فهرست کتاب


تفسیر سوره زخرف

حاج شیخ محسن قرائتی

سوره 43. زخرف آیه 33

آیه
وَ لَوْلَا أَن یَکُونَ النَّاسُ أُمَّةً وَاحِدَةً لَّجَعَلْنَا لِمَن یَکْفُرُ بِالرَّحْمَنِ لِبُیُوتِهِمْ سُقُفاً مِّن فِضَّةٍ وَمَعارِجَ عَلَیْهَا یَظْهَرُونَ
ترجمه
و اگر نبود که مردم یکسره و یک دست (کافر) می شدند، برای خانه های کسانی که به خدای رحمن کفر می ورزند، سقف هایی از نقره قرار می دادیم و نیز نردبان هایی که بر آنها بالا روند.
نکته ها
زرق و برق دنیا به قدری بی ارزش است که خداوند در این آیه می فرماید: ما حاضریم دنیا را در حد وفور به کفّار بدهیم ولی چون عقل مردم در چشم آنهاست، اگر به کفّار بدهیم همه به سوی کفر گرایش پیدا می کنند.
نه فقط همسان بودن همه ی انسان ها در مسائل اقتصادی و معیشتی مورد اراده ی خداوند نیست، بلکه در مسائل اعتقادی هم نباید امور به سمتی برود که حقّ انتخاب از افراد گرفته و گمان کنیم اگر همه ی مردم جهان یک فکر و یک عقیده شوند، به مطلوب رسیده ایم.
پیام ها
1- در دادن و پس گرفتن نعمت ها باید ظرفیّت جامعه مراعات بشود. «لولا... لجعلنا...»
2- امّت واحده ای ارزش دارد که بر اساس ایمان باشد نه کفر. «لولا ان یکون الناس امّة واحدة»
3- ثروت، نشانه ی عزّت در نزد خداوند نیست. «لجعلنا لمن یکفر بالرّحمن لبیوتهم سقفاً من فضّة»

سوره 43. زخرف آیه 35،34

آیه
وَلِبُیُوتِهِمْ أَبْوَاباً وَسُرُراً عَلَیْهَا یَتَّکِئُونَ
وَزُخْرُفاً وَإِن کُلُّ ذَلِکَ لَمَّا مَتَاعُ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَالْآخِرَةُ عِندَ رَبِّکَ لِلْمُتَّقِینَ
ترجمه
و برای خانه هایشان درب های متعدّد و تخت هایی که بر آنها تکیه زنند (قرار می دادیم).
و هر گونه زینتی (برای آنان فراهم می کردیم) ولی اینها همه جز وسیله کامیابی زندگی دنیا نیست، در حالی که آخرت نزد پروردگارت مخصوص اهل تقواست.
پیام ها
1- در دید کفّار ارزش به زینت و زیور و در دید متّقین، ارزش به سعادت اخروی است. «و لبیوتهم ابواباً... والآخرة عند ربّک للمتّقین»
2- متّقین به جای آنکه در فکر زینت و زیور خانه های خود در دنیا باشند، در فکر آخرتند که همه اینها را خداوند خود فراهم کرده است. «من یکفر بالرّحمن لبیوتهم سقفاً من فضّة... و زخرفاً... و الآخرة... للمتّقین»
3- جوار پروردگار و فیض حضور با هیچ چیز قابل مقایسه نیست. «عند ربّک»

سوره 43. زخرف آیه 37،36

آیه
وَمَن یَعْشُ عَن ذِکْرِ الرَّحْمَنِ نُقَیِّضْ لَهُ شَیْطَاناً فَهُوَ لَهُ قَرِینٌ
وَإِنَّهُمْ لَیَصُدُّونَهُمْ عَنِ السَّبِیلِ وَیَحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ
ترجمه
و هر که از یاد خدای رحمن روی گردان شود شیطانی بر او می گماریم که همراه و دمساز وی گردد.
و آنها (شیاطین) مردم را از راه (حقّ) باز می دارند ولی گمان می کنند که هدایت یافته اند.
نکته ها
آیات قبل، سخن از کفّار و غرق شدن در مادیات بود، این آیه یکی از آثار غوطه ور شدن در زر و زیور را بیان می کند.
«یعش» از «عشو» به معنای آفتی در چشم است که سبب ضعف دید می گردد. این کلمه هرگاه با حرف «عن» همراه باشد به معنای اعراض کردن است.
سیاست شیطان گام به گام است: «خطوات»**بقره، 168.***
مرحله اول القای وسوسه است. «وسوس الیه»**طه، 120.***
در مرحله دوم تماس می گیرد. «مسّهم طائف»**اعراف، 201.***
مرحله سوم در قلب فرو می رود. «فی صدور الناس»**ناس، 5 .***
مرحله چهارم در روح می ماند. «فهو له قرین»**زخرف، 36.***
مرحله پنجم انسان را عضو حزب خود قرار می دهد. «حزب الشیطان»**مجادله، 19.***
مرحله ششم سرپرست انسان می شود. «و من یتخد الشیطان ولیاً»**نساء، 119.***
مرحله هفتم انسان خود یک شیطان می شود. «شیاطین الانس و...»**انعام، 112.***
امام علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید: شیطان در روح انسان تخم گذاری می کند. «فباض و فرّخ فی صدورهم»** نهج البلاغه، خطبه 7.***
آثار اعراض از یاد خدا
1. باز ماندن از راه خیر. «لیصدونهم عن السبیل»
2. انحراف فکری که خیال می کند هدایت یافته است. «یحسبون انهم مهتدون»
3. دیگر موعظه پذیر نیست. «و اذا ذکروا لا یذکرون»**صافّات، 13.***
4. توبه نمی کند چون خود را کج نمی داند.
5. زندگی نکبت بار دارد. «و مَن أعرض عن ذکری فانّ له مَعیشةً ضَنکا»**طه، 124.***
6. کسی که در دنیا از دیدن حقّ کور است، «یعش» در آخرت نیز کور محشور می شود. «من کان فی هذه اعمی فهو فی الاخرة اعمی»**اسراء، 72.***
شیطانِ همراه، ممکن است از دوستان ناباب یا همسر و فرزند یا شریک فاسد باشد. به همین دلیل کلمه شیطان نکره ذکر شده است تا شامل هر نوع شیطانی شود.
نماز، ذکر رحمن است، «اقم الصلاة لذکری»**طه، 14.*** قرآن، ذکر رحمن است، «نحن نزلنا الذکر»**حجر، 9.*** پس هر کس از نماز و قرآن اعراض کند دچار سلطه شیطان همراه می شود. «فهو له قرین»
پیام ها
1- سلطه شیطان در اثر اعمال خود ماست. «و من یعش... نقیّض»
2- دل یا جای رحمن است یا شیطان. «و من یعش عن ذکر الرّحمن نقیض له شیطاناً»
3- کیفر روی گردانی از سرچشمه رحمت، بندگی شیطان سلطه گر است. «فهو له قرین»
4- تلاش شیطان برای بازداشتنن انسان از راه حقّ جدّی است. «انّهم لیصدّونهم»
5 - بدتر از انحراف عملی، انحراف فکری است. «یحسبون انّهم مهتدون»