر صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم در طول سال مدتی به کوه حَرا می رفت و مجاور آن می شد، در این هنگام تنها من او را مشاهده می کردم و کسی او را نمی دید، در آن روز خانه ای که اسلام در آن راه یافته باشد - جز خانه ی رسول خدا صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم - وجود نداشت؛ تنها خانه ی رسول خدا صلّی اللّه و علیه و آله و سلّم بود که او و خدیجه علیها السّلام و من نفر سوم آن ها، اسلام را پذیرفته بودیم. من نور وحی و رسالت را می دیدم. و نسیم دل انگیز نبوّت را استشمام می کردم.