فهرست کتاب


تفسیر سوره زخرف

حاج شیخ محسن قرائتی

سوره 43. زخرف آیه 25،24

آیه
قَالَ أَوَلَوْ جِئْتُکُم بِأَهْدَی مِمَّا وَجَدتُّمْ عَلَیْهِ آبَآءَکُمْ قَالُواْ إِنَّا بِمَآأُرْسِلْتُم بِهِ کَافِرُونَ
فَانتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَانظُرْ کَیْفَ کَانَ عَاقِبَةُ الْمُکَذِّبِینَ
ترجمه
(پیامبرشان) گفت: آیا اگر آئینی هدایت بخش تر از آنچه پدرانتان را بر آن یافتید برایتان بیاورم (حاضرید دست از راه نیاکان بردارید) گفتند: ما به آنچه بدان فرستاده شده اید کافریم.
پس ما از آنان انتقام گرفتیم و بنگر که فرجام تکذیب کنندگان چگونه است.
پیام ها
1- در نهی از منکر ابتدا باید معروف بهتری را عرضه کرد و سپس تقاضای ترک منکر را نمود. «جئتکم بأهدی»
2- یکی از راههای معرّفی مکتب، مقایسه میان تعالیم مکاتب است. «جئتکم بأهدی» (انبیا در دعوت خود عقل و خرد را مطرح می کردند و مخالفان تقلید و قومیّت گرایی را)
3- هدایت برتر ملاک انتخاب است، نه چیز دیگر. «جئتکم بأهدی»
4- با اینکه می دانیم در بت پرستی هدایتی نیست تا دعوت به توحید هدایت برتر باشد، امّا جدال نیکو اقتضا می کند که برای دعوت به حقّ با مخالفان مماشات کرد. «بأهدی مما وجدتم»
5 - لجاجت که آمد، قدرت تشخیص برتر را می گیرد. «اهدی مما وجدتم...کافرون»
6- تحجّر و تعصّب، سبب نادیده گرفتن حقایق است. «بما ارسلتم به کافرون»
7- پایان کفر و لجاجت نابودی است. «فانتقمنا منهم»
8 - کیفر الهی، پس از اتمام حجّت است. «جئتکم بأهدی... انا... کافرون فانتقمنا»
9- انتقام و خشونت در جای خود با رحمت و رأفت الهی منافاتی ندارد. «فانتقمنا منهم»
10- از حوادث تلخ تاریخ عبرت بگیریم. «فانظر... عاقبة المکذّبین»
11- پایان کار ملاک است، نه جلوه های زودگذر. «عاقبة المکذّبین»

سوره 43. زخرف آیه 26-28

آیه
وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ لِأَبِیهِ وَقَوْمِهِ إِنَّنِی بَرَآءٌ مِّمَّا تَعْبُدُونَ
إِلَّا الَّذِی فَطَرَنِی فَإِنَّهُ سَیَهْدِینِ
وَجَعَلَهَا کَلِمَةً بِاقِیَةً فِی عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ
ترجمه
و(به یاد آور) زمانی که ابراهیم به پدر (عمویش آزر) و قوم خود گفت: همانا من از آنچه شما می پرستید بیزارم.
مگر (پرستش) کسی که مرا پدید آورد که البتّه او هدایتم خواهد کرد.
و آن (کلمه توحید) را در میان نسلش کلمه ماندنی قرار داد. باشد که آنان (به توحید) بازگردند.
نکته ها
در آیات قبل منطق بت پرستان پیروی از نیاکان بود، این آیات می فرماید: ابراهیم با راه سرپرست خود که عمویش بود، به شدّت مخالفت کرد.
در اینکه فاعل «جعل» در «و جعلها کلمة باقیة» کیست، دو احتمال وجود دارد: خداوند یا ابراهیم. هم می توان گفت خدا به پاس ایمان ابراهیم، توحید را در نسل او زنده نگاه داشت و هم می توان گفت ابراهیم فریاد توحید و برائت از شرک را در نسل خود به یادگار گذاشت.
حضرت علی علیه السلام فرمود: رسول خداصلی الله علیه وآله از نسل ابراهیم است و ما اهل بیت نیز از نسل ابراهیم و محمّد هستیم.** تفسیر برهان.***
پیام ها
1- یاد بزرگان و کلمات و حرکات و موضع گیری های قاطع آنان را فراموش نکنیم. «و اذ قال»
2- وابستگی قومی و قبیله ای و حزبی نباید در عقیده و تفکّر ما اثر منفی داشته باشد. «قال لابیه و قومه»
3- انسان در برابر بستگان مسئولیّت ویژه دارد و هدایت آنان در اولویّت است. «قال لابیه»
4- برائت از شرک یک شعار توحیدی است. «اننی براء مما تعبدون»
5 - آنکه آفرید هدایت هم خواهد کرد. «فطرنی... سیهدین»
6- تمام مردم حتّی انبیا به هدایت الهی نیازمندند. «سیهدین»
7- ایمان آغازین کافی نیست، هدایت الهی باید تداوم داشته باشد. «سیهدین»
8 - فریاد توحید در تاریخ می ماند، گرچه مخاطب آن روز گوش ندهد. «کلمة باقیة فی عقبه»
9- خداوند حافظ و نگاهبان آئین توحید در تاریخ است. «جعلها کلمة باقیة»
10- نسل حضرت ابراهیم پرچمدار توحید در طول تاریخ است. «جعلها کلمة باقیة فی عقبه»
11- عملکرد پدران در سرنوشت نسل مؤثّر است. «جعلها کلمة باقیة»

سوره 43. زخرف آیه 29-31

آیه
بَلْ مَتَّعْتُ هَؤُلَاءِ وَ آبَآءَهُمْ حَتَّی جَآءَهُمُ الْحَقُّ وَرَسُولٌ مُّبِینٌ
وَلَمَّا جَآءَهُمُ الْحَقُّ قَالُواْ هَذَا سِحْرٌ وَإِنَّا بِهِ کَافِرُونَ
وَقَالُواْ لَوْلَا نُزِّلَ هَذَا الْقُرْآنُ عَلَی رَجُلٍ مِّنَ الْقَرْیَتَیْنِ عَظِیمٍ
ترجمه
(من نه تنها مشرکان را هلاک نکردم) بلکه آنان و پدرانشان را کامیاب کردم تا آن که حقّ (قرآن) و پیامبری آشکار به سراغشان آمد.
و چون حقّ به سراغشان آمد، گفتند: این سحر است و ما به آن کفر می ورزیم.
و گفتند: چرا این قرآن بر مردی بزرگ (از نظر جاه و مال) از دو قریه (مکّه و طائف) نازل نشده است.
نکته ها
بعضی کفّار توقّع نابجا داشتند و می گفتند: چون فلانی ثروتمند است پس وحی باید به او نازل می شد، در حالی که برتری مادی دلیل برتری معنوی نیست.
مکّه و طائف دو شهر مهم اعراب حجاز در عصر بعثت بود.
پیام ها
1- سنّت خداوند کامیاب کردن مؤمن و کافر و مهلت دادن به همه ی مردم است. «متعت هؤلاء و اباءهم»
2- برای اتمام حجّت هم کتاب لازم است و هم رهبر. «جاءهم الحقّ و رسول مبین»
3- قرآن دارای، سخن سراسر حقّ و حقیقت است. «جاءهم الحق»
4- تبلیغ دین و رسالت باید روشن و رسا باشد. «رسول مبین»
5 - تأثیر قرآن بر جان و دل کفّار به حدّی بود که آن را سحر و جادو می خواندند. «هذا سحر»
6- انسان ذاتاً توجیه گر است. کفّار تهمت سحر می زدند تا کفر خود را توجیه کنند. «هذا سحر و انّا به کافرون»
7- بهانه گیران هر لحظه حرفی می زنند، یک بار می گویند: قرآن سحر است و یک بار می گویند: چرا قرآن به فلانی نازل نشد. «هذا سحر... لولا نزل»
8 - بزرگی، نزد عدّه ای از مردم داشتن مال و عنوان است. «رجلٍ... عظیم»