فهرست کتاب


تفسیر سوره زخرف

حاج شیخ محسن قرائتی

سوره 43. زخرف آیه 78-80

آیه
لَقَدْ جَئْنَاکُم بِالْحَقِ ّ وَلَکِنَّ أَکْثَرَکُمْ لِلْحَقِ ّ کَارِهُونَ
أَمْ أَبْرَمُواْ أَمْراً فَإِنَّا مُبْرِمُونَ
أَمْ یَحْسَبُونَ أَنَّا لَا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُم بَلَی وَرُسُلُنَا لَدَیْهِمْ یَکْتُبُونَ
ترجمه
همانا ما حقّ را برای شما آوردیم ولی اکثر شما نسبت به آن کراهت داشتید.
بلکه آنان تصمیم قطعی (بر نپذیرفتن حقّ) گرفتند، (اگر چنین است) پس مانیز تصمیم گرفته ایم (و کیدشان را بی اثر می گذاریم).
آیا آنان گمان می کنند که ما اسرار پنهانی و سخنان در گوشی آنان را نمی شنویم. چرا و فرستادگان ما نزد آنان حضور داشته و (همه چیر را) ثبت می کنند.
نکته ها
«اِبرام» به معنای تابیدن و محکم کردن و در اینجا به معنای تصمیم جدّی بر توطئه علیه پیامبر صلی الله علیه وآله و نپذیرفتن آیین اوست.
پیام ها
1- عذاب الهی بعد از اتمام حجّت است. «انکم ماکثون، لقد جئناکم بالحقّ»
2- حقّ پذیر کم است. «جئناکم بالحقّ... اکثرکم للحق کارهون»
3- مبدأ حقّ، خداست و ملاک کیفر و پاداش نیز، پذیرش و عدم پذیرش حقّ است. «جئناکم بالحقّ... للحقّ کارهون»
4- تا از ما تصمیمی و عملی سر نزند خداوند کیفر نمی دهد، کیفر الهی متناسب با عملکرد ماست. «ابرموا... مبرمون»
5 - منکران انبیا بدانند که با خدا طرفند. «ابرموا امراً فانّا مبرمون»
6- کافران تنها بر اساس حدس و گمان حرکت می کنند. «ام یحسبون»
7- مخالفان خدا را نشناختند که گمان می کنند خدا از پنهان آنها بی خبر است. «ام یحسبون انا لا نسمع سرّهم»
8 - هر کلامی توسط فرشتگان ثبت و نوشته می شود. «رسلنا... یکتبون»

سوره 43. زخرف آیه 82،81

آیه
قُلْ إِن کَانَ لِلرَّحْمَنِ وَلَدٌ فَأَنَاْ أَوَّلُ الْعَابِدِینَ
سُبْحَانَ رَبِ ّ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبِ ّ الْعَرْشِ عَمَّا یَصِفُونَ
ترجمه
(ای پیامبر! به آنان) بگو: اگر برای خداوند رحمن فرزندی بود پس من اولین پرستنده بودم (و به آن فرزند احترام می گذاردم).
منزّه است پروردگار آسمان ها و زمین، پروردگار عرش، از آنچه او را توصیف می کنند.
پیام ها
1- در گفتگو با مخالفان مدارا و مماشات کنیم. «ان کان للرحمن ولد» این جمله به خاطر کوتاه آمدن در گفتگو است و گرنه خداوند فرزند ندارد و باید جمله ی «لو کانوا» بکار رود.
2- هرگاه در سخنی احتمال نقص برای خداوند بود مناسب است او را تنزیه کنیم. «ان کان للرحمن ولد... سبحان»
3- پروردگار هستی چه نیازی به فرزند دارد. «ربّ السموات والارض رب العرش»

سوره 43. زخرف آیه 84،83

آیه
فَذَرْهُمْ یَخُوضُواْ وَیَلْعَبُواْ حَتَّی یُلاَقُواْ یَوْمَهُمُ الَّذِی یُوعَدُونَ
وَهُوَ الَّذِی فِی السَّمَآءِ إِلَهٌ وَفِی الْأَرْضِ إِلَهٌ وَهُوَالْحَکِیمُ الْعَلِیمُ
ترجمه
پس (این یاوه سراها را) به حال خود واگذار تا (در باطل) فرو روند و سرگرم باشند تا روزی را که وعده داده شده اند ملاقات نمایند.
و اوست آنکه در آسمان ها پرستش می شود و در زمین نیز پرستش می شود و اوست حکیم دانا.
نکته ها
آنجا که استدلال و هشدار اثر نکند باید طرف مقابل را به حال خود رها کرد، مانند آنکه پزشک دلسوز، به هنگام یأس، مریض را به حال خود رها می کند.
پیام ها
1- یکی از سنّت های الهی مهلت دادن به نااهلان و رها کردن آنان به حال خود بعد از اتمام حجّت است. «فذرهم...»
2- عقاید و افکار و کردار ناروا، منجلابی است که افراد را در خود غرق می کند. «یخوضوا»
3- هر تحقیق و پژوهشی ارزش ندارد. گاهی انسان در عین تحقیق، بازیگر است. «یخضوا و یلعبوا»
4- آنچه در مدار حقّ و منطق نباشد نوعی بازی است. «یخوضوا و یلعبوا»
5 - یاوه سرایان روز تلخی در پیش دارند. «یومهم الّذی یوعدون»
6- کفر مردم در عظمت و عزّت خداوند اثری ندارد. «فذرهم... و هو الّذی فی السماء اله و فی الارض اله»
7- توحید و یکتاپرستی محور اصلی اختلاف پیامبر با مشرکان بود. (تکرار کلمه «اله» نشان آن است) «فی السماء اله و فی الارض اله»
8 - حکمت و علم مطلق، مخصوص خداست. «وهو الحکیم العلیم»
9- کسی سزاوار پرستش است که دارای علم و حکمت بی نهایت باشد. «اله... هو الحکیم العلیم»
10- حکمت غیر از علم است. چه بسیار عالمانی که اهل حکمت نیستند، دانش دارند امّا بینش ندارند. خداوند هم علیم است و هم حکیم. «وهو الحکیم العلیم»