فهرست کتاب


تفسیر سوره زخرف

حاج شیخ محسن قرائتی

سوره 43. زخرف آیه 52،51

آیه
وَنَادَی فِرْعَوْنُ فِی قَوْمِهِ قَالَ یَا قَوْمِ أَلَیْسَ لِی مُلْکُ مِصْرَ وَهَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِی مِن تَحْتِی أَفَلَا تُبْصِرُونَ
أَمْ أَنَاْ خَیْرٌ مِّنْ هَذَا الَّذِی هُوَ مَهِینٌ وَلَا یَکَادُ یُبِینُ
ترجمه
و فرعون در میان قوم خود ندا داد و گفت: ای قوم من! آیا حکومت مصر از آن من نیست و این نهرها از زیر (کاخ) من جاری نیست؟ آیا (عظمت مرا) مشاهده نمی کنید.
بلکه من از این کسی که بی مقدار است و نمی تواند روشن سخن بگوید بهترم.
نکته ها
جمله ی «أنا خیر» در قرآن، یک بار از ابلیس صادر شده است و بار دیگر از فرعون.
دشمن، کوچک ترین نقطه ی ضعف را بزرگ جلوه می دهد. بیان حضرت موسی کمی سنگین بود، خودش فرمود: برادرم افصح از من است، «واخی هارون هو افصح منّی»** قصص، 34.*** ولی فرعون این مسئله را بزرگ می کند و می گوید: «لا یکاد یبین» موسی نمی تواند روشن سخن بگوید.
در این آیات، ترس، تفاخر، استبداد، عجب، عقیده باطل، تکیه بر ثروت و استفاده از زرق و برق که از ویژگی های طاغوت است، به خوبی دیده می شود.
پیام ها
1- طاغوت ها به هنگام خطر دست به تبلیغات می زنند. «و نادی فرعون»
2- فرعون از احساسات مردم سوء استفاده می کرد. «یا قوم»
3- طاغوت چون منطق ندارد، به کاخ ومال خود تکیه می کند.«ألیس لی ملک مصر»
4- طاغوت ها از مردم می خواهند که عقلشان در چشمشان باشد. «أفلا تبصرون»
5 - خودمحوری از ویژگی های بارز طاغوت است. «ألیس لی - ام انا خیر»
6- استخفاف دیگران، از ویژگی های طاغوت است. «هو مهین - لا یکاد یبین»
7- پست شمردن دیگران به خاطر لباس و ظاهری ساده، رفتاری فرعونی است. «هو مَهین»

سوره 43. زخرف آیه 53-56

آیه
فَلَوْلَا أُلْقِیَ عَلَیْهِ أَسْوِرَةٌ مِّن ذَهَبٍ أَوْ جَآءَ مَعَهُ الْمَلَآئِکَةُ مُقْتَرِنِینَ
فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ کَانُواْ قَوْماً فَاسِقِینَ
فَلَمَّآ آسَفُونَا انتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِینَ
فَجَعَلْنَاهُمْ سَلَفاً وَمَثَلاً لِّلْآخِرِینَ
ترجمه
(اگر موسی حقّ است) پس چرا دستبندهایی از طلا بر او نیاویخته، یا (برای تصدیق رسالتش،) با او فرشتگانی همراه نشده اند.
پس فرعون قوم خود را سبک شمرد و آنان او را اطاعت کردند زیرا آنان قومی فاسق بودند.
پس چون ما را به خشم آوردند، از آنان انتقام گرفتیم و همه آنان را غرق کردیم.
پس آنان را پیشگامانی (بد) و عبرتی برای آیندگان قرار دادیم.
نکته ها
«أسورة» جمع «سِوار» به معنای دستبند است.
حکومت حاکمان بر مردم در نظام باطل، بر اساس استخفاف و تحقیر مردم است ولی اطاعت مردم در نظام حقّ، یا بر اساس انتخاب احسن است، «یستمعون القول فیتّبعون احسنه»**زمر، 18.*** آن هم همراه با محبّت، «لو کنتَ فظّاً غلیظ القلب لانفضّوا من حولک»**آل عمران، 159.*** اگر تو خشن و سنگدل بودی، از تو دور می شدند.
از امام صادق علیه السلام درباره ی تفسیر کلمه «آسفونا» سؤال شد. حضرت فرمود: خداوند مثل ما انسان ها تأسّف ندارد، ولی اولیایی دارد که تأسّف یا رضایت آنان، خشم و رضایت او را به همراه دارد.**تفسیر راهنما.***
گذشته را «سَلَف» و آینده را «خَلف» گویند و به آنچه نمونه است «مَثَل» گویند. به افرادی که به عنوان نمونه نظیر ضرب المثل ها بر سر زبان ها جاری هستند، مَثَل گفته می شود. «فجعلناهم سلفاً و مثلاً للاخرین»
پیام ها
1- کسی که منطق ندارد به ثروت و زینت تکیه می کند و داشتن آنها را نشانه حقّ و نداشتن آن را نشانه باطل می پندارد. «فلولا القی علیه»
2- زینت کردن مردان به طلا، کار فرعونی است. «القی علیه اسورة من ذهب»
3- تضعیف رهبر الهی و القای شبهه کار فرعونیان است. «او جاء معه الملائکة...»
4- اطاعت در نظام فاسد بر اساس تحقیر مردم است. «استخف قومه فاطاعوه»
5 - خود باختگی و تهی شدن از هویّت سبب تسلیم شدن در برابر طاغوت ها است. «استخفّ قومه فاطاعوه»
6- سرسپردگی و اطاعت کورکورانه، ریشه در فقر فرهنگی، کوته فکری و سطحی نگری انسان ها دارد. «استخفّ قومه فاطاعوه»
7- جامعه ای که از خط الهی خارج شد، خود را باور نمی کند و خفت پذیر می شود. «استخف قومه... انهم کانوا قوما فاسقین» («فسق» به معنای خارج شدن از مدار حقّ است)
8 - کسی که به نهر آب افتخار می کرد، «و هذه الانهار تجری من تحتی» در همان نهر غرق شد. «اغرقناهم»
9- گاهی کیفرها علاوه بر قیامت در دنیا نیز صورت می گیرد. «اغرقناهم»
10- در مدار فسق و طغیان، آمر و مأمور با هم هلاک می شوند. «اجمعین»
11- خشم و انتقام خداوند از انسان، به خاطر عملکرد خود اوست. «فاطاعوه... آسفونا... انتقمنا منهم»
12- به گواهی تاریخ، نابود کردن قدرت های جبار، سنّت حتمی الهی است. «فجعلناهم سلفاً و مثلاً للاخرین»
13- حوادث گذشتگان برای آیندگان درس عبرت است. «اغرقناهم... جعلناهم سلفاً و مثلاً»

سوره 43. زخرف آیه 58،57

آیه
وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْیَمَ مَثَلاً إِذَا قَوْمُکَ مِنْهُ یَصِدُّونَ
وَقَالُواْ ءَآلِهَتُنَا خَیْرٌ أَمْ هُوَ مَا ضَرَبُوهُ لَکَ إِلَّا جَدَلَا بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ
ترجمه
و همین که (از سوی بت پرستان) درباره عیسی بن مریم مثالی زده شد (که اگر معبودان غیر خدا هیزم دوزخند پس عیسی نیز که معبود است دوزخی است) ناگهان قوم تو در پی آن فریاد تمسخر بر داشتند.
و گفتند: آیا خدایان ما بهترند یا او؟ (اگر عیسی که از معبودهای ما بهتر است در جهنّم باشد، به جهنّم رفتن ما و معبودهایمان چندان مهم نیست.)این مثال را برای تو جز از راه جدل نزدند بلکه آنان قومی جدل پیشه اند.
نکته ها
هنگامی که آیه 98 سوره ی انبیاء نازل شد که «انّکم و ما تعبدون من دون اللّه حصب جهنّم» بت پرستان، همراه با بت ها و معبودان، هیزم جهنّم قرار خواهند گرفت، شخصی از پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله پرسید: اگر چنین است عیسی و عُزیر نیز معبود نصاری و یهود هستند و طبق این آیه عیسی و عُزیر هیزم جهنّم خواهند بود و اگر عیسی در دوزخ است ما و بت ها آن جهنّم را می پذیریم. کفّار هلهله کردند و خندیدند. پیامبر فرمود: از انسان ها معبودانی به دوزخ می روند که بخواهند معبود باشند، نظیر فرعون ولی عیسی و عزیر هرگز حاضر به معبود شدن نبودند. به علاوه در ادامه ی همان سوره، حساب این افراد برجسته از حساب بت ها جدا شده است، چنانکه می فرماید: «انّ الّذین سَبقت لهم منّا الحسنی اولئک عنها مبعدون» این بندگان خدا (که حاضر نبودند معبود قرار گیرند) و از طرف ما وعده نیک به آنان داده شده از دوزخ دورند. به هر حال مشرکان عیسی را مَثَل زدند و خندیدند و فکر کردند پیامبر جوابی ندارد ولی تشبیه عیسی به بت ها، جدلی بیش نیست.
اصرار قرآن بر اینکه حضرت عیسی را فرزند مریم معرّفی کند، برای جلوگیری از غلّو و فرزند خدا دانستن اوست.
تنها نامی که از زنان در قرآن آمده، نام مریم است. باقی زنان با نام بیان نشده اند، همچون مادر موسی «امّ موسی»**قصص، 7.***، خواهر موسی «اخته»**قصص، 11.***، همسر عمران «امرأة عمران»**آل عمران، 35.***، همسر فرعون «امرأة فرعون»**قصص، 9.***، همسر عزیز مصر «امرأة العزیز»**یوسف، 30.***، همسر لوط «امرأة لوط»**تحریم، 10.***، همسر ابولهب «امرأته حمّالة الحطب»**تبّت، 2.***، همسران پیامبر «نساء النبی»**احزاب، 30.***، همسر نوح «امرأة نوح»**تحریم، 10.*** و خانمی که بافندگی می کرد. «التی نقضت غزلها»**نحل، 99.***
پیام ها
1- افراط و تفریط در عقاید، به جایی می رسد که گروهی عیسی را در حدّ خدایی بالا ببرند وگروهی او را همردیف بت های سنگی سازند. «ضرب ابن مریم مثلاً»
2- کفّار از هوچیگری هر صحنه ای که وسیله ضربه زدن به پیامبر قرار گیرد، استقبال می کنند. «اذا قومک منه یصدون» (همین که شخصی گفت: اگر معبودها دوزخی هستند پس عیسی هم دوزخی است، با هلهله خندیدند.)
3- جدال نیکو ارزش است، ولی جدال خصمانه محکوم است. «بل هم قوم خصمون»